  تنگ  آیند  و  خویشتنداری  را  از  دست  دهند.  همچنین  نباید  از  فقر و  تنگدستی  و  نیازمندی  هراسی  به خود  راه  دهند.
چه  خدا  روزی  جملگي  ایشان  را  می‌رساند.
(وَلاَ تَقْرَبُوا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ). 
و  به  گناهان  کبیره  (‌از  جمله  زنا)  نزدیک  نشـوید،  خواه  (‌آنها  در  وقت  انجام‌،  برای  مردم‌)  آشکار  بـاشد  و  خواه  پنهان‌.
پس  از  آن ‌کـه  مردمان  را  در  حقّ  خانواده  توصیه  می‌فرماید،  بدیشان  سفارش  می‌فرماید  نسبت  به  قاعده‌ای  که  خانواده  بر  آن  استوار  و  ماندگار  می‌گردد،  همان‌گونه ‌که  جامعه  تماماً  بر  آن  بر  جا  و  پـا  بر  جا  می‌ماند.  این  قاعده‌،  قاعدۀ  نظافت  و  طـهارت  و  عفّت  است‌.  ایشان  را  از  زشتیها  و  پلشتیها  و گناه‌ها  و  بزه‌های  پنهان  و  آشکار  نهی  می‌فرماید...  ایـن  نـهی  كاملًا  با  سفارش  پیشین  خود  پیوند  دارد...  و  پیوند کاملی  نیز  با  سفارش  نخستینی  دارد که  همۀ  سفارشها  بر  بنیاد  آن  استوار  و  پایدارند.

استوار  و  پایدار  ماندن  خانواده‌ای‌،  و  بر  جای  و  بر  پای  ماندن  جامعه‌ای‌،  در  لجنزار  زشتیها  و  پلشتیها  و گناه‌ها  و  بزه‌های  آشکار  و  پنهان‌،  ممکن  نـیست  ...  قطعاً  باید  طهارت  و  نظافت  و  عفّت  باشد  تا  خانواده  و  همچنین  جامعه  اسـتوار  و  پـایدار  بماند.  کسـانی  که  دوست  می‌دارند  زشتیها  و  پلشتیها  و گناه‌ها  و  بزه‌ها  پـخش  و  فراگیر  شود، ‌کسانی  هستند که  دوست  می‌دارند  پایه‌ها  و  ستونهای  خانواده  سست  و  لرزان ‌گردد  و  بنای  جامعه  فرو  ریزد  و  سقوط‌ کند.

فواحش  جمع  فاحشه‌،  به  یکایک  چیزهائی ‌گفته  می‌شود  که  از  حدّ  خویش  تجاوز کند  و  از  مرز  خود  بگذرد. گاهی  فواحش  به  نوع  ویژه‌ای  از  فاحشه‌ گفته  می‌شود  که  زنا  است‌. گمان  غالب  این  است ‌که  در  اینجا  مراد  از  فواحش‌،  زنا  است‌.  زیرا  جولانگاهي ‌که  در  آن  هستیم  جولانگاه  بر  شمردن  خود  محرّمات  است‌.  در  این  صورت  خود  زنـا  یکی  از  آنها  است‌،  و الّا کشتن  انسـان  فاحشه  است‌،  و  خوردن  مال  یتیم  فاحشه  است‌،  و  شرک  قائل  شدن  برای  خدا  فاحشۀ  فواحش  و  بدترین  پلشتیها  و  بزه‌ها  است‌.  پس  اختصاص  «‌فواحش‌»  در  اینجا  به  زنـا  با  سرشت  روند  قرآنی  سازگاری  و  همخوانی  بیشتری  دارد.  ذکر  فواحش  با  ساختار  جمع‌،  بدان  خاطر  است  که  این  گناه  خودش  دارای  مقدّماتی  و  ظروف  و  شرائـطی  است‌ که  یکایک  همۀ  آنها  همچون  خود  زنا  فاحشه  بشمار  است‌.  مثلًا  بی‌حجابی‌،  لختی‌،  بی‌ادبی،  پرده‌دری‌،  بی‌ناموسی‌،  آمیزش  هوس‌انگیز،  واژه‌ها  و گفته‌ها  و  اشاره‌ها  و  حرکتها  و  خنده‌های  گناه‌آلود،  تـحریک  کردن  و  گول  زدن‌،  خودآرائی  و  برانگیختن  هوا  و  هوس‌...  همه  و  همه  فواحشی  هستند که  پیرامون  واپسین  فاحشه‌،  یعنی  زنـا  حلقه  می‌زنند  و  آن  را  احاطه  می‌کنند.  برخی  از  اینها  پیدا  و  برخی  از  آنـها  نـاپيدا  است‌.  بعضی  در  دل  و  درون  پنهانند،  و  بعضی  بر  روی  اندامها  آشکارند.  قسمتی  از  آنها  پوشیده  و  پـنهان  شده  است‌،  و  قسـمتی  از  آنـها  آشکار  و  بی‌پرده  نموده  شده  است‌.  همه  و  همه  هم  بنیاد  خانواده  را  در  هم  می‌ریزد  و  در  هم  می‌شکند،  و کالبد  و  پیکرۀ  مردمان  جامعه  را  سواخ  سوراخ  می‌کند،  افزون  بر  آن‌ که  دلهای  افراد  را  می‌آلاید  و  لکّه‌دار  مي‌نماید،  و  پویائیها  و  تلاشهایشان  را  ناچیز  و  بی‌ارج  می‌کند.  بدین  خاطر  هم  هست  پس  از  سخن  از  پد‌ران  و  مـادران  و  فرزندان‌،  از  فواحش  صحبت  شده  است‌.
چون  این  فواحش  دارای  فریبندگی  و کشش  است‌،  تعبیر  این  چنین  است‌:
(لاَ تَقْرَبُوا). 
نزدیک  نشوید.
تا  از  نزدیک  شدن  نیز  بدین  وسیله  نهی ‌گردد،  و  راه‌های  منتهی  به‌ گناه  بسته  شود،  و  ابزارهای  انجام  بزه  بر  چیده  شود،  و  پرهیز گردد  از کشش  و  جاذبۀ  فسق  و  فجور که  در  برابرش  اراده  سست  و  ضعیف  می‌شود...  از  همین  رو  است ‌که  پس  از  نگاه  اتّفاقی  نخستین  به  نامحرم‌،  دومین  نگاه  حرام  شده  است‌.  به  همین  جهت  است  آمیزۀ  یکدیگر  شدن  زن  و  مرد  فقط  تا  آن  اندازه ‌که‌ گزیری  از  آن  نیست  روا  است‌.  از  همین  جا  است  بی‌حجابی  و  خودآرایی  زنان  -  حتّی  در  مـعطّر کردن  خود  در  راه  -  در  مقابل  بیگانگان  حرام  است‌.  و  حرکات  و  خنده‌ها  و  اشاره‌ها  و کرشمه‌های  هوس‌انگیز  و  فتنه‌انگیز  در  زندگی  پاکیزۀ  اسلامی  مـمنوع  و  قدغن  است  ...  ایـن  آئـین  نمی‌خواهد که  مردمان  را  در  معرض  فتنه  و  بلا  قرار  دهد،  سپس  اعصاب  ایشان  را  دچار  درد  و  رنج  مقاومت  و  ایستادگی  سازد.  این  آئین  اسباب  پیشگیری  از گناه  را  فراهم  می‌کند،  پیش  از  این ‌که  حدّ  و  حدود  شرعی  را  اجراء  سازد  و  بزهکاران  را  کیفر  دهد.  ایـن  دیـن  آئینی  است‌ که  دلها  و  درونها  را  می‌پاید  و  اعضاء  و  اندامها  را  حفظ  می‌نماید.  پروردگار  تو  آگاه‌تر  از  هر کسی  نسبت  به  بندگان  خویش  است  و  نیک‌تر  از  هر کسی  می‌داند که  چگو‌نه  باید  با  ایشان  رفتار کرد.  او  بس  دقیق  و  ریزه‌کار  و  آگاه  و  مطّلع  است‌.

همچنین  یزدان  خوب  می‌داند کسانی ‌که  شهوات  را  برای  مردمان  می‌آرایند،  و  با گفتار  و  عکس  و  شکل  و  تصویر  و  داستان  و  فیلم  و  اردوگاه‌های  مختلط  و  با  سائر  وسائل  ارشاد  و  اعلام  و  رادیوها  و  تلویزیونها،  زانو  بندها  را  از  شـتران  غریزه  باز  می‌کنند  و  جلو  غریزه‌ها  را  رها  می‌سازند.

(وَلاَ تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ). 

و  کسی  را  بدون  حقّ  (‌قصاص  و  اجـراء  فرمان  الهـی‌)  مکشید  که  خداوند  آن  را  حرام  کرده  است‌.

در  روند  قرآنی  زیاد  از  این  سه‌ کار  زشت  و  پلشت‌،  به  دنبال  یکدیگر  نـهی  می‌شود:  شرک  و  زنـا  و کشـتن  انسان‌...  این  بدان  خاطر  است‌ که  همۀ  این  سه ‌کار  ناپسند  در  حقیقت‌،  قتل  و کشتن  بشمارند!  بزه  نخستین‌،  بزه  کشتن  فطرت  است‌.  دومین  بزه،  بزه‌ کشتن‌ گروه  مردمان  است‌.  سومین  بزه،  بزه ‌کشتن  انسان  تنها  است  ...  فطرتی  که  بر  توحید  و  یگانه‌پرستی  نمی‌زید،  فطرت  مرده‌ای  است‌.[5] ‌گروه  و  دسته‌ای ‌که  زنا  در  آن  پـخش  و  رائـج  باشد، ‌گروه  و  دستۀ  مرده‌ای  است  و  قـطعًا  به  هلاک  می‌رسد  و  نابود  می‌شود.  تمدّن  یونانی  و  تمدّن  رومانی  و  تمدن  ایرانی‌،  گواهانی  از  تاریخ  بر  این  ادّعاء  است‌.  مقدّمات  هلاک  و  نابودی  در  تـمدّن  غربی  خبر  از  سرنوشتی  می‌دهد که  چشـم  به  راه  آن  باید  بود.  سرنوشت  بدفرجامی  که  در  انتظار  ملّتهائی  است ‌که  این  همه  فساد  به  میانشان  می‌خزد  و  پیکر  جامعه  را  سوراخ  سوراخ  می‌کند.[6]  جامعه‌ای ‌که  جنگها  و کشـتارها  و  شورشها  و  انتقامجوئیها  در  آن  باشد،  جامعه‌ای  است  که  به  هلاک  و  نابودی  تهدید  می‌گردد.  بدین  خاطر  است‌ ک