َ رُهْبَانَهُمْ اَرْبَابًا مِنْ دُوْنِ اللهِ).

یــهودیان  و  تـرسایان  عـلاوه  از  خدا،  علماء  دینی  و  پارسایان  خود  را  هم  به  خدائی  پذیرفته‌اند.(‌توبه/٣١)  

ترمذی  روایت ‌کرده  است  در  تفسیر  این  آیه  از  عـدی  پسر  حاتم‌ که‌ گقته  است‌:  ای  فرستادۀ  خـدا  یـهودیان  و  ترسایان‌،  علماء  دینی  و  پارسایان  خود  را  نپرستیده‌انـد. فرمود:

(بَلَي! اِنَّهُمْ اَحَلُّوْا لَهُمْ الْحَرَامَ، وَ حَرَّمُوْا عَلَيْهِمُ الْحَلَالَ. فَاتَّبَعُوْهُمْ، فَذَلِكَ عِبَادَتُهُمْ اِيَّاهُمْ).

بلی  که  پرستیده‌اند!  آنان  حرام  خدا  را  بـرایشـان  حـلال  نموده‌اند،  و  حلال  را  برای  آنان  حرام  کرده‌اند.  ایشـان  هم  از  چنین  کسانی  پیروی  کرده‌اند،  و  این  است  عبادت  و  پرستش  ایشان  برای  آنان‌.

همچنین  ابن‌ کثیر  از  سدی  در  بارۀ  فرمودۀ  یزدان  روایت  کرده  است‌ که  فرموده  است‌:

)اتَّخَذُوْا اَحْبَارَهُمْ وَ رُهْبَانَهُمْ اَرْبَابًا مِنْ دُوْنِ اللهِ....).

یهودیان  و  تـرسایان  عـلاوه  از  خدا،  علماء  دینی  و  پارسایان  خود  را  هم  به  خدائی  پذیرفته‌اند......(‌توبه/3١)  

یـعنی  از  مـردمان  رهـنمود گرفته‌انـد  و  راهنمائی  خواسته‌اند،  و کتاب  یزدان  را  پشت  سر  خود  انداخته‌اند  و  به  ترک  آن‌ گفته‌اند.  این  است‌ که  خد‌اونـد  بزرگوار  فرموده  است‌:

(وَ مَا اُمِرُوْا اِلَّا لِيَعْبُدُوْا اِلَهًا وَاحِدًا....).

بدیشان جز این دستور داده نشـده است‌: تنها خدای یگانه را بپرستند و بس‌....   (‌توبه/ا٣) 

یعنی  خدا  است‌ که  چون  چیزی  را  حرام ‌کند،  آن  چیز  حرام  است‌،  و  چیزی  را که  حلال ‌کند  آن  چیز  حلال  است‌،  و  چیزی  را که  شریعت  قلمداد  فرماید  و  قانون  نماید،  شریعت  و  قانون  است  و  پيروي  می‌گردد‌،  و  به  چیزی ‌که  او  دستور  می‌دهد  اجراء  می‌گردد  و  انجام  می‌پذیرد...  این ‌گفتۀ  سـدی  و  آن ‌گفتۀ  ابـن ‌کثیر  است  ...  هـر  دو  قاطعانه  و  آشکار  و  روشن  مقرّر  می‌دارند،  و گفتۀ  خود  را  از  قاطعیّت  و  قطعیّت  و  روشنی  قرآنی‌،  و از  قاطعیّت  تفسیر  نبوی  در  بارۀ  قرآن  و  قـطعیّت  و  روشـنی  آن  برمی‌گیرند  و  فریاد  برمی‌آورند  با  تـوجه  به  قرآن  و  حدیث‌:

هر که  از  انسانی  در  شریعت  و  قانونی  پيروي‌ کند که  از  پیش  خود  آن  را  فراهم  آورده  و تهیّه  دیده  باشد  -  هر  چند  در کار کوچک  و جزئی  -  قطعًا  مشرک  است‌،  هر  چند  در  اصل  مسلمان  باشد  ولی  چنین ‌کاری  را  انجام  دهد،  به  سبب  آن  از دائرۀ  اسلام  بیرون  می‌رود  و  وارد  دائره  شرک  می‌گردد، ‌گر چه  بعد  از  آن  مدّتها  بماند  و  با  زبان  بگوید:  لا  اله  الّا  الله‌...  امّا  با  وجود گفتن  آن‌،  از  غیر  خدا  قوانین  و  مـقرّرات  دریـافت  دارد،  و  از  غـیر  خد‌ا  اطاعت  نماید.

هـنگامی‌ که  امروزه  در  پرتو  این  فرموده‌های  قاطع  به  سطح‌ کرۀ  زمین  مي‌نگر‌یم‌،  بر  روی  آن  تنها جاهلیّت  و  شرک  می‏‎بینیم،  و  چیز  دیگری  جـز  جاهليّت  و  شـرک  نـمی‌بینیم‌.  همگان  دچار  جاهلیّت  یا  شرک  شده‌اند،  مگر  افرادی  چند که  یزدان  ایشان  را  پائیده  باشد  و  از گرداب  جاهلیّت  و  شرک  محفوظ  فرموده  باشد،  آن ‌کسانی ‌که  از  اربابان  زمینی  نپذیرفته  باشند  ویژگیهای  الوهیّتی  را که  آنان  ادعاء  می‌کـند،  و  شرع  و  حکمی  را  از  غیر  خدا  قبول  نکرده  باشند،  مگر  بدان  اندازه ‌که  مجبور  و  وادار  بدان  شده  باشند.

حکم  مستفاد  از  فرمودۀ  خداوند  بزرگوار:

(وَلاَ تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ). 

از  گوشت  حیوانی  نخورید  که  (‌به  هنگام  ذبح  عمداً‌)  نـام  خدا  بر  آن  برده  نشده  است  (‌و  یا  به  نام  دیگران  و  یا  بـه  خاطر  بتان  سر  بریده  شده  است‌)‌.  چـرا  کـه  خـوردن  از  چنین  گوشتی،  نافرمانی  (‌از  دستور  خدا)  است‌.
مربوط  به  حلال  بودن  ذبیحه‌ها  یا  حرام  بودن  آنها  است  که  آیا  به  هنگام  ذ‌بح  نام  خدا  برده  شود  یا  برده  نشود،  حلال  خواهند  بود  یا  حر‌ام‌.  ابن ‌کثیر  در  تفسیر  این  بخشها  و  بندها گفته  است‌:

بدین  آیۀ  بزرگوار  استدلال ‌کرده  است ‌کسی ‌که  مـعتقد  بوده  است ‌که  اگر  نام  خدا  بر  ذبیحه‌ای  برده  نشود گوشت  آن  حرام  خواهد  بود،  اگر  هم  ذبح‌ کننده  مسلمان  باشد.  ائمّه رحمهم الله در  بارۀ  این  مسأله  با  یکدیگر  اختلاف  دارند  و  سه  نظریۀ گو‌ناگون  پيدا  کرده‌اند: یکی  از  آنان  فرموده  است‌:  گوشت  ذبیحه‌ای  با  ایـن  ويژگی  حلال  نیست‌.  خواه  نام  خدا  عمداً  ترک  شود  و  خواه  سهوًا گفته  نشود...  این  حکم‌،  برابر  روایتی  از  امام  مالک‌،  و  روایتی  از  امام  احمد  حنبل  است‌. گـروهی  از  پیشینیان  و  پسینیان  طرفداران  امام  احمد  حنبل  نیز  ایـن  روایت  را  تـقویت  کـرده‌اند‌. گـزینش  ابـوثور،  و  داود  ظاهری  نیز  همین  بوده  است‌.  ابـوالفتوح  محمّد  پسر  محمّد  پسر  علي  طائی  هم  همین  را  در کتاب  اربعین  خود  برگزیده  است ‌که  یکی  از  متأخّران  شافعی  مذهب  است‌.  متاخّران  شافعي  مذهب  برای  تأیید  مذهب  خـود  بدین  آیه‌،  و  به  آيه‌ای  استناد کرده‌اند که  در  بارۀ  شکار  است  و  می‌فرماید:

(فَكُلُوْا مِمَّا اَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ وَ اذْكُرُوا اسْمَ اللهِ عَلَيْهِ).

از  نخجیری  که  حیوانات  شکاری  بـرای  شما  (‌شکـار  می‌کنند  و  خود  از  آن  نمی‌خورند  و  سالم‌)  نگاه  می‌دارند  بخورید  و  (‌به  هنگام  فرستادن  حیوان  به  سوی  شکار)  نام  خدا  را  برآن  ببرید.(مائده/4)

خداوند  این  مطلب  را  تأکید  فرموده  است  با:

(وَ اِنَّهُ لَفِسْقٌ).

چرا  که  خوردن  از  چنین  گوشتی،  نافرمانی  (‌از  دستور  خدا)  است‌.

بعضی‌ گفته‌اند  ضمیر  به  خوردن  برمی‏گردد،  و  برخی  گفته‌اند  ضمیر  به  ذبح  به  نام  غیر  خدا  و  برای  غیر  خـدا  برمی‏گردد.

همچنین  مطلب  فوق  مؤیّد  شده  است  با  احـادیثی ‌که  دربارۀ  بردن  نام  خدا  به  هنگام  ذبح  و  به  هنگام  روانه  کردن  حیوان  شکاری  به  سوی  نخجیر  روایت  شده‌اند،  از  جمله  حدیثی ‌که  عدی  پسر  حـاتم‌،  و  ابوثعلبه  روایت  نموده‌اند  و  در  صحیح  مسلم  و  بخاری  ذکر  شده  است‌:  

(اِذَا اَرْسَلْتَ كَلْبََكَ الْمُعَلَّمَ وَ ذَكَرْتَ اسْمَ اللهِ عَلَيْهِ فَكُلْ مَا اَمْسَكَ عَلَيْكَ).

هرگاه  سگ  شکاری  خود  را  بـه  سـوی  نخجیر  روانـه  کردی  و  نام  خدا  را  بر  آن  بردی‌،  از  نخجیری  که  (‌شکار  می‌کند  و)  برای  تو  نگاه  می‌دارد  بخور.

و  حدیثي که  از  رافع  پسر  خدیج  روایت  شده  است‌:  

(مَا اَنْهَرَ الدَّمَ وَ ذُكِرَ اسْمُ اللهِ عَلَيْهِ فَكُلُوْهُ).

وسیلۀ  ذبحی  که  خون  را  (‌از  حیوان‌)  روان  سازد،  و  نام  خدا  بر  ذبیحه  برده  شده  باشد  (‌با  وجود  این  دو  شـرط‌:  وسیلۀ  ذبح  تیز  باشد،  و  نام  خدا  به  هنگام  ذبح  بـرده  شود)  از  گوشت  ذبیحه  بخورید.

این  حدیث  نیز  در  صحیح  مسلم  و  بخاری  ذکـر  شده  ا