خواهد)‌. (‌انعام/142)  

روشن  است‌ که  تحریم  و  تحلیل  -  جز  با  شرع  خدا  -  با  شرک  برابر  است‌.  چنین  تحریم  و تحلیلی  همچون  شرک‌،  شرک  بشمار  است‌.  حواله  چیزی  از  این  شرک  به  مشیّت  چیرۀ  یزدان  ادعائی  است‌ که  در  همۀ  زمانها  مشرکان  آن  را  ادعاء‌ کرده‌اند.  اراده  یزدان  بر  آن  رفته  است‌ که  به  مردمان  اختیار کمی  بدهد  تا  با  آن  ایشان  را  بیازماید.  در  این  صورت  با  زور  بـهیچو‌جه ‌کسی  وادار  به  شرک  نـمي‌گردد.  بلکه  اختیار  است  و  امتحان‌.  مشرکان  هم  از  ید  قدرت  یزدان  در  هیچ  حالی  از  احوال  نجات  پیدا  نمي‌کنند  و  از  زیر  سلطۀ  او  بدر  نمی‌روند:

(سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شَاءَ اللّهُ مَاأَشْرَكْنَا وَلاَآبَاؤُنَا وَلاَحَرَّمْنَا مِن شَيْ‏ءٍ كَذلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ حَتَّى‏ ذَاقُوا بَأْسَنَا قُلْ هَلْ عِندَكُم مِنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ أَنتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ. قُلْ فَلِلّهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ فَلَوْ شَاءَ لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ).

مشرکان  (‌برای  اعتذار  از  کفر  و  مـعذرت  خواهی  از  تحریم  خوراکیهای  حلال‌)  خواهند  گفت‌:  (‌شـرک  مـا  و  تحریم  چیزهای  حلال  از  سوی  ما،  بـرابـر  مشـیّت  خدا  است‌)  اگر  خدا  می‌خواست‌،  ما  و  پدران  مـا  مشرک  نمی‌شدیم‌،  و  چیزی  را  (‌از  اشـیاء  حلال‌،  بر  خود)  تحریم  نمی‌کردیم‌.  کسانی  که  پیش  از  آنان  بوده‌اند  نیز  همین  گونه  (‌که  به  تو  دروغ  می‌گویند  و  تو  را  تکذیب  می‌دارند،  بـه  پـیغمبران  مـا  دروغ  می‏‎گفتند  وآنـان  را)  تکذیب  می‌نمودند  تا  (‌سرانجام  طـعم‌)  عذاب  مـا  را  چشیدند  (‌و  کیفر  اعمال  بد  خود  را  دیدند)‌.  بگو:  آیـا  دلیـل  قـاطعی  (‌و  سند  درستی  برای  رضایت  خدا  از  شرک  خود  و  تحریم  چیزهای  حلال‌،  در  دست‌)  دارید  تـا  آن  را  به  مـا  ارائه  دهید؟‌!  شما  فقط  از  پندارهای  بی‌اساس  پیروی  می‌کنید  و  (‌حجّت  و  برهانی  بر  گفتار  و  کردار  خود  ندارید.  شـما  نه  از  روی  علم  و  یقین‌،  بلکه‌)  از  روی  ظنّ  و  تخمین  کـار  می‌کنید.  (‌ای  پیغمبر!)  بگـو:  خدا  دارای  دلیـل  روشـن  و  رسا  است  (‌بر  این  که  گفتار  و  کردارتان  بی‌پایه  و  بی‌مایه  است‌،  و شما  اصلًا  دلیل  قطعی  بر  صدق  گفتار و  درستی  کردار  خود  ندارید  در  این  که  می‌گوئید:  خدا  بـه  کفر  و  شرک  ما  راضی  و  به  تحلیل  و  تحریم  ما  خشنود  است‌!  آری‌)  اگر  خدا  می‌خواست  همگی  شـما  را  (‌از  راه  اجبار  به  سوی  حقّ  و  حقیقت‌)  هدایت  می‌نمود  (‌امّا  هدایت  اجباری  بیسود  است  و  راهیابی  اختیاری  پسندیده  و  ستوده  است‌).

سپـس  موقعیّتی  را  می‌یابیم  برای‌ گواهی  بر  این  چیزی ‌که  آنان  آن  را  حرام  می‌دارند.  موقعیّتی‌ که  ما  را  به  یـاد  موقعیّت‌ گواهی  دادن  بر  مسالۀ  الوهیّت  مي‌اندازد که  در  آغاز  سوره  بود.  آخر  در حقيقت‌،  مسأله  یکی  است‌.  چه  دست  یـازیدن  به  قـانونگذاری  دست  یازیدن  به  ویژگیهای  الوهیّت  نیز  هست‌.  ایـن  مسأله  با  خود  آن  مسأله  یکسان  است‌:

(قُلْ هَلُمَّ شُهَدَاءَكُمُ الَّذِينَ يَشْهَدُونَ أَنَّ اللّهَ حَرَّمَ هذَا فَإِن شَهِدُوا فَلاَ تَشْهَدْ مَعَهُمْ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَالَّذِينَ لاَيُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَهُم بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ ).

  ‌ای  پیغمبر!)  بگو:  گواهان  خود  را  بیاورید  که  گواهی  می‌دهند  بر  این  که  خداوند  این  چیزها  را  حرام  کرده  است  (‌که  شما  قائل  به  تحریم  آنها  هستید)‌.  در  صورتی  که  (‌حاضر  آمدند  و  به  دروغ‌)  گواهی  دادند،  بـا  آنان  (‌همصدا  مشو  و)  گواهی  مده‌.  که  دروغگویند  و  شایستۀ  تصدیق  نیستند.)  و  از  هـوا  و  هوس  کسانی  پیروی  مکن  که  آیـات  (‌قـرآنی  و  جهانی‌)  ما  را  تکذیب  مــی‌نمایند  و  به  آخرت  ایــمان ‌نـمی‌آورند  و  بـرای  پروردگار  خود  (‌بتان  و  مـعبودهای  بـاطلی  را)  هـمتا  و  همطراز  می‌کنند. (انعام/150)  

تعبير  «یعدلون» ‌همتا  و همطراز می‌کنند  در  اینجا،  ما  را  به  یاد  خود  همین  واژه  می‌اندازد که  در  مسالۀ  الوهیّت  در آغاز  سوره  بکار رفته  است  و در  بخش‌ آشنائی  با  سو‌ره  بیان  داشتیم‌. [2] 

این  تاخت  پایان  داده  می‌شود  با  بیان  این ‌که  چیزی  را که  یزدان  در  مسالۀ  قانونگذاری  و  تعیین  آداب  و  مراسـم بهره‌برداری  و  اسـتفادۀ  از  مـیوه‌ها  و  چهارپایان  و  فرزندان‌،  مقرّر  می‌فرماید،  راه  راست  همان  است  و  بس  ...  خود  این  تعبیر  قبلًا در  مسالۀ  تحریم  و  تحلیل  ذبائح  ذکر  شده  است‌...  به  همین  شکل  و  صورت  نیز  دربارۀ  الوهيّت  در  سرآغاز  سوره  آمده  است‌،  همان‌گونه‌ که  در  آشنائی  با  سوره  بیان‌ کردیم‌:

(وَأَنَّ هذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَلاَتَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ). 

این  راه  (‌که  من  آن  را  برایتان  ترسیم  و  بیان  کردم‌)  راه  مستقیم  من  است  (‌و  مـنتهی  بـه  سـعادت  هـر  دو  جهان  می‏‎گردد.  پس‌)  از  آن  پيروی  کنید  و  از  راههای  (‌باطلی  که  شما  را  از  آن  نهی  کرده‌ام‌)  پیروی  نکنید  که  شما  را  از  راه  خدا  (‌منحرف  و)  پراکنده  می‌سازد.  اینها  چیزهائی  است  که  خداوند  شما  را  بـدان  توصیه  می‌کند  تا  پـرهیزگار  شوید (‌و  از  مخالفت  با  آنها  بپرهیزید)‌.  (‌انعام/153)  

روند  سوره  به  همین  مجموعه‌ای‌ که  این  اشاره‌ها  را  از  آنها گلچین ‌کرده‌ایم  بسنده  نمی‌کند.  بلکه  در  راه  خود  به  پیش  می‌رود  و  از کتاب  موسی  سخن  می‌گوید که  برای  قوم  موسی  نازل  شده  بود:

(تَفْصِيلاً لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ وَهُدَىً وَرَحْمَةً لَعَلَّهُم بِلِقاءِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ). 

بیانگر  همه  چیز  (‌از  تعالیم  لازم  جهت  بنی‌اسرائیل‌)  بوده  و  (‌آنان  را  به  سوی  راه  راست‌)  هدایت  و  (‌بـرای  کسـانی  که  از  آن  پیروی  کنند،  مایۀ‌)  رحمت  شود.  بلکه  (‌در  پرتو  ارشادات  و  رهنمودهای  این  کتاب  مقدّس،  بنی‌اسرائیل‌)  به  ملاقات  با  پروردگار  خود  ایمان  بیاورند  (‌و  بدانند  که  در  روز  قیامت  بـرای  حسـاب  و  کـتاب  در  پیشگاه  خدا  حاضر  خواهند  شد)‌.   (انعام/154)  

همچنین  از کتاب  مبارکی  سخن  می‌راند که  یزدان  آن  را  فرو  فرستاده  است  تا  مسلمانان  از  آن  پـیروی ‌کنند  و  پرهیزگار  شوند  تا  مورد  لطف  و  مرحمت  قرار گیرند،  و  حجّت  و  برهانی  در  دست  ایشان  نماند  و  بگویند  قبلًا  کتاب  برای  یهودیان  و  مسیحیان  نـازل  شده  بود  ولی  برای  آنان‌ کتابی  نیامده  است  تا  برایشان  در  بارۀ  همه  چیز  صحبت‌ کند  و  در  پرتو  آن  چنانکه  باید  با  قوانین  و  احکامی  آشنا گردند  که  یزدان  برای  آنان  مـقرّر  داشته  است‌،  و  قوانین  و  احکامی  را  بشناس