ستاخیز  به  کسی  جز  خدا  متوسّل  نمی‌شوید  و  پناه  نمی‌برید  و)  بلکه  تنها  خدا  را  به  یـاری  می‌طلبید،  و  او  اگر  خـواست  آن  چـیزی  را  بـرطرف  مـی‌سازد  که  وی  را  برای  رفـع  آن  بـه  فریاد  می‌خوانید،  و  (‌دیگر  آن  روز)  چیزهائی  را  کـه  (‌امـروز)  شریک  خدا  می‌سازید  فرامـوش  می‌نمائید  (‌و  از  خاطر  می‌زدائید.
(قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللَّهُ سَمْعَكُمْ وَأَبْصَارَكُمْ وَخَتَمَ عَلَى قُلُوبِكُمْ مَنْ إِلَهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُمْ بِهِ انْظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ ثُمَّ هُمْ يَصْدِفُونَ .قُلْ أَرَأَيْتَكُمْ إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُ اللَّهِ بَغْتَةً أَوْ جَهْرَةً هَلْ يُهْلَكُ إِلا الْقَوْمُ الظَّالِمُونَ). (46-47)                              
 بگو:  به  من  بگوئید  که  اگر  خداوند  گوش  و  چشمهایتان  را  (‌از  شـما  بـازپس‌)  بگیرد  و  بـر  دلهـایتان  مــهر  نهد  (‌بدانگونه  که  نه  چیزی  را  بشـنوید  و  بـبينید  و  بـفهمید)‌،  غیر  از  الله  خدائی  هست  که  آنها  را  به  شـما  بـرگرداند؟‌!  بنگر  کـه  مـا  چگونه  دلائـل  و  بـراهـین  را  بـه  گونه‌های مختلف  ذکر  مـی‌کنیم  و  آنـان  پس  (‌از  شنیدن‌،  بـجای  پذیرفتن  و  راه  حقّ  گرفتن‌)  روی  می‏‎گرداند!  بگو:  به  من  بگوئید  که  اگر  عذاب  خدا  بناگاه  یـا  ایـن  که  آشکارا  (‌و  بدون  انتظار  قبلی  یا  با  انتظار  قبلی‌)  به  شـما  در  رسـید،  مگر  جز  گروه  ستمکاران  هـلاک  مـیگردند؟‌!  (‌بگذار  عذاب  خدا  مشرکان  و  گمراهان  چـون  شما  را  در  بـر  گیرد  )‌.
روند  قرآنی  در  به  تصوير کشـیدن  حـالت  ضلالت  و  گمراهی  بعد  از  هدایت  و  راهیابی،  و  حـالت  رجوع  و  گشت  از  حقّ  و  حقیقت  پس  از ‌دسترسی  و  دستیابی بدان،  صحنۀ  برجسته‏ای  را  ترسیم  می‌گرداند که  شنونده  را  در  برابرش  نگاه  می‌دارد  تا  آن  را  ورانداز کند،  هـر  چند که  در  واژه‌ها  فرمان  به  نگریستن  و  ورانداز کردن‌،  و  یا  اشاره  نمودن  به  ایستادن  نیست‌:
(قُلْ أَنَدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لا يَنْفَعُنَا وَلا يَضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَى أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا اللَّهُ كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّيَاطِينُ فِي الأرْضِ حَيْرَانَ لَهُ أَصْحَابٌ يَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنَا). (71)    
 بگو:  آیـا  چیزی  غیر  از  خدا  را  بـخوانـیم  (‌و  عبادت  و  پرستش  کنیم‌)  که  نه  سودی  به  حال  ما  دارد  و  نه  زیانی‌؟  و  آیا  پس  از  آن  که  خداوند  ما  را  هدایت  بخشیده  است  (‌و  به  سوی  خود  رهنمون  کرده  است‌)  بـه  عقب  بازگشت  کـنیم  (‌و  از  ایـمان  دست  بکشـیم  و  دیگر  بـاره  بـه  کفر  برگردیم؟  و)  بسان  کسی‌ (‌باشیم  و  کنیم‌)  كه  شیاطین  او  را  در  زمین  (‌بیابانهای  برهوت‌)  ویلان  و  سرگردان  بـه  دنبال  خود  کشند،  و  دوستانی  داشته  باشد  کـه  او  را  بـه  راه  راست  خوانند  و  به  سوی  خود  فریاد  دارند....
همچنین  رونـد  قرآنی،  شنونده  را  در  قبال  صـحنۀ  میوه‌های  رسیده  در  باغهائی  نگاه  می‌دارد که  زندگی  در  آنــها  مــوج  مــی‌زند،  و دست  یـزدان  نـو آفرین  و  پدید آورندۀ  رنگها  و  میوه‌ها  در  آنها  جلوه‌گر  می‌آید:  
(وَهُوَ الَّذِي أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ كُلِّ شَيْءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِرًا نُخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُتَرَاكِبًا وَمِنَ النَّخْلِ مِنْ طَلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِيَةٌ وَجَنَّاتٍ مِنْ أَعْنَابٍ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُشْتَبِهًا وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ انْظُرُوا إِلَى ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَيَنْعِهِ إِنَّ فِي ذَلِكُمْ لآيَاتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ). 
او  کسـی  است  کــه  از  (‌ابر)  آسـمان‌،  آب  (‌بـاران‌)  فرو  می‌فرستد،  و  ما  (‌که  خدائيم‌،  با  قدرت  سترگ  خـود)  به  وسیلۀ  آن  آب‌،  همۀ  رستنیها  را  می‌رویانیم  و  از  رستنیها  سبزینه  بیرون  مـی‌آوریم‌،  و  از  آن  سبزییه‌،  دانـه‌های  تـــنگاتنگ  یکدیگر،  و  از  شکــوفه‌های  درخت  خــرما  خوشه‌های  آویـزان  نزدیک  بـه  هـم  و  در  دسـترس‌،  و  باغهای  انگور  و  زیتون  و  انار  پـدید  مـی‌سازیم  کـه  (‌در  شکل  و  مزه  و  بو  و  سود)  همگون  و  غیر همگون  هستند.  بنگرید  به  میوۀ  نارس  و  رسیدۀ  یکایک  آنـها،  آنگاه  کـه  میوه  دادند.  بیگمان  در  این  (‌گوناگونی  درونی  و  بیرونی  و  تغیير  آغار  و  انجام  مـیوه‌ها)  نشـانه‌ها  و  دلائـل  (‌خدا  شناسی‌)  است  برای  کســانی  که  (‌حقّ  را  مـی‌پذیرند  و  بدان‌)  ایمان  می‌آورند.
بدین‌ گونه  همۀ  صحنه‌های  سوره  و  موقعیّتهای  آن‌،  چنین  همآوائی  و  همآهنگی  در  آنها  پیدا  و  جلوه‌گر  است  و  قالب  عام  و  سیمای  همگانی  سوره  می‌گردد.
نوع  دیگری  از  انواع  همآوائی  و  همآهنگی‌،  پیوندی  با  این  نوع  دارد،  و  آن  موقعیّتهای ‌گواه‌ کردن  است‌.
صحنه‌های  قیامت  در  سوره  نموده  می‌شود،  انگار  ایـن  صحنه‌ها  موقعیّتهای  گواه  کردن  بر  چیزهائی  است  که  از  مشرکان  و  تکذیب ‌کنندگان  سر  زده  است‌.  و  موقعیّتهائی  است‌ که  در  آنها  ایشان  را  رسوا  و  بی‌ارج  می‌نمایند،  و  چشمهای  مردمان  را  متوجّه  ایـن  موقعیّتها  می‌سازند.  قبلاً  نمونه‌هائی  از  این  موقعیّتها  بیان‌ گردید  ...  در  هـر  یک  از  آنها  چنین  آمده  بود:
(وَلَوْ تَرَى).
 اگر  ببینی  ....
در  سوره  موقعیّتهای  گواه‌ کردن  بر  عقیده‌،  با  موقعیّتهای  گواه‌ کردن  بر  شریعت  به  هم  می‌آمیزد،  و  هر  دو  یکسان  به  پیـش  می‌روند  و  همسو  می‌شوند.
در  سرآغاز  سوره‌،  هـنگام  سخن  از  عقیده  در  محیط  فراگیر  خود،  این  موقعیّت  حلوه‌گر  می‌آید:
(قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادَةً قُلِ اللَّهُ شَهِيدٌ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لأنْذِرَكُمْ بِهِ وَمَنْ بَلَغَ أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللَّهِ آلِهَةً أُخْرَى قُلْ لا أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ).(‌١٩)
  ای  پـیغمبر،  بــه  کسـانی  کـه  بـر  رسـالت  تـو  گواهی  می‌خواهند)  بگو:  بالاترین  گواهی،  گواهی  کیست  (‌تـا  او  بر  صدق  نبوّت  من  گواهی  دهد؟‌)‌.  بگو:  خدا  میان  مـن  و  شما  گواه  است‌!  (‌بهترین  دلیل  آن  این  است  که‌)  این  قرآن به  من  وحی  شده  است  تا  شما  و  تمام  کسانی  را  که  ایـن  قرآن  بدانان  می‌رسد  بدان  بیم  دهم‌.  (‌قرآنی  که  هیچکس  و  هیچ  گروهی  نمی‌تواند  سوره‌ای  همانند  آن  را  بسازد  و  ارائه  دهد)‌.  آیا  براستی  شما  گواهی  می‌دهید  که  خدایـان  دیگری  با  خدایند؟‌!  بگو:  من  گواهی  نمی‌دهم  (‌و  هرگز  کسی  و  چیزی  را  انباز  خدا  نمی‌دانم  و  نمی‌کنم‌)‌.  بگو:  او  خدای  یگانۀ  یکتا  است‌،  و  من  از  بتان  (‌جاندار  و  بی‌جانی  که‌)  انباز  خدا  می‌کنید  بیزارم‌.
هنگامی ‌که  روند  قرآنی  به  مناسبت  ویژه‌ای