و  وحی  می‌شود  نپذیرفتند)  بدیشان  بگو:  پروردگار  شما  دارای  رحمت  گسترده  و  مـهر  فراوان  است  و  (‌در  ایـن  جهان  مؤمنان  و  کافران  را  در  بر  می‏‎گیرد.  اگر  خدا  در  مجازات  ناباوران  و  بزهکاران  شتاب  روا  نمی‌دارد،  شما  را  نفریبد،  چرا  که  کـیفر  طـاغی  و  یـاغی  همچون  شما  حتمی  است  و)  عذاب  او  از  رسـیدن  بـه  گناهکاران  ردّ  خور  ندارد.

بگو‌:  پروردگارتان  دارای  مهر  فراوان  نسـبت  به  مـا  و  نسبت  به  هر کسی  است  که  از  بـندگانش  دارای  ایـمان  باشد،  و  نسبت  به  هر کس  دیگری  جز  ا‌یشان‌.  مهر  یزدان  سبحان  نیک‌کار  و  بدکار  و  خوب  و  بد  را  در  بر  می‌گیرد.  او  شتابی  در  عقاب  و  عذاب  کسی  نـدارد که  سزاوار  عقاب  و  عذاب  باشد،  به  خاطر  شکیبائی  و  مـهری ‌که  دارد.  آخر  چه  بسا  برخی  از  آنـان  به  سوی  خداوند  مهربان  برگردند  و  از  زشتیها  و  پلشتیها  دست  بردارند...  امّا  باید  دانست‌ که  عقاب  و  عذاب  او  را  از  بزهکاران  و  گناهکاران  برنمی‌گرداند  مگر  شکیبائی  یزدان  جهان‌،  و  مهلتی ‌که  او  برایشان  مقدّر کرده  است  و  در  نظر گرفته  است  تا  سررسید  تعیین  شدۀ  عمرشان  ...

در  این  فرمودۀ  یزدان  مهربان،  هم  امیدوار کردن  به  مهر  ایزد  منّان  است‌،  و  هم  ترساندن  از  عقاب  و  عذاب  یزدان  سبحان.  خداوندی‌ که  دلهای  انسان  را  آفریده  است‌،  دلها  را  با  امیدوار کردن  و  با  ترساندن‌،  مخاطب  می‌فرمايد  شاید که  دلها  به  تکان  در آیـند  و  هدایت  را  دریـافت  نمایند  و  فرمان  یزدان  را  بپذیرند  و  اجراء  نمایند.

*این  سوره  -‌ که  نخستین  سوره  از  سوره‌های  مكّی  است  که  ما  در  اینجا  در  فی  ظلال  القرآن‌،  بدان  می‌پردازیم  -  نمونۀ ‌کاملی  از  قرآن  مکّی  است  و  ما  از  سرشت  قرآن  مکّی  و  ویژگیها  و  برنامۀ  آن‌،  در  صفحات  پیشین  سخن  گفتیم‌.  این  سوره‌،  سرشت  ایـن  قرآن  را  و  ویـژگیها  و  برنامۀ  آن  را  در  موضوع  اسـاسی  خود،  و  در  برنامۀ  دست  یازیدن  و  پرداختن  به  مسأله  و کاری‌،  و  در  شیوۀ  عرضه  کردن  و  نشـان  دادن  امور،  بطور  یکسـان‌،  به  تصویر  می‌کشد...  همراه  با  آن  (‌‌شخصیّت)  ویژۀ  خود  را  نیز  محفوظ  می‌دارد،  همانگو‌نه  که  ایـن  پـدیده  در  هـر  سـوره‌ای  از  سـوره‌های  قرآن  پـیدا  و  هویدا  است‌،  پدیده‌ای ‌که  در  هر  سوره‌ای  با  دقّت‌ کامل  و  چشم  تیز بین  مشاهده  می‌گردد.  چرا که  هر  سوره‌ای  دارای  شخصـیّت‌،  سیماها،  محور،  شیوۀ  ویژه  برای  عرضۀ  موضوع  اساسی  خود،  تاثیرات  الهامگرانۀ  همراه  با  عرضه‌،  شکلها  و  سایه  روشنها  و  فضای  حاکم  بر  سوره‌،  و  جملات  و  عبارات  خاصّی ‌که  در  آن  تکرار  می‌گردند  و  شبیه  به  لوازم  و  ابزارهای  کار  در  پـیکرۀ  سوره‌اند  مـی‌باشد...  حتّی  بدانگاه‌ که  موضوع  واحدی  را،  و  یـا  مـوضوعهای  نزدیک  به  هم  را  بیان  می‌نماید،  حال  بر  همین  روال  و  بدین  منوال  است‌.  چه  این  موضوع  نیست‌ که  شخصـیّت  سوره  را  به  تـصویر  می‌کشد،  بلکه  ایـن  سـیماها  و  نشانه‌های  ویژۀ  خود  سوره  است‌ که  بر  پـیکرۀ  سوره  زیب  و  زینت  می‌بخشند!
این  سوره  -  با  حفظ  این  سمت  -  به  موضوع  اساسی  خود،  به  شکل  شگفتی  و  به‌ گونۀ  کميابی،  مـی‌پردازد...  در  هـر  نگاهی  از  آن‌،  و  در  هر  موقعیـّتی‌،  و  در  هر  صحنه‌ای‌،  (‌زیبائی  دل‌انگیزی)  را  به  تصویر  می‌زند...  زیبائی  و  جمالی‌ که  ناگهان  بر  دل  می‌تازد  و  آن  را  حیران  خود  می‌سازد،  و  حسّ  و  شعو‌ر  را  به  هراس  و  دهشت  می‌افکند،  و  نفس  را  می‌گیرد،  در  آن  حال ‌که  سراسیمه  و  هراسان‌،  صحنه‌ها  و  منظره‌ها  و  آهنگهـا  و  الهامـهای  سوره  را  می‌پاید  و  آنها  را  به  هم  متّصل  می‌نماید!  بلی!  ایـن حقیقتی  است‌!  حقیقتی  است‌ که  آن  را  در  دل  و  درون  و  در  حسّ  و  شعور  خود  می‌یابم‌،  بدانگاه ‌که  روند  سوره  را  دنبال  می‌کنم  و  صحنه‌ها    منظ‌ره‌ها  و  آهنگهـا  و  نواهای  سوره  را  می‏بینم  و  می‌شنوم‌!...  کسی  را  گمان  نـمی‌برم  که  دارای  دلی  باشد  و  نـوعی  از  ایـن  چیزهائی  را که  می یابم‌،  او  نیابد!...  زیبائی  و  جمال  در  سوره  تا  بدانجا  است ‌که  عملاً  به  سر حدّ  دلکشی  و  دلربائی  می‌رسد،  و  انسان  را  مات  و  مبهوت  خود  می‌سازد!
این  سوره‌،  رویهمرفته  (حقیقت  الوهیّت)  را  عرضه  می‌دارد...  حقیقت  الوهیّت  را  نشان  می‌دهد  در  جولانگاه  هستی  و  زندگی،  نفس  و  درون‌،  زوایای  ناشناختۀ  جهان  دیدنی  و  پیدا،  نواحی  ناشناختۀ  جهان  نـهان  و  نـاپیدا،  صحنه‌های  پیدایش  جهان  و  پیدایش  حیات  و  پـیدایش  انسـان‌،  نابودی  گذشتگان  و  پـیشینیان  و  جانشینی  آیندگان  و  پسینیان‌،  صحنه‌های  فطرت  در  آن  هنگام  که  با  جـهان  و  حوادث  و  دارائی  و  خـوشی  و  نـاداری  و  ناخوشی  و  سود  و  زیان  روبرو  می‌شود،  مظاهر  قدرت  الهی‌،  محافظت  و  مراقبت  ذات  باری  از  زندگی  ظاهری  و  باطنی  انسانها،  و  احوال  و  اوضـاع  کنونی  و  آیـندۀ  ایشان‌،‌...  خلاصه  صـحنه‌های  رسـتاخیز،  و  مـوقعیّتهای  آفریدگان  بدانگاه  که  آنان  را  در  پیشگاه  آفریدگارشان  نگاه  می‌دارند،  همه  و  همه  را  عرضه  می‌دارد.
موضوع  اساسی  مورد  بحث  سوره‌،  از  آغاز  تا  انجام  آن‌،  موضوع  عقیده  است‌،  با  تمام  اصول  و  ارکان  و  هستی  و  ساختاری  که  دارد.  این  سوره  همۀ  وجود  انسان  را  فرا  می‌گیرد  و  او  را  برمی‌گیرد  و  در  سراسر گسترۀ  هستی  به  دنبال  سرچشمه‌ها  و  الهامهای  نهان  و  آشکار  این  جهان  بزرگ  مـی‌گرداند...  ایـن  سوره  نـفس  بشری  را  در  مـلكو‌ت  آسـمانها  و  زمین‌،  بـه ‌گردش  و  چرخش  در می‌آورد،  تا  در  آنجاها  تاریکها  و  نـور  را  بنگرد  و  ببیند،  و  خورشید  و  ماه  و  ستارگان  را  بپاید  و  مشاهده  نماید.  به  میان  باغهائی  برود  که  درختانش  با  قلّابهای  ویژه  به  اشیاء  اطراف  می‌چسبند  و کمر  راست  می‌کنند  و  روی  داربستها  قرار  می‌گیرند،  و  یا  درختانش  نیازی  به پایه  و  داربست  و  پیحیدن  به  اطراف  ندارند  و  بر  سر  پای  خود  می‌ایستند  و گردن  می‌افرازند.  در  میان  چشمه  سارانی  بگردد که  از  بالا  فرو  می‌ریزند  و  در  لابلای  درختان  باغها  جاری  می‌گردند...  اين  سوره  انسانها  را  بر  بالای  مقبره‌ها  و  آثار  بر‌جای  ما‌ندۀ  بی‌سکنۀ  ملّتـهای  پیشین  نگاه  می‌دارد  و  ویـرانه‌های ‌گذشتگان  را  جلو  چشم‌ کسانی  مجسّم  می‌کند که  می‌روند  و  از  سر  حسرت  به  قفا  می نگرند.  مرد‌مان  را  در  تـاریکیهای  خشکی  و  دریا  روان  می‌گرداند،  و گوشه‌هائی  از  اسرار  غیب  و  زوایای  درون  را  بدو  می‌نمایاند.  در  این‌ گستره‌،  زنده  از  مرده‌،  و  مرده  از  زنده  سر  برمی‌زند،  دانه‌های  نـهان  در  تاریکیهای  زمین  جـوانه  مـی‌زنند.  نطفۀ  پنهان  در  تاریکیهای  رحم  مـادران  بزرگ  می‌شوند  و  سـر  بر  می‌کنند.  سخن  از  انسان  و  پری  می‌رود،  و گستر