د:

)فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ اِلَّا الضَّلَالْ).

آیا  سوای  حقّ  جز گمراهی  است‌؟‌.         (يونس‌/32)

انسانها  بلاهای  بزرگ  و  دردهای  سترگی  از  دست  ایـن  گمراهی  چشیده‌انـد،  و  هـنوز کـه  هنوز  است  هـمگان  می‌چشند  آنچه  نباید  بچشند.  بلاها  و  دردهايی  را  به  خود  می‌بینند که  در  تاریخ  بشریّت  «‌حتمی‌»  و  قطعی  است‌ که  باید  به  خود  ببینند  هر  زمان‌ کـه  از  هـدایت  و  رهنمو‌د  یزدان  منحرف  گردند...  ایـن  تـنها  «‌حتمیّت  و  قطعیّت  تاریخی‌»  یگانه  و  یقینی  است‌.  زیرا  به  فرمان  یزدان  است‌،  و  یزدان  بدان  خبر  داده  است‌.  سائر  حتمیّات  و  قطعیّات  تاریخی‌،  ادّعـائی  بیش  نـیستند. کسـی‌ کـه  می‌خواهد  بدبختی  انسانها  را  در  انحراف  از  هـدایت  و  رهنمـود  یزدان  ورانداز کند  و  بنگرد،  نیازمند  این  نیست  که  در  زمین  نقب  بزند  و  اینجا  و  آنجا  را  بکاود  و  بکند.  بدبختی  انسانها  پپرامون  او  در  همۀ  سـرزمینها  موجود  است‌!  چشـمها  آن  را  می‏بینند،  و  دسـتها  آن  را  لمس  می‌کنند،  و  در  هر  مکانی  خردمندان  و  فرزانگان  ا‌ز آن  به فریاد  آمده‌اند.[1]

بدین  خاطر  روند  قرآنی  در  آیه  به  سخن  ادامه  می‌دهد  تا  ضرورت  تسلیم  در  برابر  فرمان  یـزدان‌ یگانه  را،  و  پرستش  یزدان  یگانه  را،  و  ترس  و  هراس  از  یزدان  یگانه  رامقرّر دارد:

(وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ. وَأَنْ أَقِيمُوا الصَّلاَةَ وَاتَّقُوهُ).

به  ما  دستور  داده  شده  است  که  فرمانبردار  پروردگار  جهانیان  باشیم  (‌و  منقاد  او  شویم  و  به  فرمان  او  رویم‌)  و  (‌از  سوی  خدا  به  ما  دستور  داده  شده  است‌)  این  كه  نماز  را  بگونۀ  شایسته  بخوانید  و  از  خدا  بترسید  (‌و  اوامر  او  را  اجراء  کنید).

ای  محمّد  بگو  و  بیاگاهان ‌که  تنها  هدایت  و  رهنمود  یزدان‌،  هدایت  و  رهنمود  است  و  بس.  بدین  خاطر  به  ما  دستور  داده  شده  است‌ که  تسـلیم  پروردگار  جـهانیان  باشیم.  چه  تنها  او  است‌ که  جهانیان  باید  تسلیم  او گردند.  همان‌گونه‌ که  همه  جهانها  بطور کلّی  تسلیم  او  هسـتند.  چه  چیز  باید  تنها  انسان  را  در  میان  جهانها  و  جهانیان  از  این  تسلیم  به  دور  دارد؟  تسلیم  در  برابر  خداوندگاری  همه  جاگستر  و  فراگیری ‌که  جهانها  و  جهانیان  آسمانها  و  زمین  به  فرمان  او  در گشت  و گذارند،  و  دستور  او  را  چشم  می‌دارند!

ذکر  خداوندگاری  یـزدان  بر  همۀ  جـهانیان  در  اینجا  مـناسب  و  بجا  است‌...  حقیقتی  را  بیان  می‌دارد کـه  چاره‌ای  جز  اعتراف  و  اعتقاد  بدان  نیست‌،  و  آن  تسـلیم  همۀ  هستی‌،  اعم  از  جهانهائی  که  دیدنی  و  نمایان  است‌،  و  جهانهائی ‌که  نادیدنی  و  غـیر نمایان  است‌،  در  برابر  قوانینی  است‌ که  یزدان  برای  سراسر کیهان  پدید  آورده  است  و گذارده  است‌.  همه  چیز  جهان  ناتوان  از  شوریدن  بر  آنها  و  بیرون  رفتن  از  دائرۀ  آنـها  است‌،  حتّی  خود  انسان  هم  -  از  لحـاظ  تـرکیب‌بند  وجـودی  خـویش  بناچار  تسلیم  و  مطيع  چنین  قوانینی  است‌،  و  نمی‌تواند  بر  آنها  نشورد  و  از  آنها  سرکشی‌ کند...  تنها  چیزی ‌که  می‌ماند  جانبی  است‌ که  در  آن  دارای  اختیار  است‌،  تـا  بدان  آزمایش‌ گردد...  اختیار  دارد  راه  هدایت  پوید  و  یا  راه  ضلالت  جوید...  اگر  در  ناحیۀ  اختیار  نـیز  همچون  تسلیم  ترکیب  بند  وجود  و  اطاعت  اندامـهایش‌،  تسـلیم  شود  و  اطاعت  نماید،‌ کارش  درست  و  استوار  خواهد  بود،  و  وجود  و  سلوک  او،  و  چشم  و  روح  او،  و  دنیا  و  آخرت  او،  همآوا  و همـاهنگ  می‌گردد.[2]

در  این ‌که  پیغمـبر صلّي الله عليه و آله و سلّم و  مسلمانانی‌ که  در  خدمت  او  هستند،  اعلام  می‌دارند که  بدیشان  دستور  داده  شده  است ‌که  تسلیم  شوید،  و  آنان  هم  تسلیم  شده‌اند،  الهام  مؤثّری  است  برای  کسانی‌ که  یزدان  در  طول  روزگاران  دریچۀ ‌دل  ایشان ‌را برای ‌دریافت  و پـاسخگو‌ئی  باز  می‌گذارد.

پس  از  اعلام  تسلیم  همه  چیز  و  همگان  در  برابر  یزدان  جهان‌،  از  وظائف  عبادت  و  پرستش  و  از  تکالیف  فهم  و  شعو‌ر،  سخن  می‌رود:

(وَأَنْ أَقِيمُوا الصَّلاَةَ وَاتَّقُوهُ).

و  (‌از  سوی  خدا  به  ما  دستور  داده  شـده  است‌)  ایـن  کــه  نماز  را  بگونۀ  شـایسته  بـخوانید  و  از  خدا  بترسید  و  (‌اوامر  او  را  اجراء  کنید).

اصل  بنیادین،  تسلیم  خداونـدگاری  خداونـد  جـهانیان  شدن‌،  و  از  سـلطه  و  قدرت  و  تربیت  و  پـرورش  و  راهنمائی  و  رهنمود  یزدان  اطاعت ‌کـردن  است‌.  پـن  از  آن  عبادات  و  مراسم  دینی‌،  و  از  آن  به  بعد  تـمرینات  روحي  و  روانی‌،  قرار  دارد...  عبادات  و  مراسم  دینی‌،  و  تمرینات  روحي  و  روانی  هم  بر  پایۀ  تسلیم‌،  بنیان‌گذاری  و  پابرجا  می‌شود...  هر  وقت‌ که  این  پایه  استوار گردد،  ساختمان  بر  آن  بناء  می‌گردد.

روند  قرآنی  در  واپسـین  آهنگ  ایـن  بخش،  حقائق  اساسی  مؤثّر  در  عقیده  را گرد  می‌آورد:  حقیقت  حشر،  حقیقت  خلق‌،  حقیقت  سلطه‌،  حقیقت  اطّلاع  از  جهان  غیب  و  نادیدنی  و  جهان  پیدا  و  دیدنی‌،  و  حقیقت  فرزانگی  و  آگاهی‌...  همۀ  اینها  از  ویژگیهای  الوهیّت  است‌،  الوهیّتی  که  موضوع  اصلی  و  اساسی  در  سوره  است‌:

(وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَيَوْمَ يَقُولُ كُن فَيَكُونُ قَوْلُهُ الْحَقُّ وَلَهُ الْمُلْكُ يَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّورِ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ). 

او آن  کسی  است  که  آسمانها  و  زمین  را  به  حقّ  آفریده  است  (‌وآنها  را  بیهوده  نیافریده  است  و  بلکه  از  روی  حکمت  و  هدف  ساخته  است‌)  و  هر  وقت  (‌ارادۀ  خدا  بـر  پیدایش  چیزی  قرار  گیرد،  بـدان‌)  مـی‌گوید:  باش‌،  پس  مــی‌شود.  سخــن  او  حقّ  است  (‌و  فرمان  او  شـدنی‌)  و  مالکیّت  (‌مطلق  و  تصرّف  همه  جانبه‌)  از  آن  او  است‌،  در  آن  روزی  که  (‌برای  اعلان  رستاخیز)  در  صـور  دمـیده  شود.  دانای  آشکار و  پنهان  است  (‌و  در  کار  او  گذشته  و  حال  و  آینده  یکسان  است‌.  او  آگاه  از  همۀ  چیزهائی  است  که  نهان  از  حواس  و  ابصار،  یا  قابل  رؤیت  در  لیل  و  نهار  است‌)  و  او  حکیم  (‌در  کردار  و)  آگاه  (‌از  احوال  انسان‌،  و  مطّلع  از  بواطن  و  ظواهر  جهان‌)  است‌.

تسلیم  فرمان  یزدان  جهان  شدن  ضرورت  دارد  و  واجب  است  ...  او کسـی  است‌ که  مردمان  در  پـیشگاه  وی  گردآورده  می‌شوند.  پس  سزاوار  است ‌که  آنان  پیش  از  روز گردهمآئی  -‌ که  قطعی  و  حتمی  است  -‌ کارهائی  بکنند  و  اندوخته‌هائی  پیشاپیش  برای  خود  بفرستند که  ایشان  را  نجات  دهد  و  رهائی  بخشد.  سزاوار  ایشـان  است‌ که  امروز  تسلیم  فرمان  یزدان ‌گردند،  همان‌گونه ‌که  همۀ  جهانیان  تسلیم  دستور  او  هستند،  پیش  از  این‌ که  در  مقابل  یزدان  بایستند  و  مورد  سؤال  و  پرسش  قرار گیرند  ...  همچنین  