ایت  و کتابهای  الهی  واگذار  مي‌نمايد،  تا  فطرتهایشان  را  به  راستای  راه  و  صفا  و  پاکی  خود،  و  خردهاـشان  را  به  صحّت  و  سلامت  خود  برگردانـد،  و  تـاریکیهای  گمراهسازیها و  نـیرنگبازیها  را  از  پـهنۀ  درونشان  و  از گسترۀ  بیرونشان  بزداید  ...  ایـن  چیزی  است  که  سزاوار  بزرگواری  یـزدان‌،  و  شـایان  لطـف  و  عنایت  یزدان  منّان‌،  و  درخور  رحمت  و  عدالت  خداوند  سبحان‌،  و  همآوا  با  حکمت  و  دانش ‌کردگار  مهربان  است  ...  شایستۀ  مقام  والای  آفريدگار  جهان  نیست‌ که  انسانها  را  بیافریند،  سپـس  ایشان  را  بیهوده  رها  سازد...  آنگاه  در  روز  رستاخیز  بدون  این ‌که  پـیغمبری  را  به  میانشان  فرستاده  باشد  آنان  را  دادگاه‌ي کند  و  مـورد  پـرس ‌و جو  قرار  دهد‌: [1]

(وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى‏ نَبْعَثَ رَسُولاً). 

ما  (‌هيچ  شـخص  و  قومی  را)  مجازات  نــخواهیم  کرد،  مگر  این  که  پیغمبری  (‌برای  آنان  مبعوث  و)  روانه  سازیم‌.  (اسراء/١٥) 

شناخت  یزدان  و  ارج  نهادن  به  مقام  والای  یزدان  بگونۀ  شایان‌،  مقتضی  اعتقاد  و  باور  داشتن  به  این  است‌ که  ایزد  منّان  پیغمبرانی  را  به  سوی  بندگانش  روانه  فرموده  است  تا  فطرتهایشان  را  از  زير  تـوده‌ها  بیرون  بکشند  و  از  آلودگیها  پاکیزه  نمایند،  و  خردهایشان  را  یاری  و کمک  کنند  تا  از  فشارها  رها گردند  و  بزدایند،  و  در  راه  نگرش  سره  و  پاکیزه‌،  و  اندیشۀ  ژرف  روان  شوند  و  تلاش  نمایند.  همچنین  خداوند  جهان  به  پیغمبران  برنامۀ  دعوت  به  سوی  یزدان  را  وحي  فرموده  است‌،  و  برای  برخی  از  ایشان‌ کتابهائی  را  فرستاده  است‌ که  پس  از  مرگ  آنان  در  میان  اقوامشان  تا  مدّت  زمانی  برجای  بماند  -  از  قبیل ‌کتابهای  موسی  و  داود  و  عیسی  -  یا  برای  هـیشه  برجای  بماند  همچون  این  قرآن‌.

ا‌ز  آنجا که  در  عربستان  رسالت  موسی  در  میان  عربها  مشهور و شناخته  بود،  و  اهل‌کتاب  در  آنجا  معروف  و  آشنا  بودند،  یزدان  به  پیغمبر  خود  دستور  می‌فرماید  این  حقیقت  را  به  مشرکانی‌ که  منکر  اصل  رسالت  و  وحی  بودند  بگو‌ید:

قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْكِتَابَ الَّذِي جَاءَ بِهِ مُوسَى‏ نُوراً وَهُدىً لِلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَرَاطِيسَ تُبْدُونَهَا وَتُخْفُونَ كَثِيراً وَعُلِّمْتُم (مَالَمْ تَعْلَمُوا أَنْتُمْ وَلاَ آبَاؤُكُم).ْ

بگو:  چه  کسی  کتابی  را  نازل  کرده  است  كه  موسی  آن  را  برای  مـردم  آورده  است  و  نوری  (‌رخشا)  و  هـدایـتی  (‌راهـنما)  بـوده  است‌؟  (‌شــما  ای  یـهودیان‌)  آن  را  در  کاغذهای  (‌پراکنده  و  صفحات  چداکانه‌)  مـی‌نویسید  و  آن  قسـمت  را  (‌کـه  بـه  مـصلحت  شما  است  و  وادار  بـه  تصدیق  قرآن  و  ایمـان  به  نبوت  محمّد  مـی‌دارد)  پـنهان  می‌کنید.  و  به  شما  (‌ای  یهودیان‌!  تـوسّط  این  قـران‌،  از  آئین  یزدان  و  هدایت  خدای  منّان‌)  چیزهائی  آمـوختـه  شده  است  که  شما  و  پدران  شما  از  آن  باخبر  نبوده‌اید. 

در  دیباچۀ  سوره‌ گفتیم ‌که  این  آیه  مدنی  است‌.  مخاطبان  آن  نیز  یهودیان  هستند.  در  آنجا  بیان  هم‌ کردیم ‌که  ابن  جریر طبری  قرائت  دیگری  را  برگزیده  است‌:

(يََجْعَلُونَهُ قَرَاطِيسَ يُبْدُونَهَا وَ يُُخْفُونَ كَثِيراً). 

آن  را  در  کـاغذهای  (‌پـراکـنده  و  صفحات  جداگانه‌)  می‌نویسند  و  قسمتهای  فـراوانـی  را  (‌کـه  بـه  مصلحت  ایشان  است  و  وادار  به  تصدیق  قرآ‌ن  و  ایمان  به  نبوّت  می‌دارد)  پنهان  می‌کنند.

مخاطبان  آیه  مشرکانند،  امّا  از کار  یهودیانی  خبر  داده  می‌شود  که  دربارۀ  تورات  انـجام  مـی‌دادند‌.  آن  را  در  صفحاتی  می‌نوشتند  و  به  بازیچه  می‏گرفتند.  بدین ‌گونه  که  چیزهائی  را  به  مردم  نشان  می‌دادند کـه  با  تـوطئۀ  گمراهسازی  و  نیرنگبازی  آنان  بخواند،  و  به  بازی  و  شوخی‌ گرفتن  احکام  و  واجبات  تورات  توسّط  ایشان  را  توجیه  نماید  و  نادیده  انگارد!  از  مـردمان  چیزهائی  از  تورات  را  پنهان  می‌داشـتند که  با  چنین  طـرحـها  و  توطئه‌های  صفحه  صفحه  و  بخش  بخش‌ کـردن  تورات  نمی‌خواند!  عربها  از  بسی  چیزهای  تـورات  آگاهی  داشتند،  و  یزدان  در  این  قرآن  نیز  چیزهائی  از  رفتار  و  کردار  یهودیان  را  بدیشان  آموخته  است  ...  پس  این  خبر  دربارۀ  یهودیان  در  روند  سـوره  معترضه  بشمار  می‌آید  و  خطاب  بدیشان  نیست‌.  بنابر  این‌،  آیه  مكّی  است  و  مدنی  نمی‏باشد  ...  ما  نـیز  چيزی  را  برمی‌گزينیم‌ کـه  ابن‌جریر  برگزیده  است‌.

ای  محمّد  بدیشان  بگو:  چه  کسی‌ کتابی  را  نـازل ‌کـرده  است ‌که  به  عنوان  نور  رخشا  و  هدایت  راهـنما  بـرای  مردمان  فرو  فرستاده  است‌؟  کتابی  کـه  یهودیان  آن  را  صفحه  صفحه  و  بخش  بخش  می‌کنند.  برخی  از  چیزهای  آن  را  پنهان  می‌کنند،  و  برخی  از  چیزهای  آن  را  نمایان  می‌سازند،  تا  بدین  شیوه  آرزوها  و  نـیازهای  خـود  را  برآورده  سازند،  آرزوها  و  نیازهائی‌ که  در  فـراسـوی  نیرنگبازیهای  زشت  و  بازیچه  قرار  دادنهای  پلشت  خود  پنهان  می‌داشتند.  همچنین  بدیشان  می‌گوید که  یـزدان  جهان  بدیشان  آموخته  است  چیزهائی  را که  برای  ایشان  از  حقائق  و  اخبار  روایت‌ کـرده  است  و  آنان  از  آنـها  بی‏خبر  و  نا آگاه  بوده‌اند.  لذا  شـایسته  است  خـدای  را  سپاسگزاری ‌کنند  و  الطاف  و  عنایات  او  را  پیش  چشـم  دارند،  و  به  بهانۀ این ‌که  یزدان  این  چیزها  را  در  قرآن  به  پیغمبرش  آموخته  است  و  آنها  را  بدو  وحی  فـرموده  است‌،  اصل  تورات  را  انکار  نکنند.

یزدان  بدیشان  اجازه  نداد‌ه  است‌ که  بدین  منوال  پـاسخ  دهند.  بلکه  به  پیغمبرش  صلّي الله عليه و آله و سلّم دسـتور  مـی‌دهد که  قاطعانه  در  این ‌باره  با  ایشان  برخورد  فرماید،  و  ایـن  سؤال  و  پاسخ  بدان  را  جولانگاه  جدالی  نسازد که  چیزی  جز  لجاجت  آن  را  برنـمی‌انگیزد:

(قُلِ اللّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ). 

بگو:  خدا  (‌این  قرآن  را  نازل  کرده  است‌)  و  بگذار  در  باطل  (‌و  یاوه‌سرائی‌)  خود  (‌فرو  روند  و)  به  بازیچه  پردازند. 

بگو:  یزدان  قرآن  را  نازل  فرمود‌ه  است  ...  دیگر  به  جدال  و  لجاجت  و  ستیزه‌گری  ایشان  اهمّیت  مده‌،  و  ایشان  را  رهاکن  تا  به  یاوه‌سرائی  و بیهوده ‌گوئی  خویش  فرو  روند  و ناآگاهانه  و ابلهانه  به  شوخی  و  بازی خویشتن  بپردازند  ...  در  این  فرموده  هم  تهدید  و  هم  توهین  بدیشان  نهفته  است‌،  و  هم  بدان  اندازه  از  حقّ  و  حقیقت  و  جدّی  بودن  مسأله  سخن  رفته  است‌،  زمانی ‌که  سخن  به  یاوه‌سرائی  و  بیهوده‌گوئی  کشید  و كار  مردمان  بدانجا  انجامید که  همچون‌ کلامی  را  بر  زبان  برانند،  زیبا  و  برازنده  این  است‌ که  احترام  سخن  نگاه  داشته  شود،  و  جدال  قطع ‌گردد،  و  سخن  به  پایان  آید.

روند  قرآنی  به  پیش  می‌رود  و  چیز  تـازه‌ای  را  ر