  تـرک  دیـن  می‌گوید  و  دین  را  از  زندگی ‌كاملًا  جدا  می‌کند  و کنار  می‌نهد.  این  است‌ که  آن  را  تصدیق  نـمی‌کنند  و  راست  نمی‌پندارند  و  درست  نمی‌انگارند!

خاورشناسان  که  خودشان  ابزار  انـدیشه  و  آلت  اجـرای  نیّات  استعمارگران  صلیبی  و صهیونیسم  هستند،  با  همۀ  تاب  و  توان  می‌کوشند  آزمـون  كمال  آتاتورک  را  از  تهمت  بی‌دینی  و  لائیسم  پاک گردانند!...  زیرا  پرده  بر  افتادن  از  بی‌دینی  و  لائیسم  آن‌،  سبب‌ گردید که  نـقش  محدودی  را  بازی  کند...  آخر  در  نظر  بود  نماد  همایش  اسلامی  و  نام  وحدت  اسلامی  را  از  سطح  زمین  پـاک  گردانند  و  از  صفحۀ  روزگار  بزدایند.  امّا  آزمون  ترکیه  این  نقش  را  نـتوانست  بازی کند.  نـقشی ‌که  انتظار  می‌رود  آزمونهای  آینده  در  منطقه  بازی ‌کنند.  این  نقش  زشت  و  پلشت‌،  این  بار  چنین  است‌:
مقاصد  و  مفاهیم  آئینی  و  شور  و  حماسۀ  د‌یـنی  را  از  اوضاع  و  اشکال  جاهلی‌،  پاک  و  زدوده‌ کنند،  و  دین  را  به  اسم  دین  تبدیل  نمایند.  یعنی‌:  قالب  دیـن  را  بر  جـای  گذارند،  ولی  محتوای  دین  را  بردارند.  اخلاق  و  ارکان  سرشتی  و  بنیادین  را  نیز  به  نام  خود  دین  تباه  سـازند.  جاهلیّت  را  جامۀ  اسلام ‌کنند  و بر تـن  اسلام  چست  گردانند.  تا  این ‌کارها  در  همۀ  سرزمینهائی ‌که  هنوز  در  آنها  عاطفۀ  تاریک  و  مبهم  دینی  در  ژرفاهای  درون  در  گشت  و گذار  است‌،  نقش  خود  را  ایفاء ‌کنند،  و  مردمان  آنجاها  را  با  لگام ‌دروغین  فریبا  به  دام‌ صلیبیها  و  به  تور  صهیونیستها  افکنند،  و  سرانجام  در  آغوش  آنان  قـرار  دهند...  این  همان  هدفی  است ‌که  تـاختها  و  حمله‌های  نیرنگ ‌صلیبی  و صهیونیستی  به  اسلام ‌در  مدت  هزار و  سیصد  سال‌،  از  رسیدن  به  آن  ناتوان  و  درمـانده  بوده  است‌.

(سَيَجْزِيهِم بِمَا كَانُوا يَفْتَرُونَ). 

هر  چه  زودتر  خدا  کیفر  افتراهای  آنان  را  خواهد  داد. 

(وَقَالُوا مَا فِي بُطُونِ هذِهِ الْأَنْعَامِ خَالِصَةٌ لِذُكُورِنَا وَمُحَرَّمٌ عَلَى‏ أَزْوَاجِنَا وَإِن يَكُن مَيْتَةً فَهُمْ فِيهِ شُرَكَاءُ سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ). 

و  (‌یکی  دیگر  از  انواع  قبائح  و  احکام  خرافی  ایشـان  ایـن  است  که  در مورد  گوشت  حیواناتی  کـه  ذبـح  کردن  و  سوار  شدن  و  بار  کشیدن  از  آنها  را  قدغن  و  حرام  اعلام  کرده‌اند)  می‌گویند:  جنینی  که  در  شکـم  ایـن  حیوانـات  است  ویژۀ  مردان  ما  است  و  بر زنان  ما  حرام  است  (‌پس  اگر  زنده  متولّد  شود،  تنها  باید  مردان  از  گوشت  آن  بخورند  و  زنان  از  آن  محرومند)  و  اگر  جنین  مرده  متولّد  بشود،  همه  در  آن  شریک  هستند  (‌و  مردان  و  زنان  می‌توانند  از  گوشت  آن  استفاده  کنند)‌.  هـر  چه  زودتر  خداوند  کیفر  این  تـوصیف  (‌افـعال  و  احکـام  دروغین‌)  ایشان  را  خواهد  داد.  چه  او  حکیم  (‌است  و  کارهایش  به  مقتضی  حکمت  انجام  می‏‎گیرد  و)  آگاه  است  (‌و  از  هـر  چیز  باخبر  است‌).

به اوهام  جهان‌بینیها  و  به  خیالبافیهای ‌کارهای  برگرفته  و  بردمیده  از  انحرافات  شرک  و  بت‌پرستی،  و  برجوشیده  از  واگذاری ‌کار  تحلیل  و  تحریم  به  مردمان‌،  هـمراه  با  ادّعای  این  امر كه  هر  چه  مردمان  قانون  و  شرع ‌گردانند،  قانون  و  شرع  یزدان  بشمار  است‌.  بدین  خرافات  و  اوهام  ادامه  دادند  تا  بدانجا  که  دربارۀ  جنینهای  داخل  شکـم  برخی  از  چهارپایان ‌گفتند:  -  شاید  مراد  چـهارپایانی  باشد که  بحیره  و  سائبه  و  وصیله  نامیده  شده‌اند  -  اینها  اختصاص  به  مردان  ما  دارند  اگر  زنده  به  دنـیا  آمـدند،  ولی  برای  زنان  حرام  هستند،  مگر  مرده  به  دنیا  بیایند که در  این  صورت  زنان  می‌توانند  با  مردان  در  آنها  شریک  شوند...  به  همین  روال  و  منوال‌،  بدون  هرگونه  سبب  و  دلیل  و  علّتی‌.  تنها  و  تنها  از  روی  هواها  و هو‌سهائی‌ که  افرادی  آئین  پیچیدۀ  آمیخته‌ای  را  از  آنـها  ساخته‌انـد،  آئینی‌ که  در آئینۀ  فهم  و  شعور  نامعلوم  و  ناپیدا  است‌.  روند  قرآنی  پیرو  تهدیدآمیزی  را  می‌آورد  و کسانی  را  بیم  می‌دهد که  این‌گونه  قوانین  و  مقرّراتی  را  از  پـیش  خود  فراهم  می‌آورند  و  می‌سازند،  و  بر  یـزدان  دروغ  می‌بندند  و  به  ناروا  می‌گویند:  این  قوانـین  و  مقرّرات  برگرفته  از  شریعت  یزدان  جهان  است‌:

(سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ). 

هر  چه  زودتر  خداوند  کیفر  این  توصیف  (‌افعال  و  احکام  دروغین‌)  ایشان  را  خواهد  داد.

(إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ). 

چه  او  حکیم  (‌است  و  کارهایش  به  مقتضی  حکمت  انجام  می‏‎گیرد  و)  آگاه  است  (‌و  از  هر  چیز  باخبر  است‌).

خدا  حقائق  احوال  را  می‌داند،  و  برابر  حکمت  در  حقائق  احوال  تصرّف  می‌کند،  نه  آن‌گونه ‌که  این  مشرکان  نادان  تصرّف  می‌کنند.

انسان  وقتی ‌که  با  روند  قرآنی  پیش  مـی‌رود  و  این  گمراهیها  را  از  مدّ  نـظر  می‌گذرانـد  و  می‌بیند که  طـرفداران  آن  گـمراهـیها،  چه   رنجها  و  زیـانها  و  فداکاریهائی  را  تحمّل  می‌کنند،  در  شگـفت  می‌شود...  انسان  در  شگفت  می‌شود  از  ایـن  همه  دشواریها  و  دردسرها  و  جان‌فشانیهائی ‌که  مـنحرفان  از  راه  راست  یزدان‌،  برای  انحراف  از  شرع  و  برنامۀ  خدا‌وند  سبحان،  تحمّل  می‌كنند!  جای  تعجّب  است‌ گمراهان  چگونه  به  دنبال  این  همه  خرافه‌ها  و  سرگشتگیها  و  باورهای  بغرنج  و  سرگیجه‌آور  راه  مي‌افتند.  باید  تعجّب ‌کرد  از  غـلّ  و  زنجیرهای  عقیدۀ  تباه  موجود  در  میان  چنین  جامعه‌ها  و  در  ژرفـاهای  دلهای  پیروان  چنین  باور  بی‌مایه  و  بی‌پایه‌ای‌!...  بلی  انسان  تعجّب  مـی‌کند  از  ایـن  عقيدۀ  منحرفی  که  بر  مردمان  حتّی  قربانی ‌کردن  پـاره‌های  جگرشان  را  نیز  تحمیل  مـی‌کند، گذ‌شته  از  ایـن ‌که  پیچـدگي  زندگی  و  پریشانی  حيات،  و  حرکت  در  مسیر  زندگی  بدون  ضابطه  و  قاعده  را  بهرۀ  انسانها  می‌سازد،  و  در  این  راه  جز گمان  و  هوا  و  هوس  و تقلید،  رهنمون  و  راهـنمائی  وجـود  نـدارد...  در  پـیش  رویشـان  هم  یگانه‌پرستی  سهل  و  ساده  و  روشنی  است‌ که  دلهـای  انسانها  را  از  خیال  پردازیهای  گمانها  و  خرافه‌ها  خالی  و  فارغ  می‌گرداند،  و  عقل  بشری  را  از  زانوبند  تـقلیدهای  کور  می‌رهاند،  و  جامعۀ  انسـانی  را  ا‌ز  قید  و  بندهای  جاهلیّت  و  مشکلات  آن  آزاد  می‌سازد،  و  «‌انسان‌»  را  از  بندگی  بندگان  -  چه  در  قوانین  و  مقرّراتی‌ که  خودشان  آنها  را  پدیدار  می‌کنند،  و  چه  در  معیارها  و  میزانهائی ‌که  با  دست  خود  برای  خود  می‌سازند  -  رها  می‌گرداند،  و  به  جای  همۀ  اینها،  عقیدۀ  واضح  و  مـفهوم  و  مضبوط  و  مربوطی  قرار  می‌دهد،  و  جهان‌بینی  روشـن  و  ساده  و  آسـایش  بخشی  را  مسـتقرّ مـی‌کند،  و  برای  جام  جهان‌نمای  دل‌،  مشاهدۀ  حقائق  هستی  و  زندگی  را  بطو