آن‌)  کتابی  است  که  ما  آن  را  فرستاده‌ایـم  (‌همان  گونه  که  تورات  را  قبلًا  فرو  فرستاده‌ایم‌)‌.  پـر  خیر  و  برکت  است  (‌و  تا  به  قیامت  ماندگار  مـی‌ماند)‌.  تـصدیق  کنندۀ  همۀ  کتابهای  (‌آسمانی  از  قبیل  تـورات  و  انـجیل‌)  است  کـه  پـیش  از  آن  نــازل  شـده‌انـد.  (‌آن  را  فرو  فروستاده‌ایم‌)  تا  با  آن  (‌اهل‌)  مکّه  و  کسان  دور  و  بر  آن  (‌یعنی  همۀ  مردمان  جهان‌)  را  (‌از  خشم  خدا)  بترسانی‌.  کسانی  که  به  آخرت  ایمان  دارند  بدان  ایـمان  می‌آورند  (‌چرا  که  امید  به  ثواب  و  هراس  از  عقاب  ایشـان  را  بـدین  امر  وامی‌دارد.  و  هم  بدان  سبب‌)  آنان  بر  (‌ادای  به  موقع  و  به  گونۀ  شایستۀ‌)  نماز  خود،  محافظت  می‌ورزند.

(‌آیه/٩٢)ذکر  این ‌کتاب‌،  در  آنجا  به  مناسبت  سخن  از  عقیده  در  جولانگاه  فراخ  خود  بود.  و  بیان  این‌ کتاب‌،  در  اینجا  به  مناسبت  سخن  از  شریعت  است‌ که  با  آیۀ  تقریباً  همسان  آیۀ  قبلی  بیان  می‌شود،  و  به  مردمان  دستور  داده  می‌شود  که  از  آن  پيروي‌ کنند.  رحمت  یزدان  وقتی  شامل  ایشان  می‌گردد  که  از  این ‌کتاب  پیروی‌ کنند.  سخن  در  ایـنجا  بطور کلّی  دربارۀ  شریعت  است‌،  همان‌گونه‌ که  در  اوائل  سوره  سخن  از  عقیده  بود.

حجّت  و  برهانتان  باطل  و  پوچ‌ گردیده  است‌،  و  عذر  و  معذرتی  برایتان  نمانده  است‌،  با  نازل  شدن  ایـن ‌کتاب  مبارک  برایتان‌. کتابی ‌که  برای  شرح  و  بسط  هر  چیزی  آمده  است‌،  به‌گونه‌ای‌ که  به  مرجع  دیگری  جز  آن  نیاز  پیدا  نمی‌کنید،  و  به  شکلی ‌که ‌گوشه‌ای  از گوشه  و کنار  زندگی  نمی‌ماند که  این ‌کتاب  بد‌ان  نـپردازد  و  شما  نیازمند  این  باشید که‌ از  پیش  خود  قانونگذاری‌ کنید:  

(أَن تَقُولُوا إِنَّمَا أُنْزِلَ الْكِتَابُ عَلَى‏ طَائِفَتَيْنِ مِن قَبْلِنَا وَإِن كُنَّا عَن دِرَاسَتِهِمْ لَغَافِلِينَ. أَوْ تَقُولوا لَوْ أَنَّا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْكِتَابُ لَكُنَّا أَهْدَى‏ مِنْهُمْ فَقَدْ جَاءَكُم بَيِّنَةٌ مِن رَبِّكُمْ وَهُدىً وَرَحْمَةٌ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَّبَ بِآيَاتِ اللّهِ وَصَدَفَ عَنْهَا سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُوا يَصْدِفُونَ).

(‌قرآن  را  فرو  فرستاده‌ایم‌)  تـا  نگوئید  کتاب  (‌آسـمانی‌)  تنها  بـر  دو  گروه  (‌یـهود  و  نصاری‌)  پـیش  از  مـا  فرو  فــرستاده  شـده  است‌،  و  (‌مـا  اصلًا  از  آنــها  آگاهی  نداشته‌ایم  و)  از  بحث  و  بررسی  آنها  بی‌خبر  بوده‌ایم  (‌و  لذا  از  انجام  گناه  و  دوری  از  راه  خدا  معذوریم‌)‌.  یا  این  که  بگوئید:  اگر  کتابی  بـر  مـا  نازل  مـی‌شد،  راه  یافته‌تر  (‌و  خـوبتر  و  بـهتر)  از  آنـان  مـی‌گشتیم‌.  بی‏گمان  از  سـوی  پروردگارتان  برایـتان  قرآنـی  آمـده  است  (‌که  بیانگر  حلال  و  حرام‌)  و  راهنمای  (‌مـردمان  بـه  سـوی  خیر  و  صلاح  دو  جهان‌)  و  رحمت  (‌خدا  برای  بندگان‌)  است‌.  پس  چه  کسی  ستمکارتر  از  کسی  خواهد  بود  که  آیات  (‌قرآن‌)  خدا  را  تکذیب  کند  و  بی‌دلیل  و  بی‌جهت  از آنها  رویگردان  شود؟  کسانی  را  که  از  آیات  ما  رویگردان  شوند  بدترین  عذاب  خواهیم  داد،  و  سزای  رویگردانی  ایشان  را  هر  چه  زودتر  بدانان  خواهیم  رساند.

خداوند  سبحان  چنین  خواسته  است‌ که  هر  پیغمبری  را  به  سوی  قوم  خود  به  زبان  خودشان  بفرستد...  تا  سرانجام‌،  زمـان  رسـالت  واپسـین  فرا  رسد.  یـزدان  جهان  محمّد  صلّي الله عليه و آله و سلّم ‌خاتم  پیغمبران  را  برای  همگي  مردمان  روانه  فرمود.  او  آخرین  پیغمبر  خدا  برای  مردمان  است‌.  مناسبت  داشت‌ که  او  پیغمبری  برای  جملگی  انسـانها  باشد.

یزدان  جهان  حجّت  و  برهان  را  از  دست  عربها  می‌گیرد  و  آنان  دیگر  نمی‌توانـند  بگویند  هر  یک  از  موسی  و  عیسی  تنها  برای  قوم  خود  فرستاده  شده‌انـد.  و  مـا  از  پژوهش  و  بحث  و  فحص ‌کتاب  ایشان  بی‏خبر  بوده‌ایم،  و  هیچ‌گونه  آگاهی  و  اطّلاعی  از  آن  ند‌اشـته‌ایـم  و  نتوانسته‌ایم  به  بررسی  و  پژوهش‌ کتاب  آنان  بپردازیم.  اگر کتابی  به  زبان  خودمان  برایمان  نازل  می‌گردید  و  ما  را  مخاطب  قرار  می‌داد  و  ما  را  می‌ترساند،  مـا  از  اهل  کتاب  راهیاب‌تر  و  راه‌یافته‌تر  می‌شدیم‌...  هم  اینک  این  کتاب  برای  آنان  آمده  است  و  پیغمبری  از  خودشان  به  سویشان  آمده  است  -  هر  چند که  پیغمبر  همۀ  مردمان  جهان  است  -‌کتابی  را  برایشان  آورده  است  که  خودش  دلیلی  بر  صدق  ایـن  پیغمبر  است‌.  ایـن ‌کتاب  حـقائق  روشنی  را  نیز  برایشان  آورده  است‌،  حقائقی‌ که  شکّ  و  تردید  و کذب  و  دروغی‌،  و  پیچیدگی  و  دشواریـی  در  آنها  نـیست‌.  این ‌کتاب  هدایت  است  و  ایشـان  را  از  ضلالتی  می‌رهاند که  در  آن  هستند.  برای  ایشـان  این  کتاب  رحمت  دنیا  و  آخرت  است‌.

حال  که  این ‌کتاب  چنین  است‌،  چه  کسی  ستمکارتر  از  کسی  است‌ که  آیات  یزدان  را  تکذیب ‌کـند  و  از  آنـها  رویگردان  شود،  در  حالی ‌که  این  آیات  او  را  به  سوی  هدایت  و  صلاح  و  رستگاری  دعوت  می‌کنند؟  چه‌ کسی  ستمکارتر  از کسی  است ‌که  با  باز  داشتن  خود  و  دیگران  از  این  خبر  عظیم‌،  و  همچنین  با  جهان‌بینیها  و  اندیشه‌ها  و  قانونگذاریهای  جاهلیّت‌،  خود  را  و  مردمان  را  از کـتاب  یزدان  دور  و  محروم  گرداند؟‌...  قطعآ  کسانی  که  از  این  حقّ  رویگردان  می‌شوند،  در  سرشت  ایشان  بیماری  و  مـرضی  است‌ که  ایشـان  را  از  آن  مـنحرف  و  بدور  می‌گرداند.  بیماری  و  مرضی  همچون  بیماری  و  مرضی  که  «‌صَدْف‌»  نام  دارد  و  پای  شتر  بدان  دچار  مـی‌آید  و  شتر  بر  اثر  این  آفت  خود  را كج  و كژ  می‌گرداند  و  راست  نمی‌ایستد  و  درست  راه  نمی‌رود!  آنان  از  حقّ  و  حقیقت  و  راست  و  درست  بودن  «‌کج  و كژ  مـی‌شوند»‌،  همان  گونه  که  شرّ  بیمار،  از  راست  و  درست  ایستادن  و  رفتن‌،  کج  و كژ  می‌گردد.  ایشان  به  سبب  این ‌کجی  و کژی  خود  سزاوار  عذاب  بدی  هستند:

(سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُوا يَصْدِفُونَ). 

کسانی  را  که  از  آیات  ما  رویگردان  شوند  بدترین  عذاب  خواهـیم  داد،  و  سـزای  رویگردانـی  ایشـان  را  هـر  چـه  زودتر  بدانان  خواهیم  رساند.

تعبیر  قرآنی  همچون  واژه‌ای  را  بکار  می‌گیرد،  واژه‌ای  که  در  زبان  آن  را  از  یک  حالت  محسوس  نقل  می‌کند  و  به  یک  حالت  معنوی  می‌رساند  تا  حالت  معنوی  با  حالت  محسوس  در  اصل  معنی  همدم  و  همراه ‌گردد...  بدین  منظور  در  اینجا  واژۀ  «یَصْدِفُوْنَ»  به  معنی‌:  رویگردان  می‌شوند  را  بکار  می‌گیرد.  پـیشتر  دانسـتیم ‌که  از  : «صَدَفَ الْبَعِيْرُ»  برگرفته  شده  است‌،  به  معنی‌:  شتر  پای  خود  را كج  و كژ  نهاد  و کج  و کژ گام  برداشت  و  به  سبب  بیماری  آفت