یهان  آشنا  می‌گرداند.
پس  از  ذکر  وظائف  و  تکالیف‌،  پیرو  قرآنی  در  جایگاه  مناسب  خود  این  چنین  به  میان  می‌آید:
(ذلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ). 
اینها  چیزهائی  است  که  خداوند  شـما  را  بدان  توصیه  مـی‌کند  تــا  پـرهیزگار  شــوید  (‌و  از  مـخالفت  بـا  آنها  بپرهیزید).
ذکر  و  یاد،  ضدّ  غفلت  و  فراموش ‌کردن  است‌.  دلِ  ذاکر  و  یادآور،  غیر  از  دل  غافل  و  فراموشکار  است‌.  دل  ذاکر  و  یادآور،  همۀ  عهدها  و  پیمانها  را  یـاد  می‌کند،  و  تمام  توصیه‌ها  و  سفارشهای  مرتبط  بدین  عهد  را  پیش  چشم  می‌دارد  و  آنها  را  فراموش  نمی‌کند.
این  قواعد  اساسی  روشنی‌ که  تقريبًا  عقيدۀ  ا‌سلامی  را  و  شریعت  اجتماعی  را  خلاصه  می‌کند،  و  با  توحید  یزدان  آغاز  می‌گردد  و  با  عهد  خداوند  سبحان  پایان  می‌پذیرد،  و  سخنانی‌ که  پیش  از  ا‌ین  قواعد  در  بارۀ  حاکمیّت  و  قانونگذاری ‌گفته  آمد،  همۀ  اینها  راه  راست  یزدانند،  راه  راست  او که  جز  آن  همۀ  راه‌های  دیگر کژ  راهه  بشمارند  و  از  راه  درست ‌کردگار  منحرف  و  برکنارند:
(وَأَنَّ هذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَلاَتَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ). 
این  راه  (‌که  من  آن  را  برایتان  ترسیم  و  بـیان  کـردم‌)  راه  مستقیم  من  است  (‌و  مـنتهی  بـه  سعادت  هـر  دو  جـهان  می‏‎گردد.  پس‌)  از  آن  پیروی  کنید  و  از  راه‌های  (‌باطلی  که  شما  را  از  آن  نهی  کرده‌ام‌)  پیروی  نکنید  که  شما  را  از  راه  خدا  (‌منحرف  و)  پراکنده  می‌سازد.  اینها  چیزهائی  است  كه  خداوند  شما  را  بـدان  تـوصیه  می‏‎کند  تـا  پـرهیزگار  شوید  (‌و  از  مخالفت  با  آنها  بپرهیزید).
بدین  منوال‌،  بخشهای  بلندی  از  سوره  پایان  مي‌پذیرد،  بخشهائی ‌که  با  این  فرمودۀ  خداونـد  بزرگوار آغـاز  گرديده  است‌:
(أَفَغَيْرَ اللّهِ أَبْتَغِي حَكَماً وَهُوَ الَّذِي أَنْزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلًا).
آیا  جز  خدا  را  (‌میان  خود  و  شما)  قاضی  کنم‌؟  و  حال  آن  که  او  است  كه  کتاب  (‌آسمانی  قرآن‌)  را  برای  شما  نـازل  کرده  است  و  (‌حلال  و  حرام  و  حقّ  و  بـاطل  و  هـدایت  و  ضلالت‌،  در  آن‌)  تفصیل  و  توضیح  داده  شده  است‌.(‌انعام/114)  

و  این  خاتمه‌،  با  این  آهنگ  بلند  و  ژرف  پایان  می‌پذیرد.  در  میان  آغاز  و  انجام  این  بخشها،  مسألۀ  حاکمیّت  و  قانونگذاری  جای ‌گرفته  است‌،  همان گونه  که  در  مسألۀ  زراعـتها  و  چهارپایان  و  ذبـیحه‌ها  و  نذ‌رها  پـدیدار  می‌آید،  همۀ  اینها  به  مسائل  اساسی  عقيدتی  مـنتهی  می‌شود،  تا  بیانگر  این  باشد که  همۀ  آنها  از  زمرۀ  ایـن  مسائل  هستند،  مسائلی ‌که  روند  قرآنی  این ‌گسترۀ  فراخ  را  بدانها  اختصاص  می‌دهد،  و  همۀ  آنها  را  پیوند  می‌دهد  با  محتویات  و  مضامین  سورۀ  سابقی‌ که  ا‌ز  عقیده  در  محیط  فراگیرش  صحبت  می‌کند،  و  مخصوصاً  به‌گونۀ  شگفت  ویژه‌ای  به  مسألۀ  الوهیّت  و  عبودیت  می‌پردازد.  راه  خدا  تنها  یک  راه  است  و  آن  راه  راست  یگانه‌ای  است ‌که  انسان  را  به  خدا  می‌رساند.  این  راه  چنین  است‌:  مردمان  تنها  یزدان  سبحان  را  به  ربوبیّت  بپذیرند،  و  با  عبودیّت  فقط  او  را  پرستش‌ کنند،  و  بدانند که  حاکمیّت  از  آنِ  یزدان  است  و  بس،  و  در  زندگی  عملی  و  واقعی  خود  تنها  از  این  حاکمیّت  فرمانبرداری ‌کنند  و کرنش  برند.

این  راه  خدا  است  و  این  راستای  راه  راست  او  است‌...  جدای  از  این  راه‌،  تنها  راه‌هائی  است‌ که ‌کژ  راهه‌اند  و  انسانهائی  را  به  انـحراف  و  پراکندگی  و  پـریشانی  می‌کشانند که  به  جای  راه  راست  خدا،  آن  راه‌ها  را  در  پیش  می‌گیرند  و  طی  می‌کنند.

(ذلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ). 
اینها  چیزهائی  است  که  خداونـد  شـما  را  بـدان  تـوصیه  می‌کند  تا  پرهیزگار  شوید.
تقوا  و  پرهیزگاری  ملاک  اعتقاد  و  عمل  است‌.  تقوا  و  پرهیزگاری  است‌ که  دلها  را  به  راستای  راه  می‌آورد.
--------------------------------------------------------------------------------
1- برای  اطّلاع  بیشتر  مراجعه  شود  به‌ کتاب‌:  «‌خصائص  التصوّر  الاسلامی  و  مقوّماته‌»‌،  جلد  دوم‌،  فصل‌:  «‌عبودیّة  و  الوهیّة‌».
2- ‌مراجعه  شود  به ‌کـتاب‌:  «‌التطور  و  الثبات  فی  حیاة  البشریّه‌»  فصل‌:  «‌الیهود  الثلاثة‌»‌.  تألیف‌:  محمّد  قطب‌.
3- بیان  اوصاف  آنها  در  جزء  هفتم‌،  صفحات  ٩٩- 108  گذشت.  ٢-  
4- جملۀ:  «‌اِفْتِرَاءً  عَلَی  اللهِ‌»  در  آیۀ  ١٤٠  سورۀ  انعام  است‌.  ولی  جملۀ  «‌اِفْتِرَاءً ‌عَلَیْهِ»  در  آیۀ ‌١٣٨  سورۀ  انعام  است‌.  (‌مترجم‌) 
5- مراجعه  شود  به ‌کتاب‌:  «‌التطوّر  و  الثبات‌»  تألیف  محمّد  قطب.  
6- مراجعه  شود  به  تفسیر  آیۀ  ١٢٢  سورۀ  انعام‌،  جزء  هشتم‌.  
7- ‌مراجعه  شود  به ‌کـتاب‌:  «‌نحو  مجتمع  اسلامی‌»  فصل‌:  «‌مجتمع  متکافل‌».<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:94.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:95.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:96.txt">قسمت سوم</a></body></html>سوره‌ي انعام آيه‌ي 165-154

 (ثُمَّ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ تَمَاماً عَلَى الَّذِي أَحْسَنَ وَتَفْصِيلاً لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ وَهُدَىً وَرَحْمَةً لَعَلَّهُم بِلِقاءِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ (154) وَهذَا كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (155) أَن تَقُولُوا إِنَّمَا أُنْزِلَ الْكِتَابُ عَلَى‏ طَائِفَتَيْنِ مِن قَبْلِنَا وَإِن كُنَّا عَن دِرَاسَتِهِمْ لَغَافِلِينَ (156) أَوْ تَقُولوا لَوْ أَنَّا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْكِتَابُ لَكُنَّا أَهْدَى‏ مِنْهُمْ فَقَدْ جَاءَكُم بَيِّنَةٌ مِن رَبِّكُمْ وَهُدىً وَرَحْمَةٌ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَّبَ بِآيَاتِ اللّهِ وَصَدَفَ عَنْهَا سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُوا يَصْدِفُونَ (157) هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَن تَأْتِيَهُمُ الْمَلاَئِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ أَوْ يَأْتِيَ بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ لَا يَنْفَعُ نَفْساً إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِن قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْراً قُلِ انتَظِرُوا إِنَّا مُنتَظِرُونَ (158) إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعاً لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْ‏ءٍ إِنَّما أَمْرُهُمْ إِلَى اللّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُوا يَفْعَلُونَ (159) مَن جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَن جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلاَ يُجْزَى‏ إِلَّا مِثْلَهَا وَهُمْ لاَيُظْلَمُونَ (160) قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى‏ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ دِيناً قِيَماً مِلَّةَ 