  پروردگار  تو  می‌خواست‌،  چنین  کاری  را  نمی‌کردند  (‌ولی  همۀ  اینها  برابر  تقدیر  و  مشیّت  خدا  انجام  گرفته  و  انجام  می‌گیرد)‌.  پس  بگذار  دروغها  به  هم  بافند.

(‌انعام/112)

امّا  این  اطمینان  دادن  مقتضی  ایـن  است ‌که  گروه  با  ایمانی  وجود  داشته  باشند،  گروهي  که  پـا  به  پـای  پیغمبر صلّي الله عليه و آله و سلّم حرکت  بکنند،  و  بدانند که  ایشان  به  جای  او  در  این  پـیکار  و کارزار  قرار  می‌گیرند،  پـیکار  و  کارزاری‌ که  بر  ضد  این  آئین  و  بر  ضدّ  مسـلمانان  در  گرفته  است  و  آتش  آن  شعله‌ور  شده  است‌.

دیگر  باره  همراه  با  رونـد  قرآن  به  نـیمۀ  دوم  صـحنۀ  واپسین  برمی‌گردیم‌:

(يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي وَيُنذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هذَا قَالُوا شَهِدْنَا عَلَى‏ أَنْفُسِنَا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَشَهِدُوا عَلَى‏ أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُوا كَافِرِينَ). 

(‌در  آن  روز  خداوند  بدیشان  می‌گوید:‌)  ای  جنّیان  و  ای  انسانها  آیا  پیغمبرانی  از  خودتان  به  سوی  شما  نیامدند  و  آیات  (‌کتابهای  آسمانی‌)  مرا  برایتان  بازگو  نکردند  و  شما  را  از  رسیدن  بدین  روز  (‌و  روبرو  شـدن  در  آن  بـا  خدا)  بـیم  نـدادنـد؟  (‌پس  چگونه  ایـن  روز  را  فرامـوش  کردید  و  در  تکذیب  آن  کوشیدید؟  در  پاسخ‌)  مـی‌گویند:  ما  علیه  خود  گواهی  مـی‌دهیم  (‌و  اقرار  مـی‌کنیم  که  پیغمبران ‌آمدند  و  آئین  خدا  را  تبلیغ  کردند  و  مـا  را  از  قیامت  ترساندند،  ولي  مـا  ایشان  را  تکذیب  کردیم  و  گفتیم‌:  خداوند  چیزی  را  از  سوی  خود  نفرستاده  است  و  جز  زندگی  این  جهان‌،  زندگی  دیگری  وجود  ندارد.  آری‌)  زندگی  جهان‌،  آنان  را  گول  زد  (‌و  به  خود  مشغول  داشت  و  امروز  جز  اعتراف  چاره‌ای  ندارند  و)  علیه  خود  گواهی  می‌دهند  (‌و  می‌گویند)  که  ایشان  کافر  بوده‌اند  (‌و  مستحقّ  عذاب  جاویدان  و  خوفناک  یزدانند).

این  پرسشی  است  برای  بیان  داشتن  و  ثبت  و  ضبط ‌کردن  و  قطعی  و  حتمی  نمودن‌.  چه  یزدان  سبحان  می‌داند  در  دنیا  چه ‌کارهائی  می‌کرده‌اند.  پاسخ  بدین  پـرسش  هـم  اعتراف  آنان  به  استحقاق  داشتن  و  سزاوار  بودن  این  جزا  و  سزا  در  آخرت  است‌.
خطاب  رو  به  جنّیان  است  همان‌گـونه‌ که  رو  به  آدمیزادگان  است  ...  آیا  یـزدان  پیغمبرانی  را  از  خود  جنّیان  به  سوی  جنّیان  روانه  فرموده  است‌،  همان‌گونه‌ که  انسانهائی  را  به  سوی  انسانها  ارسال  داشته  است‌؟  تنها  یزدان  سبحان  آگاه  از کار  و  بار  این  موجود  پـنهان  از  دیدگان  انسان  است‌.  نصّ  قرآنی  را  می‌توان  بدین  مفهوم  معنی ‌کرد که  آنان  مـی‌شنیده‌اند  چیزهائی  را که  بر  پیغمبران  نازل  می‌شده  است‌.  و  به  سوی  قوم  خود  برمی‌گشته‌اند  و  ایشان  را  بیم  می‌داده‌اند،  همان  گونه  که  قرآن ‌کریم  در  سورۀ  احقاف  دربارۀ  جنّیان  روایت  می‌نماید:

(وَإِذْ صَرَفْنَا إِلَيْكَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوا أَنصِتُوا فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْ إِلَى‏ قَوْمِهِم مُنذِرِينَ. قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَاباً أُنزِلَ مِن بَعْدِ مُوسَى‏ مُصَدِّقاً لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلَى‏ طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ. يَا قَوْمَنَا أَجِيبُوا دَاعِيَ اللَّهِ وَآمِنُوا بِهِ يَغْفِرْ لَكُم مِن ذُنُوبِكُمْ وَيُجِرْكُم مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ. وَمَن لاَ يُجِبْ دَاعِيَ اللَّهِ فَلَيْسَ بِمُعْجِزٍ فِي الْأَرْضِ وَلَيْسَ لَهُ مِن دُونِهِ أَوْلِيَاءُ أُولئِكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ). 

(‌ای  پیغمبر!  خاطرنشان  ساز)  زمـانی  را  کـه  گروهی  از  جنّیان  را  به  سوی  تو  روانه  کردیم  تا  قرآن  را  بشـوند.  هنگامی  که  حاضر  آمدند،  به  یکدیگر  گفتند:  خاموش  باشید  و  گوش  فرا  دهید  ...  هنگامی  که  (‌تلاوت  قرآن‌)  بـه  پـایان  آمـد،  به  عـنوان  مـبلّغان  و  دعـوت  کنندگان  (‌همجنسان  خود،  به  آئین  آسمانی‌)  به  سوی  قوم  خود  برگشتند.  اینان  گفتند:  ای  قوم  ما!  ما  به  کتابی  گوش  فرا  دادیم  که  بعد  از  موسی  فرستاده  شده  است  و  کـتابهای  پیش  از  خود  را  تصدیق  می‌کند  (‌و  هماهنگ  بـا  کتابهای  آسمانی  پیشین  است‌)‌،  و  به  سوی  حقّ  رهنمود  می‌کند  و  بــه  راه  راست  راه  مـی‌نماید.  ای  قوم  مـا!  سـخنان  فرا  خوانندۀ  الهی  را  بپذیرید،  و  به  او  ایمان  بیاورید،  تا  خدا  گناهانتان  را  بیامرزد  و  شما  را  در  پناه  خویش  (‌محفوظ  و  مصون  از  عذاب  سخت  آخرت‌)  دارد.  هر  کس  هم  سخنان  فرا  خوانندۀ  الهی  را  نپذیرد،  نمی‌تواند  خدای  را  از  دستیابی  به  خود  در  زمین  ناتوان  کند  (‌و  خویشتن  را  از  چنگال  عذاب  الهـی  پـناه  دهـد،  و  از  دست  انتقام  او  بگریزد)‌،  و  برای  او  جز  خدا  هيچ  ولی  و  یاوری  نیست‌...  چنین  کسانی  در  گمراهی  آشکاری  هستند. (احقاف/ ٢٩-‌٣٢»  

درست  این  است ‌که  پرسش  و  پاسخ  جنّیان  با  انسانها  بر  این  قاعده  اسـتوار  باشد  و  بس  ...  کار  و  بار  جنّیان  جملگي  مـنحصر  به  ایزد  دادار  است‌.  او  از  احوال  و  اوضاع  ایشان  آگاه  است  و  بس.  یزدان  اطّلاع  از  آنان  را  به  خود  اختصاص  داده  است‌.  بررسی  و  پژوهش  فراتر  از  این  اندازه‌،  بیهوده  است‌.

به  هر  حال‌، ‌کسانی‌ که  از  جنّیان  و  آدمیان  مورد  پرسش  قرار گرفته‌اند  می‌دانند  که  پـرسش‌،  پـرسش  معمولی  نیست‌.  بلکه  پرسشی  برای  روشنگری  و  بیان،  و  ثبت  و  ضبط‌ کردن  و  مقرّر  و  معیّن  داشتن  است‌.  همچنین  برای  تنبیه  و  توبیخ  است‌.  لذا  آنان  هم  كاملًا  اعتراف  می‌کنند،  و  بیان  می‌دارند که  مستحقّ  چیزی  هستند که  هم  اینک  بدان  گرفتارند:
(قَالُوا شَهِدْنَا عَلَى‏ أَنْفُسِنَا). 
می‌گویند:  ما  علیه  خود  گواهی  می‌دهیم‌.
در  اینجا  پیرو  صحنه  این  چنین  دخالت  می‌کند:
(وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَشَهِدُوا عَلَى‏ أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُوا كَافِرِينَ). 

زندگی  جهان‌،  آنان  را  گول  زده  است  (‌و  به  خود  مشغول  داشته  است  و  امروز  جز  اعتراف  چـاره‌ای  نـدارنـد  و)  علیه  خود  گواهی  می‌دهند  (‌و  می‌گویند)  که  ایشان  کافر  بوده‌اند  (‌و  مستحقّ  عذاب  جاویدان  و  خوفناک  یزدانند)‌.  این  پيروي  برای  بیان  حقیقت  حال  ایشان  در  دنیا  است‌.  زندگی  دنیوی  آنان  را گول  زده  است  و  فـریفته  است‌.  غرور،  ایشان  را  به  کفر کشانده  است‌.  این  ایشانند که  هم  اینک  بر  ضدّ  خود گواهی  می‌دهند.  چرا که  در  اینجا  لاف  و گزاف  و  دشمنی  و  ستیزۀ  با  حقّ‌،  و  انکار  حقّ  بیفائده  است  ...  کدام  سرنوشت  و  فرجامی  بدتر  از  این  است ‌که  انسان  خود  را  در  تنگنا  ببيند.  تنگنائی ‌که  نتواند  خویشتن  را  از  آن  برهاند  و  ب