كْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلَّا عَلَيْهَا وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى‏ ثُمَّ إِلَى‏ رَبِّكُم مَرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ).

ای  پیغمبر  به  کسانی  که  تو  را  همچـون  خود  بـه  شـرک  ورزی  مـی‌خوانـند)  بگـو:  آیـا  (‌سـزاوار  است  کـه‌)  پروردگاری  جز  خدا  را  بـطلبم  (‌و  معبودی  جز  او  را  پرستش  و  عبادت  بکنم‌)  و  حال  آن  که  خدا  پروردگار  هر  چیزی  است‌؟  هيچ  کسی  جز  برای  خود  کار  نمی‌کند،  و  هيچ  کسی  گناه  دیگری  را  بر  دوش  نمی‌کشد.  سرانجام  همۀ  شما  به  سوی  خدا  باز  می‌گردید  و  شما  را  از  آنـچه  در  آن  اختلاف  می‌ورزید  آگاه  می‌سازد  (‌و  مـیانتان  در  بارۀ  راه  و  روش  و  ادیان  و  عقائدتان  داوری  می‌کند)‌.  سخنی  است ‌که  آسمانها  و  زمین  و  آنچه  را که  در  میان  آنها  وارسي  و  سرکشی  می‌کند،  و  شامل  هر  موجود  و  آفریده‌ای  می‌شود که  انسان  از  آن  باخبر  یا  بي‌‌خبر  است‌،  و  هر  رخدادی  و  پدیده‌ای  را  در  بر  می‌گیرد که  در  پنهان و آشکار  روی  می‌دهد  و  انجام  می‌پذیرد...  سپس  همۀ  اينها  را  به  زير  سایۀ  چتر  ربوبیّت  یـزدان  می‌کشاند،  ربوبیّتی ‌که  مشتمل  بر  همۀ  موجودات  این ‌کیهان  بزرگ  است،  و  در  عقیده  و  عبادت  و  شریعت  جملگی  را  بندۀ  حاکمیّت  یزدان  می‌گرداند.

پس  این  چنین  سخنی‌،  در  یک  پـرسش  استنکاری‌،  اظهار  شگفتی  می‌کند:

(أَغَيْرَ اللّهِ أَبْغِي رَبّاً وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْ‏ءٍ). 

آیا  پروردگاری  جز  خدا  را  بطلبم  و  بجویم‌؟‌!

آیا  جز خدا،  خدائـی  را  بجویم ‌و بطلبم‌ که  بر من  فرمانروائی ‌کند؟  در کار  و  بار  من  دخل  و  تصرّف  نماید؟  امور  زندگی  مرا  بگرداند؟  بر  من  نظارت ‌کند؟  مرا  بپاید  و  مراقبت  نماید؟  مـرا  به  راه  راست  بد‌ارد  و  راست  و  درستم‌ کند؟  و  رهنمون  و  رهنمودم‌ گرداند؟  و  حال  این  که  من  در گرو  نیّت  درون  و  عمل  بیرون  خود  باشم‌،  و  مورد  بازخواست  الهی  در  طاعت  و  مـعصیتی  قرار  بگیرم  که  بدان  دست  می‌یازم‌؟

آیا  جز  خدا،  خدائی  را  بجویم،  در  حالی‌ که  جهان  هستی  همه  در  دست  قدرت  یزدان  است‌،  و  من  و  شـما  تحت  ربوبیّت  او  قرار  دا‌ریم‌؟‌!

آیا  جز  خدا،  خدائی  را  بجویم،  در  حالي ‌که  هر کسی  در  برابر گناه  خو‌د گرفتار  می‌آید،  و کسی ‌گناه  دیگری  را  با  خود  برنمی‌دارد؟‌!

(وَلَا تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلَّا عَلَيْهَا وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى‏). 

هيچ  کسی  جز  برای  خود  کار  نمی‏‎کند،  و  هيچ  کسی  گناه  دیگری  را  بر  دوش  نمی‌کشد.

آیا  جز  خدا،  خدائی  را  بطلبم،  در  حالی ‌که  خدا  ا‌ست ‌که  مردمان  را  در زمـین  جایگزین  و  جانشین  یکدیگر  می‌سازد،  و  برخی  از  مردمان  را  بر  بر برخي  دیگر  در  خرد  و  پیکر  و  روزی‌،  پلّه‌هائی  بالاتر  می‏‎برد  تـا  ایشان  را  بـیازمايد کـه  آیـا  سـپاسگزاری  مـی‌کنند  و  یاکفر  می‌ورزند؟!

آیا  جز  خدا،  خدائی  را  بطلبم،  در  حالی ‌که  خدا  عقاب  و  عذاب  را  هر  چه  زودتر  می‌رساند  و گریبانگیر  آدمی  می‌گرداند،  و  او  مهربان  و  آمرزگار  برای‌ کسي است ‌که  توبه ‌کند  و  از گناهان  دست  بردارد؟‌!

آیا  جز  خدا،  خدائی  را  بطلبم‌،  و  شرع  او  را  شرع‌،  فرمان  او  را  فرمان‌،  حکم  او  را  حکم‌،  قرار  دهم؟!  در  حالی‌ که  همۀ  این  دلائل  و  همۀ  این  اشارات  و الهامات  شـاهد  و  گواه  و  رهنمون  و  راهنمای  این  هستند که  تـنها  یـزدان  جهان‌،  آفریدگار  و  خداوندگار  یکتا  و  یگانۀ  هستی  است و بس.

این  تسبیح  و  تـقدیس‌،  تسـبیح  و  تـقدیس  یکـتاپرستی  دلنـواز  و  دلربا  است‌.  در  لابـلای  آن‌،  صـحنۀ  زیبا  و  فریبائی  است‌،  صحنۀ  حقیقت  ایمانی  است‌،  ایمانی ‌که  در  دل  پیغمبر  خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم  بود.  این  صحنه‌،  صـحنه‌ای  است  که  جز  تعبیر  شگفت  قرآنی  نمی‌تواند  بیانگر  زیـبائی  و  شکوه  آن  باشد.

این‌،  واپسین  آهنگ  و  نوائی  است  که  در  روند  قرآنـی  گوش  جان  را  مـی‌نوازد.  رونـدی  کـه  در  صـدد  بـیان  حاکمیّت  و  شریعت  است‌.  این  آهنگ  و  نوای  واپسـین  هماهنگ  و  همنوا  با  آهنگها  و  نواهای  پـیشین  سـوره  است‌.  آهنگها  و  نواهائی  کـه  مسألۀ  عـقیده  و  ایـمان  را  زمزمه  می‌کردند  و  به‌ گوش  جانها  می‌خواندند.  از  جملۀ  آنها  این  فرمودۀ  خداوند  بزرگوار  است‌:

(قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَتَّخِذُ وَلِيّاً فَاطِرِ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ يُطْعِمُ وَلاَ يُطْعَمُ قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ. قُلْ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ. مَن يُصْرَفْ عَنْهُ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمَهُ وَذلِكَ الْفَوْزُ الْمُبِينُ).

بگو:  آیــا  غیر  خدا  را  مـعبود  و  یـاور  حود  بگیرم‌؟‌!  در  صـورتی  که  او  آفرینندۀ  آسـمانها  و  زمـین  است  و  او  روزی  مـی‌دهد  (‌و  رازق  همگان  او  است  و  هــمه  بـدو  نیازمندند)  و  بـه  او  روزی  داده  نمی‏‎شود  (‌و  نـیازمند  کسی  نیست‌)‌.  بگو:  به  مـن  دسـتور  داده  شـده  است  کـه  نــخستین  کسـی  بـاشم  که  (‌از  ایـن  امّت‌،  خویشتن  را  خالصانه  تسلیم  فرمان  خدا  کند  و)  مسلمان  باشد  (‌و  نیز  خداوند  به  من  دستور  داده  است  که‌)  از  زمرۀ  مشرکان  مباش‌.  بگو:  من  (‌هم  مانند  سائر  انساتهای  مآل  انـدیش‌)  اگر  نــافرمـانی  پروردگارم  کـنم  از  عذاب  روز  بزرگ  (‌قیامت‌)  می‌ترسم‌.  کسی  که  (‌چنین  عذابی‌)  بدان  هنگام  از  او  بدور  داشته  شود،  به  حقیقت  خدا  بـدو  رحـم  کـرده  است‌،  و  این  پیروزی  آشکاری  است‌.

*
خويشتن را نيازمند تكرار چيزي نمي‌بينيم كه بارها گفته‌ايم و  اشاره  كرده‌ایم كه  مقصود  از  تكرار  این  چنین آيه هايي كه دو بار در سر آغاز و پايان سوره ها مي‌آيد چيست، اين نوع سخن نيز گونه‌اي از گونه‌هاي بيان حقيقت يگانه‌اي است.  حقیقتي‌، ‌که  یک  بـار  بـه  شکـل  عقیده  نهان  در  زوایای  جهانِ  درون  جلوه  گر  می‌آید،  و بار ديگر به صورت يك برنامۀ زندگي پيدا در جهانِ بیرون  خودنمائی  می‌كند.  در  مضا‌مین  و  مفاهیم  این  آئین  هم‌،  هر  دو  شـكل  و  صـورت  بـیانگر  حقیقت  یگانه‌ا‌ی است. 
هم اينك كه روند سوره به پايان آمده است، فاصلۀ دراز و پهنۀ گسترده و  ژرفاهای  ژرفي را ورانداز مي‌كنيم. فاصله هاي دور دست و پهناهاي وسيع و ژرفاهاي عمیقی  كه  ابعاد  سوره  در  آنها  پدیدار  و  آشكار  می‌آید،  چه  چیزهائي  كه  از  آن  در  جزء  هفتم  گذشته  است  و چه چيزهايي كه در اين جزء با آنها روياروي مي‌گرديم. ابعادي كه هراس انگيز و دلهره آميز است..... حجم سوره را ورانداز مي‌كنيم. همچنين صفحه اي را، و آيه‌اي را، و عبارتي را پيش چشم مي‌داريم، انسان  بود،  ده  یك  این  همه  حقائق  و  صـحنه‌ها  و ا‌نگیزه‌ها  و  الهامها  را  در  