  دست  یـازد کـه  برای  او  ممکن  و  میسّر گردد،  و  پاداش  و کیفری ‌که  سزاوار  است  دادگرانه  و  راست  و  درست  بدو  داده  شود. گذشته  از  اینها،  تا  این‌ که  زندگی  خوب  و  شایسته  شود  و کاروان  حیات  به  پیش  رود.  حقّ  و  حقیقت  در  پرتو  دادگاهی  جدا  و  متمایز  شود،  و  خیر  و  خوبی  در  سایۀ  شکیبائی  سره  و  خالص  گردد،  و  شیاطین  کوله‌بارهای  گناهان  خـود  را  د‌ر  روز  رستاخیز  به  تمام  و کمال  بر  دوش  کشند...  همچنین  همۀ‌ کارها  برابر  مشیّت  یزدان  وقوع  پيدا کند  و  جاری  و  ساری  شود،  هم‌ کارهای  دشمنان  یزدان  و  هـم ‌کارهای  دوستان  ایزد  سبحان،  بطور  یکسان‌...  این  مشیّت  یزدان  است  و  یزدا‌ن  هر چه  بخوا‌هد  می‌کند.

صحنه‌ای‌ که  قرآن ‌کریم  آن  را  به  تصویر  مـی‌زند  از:  پیکار  شیاطین  انس  و  جنّ‌،  و  درگیری  و  رفتار  هـر  پیغمبری  با  پیروانش،  و  مشیّت  و  ارادۀ  يزدان ‌که  اداره  کننده  و  مراقب  همه  چیز در  همه  جا  و  همه  آن  است‌،  و  قضا  و  قدر  ایزد  متعال‌ که  جاری  و  ساری  در  سراسر  جهان  و  جمل  اشیاء  موجود  در  آن  است‌،  این  چنین  صحنه‌ای  با  همۀ  نواحی  و  جوانبی ‌که  دارد،  سزاوار  این  است‌ که  در  برابر  آن  توقّف ‌کوتاهی  داشته  باشیم  و  نگاه  گذرائی  بدان  بیندازیم‌:

کارزار  و  پیکاری  ا‌ست ‌که  در  آن  نیروهای  شرّ  و  بدی  موجود  در  این  جهان،  شرکت  دارند.  شیاطین  انسـان  و  پری  در آن  شرکت  دارند.  همه  و  هـمه  با  همیاری  و  هماهنگی  یکـدیگر‌،  بر‌ای  اجراء  نـقشۀ  معیّنی‌، گرد  می‌آیند.  نقشه‌ای ‌که  نمایانگر  دشمنانگی  حقّ  مجسّم  در  رسالتهای  انبیاء‌،  و  نمایانندۀ  جنگ  حقّ  با  باطل  است‌.  نقشۀ  معیّنی  است‌ که  در  آن  وسائل  مربوطه  است‌:

(يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى‏ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً). 

گروهی‌ از آنان  سخنان  فریبندۀ  ناروا را نهانی  به  گروه  دیگری  پیام  می‌دهند  تا  ایشـان  را  (‌بـا  یـاوه سرائیهای  رنگین  و  وسوسه‌های  دروغین‌)  بفریبند.

بعضی  بعضی  را  با  وسائل‌ گول  زدن  و گمراه ‌کردن ‌کمک  و  یاری  می‌کند،  در  عین  حال  برخی  برخی  دیگر  را گمراه  می‌سازد.  این  پدیده‌ای  است ‌که  در  هر  دار  و  دسته‌ای‌ که  برای  شرّ  و  بدی گرد  آیند  و  به  جنگ  حقّ  و  طرفداران  حقّ  بپردازند  دیده  مـی‌شود...  شـیاطین  در  مـیان  خـود  همدیگر  را  یاری  می‌دهند  و  همکاری  می‌کنند.  یکدیگر  را  در  انجام گناه  یاری  و  مـدد  می‌رسانند  و  پشتیبان  یکدیگر  در  بزهکاری  می‌شوند.  هرگز  هـمدیگر  را  به  سوی  حقّ  رهنمود  نمی‌گردانند،  بلکه  برخی  برای  برخی  دیگر  دشمنی  و  جنگ  با  حقّ  را  زینت  می‌بخشند،  و  شرکت  در  نبرد  طولانی  با  حقّ  را  می‌آرایند.

امّا  همۀ  این  مکر  و کیدها  آزاد  و  رها  نیست‌.  بلکه  از  هر  سو  با  مشیّت  و  اراده  و  قضا  و  قدر  الهی  ا‌حاطه  شده  است‌.  شیاطین  نمی‌توانند  نیرنگی  بزنند  و کوچـرین  مکر  و کیدی  بکنند  مگر  بدان  ا‌ندازه ‌که  یزدان  بخواهد  و  با قضا  و  قدر  خود  به  مرحلۀ  اجراء  درآورد.  بدین  لحاظ  مکر  و کید  هر  اندازه  ستبر  و سترگ  باشد  و نیروهای  شرّ  و  بدی  جهانی  بطور کلّی  بر  آن ‌گـرد  آیـد  و  از  آن  پشتیبا‌نی  نـماید،  باز  هم ‌گرفتار  قید  و  بند  است  و  محصـور  و  محدود  است‌،  و  نمی‌تواند  آزادانه  بدون  قید  و  بند  و  نظم  و  نظام  هرگونه ‌که  بخواهد  روان  و  رهسپار  گردد،  و  بر  سر  هر کس ‌که  بخواهد  بتازد  و  دامنگیر  هر  کس ‌که  بخواهد  بشود،  بدون  هرگونه  بازپرس  و  بازجو  و  پیگیر  و  پیگردی‌،  همان‌گونه ‌که  طاغیان  و  یاغیان  دلشان  می‌خواهد  و  دوست  می‌دارند  و  به  دل  انسـانهائی  می‌اندازند که  از  ایشـان  اطاعت  کنند  و  آنـان  را  پرستش  می‌کنند.  به  دل  انسانهای  پرستشگر  خود  چنین  می‌افکنند،  تا  دلهایشان  را  به  مشـیّت  و  ارادۀ  خویش  آویخته  و  پیوسته‌کنند!...  هرگز  ایـن  چنین  نبو‌ده  و  نمی‌شود!  بلکه  خواست  ایشان  مقيّد  به  مشـیّت  یـزدان  است‌،  و  قدرت  محدود  ایشـان  مقیّد  به  قضا  و  قدر  خداوند  سبحان  است‌.  نمی‌توانند  به  دوستان  ایزد  مـنّان  هیچ  زیانی  برسانند  مگر  بدان  اندازه ‌که  آفریدگار  جهان  -  در  حدود  و  ثـغور  آزمون  و  امتحان  -  اراده  فرماید.  همۀ‌ کارها  سرانجام  به  خدا  برمی‏گردد  و  بدو  حواله  داده  می‌شود.

صحنۀ  همایش  بر  نـقشۀ  مـقرّر  و  مـعیّنی  از  شیاطین‌،  سزاوار  این  است  که  طرفداران  و  پیروان  حقّ  توجّه  و  عنایت  بیشتری  بدان  داشـته  باشند  و  نگاه  و  نگرش  ژرفتری  بدان  بیفكنند،  تا  طبیعت  و  سرشت  این  نقشه  را  بشناسند،  و  با  وسائل  و  ابزارهای‌ گوناگونش  آشـنا  گردند...  صحنۀ  احاطۀ  مشیّت  و  ارادۀ  یزدان‌،  و  قضا  و  قدر  خداوند  سبحان‌،  به  نقشه  و  تدبیر  شیاطین  نیز  شایان  این  است‌ که  دلهـای  طـرفداران  و  پـیروان  حقّ  را  از  اطمینان  و  آرامش  و  یـقین  لبریز  سازد،  و  همچنین  دلهایشان  و  چشمانشان  را  آویزۀ  قدرت  غالب‌،  و  قضا  و  قدر  نافذ،  و  سلطۀ  حقّ  اصیل  در گسترۀ  هستی‌ گرداند،  و  وجدانشان  را  خیزش  پرواز  دهد  و  از  آویـزان  شد‌ن  و  آویختن  به  آنچه  شیاطین  می‌خواهند  یا  نمی‌خواهند  آزاد  و  رها  سازد،  و  در  راستای  راه  خودشان‌،  راست  قامت  و  با گامهای  استوار،  حرکت‌ کنند،  و  حقّ  را  پس  از  پا  بر  جا  کردن  آن  در  دلهایشان  و  در  زندگیشان‌،  در  پهنۀ  دنیای  واقعیّت  مردمان  پا  بر  جا  دارند...  از  دیگر  سو،  طرفداران  و  پیروان  حقّ  باید  عداوت  شیاطین‌،  و  مکر  و کید  و  حیله  و  نیرنگ  شیاطین  را  به  مشیت  و  ارادۀ  محیط  آفریدگار،  و  به  قضا  و  قدر  نافذ  پروردگار  واگذارند:

(وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ). 

اگر پروردگار تو مي‌خواست چنين كاري را نمي‌كردند. پس بگذار دروغها بهم بافند.
--------------------------------------------------------------------------------
1- آفتاب  آمـد  دلیل  آفتاب /        /   گر  دلیلت  باید  از  وی‌ رو  متاب  
2- مراجعه  شود  به  کتاب‌:  «‌خصائص  التصور  الاسلامی  و  مقوّماته‌»‌،  جـلد  اول‌،  فصل‌:  «‌توازن‌».<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:76.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:77.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:78.txt">قسمت سوم</a><a class="text" href="w:text:79.txt">قسمت چهارم</a><a class="text" href="w:text:80.txt">قسمت پنجم</a></body></html>سوره‌ي انعام آيه‌ي  127-114

(أَفَغَيْرَ اللّهِ أَبْتَغِي حَكَماً وَهُوَ الَّذِي أَنْزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلاً وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِن رَبِّكَ بِالْحَقِّ فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ (114) وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقاً وَعَدْلاً لاَمُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ (115) وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللّهِ إِن يَتَّبِعُونَ إِل