 حَرَّمَ اللّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ذلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ. وَلاَ تَقْرَبُوا مَالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى‏ يَبْلُغَ أَشِدَّهُ وَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَنُكَلِّفُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى‏ وَبِعَهْدِ اللّهِ أَوْفُوا ذلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ. وَأَنَّ هذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَلاَتَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ).

 بگو:  بـیائید  چـیزهائی  را  بـرایـتان  بـیان  کنم  که  پروردگارتان  بر  شما  حرام  نموده  است‌.  این  کـه  هيچ  چیزی  را  شریک  خدا  نکنید،  و  به  پدر  و  مادر  (‌بدی  نکنید  و  بلکه  تا  آنجا  که  مـمکن  است  بـدیشان‌)  نـیکی  کـنید،  و  فرزندانتان  را  از  ترس  فقر  و  تنگدستی  (‌کنونی  یا  آینده‌)  مکشید  (‌چرا  که‌)  ما  به  شما  و  ایشان  روزی  مـی‌دهیم  (‌و  روزی  رسان  همگان  مائیم  نه  شما)‌،  و  به  گناهان  کبیره  (‌از  جمله  زنا)  نزدیک  نشوید،  خواه  (‌آنها  در  وقت  انجام‌،  برای  مـردم‌)  آشکـار  بـاشد  و  خواه  پـنهان‌،  و  کسـی  را  بدون  حقّ  (‌قصاص  و  اجراء  فـرمان  الهـی‌)  مکشـید  که  خداوند  آن  را  حرام  کرده  است‌.  اینها  اموری  هستند  که  خدا  بگونه  مؤیّد  شما  را  بدانها  توصیه  می‌کند  تا  آنـها  را  بفهمید  و  خردمندانه  عمل  کنید.  به  مال  یتیم  جز  به  نـحو  احسن  (‌و  بـهترین  راهـی  کـه  بـاعث  حـفظ  و  ازدیـاد  آن  گردد)  نزدیک  مشوید  (‌و  بدین  شیوۀ  خداپسندانه  ادامـه  دهید)  تا  آنگاه  که  یتیم  به  رشد  کامل  خود  می‌رسد  (‌و  در  آن  هنگام  بگونۀ  شـایسته  مـی‌توانـد  در  مـال  خـویش  تصرّف  کند.  در  این  وقت  اموالش  را  به  خودش  تسلیم  کنید)‌،  و  پیمانه  و  ترازو  را  به  تـمام  و  کمال  و  دادگرانـه  مراعات  دارید  و  (‌نه  کم  و  نه  زیاد  بدهید  و  نه  کم  و  نه  زیاد  دریافت  کنید.  در  حدّ  توانائی  انسانی  خود  در  ایـن  بـاره  بکوشید  و  بدانید  که‌)  ما  هيچ  کسی  را  به  انجام  چیزی  جز  به  اندازۀ  تاب  و  توانش  مؤظّف  نمی‌سازیم‌.  و  هنگامی  که  سخنی  (‌در  کار  داوری  یا  گواهی  و  یا  راجع  به  روایت  و  خبری‌)  گفتید،  دادگری  کنید  (‌و  از  حقّ  منحرف  نشـوید)  هر  چند  (‌کسی  کـه  سـخن  بـه  نفع  یـا  بـه  زیـان  او  گفته  می‌شود)  از  خویشاوندان  باشد.  و  به  عهد  و  پیمان  خدا  (‌که  برای  انجام  تکالیف  از  شما  گرفته  است‌،  و  به  عهد  و  پیمان  میان  خود  در  بــارۀ  مسـائل  و  مصالح  مشـروع‌)  وفاء  کنید.  اینـها  چیزهائی  هستند  که  خداوند  شـما  را  بـه  رعایت  آنها  توصیه  می‌کند،  تا  این  که  متذکّر  شوید  و  پند  گیرید.  ایـن  راه  (‌که  مـن  آن  را  بـرایـتان  تـرسیم  و  بـیان  کردم‌)  راه  مستقیم  من  است  (‌و  منتهی  به  سعادت  هر  دو  جهان  می‏‎گردد.  پس‌)  از  آن  پـیروی  کـنید  و  از  راهـهای  (‌باطلی  که  شما  را  از  آن  نهی  کرده‌ام‌)  پیروی  نکـنید  که  شما  را  از  راه  خدا  (‌منحرف  و)  پراکنده  مـی‌سازد.  ایـنها  چیزهائی  است  که  خداوند  شما  را  بدان  توصیه  می‌کند  تا  پرهیزگار  شوید  (‌و  از  مخالفت  با  آنها  بپرهیزید).

بدین  پندها  و  سفارشهائی  می‌نگریم ‌که  در  روند  قرآنی  به  مناسبت  سخن  از  مقرّرات  مربوط  به  چـهارپایان  و  میوه‌ها  و  خیالبافیها  و  جهان‌بینیها  و  اندیشه‌ها  و کارهای  جاهلیّت‌،  به  میان  می‌آید.  خواهیم  دید که  چنین  پندها  و  سفارشهائی  پـایۀ  ایـن  آئـین  بطور کلّی  است‌...  ایـن  انـدرزها  و  تـوصیه‌ها  پـایۀ  زندگی  یکتاپرستی  دل  و  درون‌،  پایۀ  بنیادین  زندگی  خانواده  در  همۀ  نسلهای  پیاپی‌،  پایۀ  اسـاسی  زندگی  جامعه  از  نـظر  ضمانت  اجتماعی  و  پاكی  معاملاتی  که  در  آن  انجام  می‌پذیرد،  پایۀ  زندگی  انسانیّت  و  همۀ  تضمینهای  حقوقی  آن‌،  و  پایۀ  همۀ  اموری  است‌ که  مربوط  به  عهد  و  پیمان  خدا  است‌.  این  درسها  و  اندرزها  با  یگانه‌پرستی  خدا  آغاز  می‌گردد.

به  پایان  این  پندها  و  سفارشها  می‌نگریم‌.  خواهیم  دید که  یزدانِ‌ سبحان  مقرّر  می‌فرماید که  این  راه  راست  او  است‌،  و  هر  راهی  جز  آن کژ  راهه  است  و  مردمان  را  از  راه  یگانه‌ای  به  دور  می‌دارد که  انسـان  را  به  سعادت  سرمدی  می‌رساند.

این  آیه‌های  سه‌گانه  در  برگیرندةۀ کار  بزرگی  است‌.  کار  بزرگی  که  به  دنبال  مسأله‌ای  یـاد  می‌گردد  که  انگار  لحظه‌ای  از  دامنۀ  جاهلیّت  است‌.  ولیکن  در  حقیقت  مسألۀ  اساسی  و  بنیادین  این  آئین  است‌،  به  دلیل  این‌ که  با  این  اندرزها  و  سفارشهای  مهمّ  و كلّی  پیوند  دارد.  

(قُلْ تَعَالَوْا أَتْلُ مَاحَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ). 

بگو:  بـیائید  چـیزهائی  را  بــرایــتان  بــیان  کـنم  که  پروردگارتان  بر  شما  حرام  نموده  است‌.

بگـو:  بیائید  برایتان  روایت‌ کنم  چیزهائی  را که  پروردگارتان  بر  شما  حرام ‌کرده  است  -  نه  چیزهائی  را  که  شما گمان  می‌برید که  یزدان  آنها  را  حرام  فرموده  است  - ‌«‌پروردگارتان‌» ‌که  تنها  او  حقّ  ربوبیّت  دارد  آنها  را  بر  شما  حرام‌ کرده  است‌.  ربوبیّت  هم  عبارت  است  از:  سرپرستی  و  پرورش  و  رهنمونی  و  فرمانروائـی‌...  در  این  صورت  حقّ  ربوبیّت  تنها  اختصاص  به  خدا  دارد  و  بس.  ربوبیّت  جولانگاه  سلطه  و  قدرت  او  است‌.  پس  آن  کسی  که  حرام  می‌سازد  «‌پروردگار»  است‌،  و  تـنها  خداوند  جهان  می‌تواند  «‌پروردگار»  باشد  و  بس.

(أَلاَّ تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً). 

این  که  هيچ  چیزی  را  شریک  خدا  نکنید.

این  پایۀ  اساسی  و  بنیادینی  است ‌که  کاخ  عقیده  بر  آن  استوار  می‌شود،  و  وظائف  و  فرائض  بدان  برمی‏گردد،  و  حقوق  و  واجبات  از  آن  چشمه  می‌گیرد...  پایۀ  اساسی  و  بنیادینی  است ‌که  باید  پیش  از  هر  چیز  دیگری  ساخته  و  پرداخته‌ گردد  و  بعد  از  آن‌:  به  اوامر  و  نواهي  پرداخت‌،  به  تکالیف  و  فرائض  اشتغال  ورزیـد،  نـظام  و  اوضاع  اجتماعی  را  پی‌ریزی  نمود،  و  به  قوانین  و  احکام  دست  یازید...  پیش  از  هر  چیز  واجب  است  مردمان  اعتراف  کنند  به  ا‌لوهیّت  خداوندگار  یگانۀ  جهان  در  امور  حیات  و  زندگانیشان‌،  همان  که  باید  در  باور  داشت  و  عقیده‌شان  به  ربوبیّت  یزدان  سبحان  اقرار کنند.  همان‌گونه ‌که  نباید  کسی  را  در  الوهیّت  انبا‌ز  ایزد  متعال  سازند،  در  ربوبیّت  نیز  نباید  کسی  را  انباز  او گردانند.  باید  اعتراف  کنند  به  این ‌که  تنها  یزدان  در  همۀ  امور و شؤون  ایـن  هسـتی  در  جهان  اسباب  و  علل  و  اندازه  و  سنجش  و  قضا  و  قـدر،  دخل  و  تصرّف  دا‌رد  و  بس.  باید  ا‌عتراف‌کنند  به  ا‌ین ‌که  فقط  و  فقط  یزدان  جهان  است‌ که  در  روز  قیامت  به  حساب  و کتاب 