ـوگند  می‌خوریم  که  بـه  تـو  ایـمان  بـیاوریم  و  هـمان‌گونه  کــه  خواسته‌ای‌)  بنی‌اسـرائـیل  را  هـمراه  تـو  مــی‌فرستیم  (‌و  آنــان  را  آزاد  مــی‌سازیم  تـا  بـه  یگانه‌پرستی  مشـغول  شوند)‌.  امّا  هنگامی  که  عـذاب  را  تـا  مـدّتی  که  سـپری  می‌کردند  از  آنان  برمی‌داشـتیم‌،  نـاگهان  پـیمان‌شکنـی  مــی‌کردند  و  ســوگند  خـود  را  نــقض  مــی‌نمودند.  تـا  (‌سرانجام  کـار  بدانجا  رسید  که‌)  از  آنان  انتقام  گرفتیم  و  لذا  ایشان  را  در  دریا  غرق  نمودیـم‌،  به  سبب  این  که  آنان  آیات  و  معـجزات  مـا  را  تکذیب  مـی‌کردند  و  از  (‌ایـمان  و  اقرار  به‌)  آنـها  غافل  می‌شدند  (‌و  در  حقّ  آنها  بــی‌توجّهی  می‌نمودند)‌.  (‌اعراف‌/  130-136  )  از  لابلای  عرضه  کـردن  هـمۀ  ایـنها  انـدازۀ  پـافشاری  طاغوت  بر  باطل  در  برابر  حقّ  روشن  می‌شود،  و  اندازۀ  مقاومت  طاغوت  در  مقابل  دعوت  به  سوی  (‌خداوندگار  جهانیان‌)‌  نیز  پیدا  و  هویدا  مـی‌گردد...  طاغوت  کـاملاً  می‌داند  این  دعوت  خودش  جنگی  است  که  بر  ضـدّ  او  شعله‌ور  می‌گردد،  زیرا  این  دعوت‌،  وجود  دولت  طاغوت  را  از  پایه  نامشروع  می‌داند.  مگر  طاغوت  اجازه  می‌دهد  لا اله الا الله  اعلان‌ گردد،  یا  مردمان  خدا را  به  یگـانگی  بپرستند  و  جز  ایزد  متعال  را  خدا  ندانند؟‌!..  بلی  وقـتی  اجازد  می‌دهد  که  لا اله الا الله  گفته  شود  و  خداپـرستی  شود  که  این‌ کلمات  مـدلول  و  مـفهوم  حـقیقی  خـود  را  نداشته  باشند  و  واژگـان  بــی‌معنی  و  محتوائی  بـیش  نباشند...  در  این  صورت  است  که  دعوت  آسمانی  او  را  اذیت  و  آزار  نمی‌رساند!..  چرا  که  کاری  به  کار  طاغوت  ندارد!..  امّا  زمانی  که  گروهی  از  مردمان  بگونۀ  جـدّی  این کلمات  و  واژگان  را  با  معانی  و  مفاهیم  حقیقی  خود  بگویند  و  راه  ببرند،  قطعاً  طاغوت  تاب  و  توان  تـحمّل  این  گروه  را  نمی‌آورد،  طاغوتی  که  با  به  دست  گـرفتن  حاکمیّت  و  فرمانروائی  غیرآسمانی‌،  و  بندۀ  خود  کـردن  مردمان  با  چنین  حاکمیّت  و  فرمانروائی  نـامشروعی‌،  و  آزاد  نگذاردن  و  رها  نکردن  ایشان  در  پرستش  راستین  یزدان‌،  در  اصل‌،  ربوبیّت  و  خداوندگاری  را  نیز  به  دست  می‌گیرد.  همان‌گونه  که  فرعون  تاب  تحمّل  دعوت  موسی  به  سوی  خداوند  جهانیان  را  نیاورد،  و  نتوانست  بشنود  که  جادوگران  مؤمن  اعلان  می‌دارند  که  آنان  به  خداوند  جهانیان  ایمان  آورده‌اند.  همچنین  بدان‌گاه  که  مـعجزات  پیاپی  برای  فرعون  و  سران  قوم  او  روی  می‌داد،  و  بلاها  نـیز  پشت  سـر  هـم‌،  از  قـبیل‌:  خشکسـالی  و  آفـتها  و  گرسنگی  و  مصیبتها،‌ گریبانگیرشان  می‌گردید،  فرعون  و  فرعونیان  در  ردّ این  دعوت  و  عدم  پذیرش  آن  پافشاری  می‌کردند...  جای  شگفت  است‌ که  همۀ  ایـن  بلاها  و  مصیبت‌ها  برای  فرعون  و سران  فرعونی‌،  ساده‌تر  و  خـوش‌آیندتر  از  تسـلیم  شـدن  در  برابر  ربوبیّت  خداوندگار  جهانیان  بود!..  زیـرا  ربوبیّت  خداوندگار  جهانیان‌،  مفهوم  صریح  و  معنی  دقیق  آن‌،  برکنار کردن  فرعو‌ن  و  فرعونیان  از  سلطه  و  قدرت  غصبی  بود،  سلطه  و قدرتی‌ که  با  آن  مردمان  را  بنده  غیرخداوند‌گار  جهانیان  می‌کردند.

همچنین  از  لابلای  روی  دادن  ایـن  مـعجزات‌، گامهای  قضا  و  قدر  الهی‌،  مشـاهده  می‌گردد که  به  سوی  تکذیب‌کنندگان  برداشته  می‌شود،  و  آنان  را  به  زیانها  و  ضررها  و  بلاها  و مصیبتهائی‌ گرفتار  می‌سازد.  پس  از  زیانها  و  ضررها  هم  ایشان  را  غرق  رفاه‌ها  و  خوشیها  و  شادیها  می‏‎گرداند.  از  آن  به  بعد  در  پایان  ایـن  گشت  و  گذارها  خدا  ایشان  را  با  قدرت  هر  حه  بیشتر گرفتار  می‌سازد  و  با  تـازیانۀ  عذاب  بر  سرشان  می‌تازد  و  نابودشان  می‌سازد،  و  مؤمنانی  را  شوکت  و  سلطنت  می‌دهد که  طاغو‌تها  و  طاغوتیان  آنان  را  ضعیف  و  درمانده  می‌ساختند:

(وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كَانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الأرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ الْحُسْنَى عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ بِمَا صَبَرُوا وَدَمَّرْنَا مَا كَانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُ وَمَا كَانُوا يَعْرِشُونَ) (١٣٧)

و  ما  همۀ  جهات  و  نواحـی  پـرنعمت  و  بـرکت  سرزمین  (‌مصر  و  شام‌)  را  به  قوم  مسـتضعف  (‌و  در  بـند  زنجير  ظلم  و  ستم‌،  یعنی  بنی‌اسرائیل‌)  واگذار  کردیم‌،  و  وعدۀ  نیک  پروردگارت  بر  بـنی‌اسـرائـیل‌،  بـه  خـاطر  صبر  و  استقامتی  که  نشان  دادند،  تحقّق  یافت‌،  و  آنچه  فرعونیان  (‌از  کاخهای  مجلّل‌)  سـاخته  بـودند،  و  آنـچه  از  بـاغهای  داربست‌دار  فراهم  آورده  بودند،  درهم  کوبیدیم‌. (‌اعراف‌/    137  )   

4-بر  بنی‏اسرائیل  سرشت  نادرست  و  ناپاکشان  چیره  شد  و  از  فرمان  یزدان  سرکشی ‌کردند  -‌ همان‌گونه ‌که  روند  قرآنی  از  این ‌کار  پرده  برمی‏دارد  - ‌و  با  مو‌سی  پیغمبر  و  سردار  و  نجات‌دهندۀ  خو‌د  به  مکر و کید  آزاردهنده‌ای  پرداختند،  و  راه  عصيان  و  فسق  و  فجور  در  پیش‌ گرفتند،  و  در  برابر  نعمتها  ناسپاسی  آغازیدند،  و  بر  راستای  راه  راست  نماندند  و  ناشکری  نمودند.  هر  بار كه  یـزدان  ایشان  را  بخشید و  این ‌کارهای  زشت  و  پلشت  آنـان  را  نـادیده‌ گرفت‌،  دیگر  باره  به ‌کارهای  نـاپسند  و  گناه‌آلودشان  برگشتند  و  مجدّداً  به  بدیها  و  بزهکاریها  نشستند،  تا سرانجام  فرمان  یزدان  برای  نابودی  ایشان  در  رسید  و  به  حساب  ایشان  رسید:

(وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكَ لَيَبْعَثَنَّ عَلَيْهِمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَنْ يَسُومُهُمْ سُوءَ الْعَذَابِ إِنَّ رَبَّكَ لَسَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ) (١٦٧)

و  (‌نیز  به  یاد  یهودیان  بیاور)  آن‌گاه  را  که  پروردگار  تو  (‌توسط  پیغمبران  به  نیاکان  ایشان  گوشزد  و)  اعلام  کرد  که  تا  دامنۀ  روز  قيامت  کسی  را  بر  آنان  چیره  می‏‎گرداند  که  بدترین  عذاب  را  بدانان  می‌چشاند.  بیگمان  پروردگار  تـو  (‌بـه  عاصیان  و  طاغیان‌)  هـر  چـه  زودتـر  عقاب  مـی‌رساند  و  او  (‌نسـبت  بــه  مـطیعان  و  تـوبه‌کاران‌)  آمرزنده  و  مهربان  است‌. (‌اعر‌اف‌/  167) 

 تهدید  و  بیم  دادن  یزدان  راست  ‌بوده  است‌، ‌و  قطعاً‌ در  روزگاران  آینده  راست  خواهد  بود...  چرخه‌هائی  در طول  تاریخ  دارند  و  یزدان  درگذر  زمان ‌گاهی  بدیشان  عزّت  و  قدرت  می‌دهد.  در  این  شکوه  و  شادی  بسر  خواهند  برد  تا  وقتی‌ که  سرکشی  می‌کنند،  و  فساد  و  تـباهی  راه  می‌اندازند،  و  قلدری  و  زورگوئی  می‌نمایند،  و  اذیت  و  آزارشان  به  دیگران  فزونی  می‏‎گیرد.  بدین  هنگام  است  که  یزدان کسی  را  مأمور  سرکشی  ایشان  قرار  می‌دهد  و  آن ‌کس  تا  دامنۀ  روز  قیامت  بدترین  عذاب  را  بدانـان  می‌چشان