ـد  فـرزند  سـالم  و  شــایسته‌ای  بـدانـان  داده  در  دادن  آن‌،  چـیزهـائـی  را  (‌از  قبیل‌:  قبور  اولیاء  و  صلحاء‌،  و  اشخاص  و  اصنام‌)  انباز  خدا  می‌سازند،  و  خدا  بس  بالاتر  از  آن  است  که  همسان  انــبازهای  ایشــان  شــود.  آیـا  چـیزهائـی  را  انـباز  خـدا  می‌سازند  که  نـمی‌توانـند  چـیزی  را  بـیافرینند  و  بـلكه  خودشان  هـم  آفـریده  مـی‌شوند؟‌..  انـبازهای  آنـان  نـه  می‌توانند  ایشـان را یاری دهند و نه می‌توانند خـویشتن را کمک نمایند.   (‌اعر‌اف‌/  ١٨٩-‌192)                                      

 این  تمثیلی  و  تصویری  از  نسلهای  پیاپی  در  گذر  زمان  است  که  می‌آیند  و  می‌روند،  و  مجسّم  در  نفس  واحده  هستند...  این  تصویری  است ‌که  هم  دارای  معانی  ظریفی  در  صداقت  خود،  و  هم  دارای  مفاهیـم  عجیبی  در  جـمال  خویش  هستند.

از  آنجا که  این  تمثیل‌،  تصویری  از  حالت  مشرکانی  است  که  این  قرآن  با  آنان  روبرو  می‌گردد،  روند  قرآنی  پس  از  مثل‌،  مستقیماً  مشرکان  را  مخاطب  قـرار  مـی‌دهد،  و  پیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  را  به  تحدّی  و  مبارزۀ  مشرکان  و  بـتها  و  خداگونه‌های  ایشان  می‌برد:

(وَإِنْ تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدَى لا يَتَّبِعُوكُمْ سَوَاءٌ عَلَيْكُمْ أَدَعَوْتُمُوهُمْ أَمْ أَنْتُمْ صَامِتُونَ (١٩٣)إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُوا لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (١٩٤)أَلَهُمْ أَرْجُلٌ يَمْشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَيْدٍ يَبْطِشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَعْيُنٌ يُبْصِرُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا قُلِ ادْعُوا شُرَكَاءَكُمْ ثُمَّ كِيدُونِ فَلا تُنْظِرُونِ (١٩٥)إِنَّ وَلِيِّيَ اللَّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتَابَ وَهُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ (١٩٦)وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَكُمْ وَلا أَنْفُسَهُمْ يَنْصُرُونَ (١٩٧)وَإِنْ تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدَى لا يَسْمَعُوا وَتَرَاهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَهُمْ لا يُبْصِرُونَ) (١٩٨)

 (‌ای  بت‌پرستان‌!)  شما  اگر  انـبازهای  خـود  را  بـه  فـریاد  خوانید  تا  شما  را  هدایت  کنند،  پاسخ  شما  را  نـمی‌توانـند  بدهند  و  خـواسـتۀ  شـما  را  بـرآورده  کنند.  بـرای  شـما  یکسان  است‌،  خواه  آنها  را  بـه  فـریاد  خـوانـید،  و  خـواه  خاموش  باشید  (‌و  آنـها  را  بـه  یـاری  نـطلبید.  در  هـر  دو  صورت  تکـانی  و  کمكی  از  آنـها  نمـی‌بینید)‌.  بـتـهائی  را  کـه  خــوانـید  و  (‌از  ایشــان  اســتمداد  جـوئید)  اگـر  راست  میگوئید  (‌که  کاری  از  آنـها  ساخته  است‌)  باید  کـه  به  شما  پاسـخ  دهند  (‌و  نیاز  شما  را  برآورده  کنند)‌.  آیا  ایــن  بـتـها  دارای  پاهائی  هسـتند  کــه  بـا  آنـها  راه  بـروند؟  یـا  دارای  دستـهائی  هستند  کـه  با  آنها  چیزی  را  برگیرند  (‌و  دفع  بلا  از  شما  و  خویشتن  کنند؟‌)  یا  چشمهائی  دارند  که  با  آنـها  ببینند؟  یا  گوشهائی  دارند  که  با  آنـها  بشنوند؟  (‌پس  آنـها  نه  تنها  با  شما  برابر  نـیستند،  بـلکه  از  شـما  هـم  کـمتر  و  ناتوانترند.  در  ایـن  صـورت  چگونه  آنـها  را  انـباز  خدا  می‌کنید  و  آنها  را  می‌پرستید؟‌)‌.  بگو:  ایـن  بـتهائی  را  کـه  شریک  خدا  می‌دانید  فرا  خوانـید  و  سـپس  شـما  و  آنــها  همراه  یکدیگر  در  بارۀ  من  نیرنگ  و  چـاره‌جوئی  کـنید  و  اصلاً  مرا  مهلت  ندهید  (‌و  اگر  می‌توانـید  غضبم  کـنید  و  نـابودم  گردانـیده..  امّـا  بـدانـید  کـه  ایـنها  مـوجودات  غیرمؤثّری  هستند  و  کمترین  تأثیری  در  وضـع  مـن  و  شما  ندارند)‌.  بیگمان  سرپرست  من  خدائی  است  که  این  کتاب  (‌قرآن  را  بر  من‌)  نازل  کرده  است‌،  و  او  است  کـه  بندگان  شایسته  را  یاری  و  سرپرستی  می‌کند.  چیزهائی  را  که  شما  بجز  خدا  فریاد  مـی‌داریـد  و  مـی‌پرستید  نـه  می‌توانند  شما  را  یاری  دهند  و  نه  می‌توانند  خویشتن  را  کمک  کنند.  و  اگر  از  آنها  رهنمود  بخواهـید،  درخواست  شما  را  نمی‌شنوند  (‌چه  رسد  به  این  که  شما  را  ارشـاد  و  راهنمائی  کنند.  و  به  ظاهر،  پـیکرۀ‌)  آنـها  را  مـی‌بینید  کـه  (‌انگار  با  چشمان  خود)  به  شما  می‏نگرند،  و لیکن  چیزی  را  نمی‌بینند. (اعر‌اف/  193/198)  

*
در  پایان  سوره‌،  خطاب  متوجّه  پیغمبر  خدا صلّی الله عليه وآله وسلّم ‌و  ملّت  مسلمان  می‌گردد.  پـیغمبر  صلّی الله عليه وآله وسلّم  را  به  آسانگیری  در  دعوت  مردمان  بدین  آئین  می‌خواند،  و  بدو  می‌آموزد  خود  را  از  خشم  به  دور  دارد،  خشمی‌ که  بر  اثر  امتناع  و  اعتراض  ایشان  بدو  دست  می‌دهد.  خود  را  در  پناه  خدا  بدارد  از  دست  اهریمنی‌ که  خشم  را  برمی‌انگیزد  و  سینه  را  تنگ  و گرفته  می‌گرداند:       

(خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ (١٩٩)وَإِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (٢٠٠)إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ (٢٠١)وَإِخْوَانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِي الْغَيِّ ثُمَّ لا يُقْصِرُونَ (٢٠٢)وَإِذَا لَمْ تَأْتِهِمْ بِآيَةٍ قَالُوا لَوْلا اجْتَبَيْتَهَا قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يُوحَى إِلَيَّ مِنْ رَبِّي هَذَا بَصَائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ) (٢٠٣)

گذشت  داشته  بـاش  و  آسـانگیری  کن  و  بـه  کار  نـیک  دسـتور  بـده  و  از  نــادانــان  چشـم‌پوشی  کن‌.  و  اگر  وسوسه‌ای  از  شیطان  به  تو  رسید  (‌و  خواست  شما  را  از  مسیر  منحرف  و  از  هدف  باز  دارد)  به  خدا  پـناه  بـبر  (‌و  خویشتن  را  بدو  بسپار)‌.  او  بسیار  شنوای  دانـا  است  (‌و  همه  چیز  را  می‌شنود  و  همه  چیز  را  مـی‌دانـد  و  هـر  چـه  زودتر  به  فریادت  مـی‌رسد)‌.  پـرهیزگاران  هنگامی  کـه  گرفتار  وسوسه‌ای  از  شیطان  می‌شوند  به  یاد  (‌عداوت  و  نیرنگ  شیطان‌،  و  عقاب  و  عذاب  یزدان‌)  می‌افتند،  و  (‌در  پرتو  یاد  خدا  و  به  خاطر  آوردن  دشمنانگی  اهریمن‌)  بینا  می‌کردند  (‌و  آگاه  می‌شوند  که  اشتباه  کرده‌انـد  و  از  راه  حــقّ  منحرف  شـده‌انـد،  و  لذا  شـتابان  بـه  سـوی  حقّ  برمی‌گردند)‌.  و  امّا  شیاطین‌،  بـرادران  (‌اهـریمن  صفت‌)  خود  (‌یعنی  کافران  و  منافقان  را  وسـوسه  می‌کنند  و)  در  گمراهی  کمک  و  یاریشان  می‌دهند  تا  بدانجا  که  دیگر  (‌از  گناه  باز  نمی‌ایستند  و  از  هیچ  جنایتی‌)  کوتاهی  نمی‌کنند.  هنگامی  که  (‌در  نزول  وحی  تأخیر  می‌افتد  و)  آیه‌ای  برای  آنان  نمی‌آوری‌،  می‌گویند:  چرا  آن  را  بـرنمی‌گزینی  و  از  پیش  خود  نمی‌سازی‌؟‌..  بگو:  من  تنها  از  قرآنـی  پـیروی  می‌کنم  که  بـ