اعمّ  از  صحنه‌های ‌کاشته‌ها  و  میوه‌ها  و  باغهائی  با  د‌رختان  نیازمند  داربستها  و  درختان  بی‏نیاز  از  داربستها،  و  از  صحنه‌های  نـعمتهائی‌ که  یـزدان  از  چهارپایان  بدیشان  داده  است  و  برخی  بزرگ  و  باربر  و  شایستۀ  سواری  بوده  و  بعضی ‌کوچک  و  غیر  باربر  و  غیر شایستۀ  سواری  هستند،  و گوشت  بعضیها  قابل  تغذیه  و گوشت  بـعضیها  قابل  تغذیه  نیست‌،  و  پوست  و  پشم  و  موی  برخیها  قابل  اسـتفادۀ  انسـان  است‌،  و  ...  همچنین  یادی  از  دشمنانگی  ریشه‌دار  میان  فـرزندان  آدم  و  زادگان  ابلیس  می‌رود،  و گوشزد  می‏شود  چرا  باید  با  وجود  این  دشمنی‌،  انسانها  پا  به  پای  اهریمن  راه  روند  و  از  او  پیروی ‌کنند؟  و  چگونه  از  وسوسۀ  ایـن  دشـمن  آشکار  خوشحال  می‌شوند؟‌!

ج  -  پس  از  آ‌ن‌،  بطور  مشروح‌،  سخت  به  اندیشه‌ها  و  جهان‌بینیهایشان  می‌تازد.  اندیشه‌ها  و  جهان‌بینیهائی  که  به  چهارپایان  مربوط  مــی‌گردد.  انـدیشه‌ها  و  جـهان‌بینیهایشان  را  دور  از  منطق  و  خالی  از  دلیـل  می‌شمارد.  پرتوهائی  هم  بر  تاریکیهای  جـهان‌بینیها  و  اند‌یشه‌ها  مـی‌انـدازد  تـا  در  تابش  نور  ایـن گونه  جهان‌بینیها  و  اندیشه‌ها  ناچیز  و کج  و  بی‌ارزش  نمودار  گردند.  در  پـایان  ایـن  عـرضه  کردن  و  نشـان  دادن  می‌پرسد:  در  این  قوانین  و  مقرّرات  بی‌دلیل  و  بی‌منطق‌،  آنان  بر  چه  چیز تکه  و استناد  می‌کنند:

(أَمْ كُنتُمْ شُهَدَاءَ إِذْ وَصَّاكُمُ اللّهُ بِهذَا). 

آیا  شما  بدان  هنگام  (‌که  فرمان  خدا  در  بارۀ  این  تحریم  صادر  شد)  حاضر  بودید  (‌و  با  گوش  خود  شنیدید)  که  خداوند  آن  را  به  شما  سفارش  کرد؟  (‌هرگز  چنین  نبوده  است‌).

آیا  این  رازی  بوده  است ‌که  شما  از  آن ‌آگاهید،  یا  توصیه  و  سـفارشی  بوده  است‌ که  شـما  مـخاطب  ویـژۀ  آن  بوده‌اید؟‌!  دروغ  بستن  بر  خدا،  و  گمراهسازی  مردمان‌،  بدون  علم  و  آگاهی‌،‌ کار  بسیار  زشت  و  پلشتی  بشمار  می‌آید.  این  زشت  و  پلشت  شمردن  و  بر  این‌ کار  ناپسند  توپیدن‌،  یکی  از  انگیزه‌های‌ گوناگونی  است  که  رونـد  قرآنی  آن  را  به ‌کار  می‌گیرد.

د  -  در اینجا  روند  قرآنی  سلطه  و  قدرت  را  صاحب  حقّ  در  قانونگذاری  می‌شمارد،  و  روشن  می‌کند که  ایـن  سلطه  و  قدرت  چه  خوراکیهائی  را  حرام ‌کرده  است‌،  اعمّ  از  خوراکیهائی‌ که  بر  مسلمانان  حرام  داشته  است‌،  یـا  خوراکیهائی ‌که  مخصوصًا  بر  یهودیان  حرام  کرده  است  ولی  آنها  را  برای  مسلمانان  آزاد  و  حلال  فرموده  است‌.  

هـ -  سپس  با  جاهلیّتی ‌که  در  انباز  نمودن  چیزهائی  با  خدا،  و  تحریم  چیزیهائی ‌که  خدا  آنها  را  حلال  فرموده  است‌،  جلوه‌گر  است  می‌جنگد،  و  با  حواله‌ کردن  این  جاهلیّت  به  خواست  و  رضایت  خدا  به  پیکار  می‌نشیند،  و  بر  ایـن  گفتارشان  می‌تازد  که  می‌گویند:

(لَوْ شَاءَ اللّهُ مَاأَشْرَكْنَا وَلاَآبَاؤُنَا وَلاَحَرَّمْنَا مِن شَيْ‏ءٍ). 

اگر  خدا  می‌خواست‌،  ما  و  پدران  ما  مشرک  نمی‌شدیم‌،  و  چیزی  را  (‌از  اشیاء  حلال‌،  بر  خود)  تحریم  نمی‌کردیم‌.  

روند  قرآنی  بیان  می‌دارد که  این  سخن‌،‌ گفتۀ  هر کافری  بوده  است ‌که  قبلًا  راه  تکذیب  حقّ  و  حقیقت  را  پیموده  است  و  پیغمبران  را  دروغگو  نـامیده  است‌.  تکذیب  کنندگان  این  چنین  سخنی  را  می‌گفته‌اند  تا  زمـانی ‌که  عذاب  خدا  را  چشیده‌اند:

(كَذلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ حَتَّى‏ ذَاقُوا بَأْسَنَا). 

کسانی  که  پيش  از آنان  بوده‌اند  نیز  همین  گونه  (‌که  به  تو  دروغ  می‌گویند  و  تو  را  تکذیب  می‌دارند،  به  پیغمبران  ما  دروغ  می‏‎گفتند  و  آنـان  را)  تکـذیب  مـی‌نمودند  تــا  (‌سرانجام  طعم‌)  عذاب  ما  را  چشیدند  (‌و  کیفر  اعمال  بـد  خود  را  دیدند).

شرک  و  همچنین  تحریم ‌کردن  بدون  اجازۀ  قوانین ا‌لهی‌،  هر  دو  از  نشانه‌های  تکذیب‌کنندگان  آیات  یزدان  است‌. با  پرسش  انکاری  از  ایشان  می‌پرسد:  ایـن  قـوانـین  و  مقرّراتی ‌که  می‌نهید  و  معیّن  می‌دارید  به ‌کدام  منبع  و  مرجع  حواله  می‌کنید  و  به  چه  دلیل  و  حجّتی  استناد  می‌جوئید؟‌:

(قُلْ هَلْ عِندَكُم مِنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ أَنتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ). 
بگو:  آیا  دلیل  قاطعی  (‌و  سند  درستی  برای  رضایت  خدا  از  شرک  خود  و  تحریم  چیزهای  حلال‌،  در  دست‌)  دارید  تـا  آن  را  بـه  مـا  ارائــه  دهید؟‌!  شـما  فقط  از  پندارهـای  بی‌اساس  پیروی  می‌کنید  و  (‌حجّت  و  برهانی  بر  گفتار  و  کردار  خود  ندارید.  شما  نه  از  روی  علم  و  یقین‌،  بلکه‌)  از  روی  ظنّ  و  تخمین  کار  می‌کنید.

و  -  سـپس  جدال  با  ایشان  را  د‌ر  ایـن  باره  پایان  می‏بخشد.  جدال  را  با  دعوت  ایشان  به‌ گـواه  آوردن  و  کار  را  یکسره‌ کردن‌،  خاتمه  می‌دهد  -‌ درست  بدانگونه  که  در  آغاز  سوره‌،  راجع  به  اصل  اعتقاد،  از  ایشان‌ گو‌اه  و  شاهد  خواست  -  با  استعمال  خود  عبارات  و  اوصاف‌،  و  حتّی  خود  واژگان‌.  تا  روشن  فرماید که  مسأله  یکی  است‌:  مسألۀ  انباز  برای  خدا،  و  مسألۀ  قـانونگذاری  بدون  اجازۀ  خدا:

(قُلْ هَلُمَّ شُهَدَاءَكُمُ الَّذِينَ يَشْهَدُونَ أَنَّ اللّهَ حَرَّمَ هذَا فَإِن شَهِدُوا فَلاَ تَشْهَدْ مَعَهُمْ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَالَّذِينَ لاَيُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَهُم بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ). 

(‌ای  پیغمبر!)  بگو:  گواهان  خود  را  بـیاورید  که  گواهی  می‌دهند  بر  این  که  خداونـد  این  چیزها  را  حرام  کـرده  است  (‌که  شما  قائل  به  تحریم  آنها  هستید)‌.  در  صورتی  که  (‌حاضر  آمدند  و  بـه  دروغ‌)  گواهی  دادند،  بـا  آنـان  (‌همصدا  مشو  و)  گواهی  مـده‌.  (‌چـرا  کـه  دروغگـویند  و  شایستۀ  تـصدیق  نیستند.)  و  از  هـوا  و  هوس  کسـانی  پیروی  مکن  که  آیـات  (‌قرآنـی  و  جهانی‌)  مــا  را  تکذیب  مــی‌نمایند  و  بــه  آخرت  ایـمان  نمی‏‎آورند  و  بـرای  پروردگار  خود  (‌بـتان  و  مـعبودهای  بـاطلی  را)  هـمتا  و  همطراز  می‌کنند.از  این  آیه  برداشت  می‌کنیم‌: ‌گذشته  از  این ‌که  صحنه  و  عبارت  و  واژه  یکسان  است‌،  کسـانی كه  ایـن  قانونگذاریها  را  به  دست  می‌گیرند،  همان ‌کسانیند که  از  هواها  و  هوسهای  خود  پيروي  می‌کنند.  همان ‌کسانیند که  آیات  خدا  را  دروغ  می‌نامند  و  می‌دانند.  و  بالاخره  همان  کسانیند که  به  آخرت  ایمان  ندارند.  اگر  آنان  آیات  الهی  را  تصدیق  می‌کردند،  و  به  آخرت  ایـمان  داشـتند،  و  از  هـدایت  و  رهنمود  یـزدان  پـیروی  مـی‌نمودند،  بر‌ای  خودشان  و  برای  مردمان‌،  بجای  خـدا  قـانونگذاری  نمی‌کردند،  و  بدون  اجازۀ  خدا  دست  به  تحریم  و  تحلیل  نمی‌یازیدند.

ز  -  در  پایان  این  مرحله  و  در  خ