ــقشه  و  نـظری  روی  مـی‌دهد،  و  از  روی  حکـمت  و  فلسفه‌ای  سر  از  پـردۀ  عدم  بیرون  می‌آورد،  و  به  سـوی  هدف  و  منظوری  رو  می‌کند.  دیگر  این ‌کـه  سـنّتی  کـه  روی  می‌دهد  برابر  اراده  و  مشیّت  آزاد  از  هر گونه  قید  و  بندی  روی  می‌دهد،  اراده  و  مشیّت  آزادی  که  سـنّت  را  پدیدار  کرده  است  و  به  قانون  اجازۀ  وجود  داده  است  و  آن  را  پسندیده  است‌.

برابر  سنّت  یزدان  که  برابر  اراده  و  مشیّت  آزاد  ساری  و  جاری  می‌گردد،  کار  و  بار  آن  شهرها  و  آبـادیها  انـجام  پذیرفت  و  بر  آنان  گذشت  آنچه  گذشت‌.  همان  چیزهائی  گریبانگیرشان  گردید  و  بر  سرشان  آمد  که  روند  قرآنی  بیان  داشته  است‌،  و كار  و  بار  دیگران  نیز  بدانجا  می‌کشد  که  باید  بکشد  و  به  همان  چیزهائی  باید  دچار  آیند  کـه  باید  دچار  آیند!

ارادۀ  انسان  و  حرکت  او  -  در  جهان‌بینی  اسلامی  -  عامل  مهمّی  در  حرکت  تاریخ  انسان  و  همچنین  در  تفسیر  این  تاریخ  است‌.  ولی  ارادۀ  انسان  و  حرکت  او  در  چهارچوب  مشیّت  و  ارادۀ  آزاد  و  قضا  و  قدر کارآی  یـزدان‌،  روی  می‌دهد...  علم  و  قدرت  یزدان  همه  چیز  را  دربرگرفته  است‌.  خدا  از  هر  چیزی  آگاه  و  بر  هر  چیزی  توانا  است‌.  ارادۀ  انسان  و  حرکت  او  -  در  چهارچوب  مشیّت  و  ارادۀ  آزاد  آفریدگار  و  قضا  و  قدر کارآی  دادار  -  با  سـراسر  گسترۀ  هستی  به  کار  می‌پردازد،  از  سراسر  هستی  متأثّر  می‌گردد  و  همچنین  در  سراسر  هستی  تأثیر  می‌گذارد...  عوامل  فراوان  و  جـهانهای  فر‌اخـی  تـاریخ  بشری  را  می‌گردانند.  در  جولانگاه  این  حرکت‌،  گستره  و  ژرفائی  است ‌که  در  برابر  آن  (تفسیر  اقتصادی  تاریخ‌) و  (‌تفسیر  بیولوژی  تاریخ‌)  و  (تفسیر  جغرافی  تـاریخ‌)  لکّه‌های  کوچکی  در گسترۀ  سترگ  بیش  نیست‌،  و  بازیچۀ  ناچیز  و  سرگرمی  کوچکی  از  بازیچه‌های  ناچیز  و  سرگرمیهای  کوچک  انسان  است‌.[1]

(وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَبِيٍّ إِلا أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ (٩٤)

ما  به  هیچ  آبادی  و  شهری  پیغمبری  نفرستاده‌ایم  (‌که  او  اهل  آنجا  را  به  دین  راستین  خدا  خوانده  باشد  و  ایشـان  از  پذیرش  دعوت  او  سرپیچی  نموده  باشند)  مگر  این  که  ساکنان  آن  را  به  شدائد  و  مصائب  گرفتار  ساخته‌ایم  تـا  این  که  (‌به  خود  آیند  و  زیـر  ضـربات  حوادث  و  فشـار  مشکلات‌،  فطرت  آنـان  بـیدار  و  نـیاز  بـه  پروردگار  در  زوایای  وجودشان  پـرتوافکـن  شـود  و  دست  دعـا  بـه  سوی  خدا  بردارند  و  خالصانه  به  درگاه  الله‌)  تـضرّع  و  زاری  کنند.

خداوند  سبحان  ابدان  و  ارواح  و  ارزاق  و  اموال  بندگان  خود  را  بیهوده  دچار  بلایا  و  مصائب ‌گوناگون  نمی‌سازد  -  معاذالله  که  خدا  کار  بیهوده  کند  -  اگر  بندگان  را  به  سختیها  و  دشواریها  می‌گیرد  نه  بدان  خاطر  است‌ که  آبی  بر  آتش  دشمنانگی  خود  با  انسانها  بریزد  و  یا  این‌ که  درد  کینۀ  خود  با  انسانها  را  بهبودی  بـخشد،  هـمان‌گونه‌ کـه  افسانه‌های  بت‌پرستیها  دربارۀ  آلهۀ  هرزه‌گرا  و کینه‌توز  خـویش  روایت  مـی‌کنند.[2] بلکه  یـزدان  جـهان  تکذیب‌کنندگان  پیغمبران  خود  را  به  بلاها  و  مصیبتهای  جانی  و  مالی  گرفتار  می‌سازد،  چون  سرشت  گرفتار  آمدن  به  سختیها  و  دشواریها  این  است ‌که  فطرتی  را  بیدار  می‌سازد که  هنوز  امـید  خیر  و  خوبی  در  آن  می‌رود.  و  سختیها  و  دشواریها  دلهائی  را  نرم  و  لطـیف  می‌سازد  که  مدّتهای  مدیدی  را  سپری  کرده‌اند  و  هنوز  رمقی  از  حیات  در  آنها  است  و  امید  زنده  ماندنی  دارند.  سختیها  و  دشواریها  چه  بسا  انسانهای  ضعیف  را  متوجّه  آفریدگار  توانای  خود  می‌سازد  و  آنان  را  بر  آن  می‌دارد  که  دست  دعا  به  سوی  خدا  بردارند  و  به  درگاه ‌کریمانۀ  او  بنالند  و  از  آستانۀ  با  عظمت  الهی  مهربانی  و  آمرزش  درخواست‌ کنند،  و  با  این  تضرّع  و  زاری  بندگی  خود  را  در  برابر  خدا  اعلان  دارند  -  بندگی  خدا  کردن  هدف  وجود  بشری  است  -‌ هر  چند که  یزدان  سبحان  نیازی  به  تضرّع  و  زاری  بندگان  و  اعلان  بندگی  ایشان  ندارد: 

(وما خلقت الجن والإنس إلا ليعبدون . ما أريد منهم من رزق وما أريد أن يطعمون . إن الله هو الرزاق ذو القوة المتين). 

مـن  پـریها  و  انســانها  را  جـز  بـرای  پــرستش  خود  نیافریده‌ام‌.  من  از  آنان  نه  درخواست  هیچ  گونه  رزق  و  روزی  می‌کنم‌،  و  نه  می‌خواهم  که  مرا  خوراک  دهند.  تنها  خدا  روزی‌رسان  و  صـاحب  قدرت  و  نـیرومند  است  و  بس‌.  (‌ذاریات‌/  56-58)                                                   

همان‌گونه ‌که  در  حدیث  قدسی  هم  آمده  است‌:  اگر  انسانها  و  پریها  -  همچون  دل  شخصی  -‌ بر  طـاعت  و  عبادت  یزدان ‌گرد  آیند،  ایـن ‌کار  چیزی  بر  ملک  و  مملکت  خدا  نمی‌افزاید.  و  اگر  انسانها  و  پریها  -  همچون  دل  شخصی  -  بر  عصيان  و  سـرکشی  از  فرمان  یـزدان  سبحان‌ گرد  آیند،  این‌ کار  چیزی  از  ملک  و  مملکت  خدا نمی‌کاهد...  امّا  تضرّع  و  زاری  بندگان  بر  درگاه  یزدان‌،  و  اعلان  بندگی  ایشان  بر  آستانۀ  خداوند  سبحان‌،  به  خیر  و  صـلاح  خـودشان  است  و  مـایۀ  اصـلاح  حـال  ایشـان  می‌گردد،  و  زندگی  و  زندگانی  آنـان  را  نــیز  رو  بـه  راه  می‌کند.  هر  وقت  مردمان  بندگی  را  برای  یـزدان  اعـلان  کنند،  از  بندگی  دیگران  خود  را  آزاد  و  رها  می‌سازند...  آزاد  و  رها  می‌شوند  از  بـندگی  اهـریمنی  کـه  پـیوسته  درصدد  است  ایشان  را  بفریبد  و  گمراه  کند  -  همان‌گونه  که  در  اوائل  این  سوره  آمده  است[3]-  همچنین  از  بندگی  هواها  و  هوسهای  خود  آزاد  و  رها  می‌گردند.  از  بندگی  بندگان  امثال  خویش  آزاد  و  رها  مـی‌شوند،  و  خـجالت  می‌کشند که  از  گامهای  اهریمن  پیروی‌ کنند  و  پا  به  پای  او  بیایند  و  بروند،  و  خجالت  می‌کشند  که  با  کرداری  یا  پنداری  یزدان  را  بر  خود  خشمگین ‌کنند.  آنان  در  سختیها  و  دشواریها  رو  به  خدا  می‌کنند  و  به  آستانۀ  او  می‌نالند  و  گریه  و  زاری  سر  می‌دهند.  بر  راستای  راهی  اسـتوار  و  ماندگار  می‌مانند  که  ایشـان  را  آزاد  و  رهـا  و  پـاک  و  پاکیزه  می‌سازد  و  آنان  را  والائی  می‌بخشد  و  از  بندگی  هواها  و  هوسها  و  بندگی  بندگان  بلند  می‌گرداند  و  به  اوج  عزّت  می‌رساند.

به  خاطر  همین  چیزها  است‌ که  مشیّت  و  ارادۀ  خداونـد  جهان  اقتضاء  کرده  است  که  هـر  وقت  بـه  مـیان  اهـالی  شهری  پیغمبری  را  ارسال  کرده  باشد  و  آنان  آن  پیغمبر  را  تکذیب  نموده  باشند،  ایشان  را  به  زیانهای  نفسانی  و  روانی‌،  و  زیانهای  جسمانی  و  مالی‌،  گرفتار  سـازد،  تـا  دلهای  ایشان  را  با  درد  و  ناراحتی  زنده  گردانـد.  درد  و  نــاراحـتی  بـهترین  پـاکسـاز،  بهترین  مـواد  مـنفجرۀ  چشمه‌های  پـرخـیر  و  بـرکت  نـهان  در  زوایـای  درون‌،