 آیا  جز  خدا  را  (‌میان  خود  و  شما)  قـاضی  کنم‌؟  و  حال  آن  که  او  است  که  کتاب  (‌آسمانی  قرآن‌)  را  برای  شما  نازل  کـرده  است  و  (‌حـلال  و  حرام  و  حقّ  و  باطل  و  هدایت  و  ضلالت‌،  در  آن‌)  تفصیل  و  توضیح  داده  شده  است‌.  کسانی  که  کتاب‌(‌هـای  آسمانی  را  پیشتر)  برای  آنان  فرستاده‌ایم  می‌دانند  که  این  (‌قرآن‌)  حقیقتةً  از  سوی  خدا  آمده  است  و  مشتمل  بر  حقّ  است  (‌چرا  که  کتابهای  آسمانی  خودشان  بـدان  بشـارت  داده  است  و  تصدیق  کنندۀ  آن  است‌)‌.  پس  تو  از  تردید  کنندگان  مباش  (‌و  پیروان  تو  نیز  در  بارۀ  حقّانیّت  قرآن  کمترین  تردیدی  به  خود  راه  ندهند)‌.  فرمان  ما  صادقانه  و  دادگرانه  انجام  می‌پذیرد.  هيچ  کسی  نمی‌تواند  فرمانهای  ما  را  دگرگونه  کند  (‌و  جلو  دستورات  ما  را  بگیرد)‌.  خدا  شنوا(‌ی  سـخن  آنان‌)  و  دانا(‌ی  کردار  ایشان‌)  است‌.  اگر  از  بیشتر  مردم  (‌که  کافران  و  منافقانند)  پـیروی  کنی‌،  تـو  را  از  راه  خدا  دور  می‌سازند.  چرا  که  آنان  جز  از  ظنّ  و  گمان  پـیروی  نمی‏‎کنند  و آنان  جز  به  دروغ  و  گزاف  سخن  نمی‏‎گویند.  بی‏گمان  پروردگارت  (‌از  تو  و  از  هر  کس  دیگری‌)  آگاه‌تر  است  از  حال  کسانی  که  (‌گمراه  گشـته  و)  از  راه  او  بـدر  می‌روند.  و  از  حال  کسانی  که  هدایت  مـی‌یابند  (‌و  راه  او  را  در  پیش  می‌گیرند).

این  دیباچه  همه  به  مـیان  می‌آید  پـیش  از  آن ‌که  به  موضوع  اصلی  و  آماده‌ای  پرداخته  شود  که  این  دیباچه  را  برای  آن  ساخته  و  پرداخته  می‌کند  و  سپس  مسـتقیماً  آن  را  به  مسالۀ  ایمان  یا کفر  پیوند  می‌دهد:

(فَكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللّهِ عَلَيْهِ إِن كُنتُم بِآيَاتِهِ مُؤْمِنِينَ. وَمَا لَكُمْ أَلاَّ تَأْكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللّهِ عَلَيْهِ وَقَدْ فَصَّلَ لَكُم  مَاحَرَّمَ عَلَيْكُمْ إِلَّا مَااضْطُرِرْتُمْ إِلَيْهِ).

 پس  (‌از  آنجا  که  خدا  راه  یافتگان  و  گمراهان  را  بـهتر  از  هر  کسی  می‌شناسد،  بـه  ضـلالت  مشرکان  در  تحریم  بـرخی  از  چـهارپایان  گوش  فرا  نـدهید  و)  از  گوشت  چهارپائی  بخورید  که  به  هنگام  ذبـح  نـام  خدا  را  بـر  آن  برده‌اند  (‌و  آن  را  به  نام  الله‌،  نه  به  نام  کسی  یا  چیزی  جز  او  سر  بریده‌اند)  اگر  به  آیات  خدا  (‌و  از  جمله  به  آیـات  وارده  در  این  باره‌)  ایمان  دارید.  شما  چرا  باید  از  گوشت  حیوانی  نخورید  كه  به  هنگام  ذبح  نام  خدا  بـر  آن  رفته  است‌؟  و  حال  آن  که  خداوند  گوشت  حیواناتی  را  که  بـر  شما  حرام  است  (‌در  همين  سو‌ره/145و مائده/3) بـیان  کرده  است  (‌و  دستور  داده  است  که  از  آنـها  نـخورید)  مگر  ناچار  و  درمانده  شوید  (‌که  در  این  صورت  می‌توانید  به  اندازه‌ای  که  رفع  ضرورت  و  دفع  هلاکت  کند  از  گوشت  حرام  آنها  بخورید).

پیش  از  این ‌که  از  عرضه‌ کردن  مسالۀ  تحلیل  و  تحریم  -  به  دنبال  آن  همه  دیباچه  -  بپردازد،  میان  دو  بخش  با  رهـنمودها  و  پـیروهای  دیگری  فاصله  می‌اند‌ازد.  رهنمودها  و  پیروهائی ‌که  دارای  تأثیرهای  نیرومندی  از  امر  و  نهی  و  بیان  وعد  و  وعید  هستند:

(وَإِنَّ كَثِيراً لَيُضِلُّونَ بِأَهْوَائِهِم بِغَيْرِ عِلْمٍ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُعْتَدِينَ. وَذَرُوا ظَاهِرَ الْإِثْمِ وَبَاطِنَهُ إِنَّ الَّذِينَ يَكْسِبُونَ الْإِثْمِ سَيُجْزَوْنَ بِمَا كَانُوا يَقْتَرِفُونَ). 

بسیاری  از  مردم‌،  با  هواها  و  هوسهای  (‌کج  و  نادرست‌)  خود،  بدون  آگاهی  (‌از  صحّت  آنچه  که  می‏‎گویند  و  بدون  دلیـلی  بـر  آنــچه  در  راه  آن  مــی‌کوشند،  دیگران  را)  سرگشته  و  گمراه  می‌سازند.  بی‏گمان  پروردگارت  (‌از  تو  و  از  همۀ  بندگان‌)  آگاه‌تر  از  حال  تجاوزکاران  است‌.  آنگاه  سخن  از  مسالۀ  تحلیل  و  تحریم  می‌راند  و  آن  را  به  مسألۀ  اسلام  و  شرک  ملحق  و  مربوط  می‌گرداند:  

(وَلاَ تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى‏ أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ). 

از  گوشت  حیوانی  نخورید  که  (‌به  هنگام  ذبح  عمداً‌)  نـام  خدا  بر  آن  برده  نشده  است  (‌و  یا  به  نام  دیگران  و  یا  بـه  خاطر  بتان  سر  بریده  شده  است‌)‌.  چرا  کـه  خوردن  از  چنین  گوشتی،  نافرمانی  (‌از  دستور  خدا)  است‌.  بی‏گمان  اهریمنان  و  شیاطین  صفتان‌،  مطالب  وسوسه‌انگیزی  به  طور  مخفیانه  به  دوستان  خود  القاء  می‌کنند  تا  این  که  با  شما  منازعه  و  مجادله  کنند  (‌و  بکـوشند  که  شـما  را  بـه  تحریم  آنچه  خدا  حلال  کرده  است  وادارند)‌.  اگر  از  آنان  اطاعت  کنید  بی‏گمان  شما  (‌مثل  ایشان‌)  مشرک  خواهـید  بود.

سپس  به  دنبال  آن‌،‌ گام  دیگری  را  دربارۀ  سخن  از  سرشت‌ کفر  و  سرشت  ایمان  به  جلو  برمی‌دارد. گامی ‌که  انگار  پیروی  بر  تحلیل  و  تحریم  است‌.  از  این  پیجوئی  و  پیروی  و  پیوند  و  تأکید،  سرشت  دیدگاه  اسلام  در  بارۀ  مسألۀ  قانونگذاری  و  فرمانروائی‌،  یـعنی  تشـریع  و  حاکمیّت  در  امور  زنـدگی  روزانه‌،  پـدیدار  و  نـمودار می‌گردد.
*
(أَفَغَيْرَ اللّهِ أَبْتَغِي حَكَماً وَهُوَ الَّذِي أَنْزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلاً وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِن رَبِّكَ بِالْحَقِّ فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ). 

آیا  جز  خدا  را  (‌میان  خود  و  شما)  قاضی  کنم‌؟  و  حال  آن  که  او  است  که  کتاب  (‌آسمانی  قرآن‌)  را  برای  شما  نـازل  کرده  است  و  (‌حلال  و  حرام  و  حقّ  و  بـاطل  و  هـدایت  و  ضـلالت‌،  در  آن‌)  تفصیل  و  تـوضیح  داده  شـده  است‌.  کسانی  که  کتاب‌(‌هـای  آسـمانی  را  پـیشتر)  بـرای  آنـان  فرستاده‌ایم  می‌دانند  که  این  (‌قرآن‌)  حقیقةًً  از  سوی  خدا  آمده  است  و  مشـتمل  بـر  حقّ  است  (‌چرا  کـه  کـتابهای  آسمانی  خودشان  بـدان  بشـارت  داده  است  و  تـصدیق  کنندۀ  آن  است‌)‌.  پس  تـو  از  تـردید  کنندگان  مـباش  (‌و  پیروان  تو  نیز  در  بارۀ  حقّانیّت  قرآن  کمترین  تردیدی  به  خود  راه  ندهند)‌.             

یک  پرسش  انکاری  است  از  زبان  پیغمبر صلّي الله عليه و آله و سلّم  یزدان‌.  چیزی  را  که  در  این  پرسش  انکاری‌،  زشت  می‌شمارد  این  است ‌که  آیا  کسی  را  جز  یزدان  در کاری  از کارها  داور گرداند؟  یا  در  فرمانروائی  کارها  -  هر کاری  که  باشد  -  جز  خدای  سبحان  را  حاکم  و  فرمانروا گرداند؟  یا  کسی  را  در  این  حقّ‌،  حقّی‌ که  جای  ستیز  و  جدال  در  آن  نیست  -  شریک  و  انباز  ایزد  منّان  نماید؟  در  سراسـر  گسترۀ  جهان‌ کسی  و چیزی  نیست ‌که  پیغمبر صلّي الله عليه و آله و سلّم ‌بدو  رو  بکند  و  فرمان  او  را  در  همۀ‌ کار  و  بار  زندگی  بجوید  و  داوری  وی  را  طلبد: