رد که‌:  هـم  برای  ایجاد  حيات‌،  و  هم  برای  بالندگی  و  پایندگی  و گوناکونی  پدیده‌های  زنده‌،  به  همآوائـیها  و  همـسوئیهای  اسباب  و  علل  بیشماری  نیاز  است ‌که  باید  برای  پیدایـش  جهان‌،  فراهم  آیند  و  دست  به  دست  هـم  دهند...  از  جملۀ  آنها  همآوائیها  و  همسوئیهای  چیزهائی  است‌ که  دانشمند  زیست‌شناس  پـیشین  ذکـر کرد،  و  چیزهای  بسیار  دیگری  از  این  د‌ست  و  از  ایـن  نوع...  چیزی‌ که  می‌ماند  تقدیر  و  تنظیم  خداوند  عزیز  عليمی  است ‌که  هر  چیزی  را  آفریده  است  و  آن  را  راهنـمائی  و  رهنمود  فرموده  است‌،  و  هر  چیزی  را  آفریده  است  و  در  اندازۀ  معیّن  و  به  اندازۀ  لازم  به  جهان ‌گسـیل  داشته  است‌.

*(وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِهَا فِي ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِهَا فِي ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ). 

او آن‌ کسی  است  که  ستارگان  را  برای  شما  آفریده  است  تا  (‌در  شبهای  سفر)  در  تاریکیهای  خشکی  و  دریا  بدانها  رهنمود  شوید.  ما  آیات  (‌قرآنـی  و  نشـانه‌های  جهانی  خود)  را  برای  کسانی  بیان  داشته‌ایم  که  (‌مـعانی  آیـات  قرآنی  و  نشانه‌های  جهانی  را)  می‌دانند.

این  هم  تتمّۀ  صحنۀ  آسمانی  است‌ که  همراه  با  خورشید  و  ماه  و  ستارگان  و  سیّارگان  خود  می‌گردد  و  می‌چرخد.  تتمّۀ  نمایش  صحنۀ  جهان  بزرگ  سرسام‌آور  زیبا  و  دلربائی  است ‌که  با  حیات  انسانها  و  مصالح  و  عملکردها  و  تکاپوهایشان  رابطه  و  پیوند  دارد:

(لِتَهْتَدُوا بِهَا فِي ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ). 

تا  در  تاریکیهای  خشکی  و  دریا  بدانها  رهنمود  شوید.  گسترۀ  بیابان‏های  برهوت  ناپیدا  و  سرزمینهای  پرنشیب  و  فراز  بی‏کرانه  خشکیها،  و  پهنۀ  فراخ  و  بی‌نشان  دریاها  و  اقیانوس‌ها،  تاریکیهائی  بشمار  است ‌که  انسان‌ها  در  آنها  سرگردان  و  ویلان  می‌شوند  و  در  پرتو  ستارگان  رهنمون  و  راهیاب  می‌گردند...  همیشه  مردمان  این  چنین  بوده‌اند  و  هـمیشه  این  چنین  نیازمند  ستارگان  آسمان  در  امر  راهنمائی  و  راهیابی  می‌مانند...  تنها  وسائل  استفادۀ  از  ستارگان  در  این  راستا  تغییر  پیدا  می‌کند،  و  اندازۀ  نیاز  مردمان  بدان  با  اکتشافات  فراوان  علمی  و  تجارب  گوناگون  ایشان‌،  فراخی  می‌گیرد  و  وسعت  مي‌یابد.  در  هر  صورت  این  قاعده  ثابت  مي‌ماند:  قـاعدۀ  راهـنمائی  طلبیدن  و  راهیابی  جستن  در  تاریکیهای  خشکـیها  و  دریاها  و  اقیانوسها،  از  این  اجرام  سـماوی...  چه   در  تاریکیهای  محسوس  یا  در  تـاریکیهای  جهان‌بینی  و  اندیشه...  نصّ  جامع  قـرآنی  انسـانها  را  در  مـدارج  ابتدائی  خود  با  این  حقیقت  مخاطب  قرار مي‌‌دهد  و  آنان  مصداق  آن  را  در  واقعیّت  زندگی  خود  می‏یابند.  همچنین  مردمان  را  با  این حقیقت  مخاطب  قرار  می‌دهد  در  آن  زمان ‌که  ابواب  اسرار  و  رموز آفاق  و  انـفس  را  بر  رویشان  آن  اندازه‌ که  بخواهد  می‌گشاید،  و  آنان  نـیز  مصداق  آن  را  در  واقعیّت  زندگی  خود  می‏یابند.

برتری  برنامۀ  قرآنـی  در  مخاطب  قرار  دادن  فطرت  انسانی  با  حقائق  جهانی‌،  بر  جای  و  پایدار  می‌ماند،  آن  هم  نه  به  شکل  «‌نظریّه‌»  بلکه  به  شکل  «‌واقعيّت‌»...  شکلی  در  فـراسـوی  آن  دست  خـداونـدگار  نـوآفرین  زیبانگار،  و  تقدیر  و  رحمت  و  تدبیر  آفریدگار  دادار،  پيدا  و  هویدا  است‌.  شکلي  است‌ که  مؤثّر  در  خرد  و  دل‌،  و  الهام‌بخش  بینش  و  شعور  است‌،  و  انسان  را  به  تدبر  و  تفكّر  وا می‌دارد  و  بدو  الهام  می‌کند که  از  علم  و  معرفت  برای  وصول  به  حقیقت  بز‌رگ  همآهنگی  پـدیده‌های  جهان  استفاده  کند...  بدین  منظور  یزدان  سبحان  پيروي  بر  آیه‌ای  می‌آورد که  دربارۀ  ستارگان  است‌.  ستارگانی  که خد‌اوند  آنها  را  برای  مردمان  عـلائم  و  نشانه‌هائی  نموده  است  تا  در  تاریکیهای  خشکی  و  آبی  با  استفادۀ  از  آنها  رهنمـون  و  راهیاب  شوند،  این  چنین  پیرو  الهام  بخشی‌:

(قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ). 

ما  آیـات  (‌قرآنـی  و  نشـانه‌های  جهانی  خود)  را  بـرای  کسـانی  بـیان  داشـته‌ایـم  کـه  (‌مـعانی  آیـات  قرآنی  و  نشانه‌های  جهانی  را)  می‌دانند.

رهنمونی  و  راهیابی  به  وسیلۀ  ستارگان  در  تاریکهای  خشکی  و  آبی،  نـیازمند  دانش  و  آگاهی  از ‌راه‌ها  و  گردشها  و  موقعیّتهـا  و  مدارهای  ستارگان  است...  از  دیگر  سو  نیازمند  مردمانی  است ‌که  دلالت  همۀ  اینها  بر  وجود  آفریدگار  چیرۀ ‌کاربجا  را  بدانند  و  فهم ‌کنند...  چه  رهنمونی  و  راهیابی  -  همان‌گونه ‌که ‌گفتیم  -  عبارت  است  از  رهنمونی  و  راهیابی  در  تاریـكيهای  محسوس  واقــعیّت‌،  و  در  تـاریکیهای  دل  و  خـرد،  یـعنی  در  تاریکیهای  درون  و  بیرون... کسـانی‌ که  از  ستارگان  برای  رهنمونی  و  راهیابی  در  تاریکیهای  محسوس  استفاده  می‌کنند،  ولي  میان  دلالت  آنها  و  آفریدگار  آنها  پیوند  برقرار  نمی‌کنند،  مردمانی  هستند که  هنوز  در  پرتو  ستارگان  بدان  رهنمو‌د  و  راهنمائی  بزرگ  راه  نیافته‌اند.  آنـان كسانیند کـه  جهان  را  و  آفریدگار  جـهان  را  از  همدیگر  قطع  می‌کنند،  و  میان  نشانه‌های  ایـن  جـهان  و  دلالت  آن  بر  وجود  آفرینندۀ  نوآفرین  و زیبانگار  بزرگ  جذابی  می‌اندازند.

*

(وَهُوَ الَّذِي أَنْشَأَكُمْ مِن نَفْسٍ وَاحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَمُسْتَوْدَعٌ قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ). 

او  کسی  است  كه  شما  را  از  یک  شخص  آفریده  است  که  (‌آدم  است  و  او  هم  از  خاک  زمین  است  و  زمـین  هـم  در  مدّت  حیات‌)  محلّ  استقرار  و  (‌پس  از  مرگ‌)  محل  تسلیم  (‌به  خاک  شما)  است‌.  ما  آیات  قرآنی  و  نشانه‌های  جهانی  خود)  را  برای  کسانی  بیان  داشته‌ایم  که  (‌آیات  قرآنـی  و  نشانه‌های  جهانی  را  چنان  كه  باید)  می‌فهمند.

اینبار  پسودۀ  مسـتقیم  و  بدون  واسـطه‌ای  است...  پسوده‌ای  دربارۀ  خود  ذات  انسان  است‌.  ذات  انسان ‌که  اصل  و  حقیقت‌ یکتا  و  يگانه‌ای  در  نر  و  مـاده  است[13]  حیات  در  انسان  با  یک  سلول  تلقیح  شـده‌ای ‌گامهای  نخستین  را  در  راه  تولید  نسـل  برمی‏دارد.  برای  ایـن  سلول‌،  نفسی  در  پشت  پدر  به  امانت  نهاده  شده  است‌،  و  نفسی  قرارگاه  آن  در  رحم  مادر  است...  سپس  حـیات  افزایش  می‏‎یابد  و  انتشار  پیدا  می‌کند.  آن‌گاه  نـژادها  و  رنگها،  سیماها  و  زبان‌ها،  قبیله‌ها  و  مـلّتها،  نـمونه‌های  بیشماری  و  انـواع  فـراوانی  سـر  از  جیب  عدم  برمی‌آورند،  وتا  حیات  برجای  باشد  پیوسته  دگرگونی  و  گوناگونی  در  میان  خواهد  بود.

(قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُ