ت  و  قوانین  مفصّلی  دارد که  برای  این  نظام  لازم  و  ضروری  است‌.  جاهلیّتی‌ که  پیرامون  ما  است  همانگونه ‌که  از  یک  سو  بر  اعصاب  برخی  از  مخلصان  پیروان  دعوت  اسلامی  فشار  می‌آورد  و  ایشـان  را  -  آن  می‌دارد که  شـتابگرانـه  گامهای  برنامۀ  اسلامی  را  به  شتاب  اندازند،  از  دیگـر  سو  نیز  چنین  جاهلیّتی‌  از  روی  قصد  و  عمد  ایشان  را  به  تنگا  می‌اندازد  و  از  آنان  می‌پرسد:  شـرح  و  تـفصیل  نظامی‌ که  ادّعای  آن  را  دارید  و  دیگران  را  بدان  فـرا  می‌خوانید،  کجا  است‌؟  اصلاً  برای  اجراء  چنین  سیستم  و  نظامی  چه  بحثها  و  سخنها  و  شـرحـها  و  بسـط‌ هائی  و  طرحها  و  پروژه‌هائی  دارید؟  جاهلیّت  در  اینجا  از  روی  قصد  و  هدف  می‌خواهد که  ایشان  را  دربارۀ  برنامه‌شان  به  شتاب  اندازد،  و  ایشان  را  از  مرحلۀ  بنای  عقیده  جلوتر  ببرد،  و  آنان  برنامۀ  ربّانی  خویش  را  از  سرشت  خود  منحرف ‌گردانند!  سرشتی ‌که  نـظریّه  در  آن  از  لابلای  حرکت  درخشیدن  می‌گیرد  و  متبلور  می‌شود،  و  در  آن  نظام  از  لابلای  تمرین  و  مـمارست  مشـخّص  و معیّن  مـی‌گردد،  و  در  آن  مــقرّرات  و  قوانین  در  لابلای  رویاروئی  زندگی  واقعی  با  مشکلات  حقیقی  آن‌،  تعیین  و  تبیین  می‌گردد.
وظیفۀ  پیروان  و  طرفداران  دعوت  اسـلامی  است‌ کـه  بدین  مانورها  و  دسیسه ‌بازیها گوش  فرا  ندهند،  و  دیکته  کردن  برنامۀ  بیگانه  از  جنبش  و  حرکت  خودشان  و  بیگانه  از  آئینشان  را  نپذیرند،  و  هوشیار  و  بیدار  باشند کـه  بی‌باوران  و  بی‌دینان‌،  ایشان  را  به  بازیچه  نگیرند  و  خوش‌ باور  و  ساده  لوح  نینگارند.
وظیفۀ  مسلمانان  است‌ که  پرده  از  مانورها  و  دسیسه‌هائی  بردارند  که  دشمنان  برای  به  تـنگنا  انـداخـتن  به  راه  می‌اندازند.  مؤمنان  باید  بالاتر  و  والاتر  از  این  باشند که  گول  چنین  نیرنگهائی  را  بخورند.  پیروان  این  آئین  باید  در جنشن  و  حرکت  خود  آئین  خویش  را  مطابق  این  آئین  به  حرکت  درآورنـد  و  به  پـیش  تـازند.  ایـن  رازی  از  رازهای  نیروی  این  دین‌،  و  همچنین  سرچشـمۀ  نـیروی  مؤمنان  است‌.
برنامه  در  اسلام  با  حقیقت برابر  است‌.  اصلاً  میان برنامۀ  اسلام  و  حقیقت  هیچگو‌نه  فاصله‌ای  نیست  ...  هیچگو‌نه  برنامۀ  بیگانه‌ای  ممکن  نیست  که  سـرانـجام  اسـلام  را  پیاده ‌کند  و  تحقّق  بخشد.  برنامه‌های  غربی  بیگانه  ممکن  است  نظامهای  بشری  را  پیاده‌ کنند  و  تحقّق  بخشند،  ولی  هرگز  ممکن  نیست ‌که  نظام  ربّانی  ما  را  پـیاده‌ کنند  و  تحقّق  بخشند...  لذا  ملازم  برنامه  بودن  همچو‌ن  ملازم  عقیده  بودن  و  ملازم  نظام  بودن،  در  هر  حرکت  اسلامی‌،  لازم  و  ضررری  است‌،  نه  فقط  در  حرکت  و  نـهضت  اسلامی  نخستین‌،  همانگونه ‌که  برخی  از  مردم  گمان می بر‌ند!                .
این  واپسین  سخن  من  است‌.  من  امیدوارم  با  این  بیان  درباره  سرشت  قرآن  مکّی‌،  و  دربارۀ  سـرشت  برنامۀ  ربّانی  پیدا  و  هویدا  در  آن‌،  آنـچه  لازم  است ‌گفته  و  رسانده  باشم،  و  صاحبان  دعوت  اسلامی  نـیز  سـرشت  برنامۀ  خود  را  بشناسند  و  بدان  یـقین  حاصل ‌کنند  و  اطمینان  یابند  و  بدانند:  چیزی‌ که  خودشان  دارند  بهتر  و  خو‌بتر  از  هر  چیز  است‌،  و  آنان  نـیز  بالاتر  و  برتر  از  دیگرانند:
(إن هذا القرآن يهدي للتي هي أقوم). (‌اسراء/ ‌٩ ) 
 ایـن  قـرآن  (‌مردمان  را)  بـه  راهـی  رهـنمود  مـی‌کند  کـه  مستقیم‌ترین  راهها  (‌بـرای  رسـیدن  بـه  سـعادت  دنیا  و  آخرت‌)  است‌.
خداوند  بزرگوار  راست  فرموده  است  ...  پس  از  ایـن  برای  روبرو  شدن  با  سوره  به  پیش  می‌رویم‌.
*
ولید  پسر مغیره ‌گفت‌:  اگر  نبوّت  حقّ  بود،  من  از تو  بدان  سزاوارتر  بودم،  زیـرا  سـن  من  از  تـو  بیشتر  است‌،  و  دارائی  من  از  دارائی  تو  فراوان‌تر  است‌.  ابوجهل ‌گفت‌:  به  خدا  سوگند  هرگز  او  را  نمی‌پسندیم  و  هـرگز  از  او  پيروي  نمی‌کنیم‌،  مگر  این ‌که  وحي  برای  ما  بیاید  همان  گونه ‌که  وحي  برای  او  می‌آید!

روشن  است  خود  بزرگ بینی  وتکبّری ‌که  دارنـد،  و  ویژگی  و  خصوصیّتی‌ که  بزرگان  در  میان  پیروان  خود  بدان  خوی گرفته‌اند،  و  نخستين  چيزی  که  نمایانگر  این  ویژگی  و  خصوصیّت  است‌،  فرمان  دادن  آنان  و  اطاعت  و  فرمانبرداری  پیروان  است‌...  روشن  است  این  کار  یکی  از  اسباب  و  علل  آراستن‌ کفر  در  درونشان‌،  و  ایستادگی  کینه  توزانۀ  ایشان  در  برابر  پيغمبران  و  آئین  یزدان  است‌.  یزدان  جهان  گـفتار  زشت  نابخردانۀ  ایشان  را  پاسخ  می‌گوید.  نخست  با  بیان  این ‌که ‌گزینش  پیغمبران  برای  رسالت‌،  واگذار  است  به  دانش  فراگیر  یـزدان  از  حـال  کسی‌ که  برای  این ‌کار  بزرگ  جهانی  سزاوار  است  ...  بعد  از آن  ایشان  را  با  تهدید  و  تحقیر  بیم  می‌دهد  و  از  فرجام ‌کار  و  عاقبت  سرنوشت  می‌ترساند:

(اللّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ أَجْرَمُوا صَغَارٌ عِندَ اللّهِ وَعَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا كَانُوا يَمْكُرُونَ). 

خداوند  بهتر  می‌داند  که  (‌چه  کسـی  را  بـرای  پیامبری  انـتخاب  و)  رســالت  خویش  را  بـه  چه  کسی  حواله  می‌دارد.  از  سوی  خدا  هر  چه  زودتر  خواری  و  رسوائی  (‌در  دنیا)  نصیب  کسانی  می‏‎گردد  کـه  بـزهکاری  پـیش  می‏‎گیرند،  و  عذاب  سختی  (‌در  آخرت‌)  به  سبب  نیرنگی  که  می‌ورزند  بهرۀ  ایشان  می‌شود.

رسالت‌ کار  بزرگ  و  مهمّی  است‌.  یک ‌کار  جهانی  است‌.  در  این ‌کار،  ارادۀ  ازلی  ابدی  با  حرکت  و  جنبش  بنده‌ای  از  بندگان  تماس  پيدا  می‌کند.  در  آن‌،  فرشتگان  جهان  بالا  با  انسانهای  جهان  محدود  تماس  می‌گیرند.  در  آن‌،  آسمان  با  زمین‌،  و  دنیا  با  آخرت  تماس  حاصل  می‌کند.  در  آن‌،  حقّ ‌کلّی  جلوه‌گر  می‌آید،  هم  در  دل  یک  انسان‌،  و  هم  در  واقعیّت  برخی  از مردمان‌،  و  هم  در یک  حرکت  تاریخی‌...  در  رسالت  آسمانی‌،  هستی  بشری  از  خود  می‌گذرد  تا  خالصانه  یکسره  از  آن  خدا گردد.  نه  تنها  در  خلوص  نیّت  و نه ‌تنها در عمل  از آن  خدا  باشد،  بلکه  جائی ‌که  این ‌کار  بزرگ  و  سترگ  در  آن  جایگزین  می‌شود،  یعنی  خانۀ  دل  نیز  باید  خالصانه  بدو  تـحویل  گردد.  شخص  پیغمبر صلّي الله عليه و آله و سلّم با  این  حقّ  و  سرچشمه‌ای‌ که اين  از  آن  برمی‌جوشد،  تـماس  مسـتقیم‌ کاملی  پـیدا  مي‌کند.  رسالت  آسمانی  چنین  تماسی  نـمی‌گیرد  مگر  کسی ‌که  عنصر  ذاتی  او  شایان  دریافت  مستقیم‌ کامل  و  بدون  موانع  و  عوائقي  باشد.

يزدان  یگانۀ  سبحان  خودش  می‌داند که  امانت  رسـالت  خویش  را  در کجا  می‌گذارد،  و  چه  عنصر  پاکی  را  برای  آن  برمی‏گزیند.  عنصر والائی‌ که  از  میان  هزاران  میلیون  انتخاب  می‌گردد  و  نمایندگی  پیدا  می‌کند  و  بـدو گفته  می‌شود:  تو  نمایندۀ  این ‌کار  سترگ  و  بزرگ  و  مهمّ  و  ع