  در  سوره  می‌رسد،  مناسبتی ‌که  به  عقيده  در  مسألۀ  تحریم  و  تحلیل  مربوط  می‌گردد،  صحنۀ  دیگری  را  بر  پـا  می‌دارد،  و  مردمان  را  فرا  می‌خواند  به ‌گواه‌ گرفتن  بر  ایـن  مسألۀ  ویژه‌،  همچون‌ گواه ‌گرفتن  بر  آن  مسألۀ  همگانی‌،  تـا  از  یک  سو  دالّ  بر  این  باشد که  از  ناحیۀ  موضوع‌،  ایـن  مسأله  هم  همان  مسأله  است‌،  و  از  دیگر  سو  همآوائی  و  همآهنگی ‌که  قالب  همگانی  تعبیر  قرآنی  است‌،  حفظ  و  تضمین  شود:‌[2]
(قُلْ هَلُمَّ شُهَدَاءَكُمُ الَّذِينَ يَشْهَدُونَ أَنَّ اللَّهَ حَرَّمَ هَذَا فَإِنْ شَهِدُوا فَلا تَشْهَدْ مَعَهُمْ وَلا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَالَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَهُمْ بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ). (‌١5٠)  
(‌ای  پیغمبر)  بگو:  گواهان  خود  را  بیاورید  که  گواهی  می‌دهند  بر  این  كه  خداوند  این  چیزها  را  حـرام  کـرده  است  (‌که  شما  قائل  به  تحریم  آنها  هستید)‌.  در  صورتی  که  (‌حاضر  آمدند  و  به  دروغ‌)  گواهی  دادنـد،  با  آنـان  (‌همصدا  مشو  و)  گواهی  مـده‌.  (‌چرا  کـه  دروغگویند  و  شایستۀ  تـصدیق  نیستند)‌.  و  از  هـوا  و  هـوس  کسـانی  پيروی  مکن  که  آیـات  (‌قـرآنـی  و  جـهانی‌)  مـا  را  تکذیب  مـی‌نمایند  و  بـه  آخـرت  ایـمان  نــمی‌آورند  و  بــرای  پروردگار  خود  (‌بتان  و  مـعبودهای  بـاطلی  را)  همتا  و  همطراز  می‌کنند.
نوع  سوم  از  انواع  همآوائی  و  هماهنگی،  همآوائـی  و  هـمآهنگی  تـیری  است‌ کـه  بیان  موضوعی  آن  را  می‏طلبد.  تعبیری‌ که  در  تکرار  عبارات  عیناً  پدیدار  و  جلوه‌گر  می‌آید،  تا  دالّ  بر  این  باشد که  چنین  عباراتی  بیانگر  حقیقت  واحدی  در  شکلهای  متعّدد  و  مختلفی  است‌.
مثال  این‌،  همچون  تعبیری  در  اوّل  سوره  است‌ کـه  از  کسانی  سخن  می‌راند که ‌کفر  را  برگزیده‌اند.  بدان  هنگام  که  چیزهائی  را  شریک  و  انباز  خدا  می‌سازند،  می‌فرماید  که  ایشان‌:
(بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ) .
انباز  خدایشان  می‌کنند.  (‌یـعنی‌:  بتان  را  در  پرستش  و  درخـواست  حـاجت  از  آنـها  بــا  خـدا  هـمتا  و  هـمبر  می‌سازند)‌.
بعدها  این  تعبیر  در  اواخر  سوره  در  بارۀ ‌کسـانی  بکار  می‌رود که  برای  خویشتن  قوانین  و  مقرّرات  وضـع  می‌کنند:  (بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ) .به  قر‌ار  زیر:
(الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ).                                        (انعام/1)                     
ستایش  خداوندی  را سزا  است  که  آسمانها  و  زمین  را  آفریده  است  و  تاریکیها  و  روشنائی  را  ایجاد  کرده  است  (‌که  هر  یک  سود  ویژه‌ای  و  حکمت  خاصّی  در  بر  دارند  و  دلائل  باهر  و  براهین  قاطعی  بر  وجود  خدایند)  ولی  با  این  وصف‌،  کسانی  که  منکر  وجود  پروردگار  خویشتنند  (‌برای  آفریدگار  خود  بتان  را)  انباز  می‌کنند.
(قُلْ هَلُمَّ شُهَدَاءَكُمُ الَّذِينَ يَشْهَدُونَ أَنَّ اللَّهَ حَرَّمَ هَذَا فَإِنْ شَهِدُوا فَلا تَشْهَدْ مَعَهُمْ وَلا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَالَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَهُمْ بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ).(انعام‌/  ١50) 
 (‌ای  پیغمبر!)  بگو:  گواهان  خود  را  بـیاورید  که  گواهی  می‌دهند  بر  این  که  خداونـد  ایـن  چیزها  را  حرام  کرده  است  (‌که  شما  قائل  به  تحریم  آنها  هستید)‌.  درصورتی  که  (‌حاضر آمدند  و بـه  دروغ‌)  گواهی  دادند،  با  آنـان  (‌همصدا  مشو  و)  گواهی  مـده‌.  (‌چرا  كه  دروغگویند  و  شایستۀ  تـصدیق  نیستند)‌.  و  از  هـوا  و  هـوس  کســانی  پیروی  مکن  که  آیـات  (‌قرآنـی  و  جـهانی‌)  مـا  را  تکـذیب  مــی‌نمایند  و  بــه  آخـرت  ایـمان  نــمی‌آورند  و  بــرای  پروردگار  خود  (‌بـتان  و  معبودهای  بـاطلی  را)  همتا  و  همطراز  می‌کنند.
در  آیۀ  نخستین‌:  (همْ بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ).  است‌،  چرا که  آنان  برای  خدا  شریک  و  انباز  قرار  می‌دهند.  در  آیۀ  دیگر  نیز : (همْ بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ).  است‌،  زیرا که  ایشان  همتا  و  همطراز  برای  یزدان  قائل  می‌شوند  و  بدین  وسیله  شریک  و انباز  برای  خدا  پدید  می‌آورند  و  این  شرک  و  انباز  ورزیـدن  در  ادّعـای  حـقّ  الوهیّت  در کار  قانونگذاری‌،  پیدا  و  جلوه‌گر  است‌.
این‌ کار  نیز  از  دلالت  موضوعی  برخوردار  است‌،  و  جمال  و  زیبائی  تعبیر  در  آن  پیدا  و  هویدا  است‌.
روند  قرآن  واژۀ  (صراط)  را  نیز  مکرّر  می دارد،  بدانگاه  که  از  اسلام  بطور  عام  سخن  می‌گوید،  و  بدانگاه‌ که  از  مسألۀ  قانونگذاری  سخن  می راند،  بدین‌گونه‌:
(فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإسْلامِ وَمَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقًا حَرَجًا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاءِ كَذَلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ .وَهَذَا صِرَاطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيمًا قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ).(‌انعام  ١٢٥  و  ١٢٦)
آن  کس  را  که  خدا  بخواهد  هدایت  کند،  سـینه‌اش  را  (‌بـا  پرتو  نور  ایمان  بـاز  و)  گشاده  بـرای  (‌پـذیرش‌)  اسـلام  مــی‌سازد،  و  آن  کس  را  کــه  خـدا  بخواهد  گمراه  و  سرگشته  کند،  سینه‌اش  را  بگونه‌ای  تنگ  مـی‌سازد  کـه  گوئی  به  سوی  آسمان  صعود  می‌کند  (‌و  به  سبب  رقیق  شدن  هوا  و  کمبود  اکسـیژن‌،  تـنفّس  کردن  هـر  لحظه  مشکل  و  مشکل‌تر  می‌شود.  کافر  لجوج  نیز  با  پیروی  از  تقالید  پوسیده‌،  هر  دم  بیش  از  پیش  از  هـدایت  آسـمانی  دورتـر  و  کینه‌اش  نسـبت  بـه  حقّ  و  حقیقت  بـیشتر  و  پذیرش  اسـلام  بـرای  وی  دشـوارتـر  مـی‌شود)‌.  بـدین  منوال  خداوند  عذاب  را  بهرۀ  کسانی  می‌سازد  که  ایـمان  نمی‌آورند.  این  (‌مطلب  که  مددهای  الهی  شامل  حال  حقّ  طلبان  می‏‎گردد  و  عذاب  الهـی  بـه  سـراغ  دشـمنان  حقّ  می‌رود،  سنّت  ثابت  خدا  است  و  بخشی  از  راستای‌)  راه  مسـتقیم  پروردگار  تـو  است‌.  مــا  آیـات  (‌قـرآنـی  و  نشـانه‌های  جهاتی  و  دلائـل  عقلانی‌)  را  بـرای  کسانی  تشریح  و  توضیح  داده‌ایم  که  (‌دلی  پذیرا  و  گوشی  شنوا  دارند  و)  پند  می‏‎گیرند  و  اندرز  می‌پذیرند.
پس  از  صحبت  از  چهارپایان  و کشتزار  و  حلال  و  حرام‌،  در  پایان  سوره‌،  همان‌گو‌نه‌ که  در  سر آغاز  شـناسائی  سوره  آمده  است‌،  روند  قرآنی  بیان  می‌دارد:
(وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ).
این  راه  (‌که  من  آن  را  برایتان  ترسیم  و  بـیان  کـردم‌)  راه  مستقیم  من  است  (‌و  منتهی  بـه  سـعادت  هـر  دو  جهان  می‏