ِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ. يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي وَيُنذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هذَا قَالُوا شَهِدْنَا عَلَى‏ أَنْفُسِنَا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَشَهِدُوا عَلَى‏ أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُوا كَافِرِينَ. ذلِكَ أَن لَمْ يَكُن رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى‏ بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا غَافِلُونَ. وَلِكُلٍّ دَرَجَاتٌ مِمَّا عَمِلُوا وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ. وَرَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَسْتَخْلِفْ مِنْ بَعْدِكُم مَايَشَاءُ كَمَا أَنْشَأَكُم مِن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ. إِنَّ مَاتُوعَدُونَ لَآتٍ وَمَا أَنْتُم بِمُعْجِزِينَ. قُلْ يَا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلَى‏ مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ تَكُونُ لَهُ عاقِبَةُ الدّارِ إنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظّالِمُونَ). 

(‌به  یاد  بياور آن‌)  روزی  را  که  در آن  همۀ  آنان  را در  کنار  هم  گرد  می‌آوریم  (‌و  خطاپ  به  گناهکاران  می‌گوئیم‌:‌)  ای  گروه  جنّیان  شما  افراد  فراوانی  از  انسانها  را  گمراه  ساختید.  (‌بدین  هنگام  با  افسوس  و  دریغ‌)  پیروان  ایشان  از  مـیان  انســانها  (‌فـریاد  بـرمی‌آورند  و)  مـی‌گویند:  پروردگارا!  برخی  از  ما  از  برخی  دیگر  سـود  بـردیم‌.  (‌جنّیان  با  وسوسۀ  شیطانی  بر  ما  ریاست  کردند  و  از ما  بهره  گرفتند،  و  ما  انسـانها  به  وسـوسۀ  ایشـان  دچار  شهوات  و  لذّات  زودگذر  شدیم‌،  تا  آنگاه  که  مدّت  معلوم  زندگی  را  سپری  کردیم‌)  و  به  مرگی  گرفتار  آمدیم  که  برای  مـا  مـعیّن  و  مقدّر  فرموده  بودی‌.  (‌هم  اینک  با  کوله‌بار  کفر  و  ضلال  در  پیشگاه  ذوالجلال  ایستاده‌ایم‌.  وای  بر  مـا!  خداوند  بدیشان‌)  مـی‌گوید:  آتش  (‌دورخ‌)  جایگاه  شما  است  و  همیشه  در  آن  ماندگارید  مگر  مدّت  زمانی  که  خدا  پـخواهد.  بی‏گمان  پروردگار  تو  حکیم  (‌است  و  کارهایش  از  روی  حکمت  انجام  می‏‎گیرد  و)  آگاه  است  (‌و  می‌داند  چه   کسانی  را  از  دست  دورخ  رها  کند)‌.  و  همان  گونه  (‌که  ستمگران،  در  این  جهان  پشتیبان  یکدیگر  و  رهبر  و  راهنمای  هم  هسـتتد،  در  جهان  دیگر  نـیز  آنـان  را  به  یکدیگر  وامی‌گذاریـم  و)  برخـی  از  ستمگران  را  همنشین  برخی  دیگر  می‌گردانیم‌،  و  این  بـه  خـاطر  اعـمالی  است  کــه  (‌در  جــهان  گذران‌)  انــجام  می‌داده‌اند.  (‌در  آن  روز  خداوند  بدیشان  مـی‌گوید:‌)  ای  جنّیان  و  ای  انسانها  آیا  پیغمبرانی  از  خودتان  به  سوی  شما  نیامدند  و  آیـات  (‌کتابهای  آسمانی‌)  مـرا  برایـتان  بازگو  نکردند  و  شما  را  از  رسیدن  بدین  روز  (‌و  روبرو  شدن  در  آن  با  خدا)  بیم  ندادند؟  (‌پس  چگونه  این  روز  را  فراموش  کردید  و  در  تکذیب  آن  کوشیدید؟  در  پــاسخ‌)  می‌گویند:  ما  علیه  خود  گواهی  می‌دهیم  (‌و  اقرار  می‌کنیم  که  پیغمبران  آمدند  و  آئین  خدا  را  تبلیغ  کردند  و  مـا  را  از قیامت  ترساندند،  ولی  مـا  ایشـان  را  تکذیب  کـردیم  و  گفتیم‌:  خداوند  چيز‌ی  را  از  سوی  خود  نفرستاده  است  و  جز  زندگی  اين  جهان‌،  زندگی  دیگری  وجود  ندارد.  آری‌)  زندگی  جهان‌،  آنان  را  گول  زد  (‌و  به  خود  مشغول  داشت  و امروز جز اعتراف  چاره‌ای  ندارنـد  و)  علیه  خود  گواهی  می‌دهند  (‌و  می‌گویید)  که  ایشـان  كافر  بوده‌اند  (‌و  مسـتحقّ  عـذاب  جـاویدان  و  خـوفناک  یـزدانند)‌.  این  (‌ارســال  رسـل‌)  به  خاطر  آن  است  کـه  پروردگارت  هـیــچگاه  مـردمان  شـهرها  و آبــادیها  را  بـه  سـبب  ستمهایشان  هلاک  نمی‌کند،  در  حالی  که  اهل  آنجاها  (‌به  سبب  نیامدن  پیغمبران  به  میانشان  و  نبودن  راهنمایان  و  عدم  تبلبغ  مبلّغان‌،  از  حقّ‌)  غافل  و  بی‌خبر  باشند.  و  هر  یک  (‌از  نیکوکاران  و  بدکاران‌)  دارای  درجاتی  (‌و  درکاتی  از  پاداش  و  عزّت  و  پادافره  و  ذلّت  در  جهان  ديگر)  بر  طبق  اعمال  خود  هستند،  و  پروردگارت  (‌هـیچگاه‌)  از  کارهائی  که  مردمان  می‌کنند  عافل  و  بـی‌خبر  نیست‌.  پروردگار  تو  بی‌نیاز  (‌از  بندگان  و  عبادت  ايشان‌)  و  مهربان  (‌نسبت  به  همۀ  مردمان‌)  است‌.  اگر  بخواهد  همۀ  شما  را  از میان  می‌برد  و  کسـانی  را  که  خود  بـخواهد  جایگزین  شما  می‌سازد،  همان  گونه  که  شـما  را  از  دودمان  انسانهای  دیگری  آفریده  است  (‌و  بـر  جای  دیگـرانتان  نشـانده  است‌)‌.  بی‏گمان  آنـچه  (‌از  قیامت  و  حساب  و  عقاب  و  ثواب  و  اختلاف  درجات  و  دركات‌)  به  شما  وعده  داده  می‌شود  خواهد  آمد،  و  شما  نمی‌توانید  (‌خـدا  را)  درمـانده  کنید  (‌و  از  دست  عدالت  و  کـیفر  او  بگریزید.  ای  پیغمبر)  بگو:  ای  قوم  من‌!  (‌بـر  کـفر  خود  و  دشمنانگیتان  نسبت  به  من  ماندگار  باشید  و)  هر  چه  در  قدرت  دارید  بکنید.  من  هم  (‌بر  جای  خود  ایستاده‌ام  و  تا  مــی‌توانـم  شکـیبائی‌)  می‏کشم  (‌و  در  دفـاع  از  اسـلام  مــی‌کوشم‌)‌.  بـالاخره  خـواهید  دانست  کـه  چـه  کسـی  سرانجام  نیک  خواهد  داشت  (‌و  پیروزی  در  این  جهان  و  سعادت  در  آن  جهان  مال  چه  کسی  خواهد  شد)‌.  بی‏گمان  ستمکاران  موفق  و  رستگار  نخواهند  شد.  (‌انعام‌/١٢٨-‌١٣٥) 

با  مجموعۀ  این  همـه  حقائق  بنیادین  شگـفت  اعتقادی‌،  صحنه‌ها  و  موقعیّتها  و  اسباب  و  علل  الهامگرانه‌،  تابش‌ها  وپرتوافکنیها  بر  حقائق  مشیّت  و حقائق  هستی  جهانی  و  حقائق  نفس  بشری،  انگیزه‌های  پیدا  و  ناپیدا  در  زندگی  انسانها،  بيا‌نهای  فراگیر  و  سخنان  مشتمل  بر  سلطه  و  قدرت  یزدان  در  آسمانها  و  زمین  سراسر  جهان‌ کنونی  و  آخرت‌،  و  در  زندگي  پنهان  و  آشکـارای  انسـان  ...  با  همایش  مجموعه  همۀ  ایـن  چیزها،  برنامه  قرآنـی  رویاروی  می‌گردد،  به  بهانه  تنها  یک  پـدیدۀ  جاهليّـت  درباره  خوردن  یا  نخوردن  از گوشت  ذبيحۀ  چـهارپا  ...  پس  این  چه  چیز  است‌...  این  چیز  مسالۀ  اساسی  در  این  آئین  است‌...  مسالۀ  حاکمیّت  است  و  حاکمیّت  متعلّق  به  چه ‌کسی  است...  به  عبارت  دیگر،  مسالۀ  الوهـیّت  و  ربوبیّت  است  و  از  آن  چه‌ کسی  است...  بدین  لحـاظ  است ‌که  این  پدیدۀ  بظاهر کوچک‌،  با  این  همه  حقائق  فراهم  آمده  و  مجموعه‌های  پهلوی  یکدیگر  قرار گرفته  و  اهتمامات  فراوان  و  توجّهات  شگفت  روبرو  می‏‎گردد.  برنامۀ  قرآنی  با  همسان  ایـن  چنین  مجموعه‌هائی  از  حقائق  و  دقائق  و  اهتمامات  و  توجّهاتی‌،  با  مسألۀ  نذر  و  نذور  میوه‌ها  و  چهارپایان  و  فرزندان  در  زمان  جاهلیّت‌،  رویاروی  می‏‎گردد.

جاهلیّت  عرب  وجود  خدا  را  اصلًا  انکار  نـمی‌كرد.  خداوند  دیگری  را  با  او  همسان  نـمی‌دید  و  نمی‌دانست‌.  بلکه  آلهه  و  خداوندگارانی  را  با  ایزد  قرار  می‌داد که  منزلت  و  مرتب