اد  علوم  زیست  شناسی  در  دانشگاه  مانیتوبا  درکانادا  است‌،  در  مقاله‌ای  تحت  عنوان‌:  «‌پیدایش  حیات  تصادفی  یا  از  روی  قصد  و  اراده  است‌؟‌»  درکتاب‌:  «‌خدا  در  عصر  علم  جلوه‌گر  می‌شود»  ترجمۀ  عربی  دکتر  دمـرداش  عبدالمجید  سرحان‌،‌[3]  می‌گوید:

«‌اگر  حيات  از  روی  حکمت  و  فرزانگي‌،  و  طرح  و  نقشه  پیشین  پیدا  نشده  باشد،  پس  باید  از  راه  تصادف  پـدید  آمده  باشد.  امّا  این  تصادف  چیست  تـا  آن  را  مورد  پژوهش  و کاوش  قرار  دهیم  و  ببینیم  و  بدانیم  چگونه  تصادف  حيات  را  می‌آفریند؟
نظریۀ  تصادف  و  احتمال‌،  هم  ایـنک  دارای  قواعد  و  اصول  درست  ریاضی  است‌.  قواعد  و  اصولی‌ که ‌كاملًا از  آنها  استفاده  می‌گردد  زمانی‌ که  حکـم  صحیح  مطلبی  وجود  نداشته  باشد.  این  نظریه  حکمی  را  ارائه  می‌دهد  که  درست‌ترین  حکم  بشمار  است  هر  چند که  احـتمال  خطا  نیز  در  آن  است‌.  پژوهش  نظریۀ  تصادف  و  احتمال  از  لحاظ  ریاضی  پیشرفت  بسیار کرده  است‌،  تا  آنجا که  رخ  دادن  برخی  از  پدیده‌ها  را  می‌توان  با  آن  پیش‌بینی  کرد،  پدیده‌هائی  که  تنها  می‌توانیم  بگو‌ئیم‌:  این  پدیده‌ها  تصادفی  رخ  می‌دهند،  و  نمی‌توانیم  پيدایش  آنـها  را  از  راه  دیگری  تعبیر  و  تفسیر کنیم‌،  مثل  انداختن  مهره‌ها  در  بازی  تخته‌نرد.  در  پرتو  پیشرفت  این  نوع  بررسی‏ها  و  پژوهشها  توانسته‌ایم  میان  چیزهائی  که  از  راه  تصادف  می‌توانند  روی  دهند  و  میان  چیزهائی‌ که  از  راه  تصادف  نمی‌توانند  روی  دهند،  جدائـی  انـدازیـم‌.[4] هـمچنین  توانسته‌ایم  احتمال  وقوع  پـدیده‌ای  از  پدیده‌ها  را  در  فاصلۀ  زمانی  معیّنی  از  ازمنه  محاسبه  نـمائیم...  هـم  اینک  به  نقشی  مـی‌نگریم‌ که  تـصادف  می‌توانـد  در  پيدایش  حیات  بازی  کند:

پـروتئینها  جزو  ترکیبات  اسـاسی  در  ساختار  همۀ  سلولهای  زنده‌انـد.  پـروتئینها  از  پـنج  عـنصر  فـراهـم  آمده‌اند  و  آنها  عبارتند  از:  کربن،  ئیدروژن‌،  نـیتروژن‌،  اکسیژن‌،  و گوگرد...  در  هر  مـلکول ‌کوچکي  از  یک  پروتئین‌،  تعداد  اتمها  به  چهل  هزار  می‌رسد.  از  آنجا که  تعداد  عناصر  شیمیائی  در  طبیعت  بالغ  بر  نود  و  دو  عنـر  است[5] و  همۀ  آنــها  ایـنجا  و  آنـجا کورکورانـه  و  سرسری‌[6]  پراکنده‌اند.  احتمال ‌گرد هـم  آمـدن  عناصر  پنجگانۀ  مذکور  در کنار  یکدیگر  برای  تشکیل  مولکولی  از  مولکو‌ل‌های  پروتئین  را  می‌توان  حساب‌کرد.  البته  از  

راه  اطّلاع  از  ماده‌ای‌ که  لازم  است  بطور  دائم  بهم ‌زده  شود  تا  این  مولکو‌ل‌کوچک  به  وجود  آید.  و  اطّلاع  از  طول  زمان  ممکن  برای  فراسوی  همدیگر  رفتن  و گرد  هم  آمدن  اتمهای  یک  مولکو‌ل‌،  حساب  تشکیل  یک  مولکول  تا  اندازه‌ای  به  تصویر کشیده  می‌شود.

دانشمند  ریاضیدان  سویسی  «‌تشـارلز  یوجین  جای‌»  اقدام  به  حساب  همۀ  عوامـل  سـازندۀ  یک  مولکو‌ل  پروتئین ‌کرده  است  و  معتقد  شده  است‌ که  زمان  ممکن  برای  جزئی‌ترین  بخش  از  راه  تصادف‌،  یک  به  نسبت  ده به  توان  صدو  شصت  (160 ١٠)  یعنی  یک  به  نسبت  ده‌،  صد  و  شصت  بار  در  خود  ضرب‌گردد!  این  عددی  است  که  نمی‌توان  آن  را گفت،  یا  با کلمات  به  بیان  آن  پرداخت  ...  اندازۀ  حجم  ماده‌ای  که  برای  انجام ‌گرفتن  تصادفی  چنین  عملی  لازم  و  ضروری  است  تا  این ‌که  مولکو‌لی  ساخته  شود،  بزرگتر  از  میلیونها  میلیون  برابرگنجایش  این  جهان  است‌‌!!!

برای  تشکيل  تصادفی  تنها  یک  مولکو‌ل  بر  روی‌ کرۀ زمین‌،  بیلیونها  بیلیون  سال  لازم  است‌.  آن  اندازه  سال ‌که  قابل  شمردن  نیست‌!  دانشمند  سویسی  اندا‌زۀ  این  سالها  را  ده  به  توان  دویست  و  چهل  و  سه  (243  10)  می‌داند.  یعنی  ده  در  خودش  دویست  و  چهل  و  سه  بار  ضرب  گردد!!!

پروتئینها  از  رشته‌های  درازی  از  اسیدهای  آمینه  ساخته  می‌شوند.  اتمهای  این  مولکو‌لها  چگونه  در کنار  هم  قرار  می‌گیرند؟  اگر  به‌ گونه‌ای  غیر  از  حالت  فعلی  خود گرد  هم  آیند،  نه  تنها  برای  زندگی  شایسته  و  مفید  نـمي‌‌گردند،  بلکه  در  برخی  ا‌ز  اوقات  به  سم  و  زهر  تبدیل  می‌شوند!  دانشـمند  انگـلیسی  «‌ج‌.ب‌.سـیدر= seather.bj‌»  راه‌هائی  را  حساب  کرده  است ‌که  اتمهای  یک  مولکول  سادۀ  پروتئین  می‌تواند  از  آن  راه‌ها  پهلوی  یکدیگر گرد  آیند.  او  شمارۀ  چنین  راه‌هائی  را  میلیونها  راه  می‌دانـد،  یعنی  ده  به  توان  چهل  و  هشت  (48  10) راه  تخمین  زده  است‌!  بنابر این  عقل  محال  می‌داند  که  همۀ  ابن  تصادفها  دست  به  دست  هم  دهد  تا  تـنها  یک  ملکول  پـروتئین  ساخته  و  پرداخته  گردد.

تازه  پروتئینها  مواد  شیمیائی  بدون  حیاتی  بیش  نیستند  و  وقتی  حیات  به  پیکرۀ  آنها  می‌خزد که  آن  راز  شگفتی‌ که  اصل  آن  را  نمی‌دانیم  و  عقل  بی‏نهایت[7]  است‌،  حیات  را  به پیکرۀ  پروتئينها  بدمد،  و  آن  ذات  خداوند  یگـانه  است‌.  خداوندی  که  با  حکمت  فراوان  و  دانش  بسیار  خود  می‌فهمد[8] ‌که  همچون  مولکو‌ل  پروتئین  شایستگی  دارد  حيات  در  آن  استقرار  پیدا كند.  مولکول  پروتئین  را  ساخته  است  و  شکل  بخشيده  است  و  راز  حیات  را  بدان  سرازیر  فرموده  است  ...

ایرفنگ  ویلیام ‌که  دکترای  خود  را  از  دانشگاه  ایوی  دریافت‌ کرده  است  و  متخصّص  ژنتیک ‌گیاهی  بوده،  و  استاد  علوم  طبیعی  در  دانشگاه  مـیشیگان  است‌، ‌در  سخنانی  تحت  عنوان‌:  «‌ماده  به  تنهائی  بسنده  نیست‌»  در  همان  کتاب  می‌گوید:

«‌دانش  نمی‌تواند  به  ما  بگوید که  ایـن  مـولکو‌لهای  بی‏نهایت  دقیق ‌کوچک  و  بیشمار که  همۀ  مواد  از  آنها  فراهم  آمده‌انـد  خودشان  چگونه  بـه ‌وجود  آمده‌انـد.  همچنین  علم  نمی‌توا‌ند  با  تکیه  بر اندیشۀ  تصادف  مجرّد،  به  ما  بگو‌ید که  چگونه  این  چیزهای  دقیق‌ کوچک ‌گـرد  یکدگر  جمع  مي‌شوند  تا  حیات  را  پدید  آورند.  بیگمان  نظریه‌ای ‌که  ادعا  می‌کند  همۀ  شکلهای  مترقّیانه‌ای ‌که  به  پیشرفت ‌کنونی  منتهی  شده  است‌،  بر  اثر  جـهشهای  کورکورانه  و  تمرکز  و  تصادم  مواد  و  زلزله‌های  شدید  و  متلاطم  بوده  است‌،  می‌گوئیم‌:  این  نظریه  بر  اساس  منطق  درستی  نیست  و  مایۀ  اقناع  نمی‌گردد.  تنها  باید  چشـم  بسته  و  سرسری  تسلیم  آ‌ن  شد»‌.[9]

«‌آلبرت  ماکومب  ونشستر»  متخصّـص  در  زیست‌ شناسی  که  دکترای  خود  را  از  دانشگاه  تگزاس  دریـافت  داشـته  است  و  استاد  علوم  زیست‌شناسی  در  دانشگاه  تایلور  است‌،  در  مقاله‌ای  از کتاب  مذکور گفته  است‌:

«....به  پـژوهش  زیست‌شـناسی  مشـغول  شـدم‌.  زیست‌شناسی  دربارۀ  گسترۀ  فر‌اخی  است  راجـع  به  بررسی  حيات‌.  در  میان  آفریده‌های  یزدان  چیزی  زیباتر  و  دلرباتر  از  جانوران  و  جانداران  ایـن  جهان  وجود  ندارد.

به‌ گیاه  شبدر  ناچیزی  بنگر،‌ گیاه  ناچیزی‌ که  بر  یکی  از  دو  سوی  جاده  رسته  است