 شما  را  در  آنچه  به  شما  داده  است  بیازماید  (‌و  در  عمل  مشـخّص  شـود  چه  کسی  به  شرائع  آسمانی  مؤمن  یا  کافر  و  در  نعمتهای  خـدادادی  سپاسگزار  و  یـا  نـاسپاس  است‌)‌.  بی‏گمان  پروردگارت  زود  رسانندۀ  عقاب  (‌به  مخالفان‌)  است  و  او  دارای  مــغفرت  بـیکران  و  رحـمت  فراوان  (‌در  حقّ  پشیمان  شوندگان  از  گناهان  و  برگردندگان  به  آستان  یزدان‌)  است‌.  (انعام/161-165)  

اینها  مقداری  از  مسائل  عقیده  و  آئین  است  در  بارۀ  دنیا  و  آخرت‌،  زندگی  و  مرگ‌، ‌کار  و  پـاداش‌،  پـرستش  و  رفتار...  برنامه  یزدانی  همۀ  اینها  را گرد  می‌آورد  تا  با  آنها  در  آن  آهنگ  بلند  بزرگوارانه،  و  نـغمۀ  هراس‌انگیز  دلربایانه‌،  پیروی  بر  مسألۀ  فرمانروائی  و  قانونگذاری  زند،  مسأله‌ای‌ که  در  ساده‌ترین  نماد  خود  در  زندگی  روزانه  و  آزمندیها  و  رفتارهای  آن  جلو‌ه‌گر  است‌.  آخر  این  مسأله‌،  مسالۀ  الوهیّت  و  ربوبیّت  در گسترده‌ترین  و  بزرگ‌ترین  جولانگاه  و  موقعیّت  خود  است‌...

ا‌ین  است  اسلام‌،  بدان  گونه  که  سـرچشمۀ  بزرگوار  یزدانی  آن  را  نشان  می‌دهد  و  می‌نمایاند.
--------------------------------------------------------------------------------
1- برای  شناسائی  هر  یک  از  این  انواع‌،  مراجعه  شود  به  سورۀ  مائده  آیۀ  ١٠٣  در  جزء  هفتم‌.
2- ‌جزء  هفتم‌،  انعام/1.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:73.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:74.txt">قسمت دوم</a></body></html>سوره‌ي انعام آيه 113-111

 (وَلَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَيْهِمُ الْمَلاَئِكَةَ وَكَلَّمَهُمُ الْمَوْتَى‏ وَحَشَرْنَا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ قُبُلاً مَا كَانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَن يَشَاءَ اللّهُ وَلكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ (111) وَكَذلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوّاً شَيَاطِينَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى‏ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ (112) وَلِتَصْغَى‏ إِلَيْهِ أَفْئِدَةُ الَّذِينَ لاَيُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَلِيَرْضَوْهُ وَلِيَقْتَرِفُوا مَا هُم مُقْتَرِفُونَ (113) 

نخستین  آیه‌،  مکمّل  بخشی  است‌ که  قبلًا در  روند  سوره  -  در  پایان  جزء  هفتم  -‌گذشت‌،  و  متعلّق  به  چیزهائی  است‌ که  مشرکان  عرب  به  رسول  خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم پـیشنهاد  می‌کردند  و  انجام  آن  خو‌ارق  عادات  و  معجزات  را  از  جناب  او  درخواست  مي‌‌نمودند  و  می‌گفتند  اگر  آنـها  را  بیاورد  و  بدیشان  نشان  دهد  وی  را  راستگو  می‌دانند  و  پیامبریش  را  تصدیق  می‌کنند.  مکرّر  و  مؤكّد،  به  خدا  سوگند  می‌خوردند  اگر  این  چنین  مـعجزات  و  خوارق  عاداتی  را  بنماید که  آنان  از  او  درخواست  می‌نمایند،  ایمان  می‌آورند.  درخواستهایشان  تا  بدانجا  رسیده  بود  که  برخی  از  مسلمانان  آرزو  می‌کردند کاش  یـزدان  جهان  به  پیشنهادها  و  درخواستهای  ایشان  پاسخ  فرماید  و  آنها  را  بدانان  بنماید.  حتی  به  پیغمبر صلّي الله عليه و آله و سلّم عـرض  می‌کردند کـه  خـوارق  عـادات  و  مـعجزات  پـیشنهادی  مشرکان  را  از  پروردگارش  بخواهد.

همۀ  بخش  پیشین،  این  چنین  آمده  است‌:
(وَأَقْسَمُوا بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِن جَاءَتْهُمْ آيَةٌ لَيُؤْمِنُنَّ بِهَا قُلْ إِنَّمَا الآيَاتُ عِندَ اللّهِ وَمَايُشْعِرُكُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءَتْ لاَيُؤْمِنُونَ. وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَارَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَنَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ. وَلَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَيْهِمُ الْمَلاَئِكَةَ وَكَلَّمَهُمُ الْمَوْتَى‏ وَحَشَرْنَا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ قُبُلاً مَا كَانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَن يَشَاءَ اللّهُ وَلكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ).

مشرکان  با  همۀ  توان  و با  تأکید  هر  چه  بیشتر،  بـه  خدا  سوگند  مـی‌خورند  کـه  اگر  مـعجزه‌ای  (‌از  نوع  آن  مـعجزاتـی  کـه  در  ســورۀ  اسـراء‌:  آیـه‌های 90-93 خواسته‌اند)  برای  آنان  آورده  شود  به  سبب  آن  ایمان  می‌آورند.  بگو:  معجرات  از  سوی  خدا  است  و  (‌برابر  میل  او  انجام  می‌پذیرد  و  در  اختیار  من  نیست‌.  ای  مؤمنان‌!)  شما  چه  می‌دانید؟‌...  اگر  (‌این  معجزاتی  که  خواسته‌انـد)  بدیشان  نموده  شود  (‌باز  هم‌)  ایمان  نمی‌آورند.  (‌شما  ای  مؤمنان  نمی‌دانید  که  به  هنگام  وقوع  معجزات  حسّی‌)  ما  دلها  و  چشمهای  آنان  را  (‌در  دریای  تخیّلات  و  توهّمات  و  در  مـیان  امــواج  تأویـلات  و  احتمالات‌)  واژگونه  و  حیران  می‌گردانیم  (‌و  بعد  از  نزول  معجزات‌)  همان گونه  خواهند  بود  کـه  در  آغاز  بودند،  و  ایشـان  را  بـه  خـود  وامی‌گذاریم  تا  در  طغیان  و  سـرکشی  خود  سرگردان  شوند.  اگر  مـا  (‌دربـارۀ  درخواست  مشـرکان  کوتاهی  نـمی‌کردیم  و  مـثلًا)  فرشتگانی  را  بـه  پـیش  ایشـان  مـی‌فرستادیم  (‌و  بـا  چشـم  سـر  آنـان  را  مـی‌دیدند)  و  مردگانی  (‌را  زنده  می‌کردیم  و  در  برابر  دیدگانشان  سر  از  گورها  به  در  می‌آوردند  و  در  بارۀ  صدق  مـحمّد)  با  ایشان  سخن  می‌گفتند،  و  همه  چیز  را  آشکارا  در  برابـر  آنان  گرد  می‌آوردیم  (‌تا  جملگی  حقّ  را  رویاروی  برای  ایشان  بـیان  و  بـر  آن  گواهی  دهـند)  آنان  ایمان  نمی‌آوردند  مگر  این  که  خدا  می‌خواست  (‌و  خدا  هم  سنّت  خود  را  برای  کسانی  تغییر نمی‌دهد  که  زنگ  جاهلیّت  بر  دل  آنان  نشسته  است  و  بینش  ایشان  را  تباه  کرده  است‌)  ولیکن  بیشتر  آنان  (‌از  این  واقعیّت  که  سنّت  خدا  دربارۀ  انسانها  تغییر  ناپذیر  است  بـی‌خبرند  و  حقیقت  امـر  را)  نمی‌دانند.                                                    (انعام/109-111)  

در  بارۀ  این  آیات  در  پایان  جزء  هفتم  سخن  به  ميان  آمد.  هم  اینک  از  حقائق  همگانيی  سخن  مـی‌گوئیم ‌که  ایـن  آیه‌ها  در  بر  دارند،  و  به  تفسیر  آنها  نپرداخته‌ایم‌:

نـستین  حقیقت‌:  این  ا‌ست ‌که  ایمان  یا کفر،  و  هدایت  یا  ضلالت‌،  با  براهین  و  ادلّه  بر  حقّ  دلالت  نمی‌کنند.  چه  حقّ  خودش‌،  برهان  و  دلیل  بر  ذات  خویـش  است‌.[1]  سلطه‌ای  بر  دل  انسان  دارد  که  وادارش  می‌سازد  آن  را  بپذیرد  و  بدان  اطمینان  پیدا  کند  و  در  برابرش‌ کرنش  برد  و  بدان  اعتراف  نماید.  امّا  موانع  دیگری  است‌ که  میان  دل  و  حقّ‌،  فاصله  می‌گردند.  یزدان  سبحان  با  مؤمنان  دربارۀ  این  چنین  موانعی  سخن  می‌گوید:

(وَمَايُشْعِرُكُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءَتْ لاَيُؤْمِنُونَ. وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَارَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَنَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ). 

شما  چه  می‌دانید؟‌...  اگر  (‌این  معجزاتی  که  خواسته‌انـد)  بدیشان  نموده  شود  (‌ب