ایم  کـه  در  پرتو  آن‌،  مـیان  مـردمان  راه  مـی‌رود  (‌و  چشـم  او  را  روشنائی،  زبان  او  را  توان  گفتار،  و  دست  و  پای  او  را  قدرت  انجام  کار  می‌بخشد)  مانند  کسی  است  که  به  مَثَل  گوئی  در  تاریکیـها  فرو  رفته  است  (‌و  توده‌های  انباشتۀ  ظلمتـكدۀ  کفر  او  را  در  خود  بلعیده  است  و  شبح  بی‌چان  و  بی‌اندیشه  و  بی‌تکانی  از  او  بر  جای  نهاده  است‌)  و  از  آن  تاریکیها  نمی‌تواند  بيرون  بیاید.  همان  گونه  (‌که  خداوند  ایمان  را  در  دل  ایمانداران  آراسته  است‌،  کفر  و  ضلال  را  در  دل  نــاباوران  پــیراسـته  است  و)  اعمال  کافران  در  نظرشان  زیبا  جلوه  داده  شده  است‌.  همان  گونه  (‌که  در مکّه  سردمداران  آنجا  را  فاسقان  و  گناه  پیشگان  تشکیل  می‌دادند.  همیشه  هم‌)  در  هر  شــهری  (‌که  تــا  انـدازه‌ای  بزرگ  و  پـرجمعیّت  بـاشد)  سـردمداران  آنجا  را  از  بزهکاران  فراهم  می‌سازیم  تا  در  آنجا  به  نیرنگ  پردازند  (‌و  عاقبت  وسـیلۀ  خـرابـی  شـهر  و  انحراف  مـردمان  را  فراهم  سازند.  همه  بـاید  بـدانند  کــه‌)  ایـنان  بـه  جز  بـه  خویشتن  نیرنگ  نمی‌زنند  ولي  خودشان  نمی‌دانند  (‌که  سرمایه‌های  وجود  خود،  اعم  از  فکر  و  هوش  و  ابتكار  و  عمر  و  وقت  و  مال  خویش  را  به  جای  صـرف  سـعادت‌،  صرف  شقاوت  می‏‎کنند.  ایـن  سـردمداران  بـه  مـردمان  حسادت  می‌ورزند  در  این  که  دانش  و  نبوّت  و  هدایتی  را  خدا  بدیشان  عطاء  کند.  و  لذا)  هنگامی  که  دلیل  و  بـرهان  روشنی  برای  اینان  مـی‌آید  (‌و  وحی  آسمانی  بدیشان  می‌رسد)  می‌گویند:  (‌حقّ  را)  باور  نمی‌داریم  مگر  این  که  آنچه  به  پیغمبران  خدا  داده  شده  است  بـه  ما  نیز  داده  شود  (‌و  همچون  ایشان  به  ما  وحی  شود)‌.  خداوند  بهتر  مـی‌دانـد  که  (‌چـه  کسـی  را  بـرای  پـیامبري  انتخاب  و)  رسالت  خویش  را  به  چه  کسی  حواله  می‌دارد.  از  سوی  خدا  هر  چه  زودتر  خواری  و  رسوائی  (‌در  دنیا)  نصیب  کسانی  می‏‎گردد  که  بزهکاری  پیش  می‏‎گیرند،  و  عذاب  سختی  (‌در آخرت‌)  به  سبب  نیرنگی  که  می‌ورزند  بهرۀ  ایشان  می‌شود. (انعام/114-124)  

سپس  روند  قرآنی  بر  می‏‎گردد  و  مقرّر  مـی‌دارد که  هدایت  راه یافتگان  و  ضلالت ‌گمراهان‌،  هر  دو  در  پرتو  قضا  و  قدر  خدا  انجام  می‌پذیرند.  اینان  بسان  آنان  در  ید  قدرت  و  تحت  سیطرۀ  یزدانند،  و  در  چهارچوب  اراده  و  مشیّت  و  قضا  و  قدر  او  قرار  دارند:

(فَمَن يُرِدِ اللّهُ أَن يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلاَمِ وَمَن يُرِدْ أَن يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّمَا يَصَّعَدُ فِي السَّماءِ كَذلِكَ يَجْعَلُ اللّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لاَيُؤْمِنُونَ).

آن  کس  را  که  خدا  بخواهد  هدایت  کند،  سینه‌اش  را  (‌با  پرتو  نور  ایمان  باز  و)  گشاده  بـرای  (‌پـذیرش‌)  اسـلام  مـی‌سازد،  و  آن  کس  را  کــه  خـدا  بـخواهـد  گمراه  و  سرگشته  کند،  سینه‌اش  را  بگونه‌ای  تنگ  مـی‌سازد  که  گوئی  به  سوی  آسمان  صعود  می‌کند  (‌و  به  سبب  رقیق  شدن  هوا  و  کمبود  اکسـیژن‌،  تـنفّس  کـردن  هر  لحظه  مشکل  و  مشکل‌تر  می‌شود.  کافر  لجوج  نیز  با  پیروی  از  تقالید  پوسیده‌،  هر  دم  بیـش  از  پپش  از  هـدایت  آسمانی  دورتر  و  کینه‌اش  نسبـت  بـه  حقّ  و  حقیقت  بیشتر  و  پـذیرش  اسـلام  برای  وی  دشـوارتر  مـی‌شود)‌.  بـدین  منوال  خداوند  عذاب  را  بهرۀ  کسـانی  می‌سازد  که  ایمان  نمی‌آورند. (‌انعا‌م/125)  

روند  قرآنی  این  بخش  را  به  بایان  می‏‎برد  با  ذکر  ایـن  مطلب‌ که  امر  و  نهی  و  باور  و  جهان‌بینی‌ای ‌که ‌گذ‌شت‌،  راه  راست  یزدان  است‌.  سپس  آن  امر  و  نهی  را  با  اصول  اعتقاد  به  اراده  و  مشیّت  و  قضا  و  قدر  خدا  ربط  و  پیوند  می‌دهد،  و  از  یک  سو  آنها  را  بسته  و  دسـته  یگـانه‌ای  می‌گرداند،  و  از  دیگر  سو  آنها  را  راه  راست  خدا  قرار  می‌دهد،  راه  راستی ‌که  به  بندگانش  دستور  می‌فرماید  آن  راه  را  در  پیش‌ گیرند  و  بسپرند  تا  از چنین  مسیری  به  سرای  سعادت  و  رحمت  و  امـن  و  امان  مـوجود  در  پیشگاه  یزدان  برسند،  یزدانی‌ که  سرپرست  و  یاور  ایشان  ا‌ست‌:

(وَهذَا صِرَاطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيماً قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ. لَهُمْ دَارُ السَّلاَمِ عِندَ رَبِّهِمْ وَهُوَ وَلِيُّهُم بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ).

این  (‌مطلب  که  مـددهای  الهـی  شـامل  حال  حقّ  طلبان  می‏‎گردد  و  عذاب  الهی  به  سراغ  دشمنان  حقّ  مـی‌رود،  سنّت  ثابت  خدا  است  و  بخشی  از  راستای‌)  راه  مسـتقیم  پروردگار  تو  است‌.  ما  آیات  (‌قرآنی  و  نشانه‌های  جهانی  و  دلائـل  عقلانی‌)  را  بـرای  کسـانی  تشـریح  و  تـوضیح  داده‌ایـم  کـه  (‌دلي  پـذیرا  و  گـوشی  شـنوا  دارند  و)  پـند  می‏‎گیرند  و  اندرز  می‌پذیرند.  برای  آنان  (‌کـه  پندپذیر  و  بــیدارنـد)  دارالسـلام  است  کـه  (‌بهشت  یـزدان  است  و  زدوده  از  آفات  و  بلایا  بوده  و  غم  و  اندوه  به  ساحت  آن  راه  ندارد  و)  از  سـوی  پـروردگارشان  بـدیشان  تـعلّق  می‏‎گیرد،  و  خداوند  به  سبب  کاری  کـه  (‌در  دنـیا)  انجام می‌داده‌اند،  سرپرست  و  یاور  آنان  است‌.    (‌انعام/126 و ١٢٧)  

هنوز  پیروهای  مسألۀ  امر  و  نـهی  راجع  به  خوردن  گوشت  چـهارپایان‌،  پایان  نمي‌گیرد،  رونـد  قرآنی  سرنوشت  اهریمنان  انس  و  جن  را  عرضه  می‌دارد،  آنانی  کـه  با  مؤمنان‌،  در  ایـن  مسأله‌،  به  جـدال  و  ستیز  می‌پردازند،  در  حالی ‌که  خودشان  در  ید  قدرت  یزدان  و  تحت  سلطۀ  خداوند  منّان  هستند.  آن  خداوندگاری ‌که  دارای  قـدرت  و  سلطه  و  دستور  و  فـرمان  در  همۀ  سرنوشتها  می‏‎باشد.  روند  قرآنی  هر  چه  زودتر  سلطه  و  قدرت  یزدان  را  نیز  در کار  جانشین  سـازی  بـرخـی  از  مردمان  در کرۀ  زمین‌،  و  میراندن  و  از  میان  بردن  بعضی  از  ایشـان  نشـان  می‌دهد،  و گـروهی  را کـه  در  دنـيا  ناسنـجیده  و  خودسرانه  عمل  می‌کنند  بیم  می‌دهد.  بدان  سبب  هم  ناسنجیده  و  خودسرانه  عمل  می‌کنند که  یزدان  بدیشان  آزادی‌ گزینش  راه  زندگانیشان  بخشیده  است‌.  بدان  خاطر  تا  در  پایان  راه  مورد  آزمـایش  و  آزمـون  خداوند  سبحان  قرار گیرند،  و  روشـن گردد  با  پایان  گرفتن  مهلت  و  فرصت‌،  در  مدّت  آزمایش  و  آزمون‌،  چه  کــارهائی  را کـرده‌اند  و  چه   چیزهائی  را  به  دست  آورده‌اند:

(وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً يَامَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُم مِنَ الْإِنْسِ وَقَالَ أَوْلِيَاؤُهُم مِنَ الْإِنْسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِي أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْواكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا إِلَّا مَاشَاءَ اللّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ. وَكَذلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضاً 