ند که  بـا حقّ ‌گفته  مي‌شود  این  قوانین  و  احکام  الهی  ا‌ست‌. 

به  دنبال  ایـن‌،  کسانی  تهدید  مـی‌گردند  و  بیم  داده  می‌شوند که  پيروي  نمی‌کنند  از  چیزی‌ که  پیغمبر صلّي الله عليه و آله و سلّم  با  خود  آورده  است‌،  و  بر  قوانـین  و  آداب  جاهلی  می‌مانند،  قوانین  و  آدابی ‌که  به  دروغ  آنها  را  به  خدا  نسبت  می‌دهند،  و  با  درخواست  مـعجزات  و  خوارق  عادات  امـروز  و  فردا  می‌کنند،  مـعجزات  و  خوارق  عاداتی ‌که  ایشان  را  وادار  به  باور کردن  و  پيروي  نمودن  گرداند...  آنان  بیم  داده  می‌شوند  و  تهدید  می‌گردند  به  این‌ که  اگر  معجزات  و  خو‌ارق  عاداتی ‌که  می‏‎طلبند  انجام  پذ‌یرد،  در  چنین  زمانی  مسأله  خاتمه  می‌گیرد  و كار  از  کار  مي‌‌گذرد.  چرا که  به  دنبال  روی  دادن  معجزات  و  خوارق  عادات‌،  دمار  از  روزگارشان  برآورده  می‌شود  و  هلاک  و  نابود  مي‌گردند،  چنان‌ که  نپذیرند:

(هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَن تَأْتِيَهُمُ الْمَلاَئِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ أَوْ يَأْتِيَ بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ لَا يَنْفَعُ نَفْساً إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِن قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْراً قُلِ انتَظِرُوا إِنَّا مُنتَظِرُونَ).

(‌دلائل  متّقن  بر  وجوب  ایمان  بیان  گردیده  است‌.  پس  چرا  ایمان  نمی‌آورند؟‌)  آیا  انتظار  دارنـد  کـه  فرشتگان  (‌قـبض  ارواح‌)  بـه  ســراغشــان  بـیایند؟  یـا  ایـن  كه  پروردگارت  (‌خودش‌)  به  سوی  آنان  بیاید؟  یا  پاره‌ای  از  نشانه‌های  پروردگارت  که  (‌دالّ  بـر  شـروع  رستاخیز  بــاشد)  بـرای  آنان  نـمودار  شـود؟  روزی  پـاره‌ای  از  نشانه‌های  پروردگارت  فرا  می‌رسد  (‌و  آنان  را  به  ایمان  اجباری  وادار  می‌نماید)  امّا  ایمان  آوردن  افرادی  که  قبل  از  آن  ایمان  نیاورده‌اند،  یا  این  که  با  وجود  داشتن  ایمان  (‌کارهای  پسندیده  نکـرده‌انـد  و)  خیری  نیندوخته‌انـد،  سودی  به  حالشان  نخواهد  داشت‌.  بگو:  منتظر  (‌یکـی  از  این  امور  سه  گانه‌)  باشید  و  ما  هم  منتظر  (‌نـتیجۀ  وعـدۀ خدا  در  بارۀ  خود  و  وعید  او  در  بارۀ  شما)  هستیم‌. (‌انعام/١٥٨)

آن‌گاه  میانۀ  پیغمبر صلّي الله عليه و آله و سلّم   و  آئینی ‌که  با  خود  آورده  است  و  ملّت  مسلمان‌،  با کسـانی  به  هـم  مـی‌خورد  و  میانشان ‌كاملًا  جدائی  می‌افتد که  به  تحلیل  و  تحریم  دست  می‌یازند،  آن  هم  نه  با  شریعت  يزدان‌،  بلکه  با  قوانین  و  آداب  ساخته  و  پرداختۀ  خـودشان‌،  و  برای  خویشتن  احکام  و  مقرّراتی  وضع  می‌کنند  و  سپس ‌گمان  می‌برند که  چنین  دستورها  و  یاساهائی  شریعت  یزدان  جهان  بشمار  است‌:

(إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعاً لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْ‏ءٍ إِنَّما أَمْرُهُمْ إِلَى اللّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُوا يَفْعَلُونَ). 

بی‏گمان  کسانی  که  آئین  (‌یکتاپرستی  راستین‌)  خود  را  پراکنده  می‌دارند  (‌و  آن  را  با  عقائد  منحرف  و  مـعتقدات  باطل  به  هم  می‌آمیزند)  و  دسته  دسته  و  گروه  گروه  می‌شوند  (‌و  هـر  دسـته  و  گروهی  از  مکتبی  و  مذهبی  پيروی  می‌کنند)  تو  بهيچ وجه  از  آنان  نیستی  و  (‌حساب  تو  از آنان  جدا  و)  سـر  و  کارشان  با  خـدا  است  و  خدا  ایشان  را  از  آنچه  می‌کنند  باخبر  می‌سازد  (‌و  سزای  آنان  را  خواهد  داد)‌. (انعام/158)  

بدین  شکل  بی‌پرده  و  آشکار:

(لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْ‏ءٍ). 

تو  بهيچ  وجه  از آنان ‌نیستی‌.

در  پایان  روند کلّی  سوره  -  رونـدی ‌که  با  مسالۀ  قــانونگذاری  و  فـرمانروائـی‌،  ایـن  گونه  رویـاروی  می‌شود،  آن  هم  در مناسبـتی‌ که  به  ظاهر  جزئی  به  نظر  می‌رسد  -  آهنگی ‌گوش  جان  را  نوازش  مـی‌دهد ‌که  مسالۀ  عقیده  را  بطور کلّی،  و  مسالۀ  آئین  را  یکسره‌،  در  بر  می‌گیرد...  عقیده‌ای‌ که  در  دل  و  درون  نهان  است‌،  و  آئینی‌ که  این  عقیده  را  در  رژیم  و  برنامه‌ای  برای  زندگی  ترجمه  و  تبدیل  می‌کند:

(قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى‏ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ دِيناً قِيَماً مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفاً وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ. قُلْ إِنَّ صَلاَتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ. لَا شَرِيكَ لَهُ وِبِذلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ. قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَبْغِي رَبّاً وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَلَا تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلَّا عَلَيْهَا وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى‏ ثُمَّ إِلَى‏ رَبِّكُم مَرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ. وَهُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلاَئِفَ الْأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَبْلُوَكُمْ فِي مَاآتَاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ).

بگو:  بی‏گمان  پروردگارم  (‌با  وحی  آسمانی  و  نشان  دادن  آیات  قرآنی  و  گسترۀ  جهانی‌)  مرا  به  راه  راست  رهنمود  کرده  است‌.  و  آن  دین  راست  و  استوار  و  پا  بر  جا،  یعنی  آئین  ابراهیم  است‌.  همان  کسی  که  حقگرا  (‌و  از  آئینهای  انـحرافــی  محیط  خود  رویگردان‌)  بـود  و  از  زمرۀ  مشرکان  نبود.  بگو:  نماز  و  عبادت  و  زیستن  و  مردن  من  از  آن  خدا  است  که  پروردگار  جهانیان  است  (‌و  این  است  که  تنها  خدا  را  پرستش  می‌کنم  و  کارهای  این  جهان  خود  را  در  مسیر  رضایت  او  می‌اندازم  و  بر  بذل  مال  و  جان  در  راه  یزدان  می‌کوشم  و  در  این  راه  می‌میرم‌،  تا  حیاتم  ذخیرۀ  مماتم  شود)‌.  خدا  را  هيچ  شـریکی  نیست‌،  و  بـه  همین  دسـتور  داده  شـده‌ام‌،  و  مـن  اوّلیـن  مسلمان  (‌در  میان  امّت  خود،  و  مخلص‌ترین  فرد  در  میان  همۀ  انسانها  بــرای  خدا)  هستم‌.  (‌ای  پـیغمبر!  به  کسـانی  که  تـو  را  همچون  خود  بـه  شرک  ورزی  مـی‌خوانند)  بگو:  آیــا  (‌سزاوار  است  که‌)  پروردگاری  جز  خدا  را  بـطلبم  (‌و  معبودی  جز  او  را  پرستش  و  عبادت  بکنم‌)  و  حال  آن  که  خدا  پروردگار  هر  چیزی  است‌؟  هيچ  کسـی  جـز  بـرای  خود  کار نمی‌کند،  و  هيچ  کسی  گناه  دیگری  را  بـر  دوش  نمی‌کشد.  سرانجام  همۀ  شما  به  سوی  خدا  باز  می‌گردید  و  شـما  را  از  آنـچه  در آن  اخـتلاف  می‏ورزيد  آگاه  مـی‌سازد  (‌و  مـیانتان  در  بارۀ  راه  و  روش  و  ادیـان  و  عــقائدتان  داوری  مـی‌کند)‌.  خـدا  است  کـه  شـما  را  جانشینان  (‌دیگران  برای  آبادانی  جهان  در  كرۀ‌)  زمین  گردانید،  و  (‌در  استعدادهای  ذاتی  و  مواهب  آسمانی  و  اموال  کسبی‌)  برخی  را  بر  برخی‌،  درجاتی  بالاتر  برد  (‌و  در  کمال  مادی  و  معنوی  به  نسبت  استفادۀ  شخص  از  اسباب  و  سنن  یزدان  و  گسترده  در  پهنۀ  جهان‌،  کسانی  را  بیشتر  از  کسانی  ترقّی  و  تعالی  داد)  تا 