لرُّمَانَ مُشْتَبِهاً وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ انْظُرُوا إِلَى‏ ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَيَنْعِهِ إِنَّ فِي ذلِكُمْ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (99) وَجَعَلُوا لِلّهِ شُرَكَاءَ الْجِنَّ وَخَلَقَهُمْ وَخَرَقُوا لَهُ بَنِينَ وَبَنَاتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى‏ عَمَّا يَصِفُونَ (100) بَدِيعُ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ أَنَّى‏ يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُن لَهُ صَاحِبَةٌ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَلِيمٌ (101) ذلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ لاَإِلهَ إِلَّا هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَكِيلٌ (102) لَاتُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ (103) قَدْ جَاءَكُم بَصَائِرُ مِن رَبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ عَمِيَ فَعَلَيْهِا وَمَا أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ (104) وَكَذلِكَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ وَلِيَقُولُوا دَرَسْتَ وَلِنُبَيِّنَهُ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (105) اتَّبِعْ مَاأُوْحِيَ إِلَيْكَ مِن رَبِّكَ لاَإِلهَ إِلَّا هُوَ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ (106) وَلَوْ شَاءَ اللّهُ مَاأَشْرَكُوا وَمَا جَعَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً وَمَا أَنْتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ (107) وَلاَتَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَيَسُبُّوا اللّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى‏ رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُمْ بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (108) وَأَقْسَمُوا بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِن جَاءَتْهُمْ آيَةٌ لَيُؤْمِنُنَّ بِهَا قُلْ إِنَّمَا الآيَاتُ عِندَ اللّهِ وَ مَا يُشْعِرُكُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءَتْ لاَيُؤْمِنُونَ (109) وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَارَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَنَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ (110).

ما  خود  را  نیازمند  ا‌ین  می‌بینیم ‌که  در  اینجا  چیزهائی  را  مجدداً  بازگو کنیم ‌که  در  شناسائی  ایـن  سـوره  از  آنـها  سخن  رانده‌ایم  ...  پیش  از  هر  چیز  نیازمند  جلو  چشـم  داشتن  امواج  خروشانی  هستیم‌ که  پیوسته  بر  سر و کول  هـمدیگر  مـی‌دوند  و  در  رودبار  جوشان  به  پـیش  می‌روند.  زیبائی  دل‌انگیز  و  دلربائی  را  ور اندازکنیم ‌که  به  تعبیر  و  تصویر  و  آهنگ  و  نوا  در  روند  سـوره  می‌انجامد:

این  سوره  موضوع  بنیادین  خود  رابه  شکل  شگفتی  مطرح  می‌کند  و  بدان  می‌پردازد...  در  هر  دیدگاهی  و  در  هر  موقعیّتی  و  در  هر  صحنه‌ای  از  سوره‌،  «‌زیـبائی  دل‌انگیز  و  دلربائی‌»  را  به  تصویر  می‌کشد  و  پیش  چشم  می‌دارد...  زيبائی  فرح‌افزائی ‌که  نفْس  را  شیفته  و  شیدا،  و  حسّ  و  شعور  را  مات  و  مبهوت  می‌سازد،  بدانگاه ‌که  انسان  سرگردان  و  حیران  صحنه‌های  سوره  را  می‌پاید،‌ و  به  نواها  و  آهنگها  و  الهامها  و  اشاره‌های  آن ‌گوش  جان  می‌سپارد.

این  سوره  در  روند  سخن  لبریز  از  صحنه‌ها،  موقعیّتها،  الهــامها،  اشــاره‌ها،  نـواهـا،  آهنگها،  تـصویرها،  و  سایه‌روشنهای  خود،  به  جریان  رودخانه‌ای  می‌ماند  که  امواج  جوشان  و  خروشان  آن  بر  سـر و کول  همدیگر  دوند.  هنوز  موجی  فروکش  نکرده  است ‌که  موج  دیگری  اوج  می‏‎گیرد  و  در می‌رسد  و  بدان  موج  پیشین  ملحق  می‏‎گردد.  در  جریان  رودبار  جوشان  و  خروشان‌،  امواج  درهم  می‌تنند  و  تنگ  یکدیگر  مي‌‌دوند  و  می‌روند!

این  سوره  در هر  موجی  ا‌ز  ا‌ین  ا‌مواج  جوشان  چسبان  در  همدیگر  تنیده  و  دوان‌،  به  اوج  زیبائی  دل‌آرائی  می‌رسد  که  توصیف‌ کردیم  ...  همآهنگی  لازم  در  صحنه‌های  گوناگو‌ن  سوره‌،  به  هنگام  سخن  از  چیزی‌، ‌كاملًا  در  مدّ  نظر  بوده  است  و  نموده  شده  است‌...  این  سوره‌،  همۀ  گستره  و گوشه‌های  نفس  را  با زيبائی  مات  و مـبهوت  کنندۀ  خود،  با  سرزندگی  جوشان‌،  نواها  و  آهـنگهای  جان‌ پروری‌ که  مقاصد  را  به  تصویر مي‌زنند  و  به  رشتۀ  تعبیر  می‌کشند  و  موسیقی  خاصّ  خود  را  دارنـد،  با  همآهنگی  و  همآوائی  ویژه‌،  و  با  رویاروئی  با  نفس  از  هر  راهی  و  از  هر  دری  ...  پر  و  لبریز  می‌سازد  و  شـیفته  خویش  می‌گرداند.

این  سیـماها  و  نشانه‌ها  جملگي  به  تمام  و کمال  در  ایـن  درس  جلوه‌گر  می‌آید...  خواننده  احساس  می‌کند که  از  یک  سو  صحنه‌ها  و  مقاصد  آنها  درخشـان  و  رخشان  برمی‌جوشند،  و  از  دیگر  سو  صحنه‌ها  و  مقاصد  آنها  در  جـوش  و خـروش  خود در  پـیشگاه  حس‌ و  شعور برمی‌جهند  و  به  جلو  می‌تازند.  در  همان  حال  از  آنــها  نواها  و  آهنگهای  تعبیرات  واژگان  بـرمی‌جوشند  تـا  با  آنها  همراه  و  همنوا گردند.  صحنه‌ها  و  تعبیرها  به  تـمام  و کمال  مفاهیم  و  معانی  خویش  را  به  رشته  می‌کشند  و  به  غایت  و  هدف  می‌رسانند.

هر  صحنه‌ای  از  این  صحنه‌ها،  انگار  درخشان  و  تابان  و  زیبا  و دلربا،  از  جهان  ناپیدا  برمی‌جوشند  و  سرچشـمه  می‌گیرند،  و  در  پیشگاه  حواس  و  دل  و  خرد  با  جمال  و  کمال  دلربا  و گیرائی  جلوه‌گر  می‌شوند.

عبارتها  خود  نـیز  انگار  جوش  و  خروش  هسـتند!  آهنگهای  عبارتها  هم  زیبا  و  فریبا  با  صحنه‌ها  و  مقاصد  همنوا  و  همراه  می‌شوند.  با  آنها  با  تمام  نیروی  جوشش‌،  و  در کمال  شدّت  درخشش‌،  همراه  و  همآوا  می‌گردند.  مفهومها  و  صحنه‌ها  و  عبارتها  در  میان  موجهای  متّصل  به  همدیگر،  به  جوش  و  خروش  در می‌آیند.  حسّ  و  شعور،  شیفته  و  شیدا  به  دنبال  آنـها  روان  مـی‌شوند،  و  هنوز  موجی  را  دنبال  نکرده‌اند،  موج  دیگری  تـند  اوج  می‌گیرد  و  حسّ  و  شور  را  مجذوب  و  دلدادۀ  خود  می‌سازد  و  دیوانه‌وار  به  دنبال  خویش  می‌کشاند...  اینها  چیزهائی  بود که  در  سرآغاز  سوره‌ها  قبلا  می‌خواستیم  به  تصویر  بزنیم  و  توصیف‌کنیم‌.

صفحۀ  هستی  سراسر  باز  و گشوده  است‌.  صحنه‌ها  نـیز  پیاپی  همدیگرند  -  حتّی  اندکی  مانده  است‌ که  بگویم‌:  برمی‌جهند  و  بر  یکدیگر  می‌پرند  -  در  اینجا  و  آنجا  و  در  صفحۀ  گشاد  و  فراخ  اقطار  جهان‌.

زیبائی  و  جمال  در  اینجا  نشانه  و  سیمای  برجسته‏ای  است...  زیبائی  و  جمالی‌ که به  نهایت  دلربائی  و  شیدائی  می‌رسد  و  انسان  را  مات  و  مبهوت  می‌سازد  ...  صحنه‌ها  از  نظر  زیبائی  و  جمال‌،  پاکیزه  و گزیده‌اند.  عبارتها  نیز  از  لحاظ  زیبائی  و  جمال‌،  در  ساختار  واژگانی  دارای  آهنگ  و  نوایند،  و  در  ذکر  مفاهیم  و  مقاصد،  رسا  و  روشنگرند.  مفاهیم  و  مقاصد  هم  از زاویـۀ  زیبائی  و  جمال  بیانگر  همۀ  حقائق  اصیلی  هستند که  این  عقیده  از  آن  موج  می‌زند...  حقائق  بگونه‌ای  پـیدا  و  جلوه‌گر  می‌آیند،  انگار که  در  پیکر  نور  پرتوافکنی  می‌کنند!  ا