  سرز‌مین  همپیمانان و ‌ذمّیان  بود.  زیرا  مسیحیان  در  آن  زمان  در  چنین  سرزمینی  همپیمان‌ و  ذمّی  بودند. (‌مولف‌)
3- ‌در  قرآن  آمده  است‌:
(فَاَعْرِضْ عَمَّنْ تَوَلَّي عَنْ ذِكْرِنَا وَ لَمْ يُرِدْ اِلَّا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا).
از کسی  روی  بگردان ‌که  به  قرآن  ما  پشت  می‌کند  و  از  یاد  ما  غافل  می‏‎گردد،  و  جز  زندگی  دنیوی  نمی‌خواهد.  (‌نجم/29)سوره‌ي انعام آيه‌ي 73-71

(قُلْ أَنَدْعُوا مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَيَنْفَعُنَا وَلاَ يَضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَى‏ أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا اللّهُ كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّيَاطِينُ فِي الْأَرْضِ حَيْرَانَ لَهُ أَصْحَابٌ يَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنَا قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَى‏ وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ (71) وَأَنْ أَقِيمُوا الصَّلاَةَ وَاتَّقُوهُ وَهُوَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ (72) وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَيَوْمَ يَقُولُ كُن فَيَكُونُ قَوْلُهُ الْحَقُّ وَلَهُ الْمُلْكُ يَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّورِ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ وَهُوَ الْحَكِيمُ الْخَبِيرُ (73). 

این  آهنگ  بلند  و  نیرومندی ‌که  سر  داده  می‌شود  دربارۀ  حقیقت  الوهیّت  و ویژگیهای  آن‌،  زشت  شمردن  شرک‌،  و  پلشت  داشتن  برگشت  بدان  پس  از  هدایت  یـافتن  و  رهنمود  پیدا کردن‌،  به  تصویر کشیدن  برگشت  از  دین  در  صحنۀ  نمایش  عقبگرد  رفتن  مردی‌،  و  سرگردان  و  ویلان  بودن  او  در  بیابان  برهوت  بی‌نشان،  و  ذکر  این  که  تنها  هدایت  یزدان  هدایت  است  و  بس‌...  این  آهنگ  با  طنین  دراز  و  ژرفی ‌که  در  همـه  جا  می‌پیچد،  پایان  می‌پذیرد.  آهنگ  طنین‌انداز  و  بلندی  است  دربارۀ  سلطۀ  مطلق  یزدان  در  امور  آفرینش‌ کیهان  و  فرمانروائی  بر  جهان‌،  و  پرده‌برداری  از  این  چنین  سلطه‌ای‌،  آن  هم  تنها  توسّط  خود  ایزد  منّان‌،  و  پیش  چشم  داشتن  آن  -  حتّی  برای  مـنکران  نابینا  -  «‌در  آن  روزی ‌که  در  صور  دمـیده  می‌شود»  و کسانی  که  در گو‌رها  مدفون  هستند  دوباره  زنده  می‌گردند،  و  یقيـن  حاصل  می‌کنند  آن ‌کسـانی ‌که  عقیده  و  باوری  نداشتند:  این ‌که  ملک  و  مملکت  تنها  از  آن  یزدان جهان  است  و  بس،  و  برگشت  به  سوی  او  است‌:

(قُلْ أَنَدْعُوا مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَيَنْفَعُنَا وَلاَ يَضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَى‏ أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا اللّهُ كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّيَاطِينُ فِي الْأَرْضِ حَيْرَانَ لَهُ أَصْحَابٌ يَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنَا قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَى‏ وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ. وَأَنْ أَقِيمُوا الصَّلاَةَ وَاتَّقُوهُ).

بگو:  آیـا  چیزی  غیر ازخدا  را  بـخوانیم  (‌و عبادت  و  پرستش  کنیم‌)  که  نه  سودی  به  حال  ما  دارد  و  نه  زیانی‌؟  و  آیا  پس  از  آن  که  خداوند  ما  را  هدایت  بخشیده  است  (‌و  به  سوی  خود  رهنمون  کرده  است‌)  بـه  عقب  بازگشت  کنيم  (‌و  از  ایـمان  دست  بکشیم  و  دیگر  بـاره  بــه  کفر  برگردیم؟  و)  بسان  کسی  (‌باشیم  و  کنیم‌)  که  شیاطین  او  را  در  زمین  (‌بیابانهای  برهوت‌)  ویلان  و  سرگردان  بـه  دنبال  خود  کشند،  و  دوستانی  داشته  باشد  که  او  را  بـه  راه  راست  خوانند  و  به  سوی  خود  فریاد  دارند  (‌امّـا  او  بدیشان  گوش  نکند  و  به  دنبال  شیاطین  رود  و  گمراه  و  گمراه‌تر  شود؟‌)‌.  بگو:  هدایت  خداونـد،  هـدایت  است  و  (‌بـجز  اسـلام‌،  ضـلالت  است‌،  و  از  سـوی  خدا)  بـه  ما  دسـتور  داده  شــده  است  کـه  فرمانبردار  پروردگار  جهانیان  باشیم  (‌و  منقاد  او  شویم  و  به  فرمان  او  رویم‌)  و  (‌از  سوی  خدا  به  ما  دستور  داده  شده  است‌)  این  که  نماز  را  بگونۀ  شایسته  بـخـوانید  و  از  خدا  بترسید.

(‌قُلْ)  بگو...  آهنگ  نیرومند  مکرّری  در  سوره  است‌.  بیانگر  این  است ‌که  تنها  فرمان  متعلّق  به  یزدان  یگانۀ  جهان  است  و  بس،  و  پیغمبر صلّي الله عليه و آله و سلّم  فقط  بیم‌ دهنده  و  تبلیغ  کننده  است‌.  واژه  «بگو‌»  الهام ‌بخش  شکوهمندی  ا‌ین  فرمان‌،  و  والائی  و  هراسناکی  آن  است‌،  و  این  را  نیز  می‌رساند که  پیغمبر صلّي الله عليه و آله و سلّم تنها  از  سوی  پـروردگارش  مأمور  است  و  بس.

(قُلْ أَنَدْعُوا مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَيَنْفَعُنَا وَلاَ يَضُرُّنَا). 

بگو:  آیـا  چیزی  غیر  از  خدا  را  بـخوانـیم  (‌و  عبادت  و پرستش  کنیم‌)  که  نه  سودی  به  حال  ما  دارد  و  نه  زیانی‌؟‌.  ای  محمّد  صلّي الله عليه و آله و سلّم بدنشان  بگو‌:  هرگونه  دعا  و  تضرّعی  در  پیشگاه ‌کسی  و  چیزی  جز  خدا،  و کمک  طلبیدن  و  یاری  خواستن  از کسی  و  چیزی  جز یـزدان‌،  و تسـلیم  کردن  زمام  اختیار  خود  بدین ‌کسان  و  چیزهائی‌ که  بجز  خدا  به  فـریاد  مـی‌خوانـید  و  آنـها  سودی  و زیـانی  نـمی‌توانند  برسانند،  فرقی  نمی‌کند  آنهائی  را که  به  فریاد  می‌خوانید،  بت،  سنگ‌،  درخت‌،  روح‌،  فرشته،  شـیطان‌،  انسان‌،  و  غیره  باشد...  همه  و  همه  در  این  امر  مساوی  و  یکسانند که  نمی‌توانند کمترین  سودی  و  زیانی  برسانند.  آنها  ناتوان‌تـر  و  درمـانده‌تر  از  خود  سود  و  زیـانند.  هرگونه  تکان  و  حرکتی  برابر  قضا  و  قدر  الهی  به  وقوع  می‌پیوندد  و  روان  می‏‎گردد.  هر  آنچه‌ که  خدا  بدان  اجازه  ندهد  انجام  نمی‌پذیرد.  و  اگر  هم  انجام  پذیرد  تنها  بدان  ا‌ندازه  صورت  می‌گیرد ‌که  قدر  یزدان  اجازت  فرماید،  و  قضای  یزدان  آن  را  پیاده  نماید.

بدیشان  بگو ‌که  یزدان  نمی‌پسندد  به  فریاد  خواندن  و  به  کمک  طلبیدن  و عبادت  و پرستش  نمودن  جز  خدا  را،  و  کرنش ‌کردن  در  برابر  جز  خدا...  بدیشان  بگو  كه یزدان  از  این ‌کار  نابجا  و  سـبکسرانۀ  آنـان‌،  و  رونـد  و  روش  نادرست  ایشان‌،  ناخشنود  است‌...  این  امر  چه  نپذیرفتن  پیشنهادهائی  باشد که  مشرکان  به‌  پیغمبر صلّي الله عليه و آله و سلّم ‌پیشنهاد  می‌کردند،  مثلًا  از  جـمـله  از  او  می‌خواسـتند که  در  پرستش  خدایانشان  شرکت  جوید  تا  آنان  هم  در  پرستش  خدایش  شرکت‌کنند!  و  چه   نـاخشنودی  از  پـیشه  و  عـملکردی  باشد که  مشـرکان  بر  آن هستند،  و  پیغمبر صلّي الله عليه و آله و سلّم و  مؤمنان  جدائی‌ کردن  و  دوری ‌گزیدن  از  ایشان  را  اعلام ‌کنند...  نتیجۀ  همۀ  اینها  یکسان  است ‌که  زشت  و  ناپسند  شمردن‌ کار  سـبکسرانه  و  نابخردانه  مشرکان  ا‌ست‌. کاری‌ که  خود  عقل  انسـان  بر  آن  قلم  بطلان  می‌کشد،  هنگامی ‌که  در  پرتو  نور  بدو  نشان  داده  شود،  و  از ته ‌نشینها  و  رسوبات  بر  جای  ماندۀ ‌گذشتگان  بر کنار  بماند،  و  از  عرف  و  عادت  چیرۀ  محیط  به  دور  گردد. خداوند  برای  به  تـصویر کشیدن  سخافت  و  پـوچی  کردارشان‌،  و  نشان  دا