مت  و  همچنین  نبوّت  ارمغان  داشته  است  ...  آنان‌ کسانیند  که  یزدان  جـهان‌،  آئـین  خود  را  بدیشان  واگذار کرده  است  و  آنان  را  پـاسداران  آئـین  خـویش  فـرموده  است‌.  آنـان  هستند که  آن  را  برای  مـردم  می‌آورند،  و  آئین  یزدان  را  پاس  می‌دارند،  و  بدان  ایمان  می‌آورند  و  از  آن  محافظت  می‌نمایند  ...  اگر  این  مشرکان  عرب،  نسبت  به‌ کتاب  و  حکـم  و  نـبوت ‌کـفر  ورزند،  آئین  یزدان  بی‏نیاز  از  ایشـان  است‌.  آخر  ایـن  گروه  بزرگوار  و  مؤمن  به  این  امور،  برای  این  آئین ‌کافی  و  بسنده‌اند!  ...  این  حقیقتی  است‌ که  از  دیرباز  بوده  است  و  درخت ‌گشن  آن  ریشـه  در  ژرفای  روزگاران  دارد.  کاروانی  است‌ که  پیاپی  است  و  پیوسته  آمـده  است  و  حلقه‌های  زنجیرۀ  آن  متّصل  به  هـمدیگر  بوده  است‌،  و  دعــوت  یگانه‌ای  است‌ که  عهده‌داران  آن  پیغمبران  بوده‌اند  و  پرجم  آن  را  ایشان  یکی  پس  از  دیگری  بر  دوش‌ گرفته‌اند  و  به  اهتزاز  درآورده‌اند،  و  بدان  ایـمان  داشته‌اند  و  بدان  نیز  ایمان  می‌آورند  کسانی‌ که  یـزدان  بدیشان  هدایت  و  رهنـمود  ارمغان  مـی‌فرماید،  اگـر  در  ایشان  شایستگی  هدایت  و  رهنمود  سراغ  داشته  باشد  ...  این  بیانی  است ‌که  دل  شخص  مؤمن  را،  و  دلهای‌ گروه  مسلـمان  را  -  تعدادشان  هر  اندازه ‌که  باشد  -  لبریز  از  آرامش  می‏‎گرداند.  این ‌گروه  مسلمان  تنها  نـیست‌.  از  درخت  گشن  نیز  بریده  نشده  است‌.  این‌ گروه  شاخه‌ای  نو رسته  از  درختی  است ‌که  تـنۀ  آن  در  ژرفای  زمـین  ریشه  دوانده  است  و  اسـتوار  قد  برافراشته  است  و  شاخه‌های  آن  سر  بر  آسمان  سائیده  است‌.  دستاویزهای  ایشان  و  هدایت  و  رهنـمـودشان  متّصل  به  یزدان  است  ...  هر کسی  از  مؤمنان،  در  هر  سـرزمینی  و  در  میان  هـر  نسلی‌ که  باشد،  بسی‌ نیرومند  است  و خیلی  بزرگ  است‌.  او  بخشی  از  همان  درخت  استوار  سر  به  فلک ‌کشیده‌ای  است‌ که  ریشه‌های خود را به ژرفاهای  فطرت  بشری،  و  به  ژرفاهای  تاریخ  انسانی  فرو  دوانیده  است‌،  و  عضوی  از  آن ‌کاروان  بزرگوار  متّصل  به  خدا  و  هدایت  او  است‌، همان ‌کاروانی ‌که  از  دورترین  قرون  و  دیرترین  اعصار  در  حرکت  است‌.(أُولئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ قُل لاَأَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرَى‏ لِلْعَالَمِينَ). 

آنان  کسانیند  کـه  خداوند  ایشان  را  هـدایت  داده  است  (‌و  توفیق  رسیدن  به  راه  حقّ  و  نـیکی  عطاء  نموده  است‌)‌.  پس  از  هدایت  ایشان  پیروی  کن  (‌و  به  راه  ایشان  برو.  ای  پیغمبر!  همان  گونه  كه  این  پیغمبران  بــه  پـیروان  خود  گفته‌اند،  تو  نیز  به  پيروان  خود)  بگو:  من  در  برابر  (‌تبلیغ  رسالت  آسمانی  و  ابلاغ  فرمان  یزدانی‌)  پاداش  و  مزدی  از شما  نمی‌طلبم‌.  این  قرآن  (‌که  تبلیغ  آن  وظیقۀ  من  است‌)  چیزی  جز  یادآوری  و  اندرز  برای  جهانیان  نیست‌.
این  سومین  سخن  است  ...  ایـن‌ گروه  بزرگواری‌ کـه  قافله‌سالاران‌ کاروان  ایمانند  و  آن  را  به  پیش  می‌رانند،  همان‌ کسانیند که  یزدان  ایشان  را  هدایت  بخشیده  است  و  رهنمودشان  فرموده  است‌،  و  چیزی ‌که  از  سوی  یزدان  برایشان  نازل  گردیده  است  رهنمودشان  کرده  است‌.  آن  چیزی ‌که  سرمشق  در  آن پیغمبر صلي الله عليه و آله و سلم و کسانی  هستند  که بد‌ان  ایمان  آورده‌اند.  این  هدایت  تنها  هدایتی  است  که  بر  آن  است  و  بر  آن  می‌رود.  این  هدایت  تنها  هدایتی  است‌ که  داوری  را  به  پیشگاه  آن  می‌کشد  و  از  آن  داوری  می‏طلبد.  این  هدایت  تـنها  هـدایـتی  است ‌که  مردمان  را  بدان  فرا  می‌خواند  و  بدان  مژده  می‌رساند  ...  به‌ کسانی‌ که  ایشان  را  فرا  می‌خواند  و  دعوت  می‌نماید،  می‌فرماید:

(لاَأَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرَى‏ لِلْعَالَمِينَ). 

من  در  بـرابر  (‌تبلیغ  رسـالت  آسمانی  وابلاغ  فـرمان  یزدانی‌)  پاداش  و  مزدی  از  شما  نمی‌طلبم‌...این  قرآن  (‌که  تبلبغ  آن  وظيـۀ  من  است‌)  چیزی  جز  یادآوری  و  اندرز  برای  جهانیان  نیست‌.

برای  جهانیان  است  ...  نه  به  قومی  و  نه  به  نژادی  و  نه  به  خویشاوندی  و  نه  به  بیگانه‌ای  اختصاص  دارد  ...  ایـن  هدایت  یزدان  و  پند  و  اندرز  همۀ  مردمان  است‌.  از  اینجا  است‌ کـه  هـیچگونه  پـاداش  و  مزدی  نـمی‌طلبد  و  درخواست  نمی‌کند.  بلکه  پاداش  و  مزدش  تنها  بر  یزدان  است‌.

آنگاه  روند  قرآنی  به  پیش  می‌رود  و  منکران  نبوّتها  و  رسالتهای  آسمانی  را  تهدید  می‌کند  و  بیم  می‌دهد‌،  و  ایشان  را  ننگین  می‌سازد  به  این ‌که  آنان  نمی‌توانند  آن  چنان‌ که  باید  یزدان  را  بشناسند  و  ارج‌ نهند،  و با  حکمت  و  رحمت  و  عدالت  او  آشنائی  پيدا کنند.  همچنین  مقرر مي‌دارد که  واپسین  رسالت  بر  منوال  و  روال  رسالتهای  پیش  از  خود  حرکت  مي‌کند،  و  واپسین ‌کتاب  نیز کتابهای  پیش  از  خود  را  تصدیق  می‌نمايد  ...کتابهائی ‌که  با  نوای  کاروانی  هماهنگ  باشد که  پیشتر  از  آن  سخن  رفت‌،  و  گام  به  گام  آن  حرکت‌ کند:

(وَمَا قَدَرُوا اللّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قَالُوا مَاأَنْزَلَ اللّهُ عَلَى‏ بَشَرٍ مِن شَيْ‏ءٍ قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْكِتَابَ الَّذِي جَاءَ بِهِ مُوسَى‏ نُوراً وَهُدىً لِلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَرَاطِيسَ تُبْدُونَهَا وَتُخْفُونَ كَثِيراً وَعُلِّمْتُم مَالَمْ تَعْلَمُوا أَنْتُمْ وَلاَ آبَاؤُكُمْ قُلِ اللّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ. وَهذَا كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ مُصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلِتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى‏ وَمَنْ حَوْلَهَا وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَهُمْ عَلَى‏ صَلاَتِهِمْ يُحَافِظُونَ). 

مشرکان‌،  خدا  (‌و  رحمت  و  حکمت  او)  را  چنان  کـه  باید  نشناخته‌اند،  وقتی  که  می‌گویند:  خداوند  هيچ  چیزی  را  بر  هيچ  کسـی  فرو  نـفرستاده  است  (و  انسانی  را  بـه  پیغمبری‌ برنگزیده‌ است‌! ای‌‌پیغمبر! به‌مشرکان ‌و  یهودیانی  که  با  آنان  همرأی  و  همصدا  مـی‌گردند)  بگو:  چه   كسی  کـتابی‌ را نازل  کـرده‌است‌ که  موسی  آن  را  برای  مردم  آورده  است  و  نوری  (‌رخشـا)  و  هدایتی  (‌راهـنما)  بــوده  است‌؟  (‌شــما  ای  یـهودیان‌)  آن  را  در  کاغذهای  (‌پراکنده  و  صفحات  جداگانه‌)  مـی‌نویسید  و  آن  قسمت  را  (‌که  به  مصلحت  شما  است  وبا  آرزوهایتان  می‌خواند)  نشان  می‌دهید،  و  بسیاری  از  آن  را  (‌که  شما  را  وادار  بـه  تـصدیق  قرآن  و  ایمان  بـه  نبوت  مــحمّد  می‌دارد)  پنهان  می‌کنید.  و  به  شما  (‌ای  یهودیان‌!  توسّط  این  قرآن‌،  از  آئین  یزدان  و  هدایت  خدای  منّان‌)  چیزهائی  آموخته  شده  است  که  شما  و  پـدران  شما  از  آن  بـاخبر  نبوده‌اید.  (‌در  پاسخ  پی