 می‏‎گردد  و  عذاپ  الهی  به  سراغ  دشمنان  حقّ  مـی‌رود،  سنّت  ثابت  خدا  است  و  بخشی  از  راستای‌)  راه  مستقيم پروردگار  تو  است‌.  ما  آیات  (‌قرآنی  و  نشانه‌های  جهانی  و  دلائل  عقلانی‌)  را  بـرای  کسـانی  تشریح  کـرده‌ایـم  و  توضیح  داده‌ایم  که  (‌دلي  پذیرا  و  گوشی  شنوا  دارند  و)  پند  می‏‎گیرند  و  اندرز  می‌پذیرند.  برای  آنان  (‌که  پندپذیر  و  بیدارند)  دارالسـلام  است  کـه  (‌بـهشت  یـزدان  است  و  زدوده  از  آفات  و  بلایا  بوده  و  غم  و  اندوه  به  ساحت  آن  راه  ندارد  و)  از  سوی  پروردگارشان  بدیشان  تـعلّق  می‏‎گیرد،  و  خداوند  به  سبب  کاری  که  (‌در  دنـیا)  انـجام  می‌داده‌اند،  سرپرست  و  یاور  آنان  است‌.

راه  این  است‌...  راه  پروردگارت‌...  با  این  اضافۀ  اطمینان  بخشی‌ که  الهامگر  یقین  و  باور  اسث  و  مژدۀ  فرجام  را  می‌دهد...  این  سنّت  خدا  د‌ر  هدایت  و  ضلالت  است‌.  و  آن  شرع  یزدان  در  تحلیل  و  تحریم  است‌.  هر  دوی  ایشان  برابر  معیار  خدا  یکسان  و  مساویند.  هر  دو  تـا  تـار  و  پودی  در  روند  قرآن  خدا  هستند.

خداوند  آیه‌های  خویش  را  توضیح  و  تبیین  فـرموده  است‌.  ولیکن  تنها کسانی‌ که  پند  می‌گیرند  و  فرامـوش  نمی‌کنند  و  غافل  نمی‌شوند،  از  این  توضیح  و  تبيين  سود  می‏‎برند  و  بهره‌مند  می‌شوند  و  بس.  چه  دل  با  ایمان  دلی  است ‌که  به  یاد  خدا  است  و  خدای  را  یاد  می‌کند  و  غافل  و  بی‏خبر  نمی‌ماند.  دلی  است  باز  و  گشاده  و  فراخ‌.  دل  زنده‌ای  است‌ که  پذيرا  می‌گردد  و  پاسخ  می‏‎گوید.

کسانی  پند  می‌گیرند  و  اندرز  می‌شنوند،  دارالسّـلام  يعنی  بهشت  یزدان  متعلّق  بدیشان  است‌،  سرای  آرامش  -  آسـایش  و  امـن  و  امان  ایـزد  سبحان‌...  از  سـوی  پروردگارشان  تضمين  شـده  است  و  هـدر  نمی‌رود...  يزدان  سرپرست  و  یـاور  و  نگاهدار  و  حافظ  ایشـان  است‌...  این  پاداش  کارهائی  است  که  می‌کرده‌اند...  ایـن  پاداش  پیروزی  ایشان  در  امتحان  است‌.

بار  دیگر  خود  را  در  برابر  حقیقت  بزرگی  از  حقائق  این  عقیده  می‌یابیم‌.  آنجا که  راه  راست  یزدان  در  حاکمیّت  و  شر‌یعت  مجسّم  و  جلوه‌گر  می‌شود...  این  سـرشت  ایـن  آئين  است‌،  سرشتی  که  پروردگار  جهانیان  آن  را  مقرّر  و مشخّص  می‌دارد.
--------------------------------------------------------------------------------
1- جمع  مرسل  است‌:  مرسل  به  حدیثی ‌گفته  می‌شود که  نام  فرد  صحابی  از  آن  افتاده  باشد.  همچون  سخـن  نافع ‌که  گفته  است‌:  رسول  خدا  چنین  فرموده  است  ...  (‌نگا:  علوم  الحدیث‌،  تألیف  دکتر  صبحی  صالح‌،  صفحۀ  ١٦٦).
2- مراجعه  شود  به ‌کتاب‌:  «‌التصویر  الفنی  فـی  القرآن‌»  فصل‌:  «‌التخییل  الحـسّی  و  التجـسیم‌».
3- ‌که  در  سورۀ  واقعه آیۀ ‌٤٣،‌ و  سورۀ  مرسلات  آیۀ  ٣٠  ذکـری  از  آن  رفته  است‌.  (‌مترجم‌)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:82.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:83.txt">قسمت دوم</a></body></html>سوره‌ي انعام آيه‌ي 135-128

 (وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً يَامَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُم مِنَ الْإِنْسِ وَقَالَ أَوْلِيَاؤُهُم مِنَ الْإِنْسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِي أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْواكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا إِلَّا مَاشَاءَ اللّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ (128) وَكَذلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضاً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ (129) يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي وَيُنذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هذَا قَالُوا شَهِدْنَا عَلَى‏ أَنْفُسِنَا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَشَهِدُوا عَلَى‏ أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُوا كَافِرِينَ (130) ذلِكَ أَن لَمْ يَكُن رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى‏ بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا غَافِلُونَ (131) وَلِكُلٍّ دَرَجَاتٌ مِمَّا عَمِلُوا وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ (132) وَرَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَسْتَخْلِفْ مِنْ بَعْدِكُم مَايَشَاءُ كَمَا أَنْشَأَكُم مِن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ (133) إِنَّ مَاتُوعَدُونَ لَآتٍ وَمَا أَنْتُم بِمُعْجِزِينَ (134) قُلْ يَا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلَى‏ مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ تَكُونُ لَهُ عاقِبَةُ الدّارِ إنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظّالِمُونَ (135) 

این  بخش  بطور کلّی،  از  درس‌ گذشته  جدا  نیست‌.  بلکه  دنبالۀ  آن  است‌.  از  جنس  همـان  امواجی  است ‌که  در  آن  پیاپي  می‌آمد  و  پشت  سر  یکديگر  قرار  می‌گرفت‌.  این  بخش  از  یک  سو  زنجیرۀ  سخن  از  فرجام‌ کار  شـیاطین  انسان  و  پری  است‌ که  بعد  از  سخن  از  سرنوشت‌ کسانی  ذکر  می‌شود که  بر  راستای  راه  راست  ماندگار  می‌مانند.  از  دیگر  سو  زنجیرۀ  سخن  از  مسألۀ  ایمان  و کفر  است‌ که  در  این  مکان  سـوره  به  مناسبت  مسألۀ  حـاکمیّت  و  قانونگذاری  ذکر  می‌گردد.  همچنین  مسألۀ  اخیر  ربط  داده  می‌شود  به حقائق  اساسی  و  بـنیادینی  در  عقيدۀ  اسلامی‌،  از  جمله  به  حقیقت  پاداش  و کیفر  در  آخـرت‌،  پاداش  و کیفر کارهائی ‌که  در  دنیا  انجام  پذیرفته  است‌.  از  پاداش  و  پادافره  هم  بعد  از  بیم  دادن  و  مژده  دادن  سخن  مي‌رود.  حقیقت  دیگر‌ی‌ که  به  میان  می‌آید  حقیقت  سلطه  و  قدرت  یزدان  است‌.  سلطه  و  قدرت  یزدان  می‌تواند  شـیاطین  و  پیروان  و  دوسـتان  شـیاطین  را  و  جملگی  انسـانها  را  از  مـیان  بردارد  و  دیگران  را  جـانشین  و  جایگزین  ایشان گرداند.  حقیقت  دیگری ‌که  از  آن  سخن  می‌رود،  حقیقت  ضعف  انسانها  همه  در  برابر  عذاب  و  قهر  الهی  است‌.  همۀ  این  حقائق  هـم  حقائق  عقیدتی  هستند  و  به  هنگام  بررسی  و  تحلیل  و  تحریم  ذبیحه‌ها  پیش  از  چنین  حقائقی‌،  از  آنها  سخن  می‌رود.  آن‌گاه  حلقۀ  دیگری  از  زنجیرۀ  سخن  در  می‌رسد.  در  این  حلقه  سخن  از  نذر  و  نذور  میوه‌ها  و  چهارپایان  و  فرزندا‌ن  است‌.  همچنین  سخن  می‌رود  از  آداب  و  رسوم  جاهلیّت  و  جهان‌بینیهای  جاهلیّت  در  بارۀ  این  امور.  صحبت  از  جملگی  این  مسائل  به  همدیگر  می‌پیوندد،  و  این  مسائل  در  جای  طبیعی  خود  قرار  می‌گیرند،  جائی ‌که  این  آئین  برای  آنها  تعیین‌ کرده  است  و  آنها  را  در  آن  قـرار  داده  است‌.  آخر  جملگی  این  مسائل‌،  یکسان  مسائل  اعتقادی  هستند  و  در  میزان  و  معیار  یزدان  فرقی  میان  آنها  نیست‌،  میزان  و  معیاری  که  در کتاب  ارزشمند  خود گنجانده  است  و  پابرجای  داشته  است‌.

*
در  زنجیرۀ  سخن  پیشین‌،  از کسانی  صحبت  شد که  یزدان  جهان  سینه‌های  ایشان  را  برای  پذیرش  اسـلام  فـراخ  و  گشاد  می‌فرماید  و  سعۀ  صدر  بدیشان  عطاء  مـی‌نماید.  در  نتیجه  دلهایشان  