  که  عذاب  و  عقاب  خدا  در کمین  شما  است‌.  چه  بسا  در  هر  لحظه‌ای  از  شب  یا  از  روز  شما  را  دریابد  و  بقاپد،  در  حالی ‌که  به  خواب  ناز  و  لهو  و  لعب  و  هوا  و  هوس  فرو  رفته  باشید  و  به  هرزه‌درائی  و  لذّت‌پـرستی  نشسـته  باشید:

(أَفَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَنْ يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنَا بَيَاتًا وَهُمْ نَائِمُونَ (٩٧)أَوَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَنْ يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنَا ضُحًى وَهُمْ يَلْعَبُونَ (٩٨)اَفَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّهِ فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلا الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ (٩٩)أَوَلَمْ يَهْدِ لِلَّذِينَ يَرِثُونَ الأرْضَ مِنْ بَعْدِ أَهْلِهَا أَنْ لَوْ نَشَاءُ أَصَبْنَاهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَنَطْبَعُ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَسْمَعُونَ) (١٠٠)

آیا  مردمان  شهرها  و  آبـادیها  (‌کـه  دعوت  پـیغمبران  را  نـپذیرفته‌انـد  و  بــه  جـای  ایـمان  بـر  کـفر  و  مـعاصی  افزوده‌اند،  از  این‌)  ایمن  شدند  کـه  عذاب  مـا  شـبانه  بـه  سراغ  آنـها  رود،  در  حـالی  کـه  ایشـان  غرق  در  خواب  باشند؟  (‌شگفتا  که  از  مکافات  عمل  غافل  شدند)‌.  یا  این  که  مردمان  این  شـهرها  و  آبـادیها  ایـمن  شـدند  از  ایـن  که  عذاب  ما  چاشتگاهان  به  سراغشان  آید،  در  حالی  که  (‌به  انجام  کارهای  بی‌ارزشی  مشغولند  که  انگار)  سرگرم  بازی  هستند؟  آیا  آنان  از  چاره  نهانی  و  مجازات  ناگهانی  خدا  ایمن  و  غافل  شده‌اند؟‌..  در  حالی  که  از  چارۀ  نهانی  و  مجازات  ناگهانی  خـدا  جـز  زیــانکاران  (‌و  از  دست‌دهندگان  عقل  و  انسانیّت‌)  ایمن  و  غافل  نمی‌گردند.  آیا  برای  کسانی  که  زمین  را  از  صاحبان  قبلی  آن  به  ارث  می‌برند  (‌و  جانشین  دیگران  مـی‌گردند)  روشـن  نشـده  است  که  اگر  بخواهیم  آنـان  را  (‌هـمچون  پـیشینیان‌)  بـه سـبب  گناهانشان  نشـانۀ  تـیر  بـلا  مـی‌گردانـیم  و  بـر  دلهایشان  مهر  می‌نهیم  تا  دیگر  (‌صدای  حقّ  را)  نشنوند  (‌و  آهسته  آهسته  رهسپار  دوزخ  شوند؟‌)‌.

آیا  مردمان  این  شهرها  و  آبادیها  ایمن  هستند  -‌ در  حالی  که  این  سنّت  یزدان  در امتحان  مردمان  با  ناخوشی  و  خوشی‌،  و  نداشتن  و داشتن‌،  و  سالم  نبودن  و  سالم  بودن  است‌،  و  ایـن  هـم  جـایگاه‌های  نقش  زمين  شدن  تکذیب‌کنندگان  سرگشته  و  ویلان  است‌،  سرگشتگانی ‌که  این  شهرها  و  ناحیه‌ها  را  آباد کردند  و  آراسـتند،  سـپس  آنجاها  را  بر  جای ‌گذاشتند  و  رفتند،  و  اینان  هم ‌اینک  بر  جایگاه  ایشان  نشسته‌اند  -  آیا  این  مردمان  ایمن  از  این  هستند که  عذاب  خدا  در  غفلتی  از  غفلتهایشان‌،  و  در  گول  خـوردنی  از گول  خـوردنهایشان‌،  ایشـان    را دربرگیرد؟  آیا  ایمن  شده‌اند که  خشم  خدا  بر  ســرشان  بتازد  و كار  ایشان  را  بسازد  و  نابودشان  نـماید،  بدان  هنگام ‌که  شبانگاهان  خفته‌اند؟  انسـانی  که  در  خواب  اختیاری  از  خود  ندارد  و  از  توان  و  نیروئی  برخوردار  نیست‌.  نمی‌توانـد  احتیاط کند  و  خویشتن  را  بپاید.  نمی‌تواند  حشره‌ای  از  حشرات ‌کوچک  را که  به  سویش  تاخت  می‌آورد  از  خو‌د  براند  و  به  دفع  آن‌ کوشد...  پس  در  این  حال  چگونه  می‌تواند  عذاب  بزرگ  و  توانـمند  خدا  را  دفع‌ کند  و  خویشتن  را  از  آن  در  امان  دارد؟  عذاب  عظیم  و  قدرتمندی ‌که  انسان  در  اوقات‌ کـاملاً  بیداری  و  هوشیاری  و احتیاط  و  تـوان  و  قدرت  هم  نمی‌تواند  در  برابر  آن  بایستد.

آیا  این  مردمان  ایمن  هستند  از  این ‌که  عذاب  خدا  بر  سرشان  تازد  و  ایشان  را  فراگیرد،  بدان  هنگام ‌که  چاشتگاهان  به  لهو  و  لعب  و  خوشگذ‌رانی  سرگرم  هستند؟  لهو و  لعب  و  خوشگذرانی‌،  بیداری ‌و  هوشیاری  را  فرا  می‏‎گیرد،  و  انسان  را  از  آمادگی  و احتیاط  غافل  و  بی‏خبر  می‌سازد،  و  بدین  هنگام‌ که  انسان‌ گو‌ل  خورده  است  و  به  لهو  و  لعب  نشسته  است  و  به  خوشگذرانی  پرداخته  است‌،  نمی‌تواند  به  دفع  چیزی ‌کو‌شد که  بر  او  می‌تازد.  پس  چگونه  می‌تواند  یورش  یزدان  را  دفع‌ کند،  یورشی‌ که  هیچ  انسانی  تـاب  مقاومت  و  ایسـتادن  در  برابر  آن  را  ندارد،  هر  اندازه  هم  بدین  هنگام  جدّی  و  آماده  برای  دفاع  باشد؟

عذاب  خدا  سخت‌تر  از  آن  است‌ که  مردمان  بتوانند  در  برابر  آن  تـاب  ایستادگی  داشـته  باشند،  چه  سرگرم  کارهای  بیهوده  و  خوشگذرانیها  باشند  و  چه  جدّی  و  هـوشیار  و  آمـادۀ  پـیکار  باشند.  امّـا  رونـد  قرآنـی  لحظه‌هائی  را  به  تصویر  می‌کشد که  لحظه‌های  ضعف  و  ناتوانی  بشری  است‌،  تا  سخت  وجدان  بشری  را  لمس  کند،  و  حسّ  هوشیاری  و  بیداری  وی  را  برانگیزد،  بدان  هنگام‌ که  بلای  تازندۀ  همه‌ جا گستر  فراگیر  را  می‌پاید  در  لحظه‌ای  از  لحظات  ضعف  و  بیخبری،  و  مـی‌ترسد  مصيبت‌، ناگهانی  یورش‌ آورد  و کار او  را  بسازد. البتّه  انسان  چه  بیدار و  هو‌شیار  باشد،  و  چه  غافل  و  بی‏خبر،  از  دست  عذاب  یزدان  نجات  و  رهائی  پیدا  نمی‌کند.  هر  دو  حالت  بیداری  و  هو‌شیاری‌،  و  غفلت  و  بیخبری،  در  برابر  عذاب  خدا  یکسان  است‌.

(أَفَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّهِ ).

آیــا  آنــان  از  مـجازات  ناگهانی  یـزدان  ایمن  و  غـافل  شده‌اند؟‌.  

چاره‌سازی  خدا  نهان  و  پنهان  برای  انسانها  است  تـا  خویشتن  را  از آن  ٻپرهیزند و ٻرحذر نمایند.

(فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلا الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ). (٩٩)

از  مجازات  ناگهانی  و  چـاره‌سازی  پنهانی  یـزدان  جز  زیانکاران  (‌و  از  دست‌دهندگان  عقل  و  انسانیّت‌)  ایمن  و  غافل  نمی‌گردند.

در  فراسوی  آسوده  خفتن  و غفلت  زده  بودن‌ و  بیشرمی  و  پرده دری  نمودن‌،  جز  ضرر  و  زیـان  نـیست‌.  از  ایـن  محازات  ناگهانی  و  چاره‌جوئی  نهانی  الهی‌،  اینگونه  غافل  و  بی‌خیال  نمی‌ماند  مگر کسانی‌ که  سزاوار  چنین  ضرر  و  زیانی  باشند!

آیا  آنان  از  مجازات  ناگهانی  و  چاره‌سازی  نهانی  الهی  بی‌خیال  می‌نشینند؟  در  صورتی‌ که  پس  از گذشتگان‌،  گذشتگانی‌ که  بر  اثر گناهانشان  نابود گشتند،  و  غفلت ایشان  را  به  نابودی‌ کشاند  و  خرمن  عمرشان  را  بر  باد  داد،  در  سرزمین  آنـان  می‌زیند  و  بر  جای  ایشـان  می‌نشینند؟  آیا  جایگاه‌های  هلاک  و  سرزمینهای  نابودی  گذشتگان‌،  اینان  را  رهنمود  نمی‌گرداند  و  راه  را  برایشان  روشن  نمی‌سازد؟

(أَوَلَمْ يَهْدِ لِلَّذِينَ يَرِثُونَ الأرْضَ مِنْ بَعْدِ أَهْلِهَا أَنْ لَوْ نَشَاءُ أَصَبْنَاهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَنَطْبَعُ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَسْمَعُونَ) (١٠٠)

آیا  برای  کسانی  که  زمین  را  از  صاحبان  قبلی  آن  به  ارث  می‌برند  (‌و  جانشین  دیگران  مـی‌گردند)  روشـن  نشـده  است  که  اگر  بخواهیم  آنـان  را  (‌همچون  پـیشینیان‌)  بـه  سـبب  گناهانشان  نشـانۀ  تیر  بـلا  مـی‌گردانـیم  و  بـر  دلهایشان  مهر  می‌نهیم  تا  دیگر