 رَبُّ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَلَا تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلَّا عَلَيْهَا وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى‏ ثُمَّ إِلَى‏ رَبِّكُم مَرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ. وَهُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلاَئِفَ الْأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَبْلُوَكُمْ فِي مَاآتَاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ).

بگو:  نماز  و  عبادت  و  زیستن  و  مردن  من  از  آن  خدا  است  که  پروردگار  جهانیان  است  (‌و  این  است  که  تنها  خدا  را  پرستش  می‌کنم  و  کارهای  این  جهان  خود  را  در  مسـیر  رضایت  او  می‌اندازم  و  بر  بذل  مال  و  جان  در  راه  یزدان  می‌کوشم  و  در  این  راه  می‌میرم‌  تا  حیاتم  ذخیرۀ  مماتم  شود)‌.  خدا  را  هيچ  شریکی  نیست‌،  و  بـه  همین  دستور  داده  شد‌ه‌ام‌،  و  من  اولین  مسلمان  (‌در  میان  امّت  خود،  و  مخلص‌ترین  فرد  در  میان  همۀ  انسانها  برای  خدا)  هستم‌.  (‌ای  پیغمبر!  به  کسانی  که  تو را  همچون  خود  بــه  شـرک  ورزی  مـــی‌خوانـند)  بگـو:  آیـا  (‌سـزاوار  است  کـه‌)  پروردگاری  جز  خدا  را  بطلبم  (‌و  مـعبودی  جـز  او  را  پرستش  و  عبادت  بکنم‌)  و  حال  آن  که  خدا  پروردگار  هر  چیزی  است‌؟  هيچ  کسی  جز  برای  خود  کار  نمی‌کند،  و  هيچ  کسی  گناه  دیگری  را  بر  دوش  نمی‌کشد.  سرانجام  همۀ  شما  به  سوی  خدا  باز  می‌گردید  و  شما  را  از  آنــچه  در  آن  اختلاف  می‌ورزید  آگاه  می‌سازد  (‌و  مـیانتان  در  بـارۀ  راه  و  روش  و  ادیان  و  عقائدتان  داوری  مـی‌کند)‌.  خدا  است  که  شما  را  جانشینان  (‌دیگران  بـرای  آبـادانــی  جهان  در  کرۀ‌)  زمین  گردانید،  و  (‌در  استعدادهای  ذاتی  و  مواهب  آسمانی  و  اموال  کسبی‌)  بـرخـی  را  بـر  بـرخی‌،  درجاتی  بالاتر  برد  (‌و  در  کمال  مادی  و  معنوی  به  نسبت  استفادۀ  شخص  از  اسباب  و  سنن  یزدان  و  گسترده  در  پهنۀ  جهان  است‌،  کسانی  را  بـیشتر  از  کسـانی  ترقّی  و  تعالی  داد)  تا  شما  را  در  آنچه  به  شما  داده  است  بیازماید  (‌و  در  عمل  مشخّص  شود  چه  کسی  به  شرابع  آسـمانی  مؤمن  یا  کافر  و  در  نعمتهای  خدادادی  سپاسگزار  و  یا  نــاسپاس  است‌)‌.  بی‏گمان  پـروردگارت  زود  رسـانندۀ  عقاب  (‌به  مخالفان‌)  است  و  او  دارای  مـغفرت  بیکران  و  رحمت  فراوان  (‌در  حقّ  پشیمان  شوندگان  از  گناهان  و  برگردندگان  به  آستان  یزدان‌)  است‌.

این  پیرو،  سراسر  آن  با  سر  آغاز  سوره،  نغمۀ  دلنواز  چشمگیر  همآوائی  را  تشکیل  می‌دهد.  پیروی  است ‌که  سخن  از  مسألۀ  ذبـیحه‌ها  و  نـذر  و  نـذور  و  ثـمرات  و  غلّات‌،  و  ذکر  چیزهائی ‌که  جاهلیّت  در  بارۀ  شریعتها  و  قانونها گمان  می‏‎برد  و  چنین  می‌انگاشت‌ که  برگرفته  از  شرع  خدا  است  و  به  دروغ  به  یزدان  نسبت  می‌داد،  بدان  پایان  می‌پذیرد...  این  پیرو  بیانگر  چه  معنی  و  مفهومي  است‌؟  بیانگر  معنی  و  مفهومی  است‌ که  نیازی  به  تفصیل  بیشتر  از  بیان  پیشین  ندارد.

(قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى‏ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ دِيناً قِيَماً مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفاً وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ). 

بگو:  بی‏گمان  پروردگارم  (‌با  وحی  آسمانی  و  نشان  دادن  آیات  قرآنی  و  گسترۀ  جهانی‌)  مرا  به  راه  راست  رهنمود  کرده  است‌.  و  آن  دین  راست  و  استوار  و  پا  بر  جا،  یعنی  آئین  ابراهیم  است‌.  همان  کسی  که  حقگرا  (‌و  از  آئینهای  انــحرافـی  مـحیط  خـود  رویگردان‌)  بود  و  از  زمرۀ  مشرکان  نبود.

اعلام  و  اعلانی  است‌ که  بیانگر  شکـر  و  سـپاسگزاری  است‌،  و  به  اطمینان  و  اعتماد  اشاره  دارد،  و  سـرشار  از  یقین  و  ایمان  است‌...  یقین  و  ایمان  به  ساختار  پرستش  واژگانی  و  دلالت  معنوی‌،  و  اعتماد  به  پـیوند  راهنما،  پـیوند  ربوبیّتِ  رهنمون  نگاهبان  نگـاهدار...  و  سپاسگزاری  بر  هدایت  و  رهنمود  به  راه  راستی‌ که  هیچ  گونه ‌کجی  و کژی  در  آن  نیست‌:

(دِيناً قِيَماً). 

دین  راست  و  استوار  و  پا  بر  جا.

این  آئین،  آئین  دیرین  یـزدان  است‌.  آئینی  از  زمان  ابراهیم  است‌.  ابراهیم ‌که  نیای  این  ملّت  مسـلمان  است‌.  بلی  آئین  مبارک  ابراهیم  مخلص  حقگرا  است‌:

(مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفاً وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ). 

دین  ابـراهیم  حقگرا  (‌و  از  آئـینهای  انحرافی  محیط  خود  رویگردان  است)‌،  و  ابراهیم  از  زمرۀ  مشرکان  نبوده  است‌.  

(قُلْ إِنَّ صَلاَتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ. لَا شَرِيكَ لَهُ وِبِذلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ). 

بگو:  نماز  و  عبادت  و  زیستن  و  مردن  من  از  آن  خدا  است  که  پروردگار  جهانیان  است  (‌و  این  است  که  تنها  خدا  را  پرستش  می‌کنم  و  کارهای  این  جهان  خود  را  در  مسـیر  رضـایت  او  می‌اندازم  و  بر  بذل  مال  و  جان  در  راه  یزدان  می‌کوشم  و  در  این  راه  می‌میرم‌،  تا  حیاتم  ذخیرۀ  مماتم  شـود)‌.  خدا  را  هيچ  شریکی  نیست‌،  و  به  همین  دستور  داده  شده‌ام‌،  و  من  اولیـن  مسلمان  (‌در  میان  امّت  خود،  و  مخلص‌ترین  فرد  در  میان  همۀ  انسانها  برای  خدا)  هستم‌.

مخلص‌ کامل  خدا  بودن  است‌. كاملًا  مخلص  خدا  بودن:  در  هر  اندیشه‌ای‌ که  بر  دل ‌گذرد،  در  هر  حرکتی ‌که  در  زندگی  انجام  پذیرد،  در  هر  نمازی ‌که  خوانده  شود،  در  هر  اعتکافی‌ که  با  دل  خلوت ‌گردد  و  در  بر‌ابر  یـزدان  ایستاد  و کرنش  رود،  در  ماندن  و  در  مردن‌،  در  شـعائر  بندگی،  در  زندگی  عملی  و  واقعی‌،  و  بالأخره  در  مردن  و  در  آنچه  در  فراسوی  مرگ  است  ...

این  تسبیح  و  تقدیس  «‌توحید»  مطلق  و  عبودیّت  کاملی  است‌ که  نـماز  و  اعتکاف  و  زنـدگی  و  مرگ  را گـرد  می‌آورد،  و  آنها  را  خالصانه  به  یزدان  «‌خداوندگار  جهان  و  جهانیان‌»  تقدیم  می‌دارد...  خداوندگاری‌ که  نگاهدار  و  نگـاهبان  هسـتی‌،  و  چرخانندۀ ‌کار  و  بار کیهان‌،  و  پروردگار  راهنمای  فرمانروای  همۀ  جهانها  و  جهانیان  است  ..  با  «‌تسلیم‌»‌ کاملی  رو  به  خـدا  می‌دارد که  در  جهان  درون  و  در  جهان  بیرون  چیزی  بر  جای  نمی‌ماند  که  آن  را  به  بندگی  یزدان  نکشاند  و  به ‌کرنش  در  برابر  خداوند  منّان  نرساند.  در  سراسر گسترۀ  فـراخ  جـهان  درون  و  جهان  بیرون  نمی‌گذارد  چیزی  میان  او  و  مـیان  یزدان  حائل  و  مانع ‌گردد...

(وِبِذلِكَ أُمِرْتُ). 

به  همین  دستور  داده  شده‌ام‌.

من  هم  شنیده‌ام  و  پذیرفته‌ام  و  اطاعت ‌کرده‌ام  و کرنش  برده‌ا‌م‌.

(وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ). 

من  اولین  مسلمان  (‌در  میان  امّت  خود)  و  مخلص‌ترین  و  مطیع‌ترین  کس  (‌در  میان  تـمام  اهـل  جهان  از  آغـاز  تـا  پایان  آن‌)  هستم‌.

(قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَبْغِي رَبّاً وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَلَا ت