کردند  و  بدانها  دست  می‏بردند  یا  با  الهام  شیاطین  و  انبازهایشان  چنین  و  چنان  می‌کردند.  در  صورتی ‌که  ایـنان ‌کشت  و  زرعـها  را  و  حیوانـات  و  چهارپایان  را  برای  آنان  نیافریده‌اند  و  پدیدار  نکرده‌اند.  

بلکه  آن‌ کسی‌ که  آنها  را  برای  ایشـان  آفریده  است  و  پدیدار کرده  است  یزدان  است‌،  یزدان  جهانی‌ که  واجب  و  لازم  است  حاکمیّت  تنها  از  آن  او  باشد  چون  او  آفریدگار  و  روزی  رسان  همگان  است  و  باید  درباره  آفریدگان  و  روزیخواران  خود  فرمانفروائی ‌کند  و  در  بارۀ  اموالی ‌که  به  بندگانش  داده  است  دستور  و  فرمان  دهد.

هم  اینک  قرآن  برای  ایشان  مقرّر  و  معیّن  می‌دارد که  از  همۀ  این  چیزها  خدا  چه  چیز  را  برای  آنـان  حرام‌ کرده  است‌.  خداوند  چیزی  را که  بر  آنان  واقعاً  حرام  کرده  باشد،  آن  را  از  روی  دلیل  و  وحي  حرام  فرموده  است‌،  نه  از  روی ‌گمان  و  وهم‌.  خدا  است‌ که  حاکمیّت  شرعی  از آن  او  است‌.  چیزی  را که  او  حرام  می‌کند،  حرام  است‌،  و  چیزی  را که  حلال  می‌کند،  حلال  است‌.  بدون  ایـن ‌که  کسی  بتواند  در  سلطه  و  قدرت  حاکمیّت  و  قانونگذاری  او  دخالت  یا  مشارکت  و  یا  پیگردی  داشته  باشد...  به  مناسبت  بحث،  روند  قرآنی  چیزهائی  را  ذکر  می‌کند که  یزدان  آنها  را  برای  یهودیان  بطور  خاصّ  حرام  کرده  است‌،  ولی  آنها  را  برای  مسلمانان  حلال  فرموده  است‌.  تحریم  این‌گونه  اشیاء  بر  یهودیان‌،  برای  تنبیه  و کیفر  ایشان  در  برابر  ستمگری  و  دوری  آنان  از  شـرع  خدا  بوده‌است‌: 

(قُل لَا أَجِدُ فِي مَاأُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً عَلَى‏ طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَن يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ. وَعَلَى الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ وَمِنَ الْبَقَرِ وَالْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُمَا إِلَّا مَا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمَا أَوِ الْحَوَايَا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذلِكَ جَزَيْنَاهُم بِبَغْيِهِمْ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ. فَإِن كَذَّبُوكَ فَقُل رَبُّكُمْ ذُورَحْمَةٍ وَاسِعَةٍ وَلاَيُرَدُّ بَأْسُهُ عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ).

(‌ای  پیغمبر)  بگو:  در  آنچه  به  من  وحی  شده  است‌،  چیزی  را  بر  خورنده‌ای  حرام  نمی‌یابم‌،  مگر  (‌چهار  چیز  و  آنـها  عبارتند  از:‌)  مردار،  (‌همچون  حیوان  خفه  شـده‌،  پـرت  گشته‌،  شاخ  زده‌،  درنده  خورده‌،  ذبح  شرعی  نشده‌...)  و  خون  روان  (‌نه  بسـتۀ  هـمچون  جگر  و  سـپرز  و  خون مانده  در  میان  عروق‌،  که  مباح  است‌)‌،  و  گوشت  خوک  که  همۀ  اینها  ناپاک  (‌و  مضرّ  برای  بدن‌)  هستند،  و  گوشت  حیوانی  که  (‌در  وقت  ذبح  به  نام  خدا  سـر  بـریده  نشده  باشد  و  بلکه‌)  به  نام  (‌بتی  یا  معبودی‌)  جز  خدا  سر  بریده  شده  باشد  (‌که  مایۀ  خروج  از  عقيدۀ  صحیح  است‌)‌.  ولی  اگر  کسـی  (‌بـه  سـبب  قـحطی  و  نـیافتن  چیزی  برای  خوردن‌)  وادار  (‌به  استفاده  از  این  محرّمات‌)  گردد  بدون  آن  که  علاقه‌مند  (‌بدانها)  باشد  و  (‌از  سدّ  جوع  و  انـدازۀ  ضـرورت‌)  تــجاوز  کـند  (گـناهی  بـر  او  نـیست‌)‌.  چـه  پروردگار  تـو  بس  آمرزگار  و  مــهربان  است‌.  (‌ایـن  چیزهائی  بود  که  بر  شما  حرام  کرده‌ایم‌)  و  بر  یـهودیان  هـر  (‌حیوان‌)  نـاخنداری  (‌یـعنی‌:  درنـدگان  که  دارای  پـنجه‌های  قـوی‌،  و  پرندگان  شکاری  کـه  از  چنگال  نیرومند  برخوردارند)  حرام  کرده  بـودیم‌،  و  از  گاو  و  گوسفند  (‌تنها)  پیه‌ها  و  چربیهای  آنها  را  بر  آنـان  حـرام  نموده  بودیم‌،  مگر  پیه‌ها  و  چربیهائی  که  بر  پشت  اینها  یا  در  اندرونه  (‌و  لابلای  احشـاء  و  امـعاء‌)  قرار  دارد  و  یـا  پیه‌ها  و  چربیـهائی  که  آمیزۀ  استخوان  گردیده  است‌.  این  هم  کیفر  ایشان  در  برابر  ستمگریشان  بـود  کـه  بـدانـان  دادیـم  (‌تـا  از  غوطه‌ور  شـدن  در  گناهان  و  پـیروی  از  شـهوات  خــویشتن  را  بـدور  دارنـد)  و  مـا  (‌در  همۀ  اخبارمان  و  از  جمله  ایـن  خـبر)  راسـتگوئیم‌.  اگر  تـو  را  تکذیب  (‌و  این  حقائق  را  که  از  جـانب  خدا  به  تـو  وحی  می‌شود  نپذیرفتند)  بدیشان  بگو:  پروردگار  شما  دارای  رحمت  گسترده  و  مـهر  فراوان  است  و  (‌در  ایـن  جهان  مؤمنان  و  کافران  را  در  بر  می‏‎گیرد.  اگر  خدا  در  مجازات  نــاباوران  و  بزهکاران  شـتاب  روا  نـمی‌دارد،  شـما  را  نفریبد،  چرا  که  کیفر  طاغی  و  یاغی  همچون  شما  حتمی  است  و)  عـذاب  او  از  رسـیدن  بـه  گناهکاران  ردّ  خور  ندارد.

ابوجعفر  ابن  جریر  طبری‌ گفته  است‌:

«‌خـداونـد  بزرگوار  مـی‌فرماید  به  پیغمبر  خود  محمّد  صلّي الله عليه و آله و سلّم   ای  محمّد  بگو  بدین‌ کسانی‌ که  از کشت  و  زرع  و  از  چهارپایان  برای  خدا  بخشی  را  به  خـدا  اختصاص  داده‌اند،  و  برای  انبازهایشان  از  قبیل  آلهه  و  خداگونه‌ها  بخشی  را  جدا  کرده‌اند...  و  به  کسانی  بگو ‌که  می‌گویند:  ایـن  قســت  از  چهارپایان  وکشت  و  زرع  ممنوع  است  و  مخصوص  بتها  می‏‎باشد،  و  جز کسانی‌ که  ما  بخواهیم  از  آن  نمی‌خو‌رند،  و  این  قاعدۀ  ناروا  ساختۀ  آنان  و  ناشی  از گمان  ا‌یشان  ا‌ست  ...  و  بگو  به‌ کسانی‌ که  سوار  شدن  بر  پشت  برخی  از  چـهارپایان  را  حرام  می‌کنند...  و  بگو  به‌ کسانی‌ که  بر  بعضی  از  چهارپایان  به  هنگام  ذبح  یا  سوار  شدن  نام  خدا  را  نمی‌برند...  و  بگو  به  کسانی‌ که  بعضي  از جنینهائی  را که  در  شکم  حیوانـات  هستند  بر  دختران  و  هـمسران  و  زنانشان  حرام  می‌کنند،  و  آنها  را  برای  مردمان  و  پسران  حلال  می‌دانند...  و  بگو  به‌ کسانی ‌که  روزی  خدادادی  خود  را  بر  خود  حرام  می‌کنند  و  این  تحریم  را  به  دروغ  به  خدا  نسبت  می‌دهند  و  بر  خدا  دروغ  می‌بندند،  و  افزون  بر  تحریم  آنها،  چنین  می‌گویند:  خدا  است‌ که  این  چیزها  را  بر  ما  حرام‌ کرده  است  ...  به  چنین‌ کسانی  بگو:  آیا  پیغمبری  از  سوی  خدا  حرام  بودن  آنها  را  به  شما  رسانده  است‌؟  اگر  چنین  است  ما  را  از  آن  پیغمبر بیاگاهانید  و  با  او  آشنا گردانید.  یا  در  حضور  خدا  بوده‌اید  و  تحریم  آن  چیزها  را  بر  خودتان  آشکارا  و  بی‌پرده  از  خدا  شنیده‌اید  و  این  است ‌که  شما  هم  آ‌نها  را  بر  خویشتن  حرام  نموده‌ا‌ید؟‌...  ا‌گر  چنین  چیزی  را  ادّعاء ‌کنید  دروغگوئید،  و  نـمی‌توانـید  چنین  چیزی  را  ادّعاء ‌کنید،  چون  اگر  چنین  چیزی  را  ادّعاء ‌کنید  مردمان  دورغگو‌ئی  شما  را  خواهند  دانست‌...  بگو:  من  در کتاب  و  در  آیه‌هائی ‌که  به  من  وحي  شده  است  چیزی  را  بر كسی  حرام  نـمی‌یابم  از  چیزهائی‌ که  از  ایـن  حیوانات  و  چهارپایانی‌ که 