ا يَفْتَرُونَ). 

و  (‌از  جملۀ  خرافات  ایشان  این  است  که‌)  مـی‌گویند:  ایـن  (‌قسمت  از)  چـهارپایان  و  کشت  و  زرع  ممنوع  است  (‌و  مخصوص  بتها  می‌باشد)  و  جز  کسانی  (‌از  خدمتگذاران  اصنامی‌)  کـه  مـا  بخواهـیم  از  آن  نمی‌خورند  -  و  ایـن  (‌قاعدۀ  ناروا  ساختۀ  آنان  و  ناشی  از)  گمان  ایشان  است  (‌نه  ناشی  از  فرمان  یزدان  -  و  همچنین  می‌گفتند:  اینها)  حیواناتی  هستند  که  سوار  شدن  بر  آنـها  حرام  است  و  (‌کسی  نباید  سوار  آنها  بشود.  و  اینها)  حیواناتی  هستند  که  به  هنگام  ذبح  نام  خدا  را  بر  آنها  نمی‌رانند  (‌بـلکه  نــام  بتان  را  بر  آنها  می‌رانند  و  این  را  دستور  خدا  می‌دانند  و)  بر  خدا  دروغ  می‌بندند.  هر  چه  زودتر  کیفر  افتراهـای  آنان  را  خواهیم  داد.

ابوجعفر  ابن  جریر  طبری ‌گفته  است:  «‌این  خبری  است  از  سوی  یزدان  بزرگوار  دربارۀ  این  مشرکان  بیشعور  و  نادان‌.  آنان  از  پـیش  خود  دست  به  تـحریم  و  تـحلیل  می‌زدند،  بدون  این  که  یزدان  کم‌ترین  اجازه‌ای  در  ایـن  باره  بدیشان  داده  باشد.

«‌حِجْرٌ»  به  معنی حرام  است  ...  اینان ‌که  بر  سلطه  و  قدرت  یزدان  می‌شورند  و  با  وجود  ایـن  ادّعاء  دارنـد  آنچه  به  صورت  قانون  و  شریعت  ارائه  می‌دهند،  قانون  و  شریعت  یزدان  است‌،  برخی  از کاشته‌ها  و  چهارپایان  را  برای  خدایان  خود  -  همان‌گونه ‌که  قبلًا گفتیم  -  جدا  می‌سازند،  و  می‌گویند:  این  چهارپایان  و  این  میوه‌ها  و  محصولها  بر  آنان  حرام  است‌،‌ گمان  می‌بردند که  نباید  از  آنها  بخورند  و  بهره‌مند  شوند  مگر کسانی‌ که  خـدا  بخواهد...  کسانی  که  چنین  مقرّر  می‌داشتند  طبعاً ‌کاهنان  و غیبگویان  و  پرده‌داران  و  حاجبان  و  رئیس  ورؤساء  بودند!  چهارپایانی  را که  قدغن  می‌کردند گویا  همان  چهارپایانی  هستند که  در  سورۀ  مائده  از  آنها  سخن  رفته  است  و  نامهای ‌گوناگونی  بدانها  داده  شده  است‌:

(مَا جَعَلَ اللهُ مِنْ بَحِيْرَةٍ وَ لَا سَائِبَةٍ وَ لَا وَصِيْلَةٍ وَ لَا حَامٍ). [3]

خداوند  بحیره‌،  سائبه،  وصـیله‌،  و  حـامی  را  مشـروع  و  مقرّر  نداشته  است‌. (مائده/103).  

سوار  شدن  بر  این‌گونه  چهارپایان  را  قدغن  می‌کردند.  همچنین  بر  برخی  از  چهارپایان  به  هنگام  سوار  شدن  و  دوشیدن  و  ذبح  آنها  نام  خدا  را  نمی‌بردند...  بلکه  نـام  خدایان  و  بتان  را  بر  آنها  می‏بردند  و  خالصانه  از  آنِ  آلهه  می‌دانستند!  همۀ  این  کارها  را  طبق  دستور  خـدا  گمان  می‏بردند  و  «‌بر  خـدا  دروغ  می‌بستند»  و  از  زبان  ا‌و  دروغ  می‌گفتند!

ابوجعفر  ابن  جریر گفته  است‌:  «‌فرمودۀ  یزدان (اِفْتِرَاءً عَلَي اللهِ)‌[4]  بدین  مفهوم  است ‌که  آن  مشرکان  چیزی  را  که  حرام  می‌کردند  و  چیزی  را که  می‏‎گفتند،  از  زبان  خدا  دروغ  می‏‎گفتند  و  ناسنجیده  سخنان  پوچی  بر  زبان  می‌راندند  و  کارهای  ناروائی  می‌کردند.  چرا که  آنان  بر  چیزهائی  که  حرام  می‌کردند  و  خداوند  سخنانشان  را  در  این  باره  در کتاب  خود  ذکر  فـرموده  است‌،  اضافه  می‌نمودند که  خدا  آن  چیزها  را  حرام ‌کرده  است‌.  یزدان  متعال  ا‌ین  امر  را  نفی  می‌فرماید  و  تکذیبشان  می‌نماید.  و  به  پیغمبرش  و  به  مؤمنان  خبر  می‌دهد که  آنـان  در  ادّعاهای  خویش  دروغ  می‌گویند».

در  اینجا  شیوه‌ها  و  روشهای  جاهلیّت  برایمان  پـیدا  و  هویدا  مـی‌گردد.  شـیوه‌ها  و  روشهائی ‌که  در  بیشتر  جاهلیّتها  تکرار  می‌گردد.  این  کـار  پـیش  از  آن  زمـانی  انجام  پذیرفته  است‌ که  تفاخر  و  تکبّر،  مردمان  را  بدانجا  بکشاند که  مادیگری  را  بر  زبان  رانـند!  و  پـیش  از  آن  زمانی  بوده  است ‌که  تفاخر  و  تکبّر،  ا‌نسانهائی  را  بدانجا  بکشاند که  هر  چند  بطور کلّی  منکر  وجود  خدا  نیستند،  امّا  آشکارا  می‌گویند که  «‌دین‌»  تنها  «‌عقیده‌»  و  باور  است  و  یک  نظام  و  سیستم  اجتماعی  یا  اقتصادی  و  یا  سیاسی  نیست  تا  زندگی  را  بپاید  و  بر آن  فرمانروائی  نماید!

لازم  است  همیشه  بیدار  باشیم  و  بدانیم ‌که  شیوه  و  روش  جاهلیّتی‌ که  نظام  و  سیستم  زمینی‌ای  را کـه  پـدیدار  و  نمودار  می‌کند،  در  آن  حاکمیّت  در  دست  مردمان  است  نه  در  دست  یزدان‌.  امّا  با  این  وجود گمان  می‌برد که  برای  دین  احترام  قائل  است  و  اوضاع  و  احوال  جاهلیّت خود  را  از  دین  برمی‌گیرد!...  باید  هوشیار  باشیم  و كاملًا  بدانیم ‌که  این  شیوه  و  روش‌،  بطور کلّی  ناپاک‌ترین  و  مـاهرانـه‌ترین  روال  و  رویّه  است‌.  صلیبي  جـهانی  و  صهیونیسم  جهانی  به  این  شیوه  و  روش  در  مـنطقه‌ای  دست  یازیدند که  روزی  و  روزگاری  سرزمین  اسلامی  بود  و  برابر  شـریعت  یـزدان  حکومت  و  فرمانروائی  می‌کرد.  بدین  کار  دست  یازیدند  آن  زمان ‌که  آزمـون  ترکیه  پو‌چ  و  ناموفّق  گردید.  آزمونی ‌که  پـهلوان  پنبۀ  ساختۀ  خودشان  در  آنجا  بدان  برخاست  و  با  اسلام  در  افتاد  و  خوار  و  رسوا  ورافتاد!...  این  آزمون  نقش  مهـمي  در  در هم  شکستن  خلافت  بازی‌ کرد،  خلافتی ‌که  واپسین  نماد  اسلامی  در کرۀ  زمین  بود.  امّا  این  آزمون  با  لائیک  و  لائیسم  بی‌پردۀ  خود  نتوانست  نمونه‌ای  باشد که  در  بقیّۀ  منطقه  تأثیر  بگذارد.  ا‌یـن  آزمون  كاملًا  از  دیـن  کناره‌گیری ‌کرد  و  شعار  جدائی  دین  از  سیاست  را  سر  داد  و  برا‌ی  عموم  بیگانه‌ گردید.  برای  تودۀ  مردمانی  بیگانه  شد که  عـاطفۀ  دیـنی  تـاریک  و  نهانی  در  ژرفاهای  درونشـان  بود ...  بدین  خاطر  صلیبی  جـهانی  و  صهیونیسم  جهانی  به  آزمونهای  دیگری  دست  یازیدند.  آزمونهائی ‌که  خود  همان  هدف  را  دنبال ‌کند  و  اشتباه  آزمون  کمال  آتاتورک  را  جبران  نماید.  بر  این  آزمونها  پــرده‌ای  از  دیـن  کشـیدند  و  برای  آن  دسـتگاه‌ها  و  تشکیلات  دینی  پابرجا  داشتند.  دستگاه‌ها  و  تشکيـلاتی  که  صفت  دینداری  و  دین‌پروری  بر  ایـن  دغلکاری  و  نیرنگبازیشان  بیفزاید،  چه  با  تبلیغات  مستقيم  و  چـه  با  زشت  شمردن  و  ناپسندیده  جلوه  دادن  برخی  از  جزئیات  ناچیز  و  بی‌ارزشی ‌که  نشان  دهد  و  وانمود گرداند که  جز  این  جزئیّات‌،  بقیّۀ  موارد  دیـن  سـالم  و  دست  نـخورده  وناب  است‌!...  این  دوز  و کلک‌،  نـاپاک‌تـرین  مکر  و  کیدی  است‌ که  شیاطین  آدمی  و  پری  نسبت  به  این  آئین  روا می‌دارد.

دستگاه‌های  صلیبی  و  صهیونیسم  در  این  زمان  با  تمام  توان  و  با  پشتیبانی‌ کامل  و  با گردهمايی  یکپارچه‌،  و  با  همۀ  آزمونها  و آکاهیهائی ‌که  اندوخته‌اند،  تلاش  می‌کنند  دچار  همان  اشتباهی  بشوند که  در  آزمون  ناموفّق  ترکیه  بدان  دچار  آمده  بودند.  امروزه  گمان  می‏‎برند  که  آن  آزمون  ناموفّق‌،  حرکتی  از  حرکات  رسـتاخیز  اسـلامی  بوده  است‌،  امّا  در  ظاهر  از  خود  چنین  وانمود  مـی‌کرده  است‌ که  «‌لائیک  و  لائـیسم‌»  است  و  به