ـی‌توانـید  از  ایـن  عذاب  الهـی‌)  خویشتن  را  برهانید.  این  زمان  به  سبب  دروغـهائی  کـه  بـر  خدا  مـی‌بستید  و  از  (‌پذیرش‌)  آیـات  او  سـرپیچی  مــی‌کردید،  عـذاب  خـوار  کـننده‌ای  مـی‌بینید.

سزای  تکبّر  و  سرپیچي  از  پذیرش  حقائق  و  خو‌د  را  برتر  گرفتن  از  پیروی ‌کردن  از  آیات  الهی‌،  عذاب  خـوارکننده  است‌.  جزایِ  از  زبان  خدا  دروغ ‌گفتن‌،  توبیخ  و  تنبیه  رسوا کننده  است...  همۀ  این  سزاها  و  جزاها  سـایه‌های  غم‌انگیزی  را  بر  صحنه  می‌افکنند،  سایه‌های  غم‌انگیزی  که  از  هول  و  هراس  و  درد  و  رنج  و  ضیقت  وتنگی‌، گلو  را  می‌فشارند  و  انسان  را  خفه  می‌سازند!

گذشته  از  این  همه  توبیخ  و  تنبیه  آفریدگار  بزرگواری ‌که  وجود  او  را  تکذیب‌کرده‌اند،  هم  اینک  این  ایشانند کـه  در  پیشگاه  یزدان  سبحان  آماده  ایستاده‌اند.  خدا  در  این  موقعيّت  تنگ  و  دلهره‌انگیز  خطاب  بدیشان  می‌فرماید:
(وَلَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرَادَى‏ كَمَا خَلَقْنَاكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ). 
شما  تک  و  تنها  (‌و  بدور  از  خویشان  و  یاران  و  مال  دنیا)  به  سوی  ما  برگشته‌اید،  همانگونه  که  روز  نخست  شما  را  آفریده‌ایم  (‌و  برهنه  و  عریان  و  بدون  هرگونه  توشه  و  توان‌،‌ به  صحنۀ  جهان  گسیل  داشته‌ایم‌).
چیزی  با خود  ندارید  مگر  پیکرهای  لخت  خود!  همچنین  تک  و  تنها  هستید!  یک یک نه  دسته  دسته  به  پیشگاه  خدا  می‌روید.  همان‌گونه ‌که  نخستین  بار  شـما  را  یک یک  آفریدیم‌،  و  یکی  یکی  از  شکم  مادرانتان‌،  لخت  و  عریان  و  بینوا  و  ناتوان‌،  پا  به  جهان  نهادید!  همه  چیز  از  شما  بریده  است‌،  و  همه‌کس  ا‌ز کنار  شما  پراکنده  است  و  دوری ‌گزیده  است‌.  دیگر  نمی‌توانـید  چیزی  را  داشـته  باشید  از  چیزهائی ‌که  یزدان  آنها  را  به  شما  داده  بود  و  به  تملّک  شما  درآورده  بود:
(وَتَرَكْتُم مَا خَوَّلْنَاكُمْ وَرَاءَ ظُهُورِكُمْ). 
هر  چه  به  شما  داده  بودیم‌،  از  خود  بجای  گذاشته‌اید  (‌و  دست  خالی  بدینجا  آمده‌اید).
همه  چیز  را  برجای‌ گذاشته‌اید،  و  به  تـرک  همه  چیز  گفته‌اید،  اعم  از:  مال‌،  زیور،  فرزندان‌، ‌کالا،  جاه  و  مقام‌،  سلطه  و  قدرت‌،  و...  همه  چیز  را  در  آن  سرای  برجای  نهاده‌اید،  و  در  این  سرای  چیزی  از  آنـها  را  با  خود  ندارید.  بر کم  و  بیش  آن  چیزها  تـوانـائی  و  دسترسی  ندارید!
(وَمَا نَرَى‏ مَعَكُمْ شُفَعَاءَكُمُ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ أَنَّهُمْ فِيكُمْ شُرَكَاءُ). 
میانجیگرانی  را  با  شما  نمی‌بینیم  که  گمان  می‌بردید  (‌در  نزد  خدا  به  یاریتان  می‌شتابند  و)  آنان  در  خودِ  (‌پرستش  و  عبادت‌)  شما  شریک  (‌و  سهیم  با  خدا)  هستند!.
کجا  رفتند  کسانی ‌که  گمان  می‌بردید  آنها  در  سختیها  و  گرفتاریها  به  میانجیگری  و  یاری  شما  بشتابند،  و  آنان  را  در  زنـدگانی  و  اموال  خود  شـریک  می‌دیدید،  و  می‌گفتید:  آنان  در  پیشگاه  یزدان  میانـجيگرانی  برای  شما  خواهند  شد؟  مثلًا کجایند  آنان ‌که  می‌گفتید:
(مَا نَعْبُدُهُمْ اِلَّا لِيُقَرِّبُوْنَا اِلَي اللهِ زُلْفَي!).
ما  آنان  را  پرستش  نمی‌کنیم  مگر  بدان  خاطر  که  ما  را  به  خداوند  نزدیک  گردانند!. (‌زمر/٣) 
فرق  نمی‌کند  این  چیزهائی  را  که  می‌پرستند  انسـانهائی  باشند  به  نـام ‌کاهنان  و  غیبگویان  یـا  قدرتمندان  و  فرمانروایان‌،  و  یا  این ‌که  مجسمه‌هائی  از  سنگ‌،  یا  بتها،  جنّیان  و  پـریان‌،  فرشتگان،  سیّارگان  و  سـتارگان‌،  و  چیزهائی  جز  اینها  باشد.  خلاصه  هر  چـیزی‌ که  رمـز  خدایان  دروغین  و  اشاره  به  معبودهای  نادرست  باشد،  یا  در  زندگی  و  اموال  و  اولاد  خویش  آنـها  را  شـریک  بدانند،  از  زمرۀ  پرستش  شدگان  و  بتان  قلمداد  می‌شود،  همان‌گونه ‌که  در  سوره  خواهد  آمد.

این  انبازها  و  خدایگانها  کجایند؟  انبازها  و  میانجیگران  کجا  رفتند؟
(لَقَد تَقَطَّعَ بَيْنَكُمْ). 
دیگر  پیوند  شما  گسیخته  است  (‌و  میانتان  جدائی  افتاده  است).
همه چیز گسیـخته  است‌.  هر  پیوندی‌ که  در  میانتان  بوده  است  بریده  است  و  به  پایان  آمده  است‌.  هر  طنابی  و  هر  ریسمانی  قطع  گردیده  است‌!
(وَضَلَّ عَنكُم مَاكُنتُمْ تَزْعُمُونَ). 
چیزهائی  که  گمان  می‌بردید  (‌که  کاری  از  آنـها  سـاخته  است‌)  از  (‌دید)  شما  کم  و  ناپدید  گشته  است‌.
ادّعای ‌گوناگو‌نی ‌که  داشتید  از  چشم  شما  ناپدید  گردیده  است‌.  از  جمله  انبازهائی  که  گمان  می‌بردید،  اثـری  از  آنها  پیدا  نیست‌.  اصلًا  نـمی‌توانـند  در  پـیشگاه  خدا  شفاعت  و  میانجیگری‌کنند،  یا  تأثیری  در  اسباب  و  علل  داشته  باشند!
صـحنه‌ای  است ‌کـه  دل  انسـان  را  سخت  به  تکان  می‌اندازد.  صحنه‌ای  است‌ که  نمایان  می‌گردد  و  می‌جنبد،  و  به  نفس  انسان  سایه‌های  هراس‌انگیز  و  غم‌انگیز  خود  را  می‌افکند،  و  به  دل  انسان  الهامهای  سخت  تازنده  و  کوبنده  و  ترسناک  و  وحشتناک  خویش  را  می‌اندازد  ...  این  قرآن  ...  بلی  این  قرآن  است.
--------------------------------------------------------------------------------
1- برای  اطّلاع  بیشتر  به  تفسیر  فرمودۀ  خداوند  بزرگوار:  « رُسُلاً مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى‏ اللّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ»‌.  آیۀ  ١٦٥  سورۀ  نساء  در  جزء  ششـم ‌فی  ظلال  القرآن‌‌، ‌و کـتاب‌ «‌الاسـلام ‌و  مشکلات  الحضارة»  فصل  «‌تخبط  و  اضطراب‌»  مراجعه  شود.
2- همچنین  مراجعه  شود  به  انعام/١٩ و  90،  یوسف/١٠٤، فرقان/1،  سبأ / ٢٨،  ص/٨٧، قلم/52 ...  (‌مترجم‌)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:62.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:63.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:64.txt">قسمت سوم</a><a class="text" href="w:text:65.txt">قسمت چهارم</a><a class="text" href="w:text:66.txt">قسمت پنجم</a><a class="text" href="w:text:67.txt">قسمت ششم</a></body></html>سوره‌ي انعام آيه‌ي 110-95

(إِنَّ اللّهَ فَالِقُ الْحَبِّ وَالنَّوَى‏ يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَمُخْرِجُ الْمَيِّتِ مِنَ الْحَيِّ ذلِكُمُ اللّهُ فَأَنَّى‏ تُؤْفَكُونَ (95) فَالِقُ الْإِصْبَاحِ وَجَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ حُسْبَاناً ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ (96) وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِهَا فِي ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (97) وَهُوَ الَّذِي أَنْشَأَكُمْ مِن نَفْسٍ وَاحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَمُسْتَوْدَعٌ قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ (98) وَهُوَ الَّذِي أَنزَلَ مِنَ السَّماءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِراً نُخْرِجُ مِنْهُ حَبّاً مُتَرَاكِباً وَمِنَ النَّخْلِ مِن طَلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِيَةٌ وَجَنَّاتٍ مِن أَعْنَابٍ وَالزَّيْتُونَ وَا