و  شریعت  یزدان  دخل  و  تصرّف  می‌کند.  نوع  و  شکل  این  دخل  و  تصرّف  نيز  مهمّ  نیست‌.  چه  شکلها  و  صورتها  نیست‌ که  جاهلیّت  را  تشکیل  می‌دهد،  بلکه  دخل  و  تصرّف  در  امور  مردمان  با  قانون  و  شریعتی  جز  قانون  و  شریعت  یزدان  د‌ر  اینجا  معتبر  و  ملاک  است‌...

(وَكَذلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلاَدِهِمْ شُرَكَاؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وِلِيَلْبِسُوا عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ وَلَوْ شَاءَ اللّهُ مَافَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ). 

همان  گونه  (كه  اوهـام  و  خیالبافیهایشان  تقسیم‌بندی  ستمگرانۀ  فوق  را  در  نظرشان  آراسته  بـود،  گمانهای  نادرستی  که  در  بارۀ  بتهایشان  داشتند  کـار  را  بـدانجا  کشانده  بود  که‌)  بـتهایشان  کشـتن  فـرزندانشـان  را  در  نـظر  بسـیاری  از  مشـرکان  زیـبا  جلوه  داده  بـود  (‌و  دسـته‌ای  فــرزندانشـان  را  قربانی  بـتان  می‌کردند  و  دسـته‌ای  دخــترانشــان  را  زنـده  بگور  مـی‌نمودند)  تـا  سرانجام  آنان  را  هلاک  گردانند  و  آئین  ایشان  را  بر  آنان  مشتبه  کنند  (‌و  یگانه  پرستی  را  با  خرافه‌پرستی  بیامیزند  و  راه  را  از  جاه  باز نشناسند)‌.  اگر  خدا  می‌خواست  آنان  چنین  نمی‌کردند.  (‌حال  که  مشیّت  خدا  چنین  می‌خواهد)  پس  بگذار  آنان  (‌بر  خدا  و رسول  او)  دروغ  بندند  (‌چرا  که  عقاب  و  عذاب  در  انتظار  ایشان  است‌).

مي‌فرماید:  همان  گونه‌ که  انبازها  و  شیاطین  ایـن  نوع  دخل  و  تصرّف  در  اموال  را  در  نظرشان  آراسته‌اند،  به  همان  نحو کشتن  اولاد  را  در  جلو  دیدگانشان  آراسته  و  پیراسته  کرده‌اند  ...  این  همان  زنده  بگو‌ر کردن  دختران  از  ترس  تنگدستی‌،  یا  از  خوف  اسیر  شدن  و  ننگ  و  عار  است‌ که  عربها  مرتکب  مي‌شدند.  یا  پسران  را  در  نذر  و  نذور  برای  بتان  و  خداگونه‌ها  می‌گشتند،  مانند  چیزی ‌که  دربارۀ  عبدالمطّلب  نقل  کرده‌اند که  او  نذر  می‌کند که  اگر  خدا  ده  پسر  بدو  دهد  و  آنان  به  سنّ  و  سالی  برسند که  از  او  دفاع  و  نگاهبانی‌ کنند،  یکی  از  پسران  را  برای  بتان  و  خداگونه‌ها  سر  ببرد!
زنده  بگور کردن  دختران  و  سر  بریدن  پسران  چیزی  بود  که  عرف  و  عادت  و  آداب  و  رسوم  جاهلیّت  می‌طلبید.  عرف  و  عادت  و  آداب  و  رسومی‌ که  انسانهائی  آنها  را  برای  مردمان  پدیدار  و  نمودار  کرده  بودند.  مراد  از  شرکاء  مذکور  در  این  آیه‌،  شیاطین  انسان  و  پری  است‌.  از  قبیل‌:  غیبگویان  و  فالگیران  و  پـرده‌داران  و  رؤسـای  انسان‌،  و  جنّیان  همراه  و  همدم  آدمیان‌ که  پـیوسته  به  وسوسه  می‌پردازند.  شیاطین  انسان  و  پری  هم  هـر  دو  گروه  در  این  راه  به  همكارری  یکدیگر  می‌پردازند  و  با  یکدیگر  دوستی  می‌ورزند.

متن  آیه‌،  آشکارا  هدف  نهان  در  فراسوی  آراسـتن  و  پیراستن  را  بیان  می‌کند  و  می‌فرماید:

(لِيُرْدُوهُمْ وِلِيَلْبِسُوا عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ). 

تا  سرانجام  آنان  را  هلاک  گردانند  و  آئـین  ایشـان  را  بـر  آنان  مشتبه  کنند  (‌و  یگانه  پرستی  را  با  خرافـه  پـرستی  بیامیزند  و  راه  را  از  چاه  بازنشناسند).

تا  آنان  را  هلاک  سازند  و  آئینشان  را  بر  آنـان  تباه  و  پیچیده‌ گردانند  و  نتوانند  چنان ‌که  باید  روشن  و  آشکار  بدان  پی  ببرند  و  آن  را  فهم ‌کنند...  امّا  هلاک  ايشان،  پیش  از  هر  چیز  در کشتن  فرزندانشان  جلوه‌گر  است‌،  و  بعد  از  آن  در  فساد  زندگی  اجتماعی  بطور کلّی  پیدا  و  هویدا  است‌.  در گسترۀ  زندگی  اجتماعی  تباه،  مردمان  به  گلّۀ  سرگردان  و  سرگشته‌ای  تبدیل  می‌شوند.  چوپانان  تباهی  پیشه‌،  این ‌گلّۀ  ویلان  و  سرگردان  را  به  هر کجا که  بخواهند  سوق  می‌دهند  و  راه  می‏‎برند.  ایـن ‌گلّه  را  آن  گونه  می‌رانند که  هوا  و  هوس  ایشان  بخواهد  و  مصالح  ایشان  ایجاب  کند!  تا  بدانجا  در  ارواح  و  اولاد  و  اموال  مردمان  تصرّف  می‌کنند که  دستور کشتن  و  نابودکردن  می‌دهند!  و  این‌ گلّه  گمراه‌ گزیری  و گریزی  جز کرنش  و  فرمانبرداری،  برای  خود  نـمی‌یابد.  آخر  جـهان‌بینیها  و  اندیشه‌های  آمیخته  با  دیـن  و  عقیده  -‌ جـهان‌بینیها  و  اندیشه‌های  بیگانه  از  دین  و  عقیده  -  با  همۀ  سنگینیها  و  گودیهائی ‌که  خود  دارد،  با  آداب  و  رسوم  اجتماعی  بر  جوشیده  از  چنان  جهان‌بینیها  و  اندیشه‌هائی‌،  همکاری  و  همیاری  می‌کند،  و  به‌گونه‌ای  سنگينی  در هم  شکننده  و  خرد  کننده‌ای  وارد  می‌سازد که  همۀ  مـردمان  به  فغان  می‌آیند  و  در  برابر  آن  تاب  مقاومت  و  توان  ایستادگی  نمی‌آرند.  مگر  زمانی ‌که  مردمان  از  دست  آن  به  آئین  روشنی  پناهنده  شوند،  و  در  جملگي ‌کار  و  بار  خود  به  ترازوی  ثابت  و  استواری  برگردند.

این  گونه  جهان‌بینیها  و  اندیشه‌های  پیچیدۀ  مبهم،  و  این  چنین  آداب  و  رسوم  اجتماعیی  که  از  آن  جـهان‌بینیها  و  اندیشه‌های  تباه  برمی‌جوشد  و  بر گردۀ  عموم  مـردمان  سنگينی  در هم  شکنندۀ  خود  را  وارد  می‌سازد  و  با  فشار  خود کمر  ایشان  را  خم  می‌گرداند  و  ستون  فقرات  آنان  را  خرد  مـی‌کند،  مـنحصـر  و  محدود  بدان  جهان‌بینیها  و  اندیشه‌هائی  نیست‌ که  جاهلیّتهای  قدیم  با  آنـها  آشـنا  بوده‌اند.  چه  امروزه  ما  به  صورت  روشن‌تری  این‌گونه  جهان‌بینیها  و  اندیشه‌ها  را  در  جاهلیّتهای  معاصر  مشاهده  می‌نمائیم‌...  این  لباس‏ها  و  جامه‌ها  و  این  آداب  و  رسوم  و  تقلیدهائی‌ که  خویشتن  را  بر  مـردمان  تـحمیل  و  واجب  می‌گرداند،  و گاه گاهی  هزینه‌های  هنگفـت  و  توان  فرسائی  را  بر  عهدۀ  آنان  می‌اندازد،  و  چه  بسا  زندگی  و  فعّا‌لیّتها  و  تلاشهای  آنان  را  صرف  خود کند،  و گذشته  از  همۀ  اینها،  اخلاق  و  حیات  ایشان  را  نیز  تباه ‌گرداند...  امّا  با  این  وجود،  جز کرنش‌ کردن  و  نماز  بردن  در  برابر  چنین  عرف  و  عادت  و  آداب  و  مراسمی  چاره‌ای  ند‌ارنـد...  جـامه‌های  بــامدادا‌ن‌،  لباسهای  نـیمروز،  جامه‌های  شامگاهان‌...  لباسهای  کوتاه‌،  جامه‌های  تنگ‌،  لبـاسهای  خنده‌آور  ناجور!  و  انواع  و  اقسام  آرایشها  و  پيرایشها  و  پیچش  موها  و  چین  چین‌ کردن  زلفها...  و  سائر  بندگیها  و  بردگیهای  خوارکنندۀ  رسواگرانۀ  دیگر...  همۀ  ایـنها  را  چه‌ کسی  و  یا  چه‌ کسانی  تدارک  می‏بینند  و  خود  در  پشت  سر  آنها  می‌نشینند؟  چه‌ کسی  و  یا  چه ‌کسانی  در  فراسوی  خانه‌ها  و  سالنهای  مد  لباس  می‌نشینند؟  چـه  کسی  و  یا  چه ‌کسانی  در  فراسوی  شرکتهای  تولید  چمباتمه  می‌زنند؟  چه ‌کسی  و  یا  چه  کسانی  هستند  آن  رباخوارانی‌ که  در  مؤسّسات  مالی  و  بانکها  می‌نشینند  و  به  کارگاه‌ها  و کارخانه‌ها  وام  می‌دهند  تا  خودشان  فرآیند  رنج  و  حاصل  تلاش  ایشان  را  دریافت  دارند؟  چه  کسی  و  یا  چه ‌کسانی  هستند که  در  پشت  سر  ایشان  یهودیانی  می‌ایس