 هارون‌)  ایمان  آوردید  پیش  از  آن  که  به  شما  اجازه  دهم‌؟‌..  حتماً  این  تـوطئه‌ای  است  که  در  این  شهر  (‌و  دیار،  پیش‌تر  با  هم‌)  چیده‌اید  تا  اهل  آن  را  از  آنجا  بیرون  کنید؛  ولی  خواهید  دانست  (‌که  چه  شکنجه‌ای  در  برابر  این  رفتارتان  خواهـید  چشـید)‌.  سوگند  می‌خورم  که  دستها  و  پـاهای  شـما  را  در  جـهت  خلاف  یکدیگر  (‌یعنی  دست  راست  با  پای  چپ‌،  یـا  دست  چپ  با  پای  راست‌)  قطع  می‌کنم  و  (‌با  این  حال  پریشان  و  وضع  اسفناک‌)  همگی  شما  را  به  دار  می‌آویزم‌.(اعراف/123و124)

از  دیگر  سو  جادوگرانی  که  به  خداوندگار  جهانیان  ایمان  آوردند،  و  تسلیم  یزدان  یگانه ‌گشتند،  و  بیرون  رفتن  خود  را  از  بند  بندگی  نادرست  طاغوت  اعلان‌ کردند،  طاغوتی‌ که  غصب‌کنندۀ  ربوبیّت  و  ویژگیهای  آن  بود،  حقیقت  پیکار  میان  خود  و  میان  طاغوت  را  می‌دانستند.  این  پیکار،  نبرد  در  راه  عقیده  و  بر  سر  عقیده  بود.  چرا که  همین‌ که  پیروان  این  عقیده  اعلان‌ کنند که  بندگی  ایشان  تنها  برای  یزدان  است  و  بس،  این  اعلان  خود  موجب  تهدید  سلطه  و  قدرت  طاغوتها  می‌گردد.  بلکه  اعلان  این  که  تنها  یزدان  خداوندگار  جـهانیان  است‌،  سلطه  و  قدرت  طاغوتها  را  تهدید  می‌کند.  از  اینجا  است‌ که  برای  پاسخ  به  اتّهام  فرعون ‌که  می‌گفت‌:  این  نیرنگی  است‌ که  شما  توطئۀ  آن  را  در  شهر  چیده‌اید  تا  اهالی  آنجا  را  از  آنجا  بیرون  کنید  -  البتّه  چنین  اتّهامی  مرادف  با  اتّهامی  است  که  امروزه  در  جاهلیّتهای  نوین  هر کسی  را  بدان  متّهم  می‌کنند که  با  ایمان‌ کامل  قاطعانه  ربوبیّت  یزدان  را  بر  جهانیان  اعلان  دارد.  چنین‌ کسی  را  متّهم  می‌کنند که  او  برای  سرنگونی  نظام  حکومتی  تلاش  می‌ورزد  -  به  فرعون  گفتند:

(وَمَا تَنْقِمُ مِنَّا إِلا أَنْ آمَنَّا بِآيَاتِ رَبِّنَا لَمَّا جَاءَتْنَا).

 ایراد  تو  بر  ما  و  آزار  رساندن  تو  به  ما  جز  به  خاطر  این  نـیست  کــه  مــا  بــه  آیــات  روشـن  و  مـعجزات  مـتقن  پروردگارمان  - ‌وقتی  کـه  بـه  مـا  رسـیده  است  - ‌ایـمان  آورده‌ایم  (‌و  فرمان  خدای  خود  را  لبّیک  گفته‌ایم‌)‌. (‌اعراف‌/  126  )  

سپس  به  خداوندگار  خود  پناه  بردند،  خداوندگاری  کـه  بدو  ایمان  آوردند،  و  بدین  منظور  بر  بندگی  غیر  او  شوریدند،  و گفتند:

(أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَتَوَفَّنَا مُسْلِمِينَ) (١٢٦)

پروردگارا!..  صبر  عظیم  بـه  مـا  مـرحمت  فرما  و  مـا  را  مسلمان  بمیران‌. (اعراف/126)                                  

خدا  پرتو  این  جداسازی  حقّ  از  باطل  را  به  دلهای  ایشان  انداخت‌،  آن  زمان‌ که  حقیقت  تسلیم  فرمان  یزدان  در  دلها  جایگزین  شد.

٣-  از  لابلای  نشان  دادن  معجزاتی‌ که  موسی  آنـها  را  برای  فرعون  و  اشراف  و  سران  او  می‌آورد  و  می‌نمود،  و  از  روی  خشک‌سـالیها  و کـاستی  مـیوه‌ها  و  کـمی  محصولات‌،  و  از  روی  آفتها  و  بلاهائی ‌که  خدا  بر  سر  آنـان  می‌آورد،  و  از  روی  ایـن ‌که  با  دشـمنانگی  و  نیرنگبازی‌،  و  در  نهایت  پافشاری  ایشان  بر  باورداشتها  و  خرابکاریهائی  که  در  آنها  می‌لولیدند  تا  یزدان  ایشان  را  نابود  کرده‌ است‌،  همانگونه  که  می‌فرماید:
(وَلَقَدْ أَخَذْنَا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِينَ وَنَقْصٍ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ (١٣٠)فَإِذَا جَاءَتْهُمُ الْحَسَنَةُ قَالُوا لَنَا هَذِهِ وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَطَّيَّرُوا بِمُوسَى وَمَنْ مَعَهُ أَلا إِنَّمَا طَائِرُهُمْ عِنْدَ اللَّهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ (١٣١)وَقَالُوا مَهْمَا تَأْتِنَا بِهِ مِنْ آيَةٍ لِتَسْحَرَنَا بِهَا فَمَا نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ (١٣٢)فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمُ الطُّوفَانَ وَالْجَرَادَ وَالْقُمَّلَ وَالضَّفَادِعَ وَالدَّمَ آيَاتٍ مُفَصَّلاتٍ فَاسْتَكْبَرُوا وَكَانُوا قَوْمًا مُجْرِمِينَ (١٣٣)وَلَمَّا وَقَعَ عَلَيْهِمُ الرِّجْزُ قَالُوا يَا مُوسَى ادْعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِنْدَكَ لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ وَلَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بَنِي إِسْرَائِيلَ (١٣٤)فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلَى أَجَلٍ هُمْ بَالِغُوهُ إِذَا هُمْ يَنْكُثُونَ (١٣٥)فَانْتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا عَنْهَا غَافِلِينَ) (١٣٦)

ما  فرعون  و  فرعونیان  را  به  خشکسالی  و  قحطی  و  تنگی  معیشت  و  کمبود  ثمرات  و  غلّات  گرفتار  ساختیم  تا  بلکه  مـتذکّر  گردند  (‌و  از  خـواب  غفلت  بـیدار  شـوند  و  از  سرکشی  و  ستم  خود  بکاهند  و  متوجّه  خدا  گردند  و  بـه  بنی‌اسرائیل  بیش  از  این  ظلم  و  جور  روا  نـدارنـد)‌.  ولی  (‌آنان  نه  تـنها  پـند  نگرفتند،  بـلکه‌)  هنگامی  کـه  نـیکی  و  خوشی  بدیشان  دست  می‌داد  (‌-‌ که  اغلب  هم  چنین  بود  - ‌)  مـی‌گفتند:  این  به  خاطر  (‌استحقاق  و  امتیازی  است  که  بر  سایر  مردمان  داریم  و  ناشی  از  مـیمنت  و  مـبارکی‌)  مـا  است‌.  امّــا  هنگامی  کـه  بـدی  و  سـختی  بدیشان  دست  می‌داد،  می‌گفتند:  (‌این  خشکسالیـها  و  بلاها  هـمه  نـاشی  از)  نحوست  و  شومی  موسی  و  پیروان  او  است‌!..  هـان  (‌ای  مردمان  همۀ  اعصـار  و  قرون  بدانـید)  کـه  بــدبیاری  آنان  تنها  از  جانب  خدا  (‌و  بـا  تـقدیر  و  تـدبیر  او  نـه  کس  دیگری‌)  بوده  است‌،  و لیکن  اکثر  آنان  (‌این  حقیقت  ساده  را)  نــمی‌دانسـتند  (‌و  دیگران  نـیز  اغـلب  نـمی‌دانند  کـه  خوشی  و  ناخوشـی  و  سخـتی  و  فـراخـی  بـرابـر  اراده  و  مشیّت  خدا  به  انسان  دست  می‌دهد.  آنان  به  سـبب  ایــن  اندیشۀ  نـادرست‌)  گفتند:  هـر  انـدازه  بـرای  مـا  مـعجزه  بیاوری  (‌و  هر  نوعی  از  معجزات  بنمائی‌)  تـا  مـا  را  بـدان  جـادو  کـنی‌،  مــا  بــه  تـو  ایـمان  نـمی‌آوریم  (‌و  بـه  تـو  نــمی‌گرویم‌)‌.  پس  (‌هــر  زمـــان  بـــه  مـصیبت  و  نکبتی  دچارشان  کردیم  و  از  جمله‌:‌)  سیل‌،  ملخ‌،  شته‌،  قورباغه‌،  و  خون  بر  آنان  فرستادیم  که  هر  یک  معجزۀ  جداگانه  و  روشنی  بود  (‌بر  صدق  موسی‌؛  و  او  پـیشاپیش  دربـارۀ  هر یک  جداگانه  و  مفصّل  سخن  گفته  بود  و  وقوع  هر  یک  را  خبر  داده  بود)  امّا  آنان  تكبّر  ورزیدند  (‌و  خویشتن  را  بالاتر  از  آن  دیدند  که  حقّ  را  بپذیرند)  چرا  کـه  انسـانـهای  گناهکاری  بودند.  هـر  زمـان  کــه  عــذابـی  (‌از  عـذابـهای  پنجگانۀ  مذکور)  بر  آنان  واقع  می‌شد  (‌از  شدّت  تـأثیر  و  فزونی  تألّم  آن‌)  مـی‌گفتند:  ای  مــوسی‌!  بـرای  مـا  خـدای  خود  را  به  فریـاد  خوان  و  از  او  درخواست  کن  کـه  بـه  عهدی  که  با  تو  بسته  است  وفـا  کــند  (‌کـه  عـهد  نـبوّت  و  رسالت  است‌)‌.  اگــر  عـذاب  را  از  مــا  بـرداری‌،  س