  کتابی  بر  آنان  نازل  می‌گردد  و  این  حجّت  را  از  دست  ایشـان  می‌گیرد.  کسانی‌ که  آن  را  تکذیب  کنند،  سزاوار عذاب  دردناکی  می‌گردند:

(أَن تَقُولُوا إِنَّمَا أُنْزِلَ الْكِتَابُ عَلَى‏ طَائِفَتَيْنِ مِن قَبْلِنَا وَإِن كُنَّا عَن دِرَاسَتِهِمْ لَغَافِلِينَ. أَوْ تَقُولوا لَوْ أَنَّا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْكِتَابُ لَكُنَّا أَهْدَى‏ مِنْهُمْ فَقَدْ جَاءَكُم بَيِّنَةٌ مِن رَبِّكُمْ وَهُدىً وَرَحْمَةٌ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَّبَ بِآيَاتِ اللّهِ وَصَدَفَ عَنْهَا سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُوا يَصْدِفُونَ).

(قرآن  را  فرو  فرستاده‌ایم‌)  تـا  نگوئید  کـتاب  (‌آسمانی‌)  تنها  بـر  دو  گروه  (‌یـهود  و  نـصاری‌)  پـیش  از  مـا  فرو  فـرستاده  شـده  است‌،  و  (‌مــا  اصــلًا  از  آنــها  آگاهی  نداشته‌ایم  و)  از  بحث  و  بررسی  آنها  بی‌خبر  بوده‌ایم  (‌و  لذا  از  انجام  گناه  و  دوری  از  راه  خدا  معذوریم‌)‌.  یا  این  که  بگوئید:  اگر  کتابی  بـر  مـا  نـازل  مــی‌شد،  راه  یـافته‌تر  (‌و  خوبتر  و  بـهتر)  از  آنـان  مـی‌گشتیم‌.  بی‏گمان  از  سـوی  پروردگارتان  برایـتان  قـرآنـی  آمـده  است  (‌کـه  بیانگر  حلال  و  حرام‌)  و  راهنمای  (‌مـردمان  بـه  سـوی  خیر  و  صلاح  دو  جهان‌)  و  رحمت  (‌خدا  برای  بندگان‌)  است‌.  پس  چه  کسی  ستمکارتر  از  کسی  خواهد  بود  که  آیات  (‌قرآن‌)  خدا  را  تکذیب  کند  و  بی‌دلیل  و  بی‌جهت  از  آنها  رویگردان  شود؟  کسانی  را  که  از  آیات  ما  رویگردان  شوند  بدترین  عذاب  خواهیم  داد.  و  سزای  رویگردانی  ایشان  را  هر  چه  زودتر  بدانان  خواهیم  رساند.

حجّت  ایشان  با  نزول  این‌ کتاب ‌گسیخته  است  و  برهانی  برای  آنان  نمانده  است‌.  ولی  هنوز  هم  برای  یزدان  انباز  قرار  می‌دهند،  و  از  پیش  خود  قانونگذاری  می‌کنند،  و  گمان  مي‌برند که  قوانین  ایشان‌،  شریعت  یـزدان  جـهان  است‌.  در  صورتی  که‌ کتاب  خدا  حاضر  و  آماده  در  دسترس  ایشان  است‌،  و  این  دروغها  و  افتراها  در  آن  نیست‌.  پیوسته  درخواست  معجزات  و  خوارق  عادات  می‌کنند  تا  بدین ‌کتاب  ایمان  بیاورند  و  از  آن  پـیروی  بکنند.  اگر  هم  معجزه‌ها  و  خوارق  عاداتی ‌که  درخواست  می‌کنند  همه  یا  برخی  از  آنها  انجام  پذیرد،  کار  از کار  مي‌گذرد:

(هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَن تَأْتِيَهُمُ الْمَلاَئِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ أَوْ يَأْتِيَ بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ لَا يَنْفَعُ نَفْساً إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِن قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْراً قُلِ انتَظِرُوا إِنَّا مُنتَظِرُونَ). 

(‌دلائل  متقن  بر  وجوب  ایـمان  بـیان  گردیده  است‌.  پس  چرا  ایمان  نمی‌آورند؟‌)  آیا  انتظار  دارنـد  کـه  فرشتگان  (‌قـبض  ارواح‌)  بــه  سـراغشــان  بـیایند؟  یــا  ایـن  کـه  پروردگارت  (‌خودش‌)  به  سوی  آنان  بیاید؟  یا  پاره‌ای  از  نشانه‌های  پروردگارت  کـه  (‌دالّ  بـر  شـروع  رسـتاخیز  بــاشد)  بــرای  آنــان  نمودار  شـود؟  روزی  پـاره‌ای  از  نشانه‌های  پروردگارت  فرا  می‌رسد  (‌و  آنان  را  به  ایمان  اجباری  وادار  می‌نماید)  امّا  ایمان  آوردن  افرادی  که  قبل  از  آن  ایمان  نیاورده‌اند،  یا  این  که  با  وجود  داشتن  ایمان  (‌کارهای  پسندیده  نکـرده‌انـد  و)  خیری  نـیندوخته‌اند،  سودی  به  حالشان  نخواهد  داشت‌.  بگو:  منتظر  (‌یکـی  از  این  امور  سه  گانه‌)  باشید  و  ما  هم  منتظر  (‌نتیجۀ  وعـدۀ  خدا  در  بارۀ  خود  و  وعید  او  در  بارۀ  شما)  هستیم‌.

در  اینجا  است‌ که  یزدان  سبحان  میان  پیغمبرش  صلّي الله عليه و آله و سلّم   و  همۀ  ملّتهای  مختلف  و گوناگونی  داوری  می‌فرماید  و  جدائی  می‌اندازد که  عقیده  و  شریعت  ایشان  مبتني  بر  یگانه‌پرستی  نیست  و  خدای  را  به  یگانگی  نمی‌پرستند.  مقرّر  می‌فرماید که  کار  و  بار  چنین  افرادی  به  یـزدان  سبحان  واگذار  می‌گردد  و  سرانجام  سر  و کارشان  با  خداوند  یکتای  جهان  است‌.  او  ایشـان  را  بازپرسی  و  بازجوئی  می‌کند  و  به  حساب  و کتاب  اقوال  و  افعالشان  می‌رسد،  و  طبق  عدالت  و  رحمت  خود  ایشان  را  سزا  و  جزا  می‌دهد:

(إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعاً لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْ‏ءٍ إِنَّما أَمْرُهُمْ إِلَى اللّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُوا يَفْعَلُونَ. مَن جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَن جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلاَ يُجْزَى‏ إِلَّا مِثْلَهَا وَهُمْ لاَيُظْلَمُونَ). 

بی‏گمان  کسانی  که  آئین  (‌یکتاپرستی  راستین‌)  خود  را  پراکنده  می‌دارند  (‌و  آن  را  با  عقائد  مـنحرف  و  مـعتقدات  باطل  به  هم  می‌آمیزند)  و  دسته  دسته  و  گروه  گروه  می‌شوند  (‌و  هـر  دسـته  و  گروهی  از  مکـتبی  و  مـذهبی  پیروی  می‌کنند)  تو  بهيچ وجه  از  آنان  نیستی  و  (‌حساب  تو  از  آنان  جدا  و)  سـر  و  کارشان  بـا  خدا  است  و  خدا  ایشان  را  از  آنچه  می‌کنند  باخبر  می‌سازد  (‌و  سزای  آنان  را  خواهد  داد)‌.  هر  کس  کـار  نیکی  انـجام  دهـد  (‌پـاداش  مضاعف‌،  دست  کم  از  دریای  جود  و  کرم  خداوند  معظّم‌)  ده  برابر  آن  دارد،  و  هر  کس  کار  بدی  کند،  پادافره  او  (‌به  سبب  عدل  و  داد  یزدان‌)  جز  هم‏ سنگ‏  و  همسان  آن  داده  نمی‌شود  و  به  (‌اینان  با  افزایش  کیفر،  و  به  آنان  با  کاهش  پاداش  از)  ایشان  ظلم  و  ستم  نمی‏گردد.

در  اینجا  واپسین  نوای  این  بخش  از  آیات  به‌ گوش  جان  می‌رسد.  این  واپسین  نوا،  واپسین  نوای  سوره  نـیز  هست‌.  نوائی  است  با  زمزمۀ  تسبیح  و  تقدیس  خوشایند  و  نرم  و  دوراندیشانه  و  همچنین  قاطعانه‌ای ‌که  ژرفاهای  بس  ژرف  حقائق  عقیدتی  این‌ آئین  را  خلاصه  می‌کند که  عبارت  است  از:  توحید  مطلق‌،  عبودیّت  خالصانه‌،  قطعی  و  جدّی  بودن  آخرت‌،  فردی  و  شخصی  بودن  مسؤولیّت‌،  آزمون  در  سرای  این  جهان‌،  قدرت  و  سلطۀ  یزدان ‌که  جلوه‌گر  در  ربوبیّت  و  خداوندگاری  او  بر  هـر  چیزی  است‌،  و  جایگزینی  بندگان  در  ملک  و  مملکت  یـزدان  بدان گو‌نه‌ که  خدا  خودش  بخواهد،  بدون  این ‌که  پیگرد  و  پیجو  و  شریک  و  انبازی  داشته  باشد...  از  دیگر  سو،  این  تسبیح  و  تـقدیس  دراز،  تصویر  دلربائی  از  حقیقت  الوهـیّت  است‌،  در  آن  هـنگام  که  در  پـاک‌تـرین  و  یکرنگ‌ترین  و  صـاف‌ترین  دلی  جلوه‌گر  می‌گردد  و  مـتجلّی  می‌شود...  و  آن  دل‌،  دل  پیغمبر صلّي الله عليه و آله و سلّم  خدا  است!...  بدان  اندازه  و  در  آن  سطحی  جلوه‌گر  می‌آید  و  متجلّی  می‌شود که  تنها  تعبیر  قرآنی  خودش  می‌تواند  آن  را  به  تصویر  بزند  و  بس‌:

(قُلْ إِنَّ صَلاَتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ