. لَا شَرِيكَ لَهُ وِبِذلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ. قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَبْغِي رَبّاً وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَلَا تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلَّا عَلَيْهَا وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى‏ ثُمَّ إِلَى‏ رَبِّكُم مَرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ. وَهُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلاَئِفَ الْأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَبْلُوَكُمْ فِي مَاآتَاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ). 

بگو:  نماز  و  عبادت  و  زیستن  و  مردن  من  از  آن  خدا  است  که  پروردگار  جهانیان  است  (‌و  این  است  که  تنها  خدا  را  پرستش  می‌کنم  و  کارهای  این  جهان  خود  را  در  مسـیر  رضایت  او  می‌اندازم  و  بر  بذل  مال  و  جان  در  راه  یزدان  می‌کوشم  و  در  این  راه  می‌میرم‌،  تا  حیاتم  ذخیرۀ  مماتم  شود)‌.  خدا  را  هيچ  شریکی  نیست‌،  و  بـه  همین  دسـتور  داده  شده‌ام‌،  و  من  اولین  مسلمان  (‌در  میان  امّت  خود،  و  مخلص‌ترین  فرد  در  میان  همۀ  انسانها  برای  خدا)  هستم‌.  (‌ای  پیغمبر!  به  کسانی  که  تو  را  همچون  خود  بـه  شـرک  ورزی  مــی‌خوانـند)  بگو:  آیــا  (‌سـزاوار  است  كه‌)  پروردگاری  جـز  خدا  را  بـطلبم  (‌و  مـعبودی  جز  او  را  پرستش  و  عبادت  بکنم‌)  و  حال  آن  که  خدا  پروردگار  هر  چیزی  است‌؟  هيچ  کسی  جز  برای  خود  کار  نـمی‌کند،  و  هيچ  کسی  گناه  دیگری  را  بر  دوش  نمی‌کشد.  سرانـجام  همۀ  شما  به  سوی  خدا  باز  می‌گردید  و  شما  را  از  آنـچه  در  آن  اختلاف  می‌ورزید  آگاه  می‌سازد  (‌و  مـیانتان  در  بارۀ  راه  و  روش  و  ادیـان  و  عقائدتان  داوری  مـی‌کند)‌.  خدا  است  که  شما  را  جانشینان  (‌دیگران  بـرای  آبـادانـی  جهان  در  کرۀ‌)  زمین  گردانید،  و  (‌در  استعدادهای  ذاتی  و  مواهب  آسمانی  و  اموال  کسبی‌)  بـرخـی  را  بـر  بـرخـی‌،  درجاتی  بالاتر  برد  (‌و  در  کمال  مادی  و  معنوی  به  نسبت  استفادۀ  شخص  از  اسباب  و  سنن  یزدان  و  گسترده  در  پهنۀ  جهان  است‌،  کسانی  را  بــشتر  از  کسـانی  تـرقّی  و  تعالی  داد)  تا  شما  را  در  آنچه  به  شما  داده  است  بیازماید  (‌و  در  عمل‌،  مشخّص  شود  چه  کسی  به  شرائع  آسمانی  مؤمن  یا  کافر،  و  در  نعمتهای  خدادادی  سپاسگزار  و  یـا  نــاسپاس  است‌)‌.  بی‏گمان  پروردگارت  زود  رسـانندۀ  عقاب  (‌به  مخالفان‌)  است  و  او  دارای  مـغفرت  بـیکران  و  رحمت  فراوان  (‌در  حقّ  پشیمان  شوندگان  از  گناهان  و  برگردندگان  به  آستان  یزدان‌)  است‌.

بدین  اندازه  در  چکیدۀ  سـخن  بسنده  می‌کنیم‌،  و  به  تفصيل و شرح  آیات  می‌پردازیم:

(ثُمَّ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ تَمَاماً عَلَى الَّذِي أَحْسَنَ وَتَفْصِيلاً لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ وَهُدَىً وَرَحْمَةً لَعَلَّهُم بِلِقاءِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ). 

بعد  (‌از  بیان  فرمانهای  دهگانه‌،  شما  را  باخبر  مـی‌سازم  که  پروردگار  مـی‌فرماید:‌)  مـا  کتاب  (‌تـورات‌)  را  بـرای  موسی  فرستادیم  تا  بر  کسـی  که  (‌امـور  دینی  خود  را  خوپ  انجام  دهد  و)  نیکی  و  خوبی  ورزد  اتمام  (‌کرامت  و  نعمت‌)  باشد  و  بیانگر  هـمه  چیز  (‌از  تـعالیم  لازم  جـهت  بـنی‌اسـرائیل‌)  بـوده  و  (‌آنـان  را  بـه  سـوی  راه  راست‌)  هدایت  و  (‌بـرای  کسـانی  کـه  از  آن  پـیروی  کـنند،  مـایـۀ‌)  رحمت  شود.  بلکه  (‌در  پرتو  ارشادات  و  رهنمودهای  این  کتاب  مقدّس‌،  بنی‌اسرائیل‌)  به  ملاقات  با  پروردگار  خود  ایمان  بیاورند  (‌و  بدانند  که  در  روز  قیامت  برای  حساب  و  کتاب  در  پیشگاه  خدا  حاضر  خواهند  شد).

این  جمله  با  واژۀ  «‌ثُمَّ»‌ به  پيش  از  خود  عطف  شده  است‌.  یعنی ‌جملۀ‌:

(وَأَنَّ هذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيماً). 

این  راه‌،  راه  مستقیم  من  است‌.

عطف  شده  است  بر  جملۀ‌:

(أَلاَّ تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً). 

این  که  چیزی  را  شریک  او  نکنید.

در  عبارت‌:

(قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَاحَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً.....). 

بگو:  بـیائید  چـیزهائی  را  بـرایـتان  بـیان  کـنم  کـه  پروردگارتان  بر  شما  حرام  نـموده  است‌.  ایـن  کـه  هيچ  چیزی  را  شریک  خدا  نکنید....

و  جملۀ‌:

(ثُمَّ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ....). 

بعد  ما  کتاب  را  برای  موسی  فرستادیم‌....

عطف  بر  آن  دو  جملۀ  پیشین  است‌،  بدین  اعتبار که  این  جمله  از  زمرۀ  سخنانی  باشد که  پیغمبر صلّي الله عليه و آله و سلّم   باید  آنها  را  به  ایشان  اعلام  و  ابلاغ  فرماید.  در  ایـن  صورت  -  همان‌گونه‌ که  قبلًا گـفتیم  -  روند  قرآنی  پـیاپی  و  ناگسیخته  است  و  دارای  روال  عادی  است‌.

و  فرمودۀ  خداوند  متعال‌:

(تَمَاماً عَلَى الَّذِي أَحْسَنَ). 

تا  بر  کسی  كه  نـیکی  و  خوبی  ورزد،  اتمام  (‌کرامت  و  نعمت‌)  باشد.

تفسیر  آن‌،  چنان  ا‌ست ‌که  ابن  جریر  برگزیده  است‌:  «‌سپس  برای  موسی  تورات  را  نازل ‌کردیم  تا  اتـمام  نعمتهای  ما  بر  او  باشد،  و  بیانگر  خوبیهای  پیشین  ما  نیز  در  حقّ  وی  باشد،  و  بزرگواری  ما  بدین  وسـیله  بر  او  تکمیل  شود،  به  پاداش  نیكرفتاری  و  فرمانبرداری  او  از  پروردگارش‌،  و  عمل  به  وظائف  خود  در  تبلیغ  احکام  آئین  یزدان  به  مردمان‌،  وسيلۀ  تبیین  چیزهائی  باشد که  قوم  و  پیروان  او  در کار  و  بار  دینشان  بدانها  نیازمندند»‌.  و  این  فرمودۀ  یزدان  سبحان ‌که  مي‌فرماید:

(وَتَفْصِيلاً لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ). 

و  بیانگر  همه  چیز  باشد.

آن  چنان  است‌ که  قتاده  معنی  کرده  است‌:  «‌مراد  چیزی  است‌ که  در  آن  حلال  و  حرام  یزدان  است‌».

(هُدَىً وَرَحْمَةً). 

هدایت  و  رحمت  شود.

هدایت  و  رحمت  باشد،  بلکه  قوم  موسی  راهیاب  گردند  و  به  ملاقات  پروردگارشان  ایـمان  بیاورند.  در  نتيجه  یزدان  بدیشان  رحم  نـماید  و  آ‌نـان  را  از  عذاب  خود  برهاند...  به  خاطر  چیزی‌ که ‌کتاب  را  برای  موسی  نازل  کرده‌ایم‌،  به  همین  خاطر  هـم‌ کـتاب  را  بر  شما  نازل  نموده‌ا‌یم‌،  تا  در  پرتو کتاب  خودتان  به  هدایت  و  رحمت  دسترسی  پيدا  کنید:

(وَهذَا كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ). 

ایـن  (‌قـرآن‌)  کـتاب  مــبارکی  است  کـه  مـا  آن  را  فرو  فرستاده‌ایم‌.  پس  از  آن  پیروی  کنید  و  (‌ازمخالفت  با  آن‌)  بپرهیزید  تا  مورد  رحم  خدا  قرار  گیرید.

این‌ کتاب  واقعاً  مبارک  است‌،  همان‌گونه ‌که  قبلًا  برای  نخستین  بار  با  این  آیه  در  سوره  رویاروی  شدیم  و  آن  را  تفسیر کردیم‌:

(وَهذَا كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ مُصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلِتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى‏ وَمَنْ حَوْلَهَا وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَهُمْ عَلَى‏ صَلاَتِهِمْ يُحَافِظُونَ). 

این  (‌ق