ر  کامل  و  شامل  و  عمیق  و  دقیق‌،  میسّر  و  ممکن  می‌سازد،  و  به  انسان  آزادی  از  بندگی  بندگان  می‏بخشد،  و  او  را  بالا  می‏‎برد  و  اوج  می‌دهد  تا  بدانجا که  وی  را  به  مقام  پرستش  یزدان  یکتای  جهان  می‌رساند»  مقامی‌ که  جـز  پیغمبران‌ کسی  به  اعلی  درجات  و والاترین  مـراتب  آن  واصل  نمی‌گردد.

هان!  بدان  ای  انسان!  این  زیان ‌گرانبار کمرشکن  -  اینجا  در  این  دنیا  پیش  از  آخرت  -  است‌،  وقتی ‌که  انسانها  از  راه  راست  یـزدان  منحرف  می‌شوند  و  به‌ کژراهـه  می‌روند  و  به  لجنزار  باتلاق  جاهلیّت  فرو  می‌افتند  و  سرنگو‌ن  می‌شوند،  و  به  بندگی  رسواگرانۀ  اربابانی  از  بندگان  برمی‌گردند:

(قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُوا أَوْلاَدَهُمْ سَفَهَاً بِغَيْرِ عِلْمٍ وَحَرَّمُوا مَا رَزَقَهُمُ اللّهُ افْتِرَاءً عَلَى اللّهِ قَدْ ضَلُّوا وَمَا كَانُوا مُهْتَدِينَ). 

مسلّماً  زیان  می‌بینند  کسـانی  که  فرزندان  خود  را  از  روی  سفاهت  و  نادانـی  مـی‌کشند  و  چیزی  را  کـه  خدا  بدیشان  می‌دهد  با  دروغ  گفتن  از  زبان  خدا  بر  خویشتن حرام  می‌کنند.  (‌به  سبب  چنین  دروغ  و  افترائی  و  تحریم  نــاروا  و  نـابجائی‌)  بی‏گمان  گمراه  مـی‌شوند  و  راهیاب  نمی‌گردند.

كاملًا  زیان  می‏بینند.  در  دنیا  و  آخرت  زیان  می‏بینند.  هم  وجود  خود  را  از  دست  می‌دهند  و  هم  فرزندانشـان  را.  خردهای  خویش  را  و  جانهای  خویشتن  را  از  دست  می‌دهند.  بزرگواری  و کرامتی  را  از  دست  می‌دهند که  یزدان  جهان  با  رها کردن  ایشان  از  پـرستش  دیگران  بدیشان  بخشیده  است‌.  وجود  خویش  را  وقتی  از  دست  می‌دهند که  خود  را  تسلیم  ربوبیّت  بندگان  می‌کنند،  بدان  هنگام ‌که  خود  را  تسلیم  حاکمیّت  بندگان  می‌سازند.  پیش  از  همۀ  این  زیانها،  با  از  دست  دادن  عقیده‌،  هدایت  را  می‌بازند  و  زیان  آن  را  متوجّه  شخص  خود  مـی‌سازند.  در  این  صورت  است ‌که  واقعاً  زیانمند  می‌شوند،  و  دچار  گمراهی  و  سرگردانیی  می‌گردند که  هیچ‌گونه  هدایت  و  کم‌ترین  رهنمودی  در  آن  نیست‌:

(قَدْ ضَلُّوا وَمَا كَانُوا مُهْتَدِينَ). 

 واقعاً  گمراه  می‌گردند  و  اصلًا  راهیاب  نمی‌شوند.

*
پس  از  این‌،  روند  قرآنی  ایشان  را  به  سـوی  نـخستین  حقیقتی  برمی‌گرداند که  از  آن  دور  شد‌ه‌انـد  و گمراه  گشته‌اند.  نخستین  حقیقتی‌ که  در  سرآغاز  این  سخن  بدان  اشاره‌ای  با  این‌ گفتار  فرموده  است‌:

(وَجَعَلُوا لِلّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالْأَنْعَامِ نَصِيباً). 

(‌این  گونه  مشرکان‌)  سهمی  از  زراعت  و  چهارپایانی  را  که  خدا  آنها  را  آفریده  است  برای  خدا  قرار  داده‌اند.  خدا  مشرکان  را  متوجّه  منبعی  می‌سازد که  بر  روی  زمین  زراعت  را  پدیدار  و  چهارپایان  را  نـمودار کرده  است‌.  زراعت  و  چهارپایانی ‌که  ایـن‌گونه  در  آنـها  دخـل  و  تصرّف  می‌کنند،  و  راجع  بدانها  از  شیاطین  انسان  و  پری  دستور  و  رهنمود  می‌گیرند.  از  شیاطینی  در  بارۀ  آنـها  فرمان  دریافت  می‌دارند که  آنـها  را  نـیافریده‌اند  و  از  نیستی  به  هستی  نیاورده‌اند...  این  خدا  است ‌که  زراعت  و  چهارپایان  را  آفریده  است  و  از  نـیستی  به  هستی  آورده  است‌.  آنها  را  برای  بهره‏مندی  انسـانها  آفریده  است  و  نعمت  ایشان‌ کرده  است‌.  آنها  را  برای  انسـانها  آفـریده  است  تـا  از  او  سـپاسگزاری‌ کـنند  و  وی  را  بپرستند،  هر  چند  خدا  به  سپاس  و  پرستش  ایشان  نیازی  ندارد.  چه  یزدان  بی‏نیاز  و  مهربان  است‌.  امّا  صلاح ‌کار  مردمان  در  این  جهان  و  در  آن  جهان‌،  در  سپاس‌ کردن  و  پرستش  نمودن  یزدان  است‌.  ایشان  را  چه  شده  است ‌که  حاکم  و  فرمانروا  و  قاضی  و  داور  می‌سازند کسی  را که  چیزی  را  نیافریده  است  از  چیزهائی‌ که  خدا  از کاشته‌ها  و  چهارپایان  آفریده  است‌؟  ایشان  را  چه  شده  است‌ که  از  میان  زراعتها  و  از  میان  چهارپایان‌،  بخشی  را  برای  خدا  قرار  می‌دهند،  و  بخشی  را  برای  آنان؟ ‌گذشته  از  ایـن‌،  بدین ‌کار  هم  بسنده  نمی‌کنند.  بلکه  -  برابر  آرزو  و  خواست  صاحبان  مصلحت  شیاطین  -  در  بخشی ‌که  برای  خدا  قرار  داده‌اند  به  بازیچه  می‌نشینند  و  در  آن  هرگونه  که  بـخواهند  دخل  و  تصرّف  می‌کنند!

آفریدگار  جهان  و  روزی  رسان  همگان‌،  خداوند‌گار  و  مالک  همه  چیز  جهان  است‌.  خداوندگاری ‌که  جز  با  اجازۀ  او  نباید  در  این  اموال  دخل  و  تصرّف  شود.  اجازۀ  خدا  هم  در  شرع  خدا  قرار  دارد  و  در  آن  جلوه‌گر  و  مجسّم  است‌.  شرع  خدا  هم  همان  چیزی  است‌ که  پیغمبر صلّي الله عليه و آله و سلّم ‌آن  را  از  سوی  یزدان  با  خود  برای  مردمان  آورده  است  و  بس.  شرع  آن  چیزی  نیست ‌که  اربابان  غاصب  سلطه  و  قدرت  یزدان‌،  ادّعاء  می‌کنند که  شریعت  یزدان  است‌:

(وَهُوَ الَّذِي أَنْشَأَ جَنَّاتٍ مَعْرُوشَاتٍ وَغَيْرَ مَعْرُوشَاتٍ وَالنَّخْلَ وَالزَّرْعَ مُخْتَلِفاً أُكُلُهُ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمّانَ مُتَشَابِهاً وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ كُلُوا مِن ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَآتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ وَلاَ تُسْرِفُوا إِنَّهُ لاَيُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ. وَمِنَ الْأَنْعَامِ حَمُولَةً وَفَرْشاً كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِين).ٌ

خدا  است  که  آفریده  است  باغهائی  را  که  بر  پایه  استوار  می‌گردند  (‌و  درختانش  با  قلّابهای  ویژه  به  اشیاء  اطراف  می‌چسبند  و  کمر  راست  می‌کنند  و  روی  داربستها  قرار  می‌گیرند)  و  باغهائی  را  که  چنین  نـیستند  و  (‌نـیازی  بـه  پایه  و  داربست  و  پیچیدن  به  اطراف  ندارند  و  بر  سر  پای  خود  می‌ایستند  و  گردن  می‌افرازند.  بلی  این  خدا  است  که  انواع‌)  خرمابنها  و  کشتزارها  را  آفریده  است  که  ثـمرۀ  آنها  (‌در  رنگ  و  طعم  و  بو  و  شکـل  و  غیره‌)  گوناگون  است‌،  و  نیز  درختان  زیتون  و  انار  را  آفریده  است  که  (‌در  برخی  صفات‌)  همگونند  و  (‌در  برخی  صفات‌)  متفاوتند.  هنگامی  که  به  بارآمدند  از  میوۀ  آنها  بخورید  و  به  هنگام  رسیدن  و  چیدن  و  درو  کردنشان  از  آنـها  (‌بـه  فقراء  و  مساکین‌)  بـبخشید  و  زکـات  لازم  آنـها  را  بـدهید،  و  (‌در  خوردن  و  یا  بخشیدن  از  آنها)  اسـراف  نکنید،  زیـرا  که  خداوند  اسراف  کنندگان  را  دوست  نمی‌دارد.  (‌ایـن  خدا  است  که  برای  شما)  از  چهارپایان  (‌یعنی‌:  شتر  و  گاو  و  بز  و  گوسفند)  حیواناتی  (‌را  آفریده  است  کـه  بزرگ  و)  باربرند،  و  حیواناتی  (‌را  آفریده  است‌)  که  کوچکند  (‌و  از  پشم  و  موی  آنها  فرشها  و  گستردنی‏ها  تهیّه  می‌کنید.  اینها  روزی  خدا  برای  شمایند  و)  از  آنـچه  خدا  نـصیب  شـما  کرده  است  (‌و  برای  شما  حلال  نموده  است‌)  بـخورید  و  از  گامها