ه  سبب  عشق  به  حقّ‌)  بـه  حقّ  دادگری  می‌کنند.  کسانی  که  آیات  (‌قرآنی  و  نشانه‌های  جهانی‌)  ما  را  تکذیب  می‌دارنـد،  کـم‌کم  گرفتار  و  (‌به  عـذاب  خـود)  دچـارشان  مــی‌سازیم‌،  از  راهـی  و  بــه  گـونه‌ای  که  نمی‌دانند.  و  به  آنان  مهلت  می‌دهیم  (‌و  در  عقوبت  ایشان  شتاب  نمی‌ورزیم  و  افسار  را  برایشان  شـل  کـرده  و  در  گمراهی  رهایشان  می‌سازیـم‌)‌.  بیگمان  طرح  و  نقشۀ  من  سـخت  اسـتوار  است  (‌و  دائــماً  ایشــان  را  مـی‌پاید  و  نابودشان  می‌نماید)‌.  آیا  آنان  (‌تا  به  حال  دربارۀ  چیزی  کـه  پـیغمبر  ایشان  را  بـه  سوی  آن  دعوت  مـی‌نماید)  نیندیشیده‌اند  (‌تا  آشکارا  بدانند)  همنشین  ایشان  (‌کـه  از  سوی  خدا  مبعوث  شده  است‌)  دیوانه  نیست‌،  بلکه  او  تنها  و  تنها  بیم‌دهندۀ  آشکار  (‌و  بیانگر  احکام  کردگار)  است‌.  (‌آنان  به  یکتاپرستی  و  توحیدی  که  محمّد  ایشان  را  بدان  می‌خواند،  ایمان  نمی‌آورند)  آیا  آنان  به  ملک  (‌پـهناور  و  عظمت  شگفت‌)  آسـمانها  و  زمـین  (‌و  عـجائب  و  غرائب  آنها)  و  به  هر  آنچه  که  خدا  آفریده  است  نمی‌نگرند  (‌و  آنها  را  ورانداز  و  وارسی  نمی‌کنند،  تا  کمال  قدرت  صانع  و  وحدانیّت  مالک  جهان  را  ببینند؟‌)  و  آیا  نمی‌اندیشند  که  چه  بسا  اجل  آنان  نزدیک  شده  بـاشد؟  (‌پس  تـا  فرصت  باقی  است  حقّ  را  بـپذیرند  و  ایـمان  بـه  حـقّ  را  در  خود  تقویت  کنند،  و  در  پذیرش  اسلام  امـروز  و  فردا  نکـنند.  اگر آنان  به  این  قرآن  که  پر  است  از  دلیل  و  برهان‌،  ایمان  نـیاورند)  پس  بـالاتر  از  آن  بـه  چـه  سـخنی  (‌و  دعوت  دیگری‌)  ایمان  می‌آورند؟  (‌شاید  در  انتظار  کتابی  برتر  از  قرآنند؟‌!  چه  نادان  مردمانند!)‌.  خدا  هر  که  را  (‌بـه  سـبب  انـتخاب  راه  بـد  و  بــه  خـاطر  انـجام  اعمال  زشت  و  نابکاریهای  همیشگی  او،  از  کتابهای  آسمانی  منحرف‌،  و  از  راه  حقّ‌)  گمراه  سازد،  هیچ  راهنمائی  نخواهـد  داشت‌،  و  خداوند  آنان  (‌یـعنی  چنین  کسـی  و  افرادی  چون  او  گمراه‌)  را  رها  می‌سازد  تا  در  طـغیان  و  سـرکشی  خود  سرگردان  و  ویلان  شوند  (‌و  به  سبب  اصرار  بـر  کـفر  و  ضلال  و  دشمنی  مستمرّ  بـا  ایـمان  و  کمال‌،  راه  بـجائی  نبرند. (‌اعر‌اف‌/  180-186)  

همچنین  رویاروئی  با  مشرکانی  در میان  است ‌که  قیامت  را  دروغ  می‌دانند،  و  از  زمان  وقوع  آن  مـی‌پرسند...  بدیشان  پاسخ  داده  می‌شود که  دربارۀ  چیز  بزرگی  سؤال  مـی‌کنند،  چیزی‌ که  برای  تـوهین  بدان  پـرسش  را  می‌آغازند.  چیزی ‌که  بسی  هراس‌انگیز  است  و  آنان  آن  را  سبک  می‌دارند...  همچنین  از  سـرشت  رسـالت  و  از  حقیقت  پیامبر  صحبت  می‌گردد.  سخن  می‌رود  از  حقیقت  الوهیّت‌،  و  منحصر  بودن  یزدان  سبحان  بدان  با  تـمام  ویژگیهائی‌ که  الوهیّت  دارد.  از  جملۀ  این  ویژگیها  علم  و  اطّلاع  از  غیب  است‌،  و  همچنین  پدید  آوردن  قیامت  و  برپا  داشتن  رستاخیز  است‌:

(يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِنْدَ رَبِّي لا يُجَلِّيهَا لِوَقْتِهَا إِلا هُوَ ثَقُلَتْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ لا تَأْتِيكُمْ إِلا بَغْتَةً يَسْأَلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِيٌّ عَنْهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِنْدَ اللَّهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ (١٨٧)قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلا ضَرًّا إِلا مَا شَاءَ اللَّهُ وَلَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلا نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ) (١٨٨)

راجع  به  قیامت  از  تو  می‌پرسند  و  مـی‌گویند:  در  چه  زمانی  (‌دنیا  به  پایان  می‌رسد  و)  قیامت  رخ  می‌دهد؟  بگو:  تـنها  پـروردگارم  از  آن  آگاه  است‌،  و  کسـی  جز  او  نمی‌تواند  در  وقت  خود  آن  را  پدیدار  ســازد  (‌و  از  پـایان  این  جهان  و  سرآغاز  آن  جهان  مـردمان  را  بـیاگاهاند.  اطّلاع  از  هنگامه  قیامت‌)  برای  (‌سـاکنان‌)  آسمانها  و  زمین  سنگین  و  دشـوار  است  (‌و  هرگز  دانش  ایشـان  بـدان  نمی‌رسد)‌.  قیامت  ناگهانی  بـه  وقوع  مـی‌پیوندد  و  بـر  سرتان  می‌تازد.  از  تو  می‌پرسند:  انکـار  تـو  از  (‌شـروع‌)  قیامت  باخبری‌؟‌..  بگو:  اطّلاع  از  آن‌،  خاصّ  یزدان  است‌،  و لیکن  بیشتر  مردمان  (‌این  مسأله  و  فلسفۀ  آن  را  چنانکه  باید)  نمی‌دانند.  بگو:  من  مالک  سودی  و  زیانی  برای  خود  نیستم‌،  مگر  آن  مقداری  که  خدا  بخواهد  و  (‌از  راه  لطف  بر  جلب  نفع  یا  دفع  شرّ،  مالک  و  مقتدرم  گردانـد.)  اگر  غیب  می‌دانستم  منافع  فراوانی  نـصیب  خود  مـی‌کردم  (‌چرا  که  با  اسباب  آن  آشنا  بودم‌)  و  اصلاً  شرّ  و  بلا  به  من  نمی‌رسید  (‌چرا  که  از  موجبات  آن  آگاه  بودم‌.  حال  که  از  اسباب  خیرات  و  برکات  و  از  موجبات  آفات  و  مـضرّات  بی‌خبرم‌،  چگونه  از  وقوع  قیامت  آگاه  خواهم  بود؟‌)‌.  من  کسی  جز  بیم‌دهنده  و  مژده‌دهندۀ  مؤمنان  (‌بـه  عذاب  و  ثواب  یزدان‌)  نمی‌باشم.    (‌اعر‌اف‌/  ١٨٧ و  ١88)

 در  روند  رویاروئی  با  مشرکان‌،  سخن  به  میان  می‌آید  از  سرشت  شرک  و  داستان  انحراف  از  عهد  و  پیمان  فطرت  در  توحید  و  یگانه‌پرستی  یزدان‌،  و  این  که  این  انحراف  چگونه  در نفس  روی  می‌دهد...  انگار  در  اینجا  انحراف  نسل  مشرکان  به  تصویر  زده  می‌شود که  چگونه  از  دین  آسمانی  منحرف  شده‌اند  پس  از  آن  که  پدران  و  نیاکان  پیشین  آنان  بر  آئین  ابراهیم  حقّگرا  بوده‌اند:

(هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلا خَفِيفًا فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَيْتَنَا صَالِحًا لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ (١٨٩)فَلَمَّا آتَاهُمَا صَالِحًا جَعَلا لَهُ شُرَكَاءَ فِيمَا آتَاهُمَا فَتَعَالَى اللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ (١٩٠)أَيُشْرِكُونَ مَا لا يَخْلُقُ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ (١٩١)وَلا يَسْتَطِيعُونَ لَهُمْ نَصْرًا وَلا أَنْفُسَهُمْ يَنْصُرُونَ) (١٩٢)

او آن کســـی  است  کــه  شما  را  از  یک  جـنس  آفـرید،  و  همسران  شما  را  از  جنس  شما  سـاخت  تـا  شـوهران  در  کنار  همسران  بیاسایند.  ولی  (‌بسیار  اتّفاق  می‌افـتد  که‌)  هنگامی  کــه  شــوهران  بـا  هـمسران  آمـیزش  جـنسی  می‌کنند،  همسران  بار  سبـكی  (‌به  نام  جنین‌)  برمی‌دارند  و  به  آسانی  با  آن  روزگار  را  بسر  مـی‌برند.  امّا  هنگامی  که  بار  آنان  سنگین  می‌شوده  شـوهران  و  هـمسران  خـدای  خود  را  فریاد  می‌دارند  و  می‌گویند:  اگر  فـرزند  سـالم  و  شایسته‌ای  به  ما  عطاء  فـرمائـی  از  زمـرۀ  سـپاسگزاران  خـواهـیم  بـود.  امّـا  وقـتی  کــه  خداو