ندان  چیزهائی  در  بندند  که  فرا  چنگ  آورده‌اند)‌.  برای  آنـان  به  سبب  کفری  كه  می‌ورزیده‌اند،  نوشیدنی  بســیار  داغ  و  عـذاب  بس  دردناکی  است‌.

در  این  آیه‌،  ما  در  برابر  چند  موضوع  می‌ایستیم  و  بدانها  نگاه  گذرائی  می‌اندازیم‌:

١  -پیغمبر  صلّي الله عليه و آله و سلّم و  به  دنبال  او  هر  مسلمانی‌،  مـؤظّف  است‌ که ‌کسانی  را  ناچیز  و  سبكسار  بداند  و  بشمارد که  آئین  خود  را  به  تمسخر و  بازیچه  می‌گیرند  و  مـورد  شوخی  و  مزاح  قرار  می‌دهند...  این  کار  نابهنجار  همان  گونه ‌که  با گفتار  انجام  مي‌پذیرد،  با  کردار  نیز  انـجام  می‌گیرد...  چون ‌کسانی ‌که  آئین  خود  را  پـایۀ  بنیادین  زندگی  اعتقاد  و  عبادت‌،  و  اخلاق  و  رفتار،  و  شریعت  و  قانون  نمی‌سازند،  و  بدین  سبب  عزّت  و  احترامی  برای  آن  قائل  نیستند،  در ا‌صل  آئین  خود  را  به  تمسخر  و  بازیچه ‌گرفته‌اند  و  آن  را  مورد  شوخی  و  مـزاح  قرار  داده‌اند...  کسانی  که  دربارۀ  ارکان  و  اصول  این  آئین‌،  و  دربارۀ  شرائع  و  قوانین  آن  سخن  می‌گویند،  و  آنها  را  با  تعریفات  و  اوصافی  ذکر  می‌کنند که  موجب  استهزاء  و  مزاح  می‌گردد...  همچنین  کسانی ‌که  از  «‌غیب‌» ‌که  اصلی  از  اصول  عقیده  است‌،  با  تـمسخر  سخن  می‌رانـند...  اشخاصی ‌که  از  «‌زکات‌»  که  رکنی  از  ارکان  دین  است‌،  با  تحقیر  و  توهین  صحبت  می‌کنند...  آنان ‌که  د‌ر  بارۀ   حیاء  و  شرم  و  اخلاق  و  عفّت‌ که  از  قواعد  بنیادین  این  دیـن  بشمارند،  به  بدی  یاد  می‌کنند،  و  آنها  را  جزو  صفات  و  خصال  جامعه‌ای  دهقانی  یا  فئودالی  و  یـا  بورژوازی  پو‌سیده  قلمداد  می‌نمایند...  افرادی  که  از  قواعد  زندگی  زناشوئی  مقرّر  در  اسلام‌،  به  زشـتی  یـاد  می‌کنند،  یـا  احكـام  آن  را  نمی‌پذیرند...  کسانی  که  حدود  و  احکامی  را که  یزدان  برای  زن  مـعیّن  فرموده  است  تـا  عفّت  و  ناموس  خود  را  با  رعایت  آنها  محفوظ  و  مـصون  نماید،  «‌غلّ  و  زنجیر!»  می‌نامند...  مخصوصاً  اشخاصی  که  حاکمیت  مطلقۀ  یزدان  را  در  واقعیّت  زندگی  سیاسی  و  اجـــتمـاعی  و  اقـتصادی  و  قانونگذاری  مـردمان  نمی‌پذیرند،  و  می‌گویند که  انسانها  خودشان  می‌توانند  بدون  مقیّد  بودن  به  قانون  و  شریعت  خدا،  چنین  ویژگیها  و کارهائی  را  بر  عهده‌ گیرند  و  چرخ  زنـدگانی  را  به  حرکت  در آورند...  همۀ  این‌ گروه‌ها  و  افراد،  مـراد  ایـن  آیه‌ها  است‌،  و  این  آیه‌ها  همۀ  آنان  را  در  بر  می‌گیرد  و  ایشان  را  از  زمرۀ‌ کسانی  قلمداد  می‌فرماید که  دین  خود  را  به  تمسخر  و  بازیچه  می‌گیرند.  به  مسـلمانان  هم  دستور  داده  شده  است  که  از  این  چنین  کسـانی  دوری  گزینند  و  جدائی‌کنند،  مگر  برای  پند  و  اندرز  دادن  و  به  یاد  حقّ  و  حقیقت  انـداختن  ایشـان‌.  ظـالمان  -  یعنی  مشرکان  -  و کافرانی ‌که  به  زندان  اعمال  خود گرفتارند  و  در گرو  افعال  خویشند،  نوشیدنی  ایشان  بسیار گـرم  است  و  بهرۀ  ایشان  عذاب  دردناک  است‌،  به  سبب‌ کفری  که  می‌ورزیده‌اند.

٢  -  به  پیغمبر  صلّي الله عليه و آله و سلّم و  سائر  مسلمانان  دستور  داده  می‌شود که  با  وجود  ناچیز  و  بی‌اهمّیت  شـمردن شان  و  مقام ‌کسانی‌ که  دین  خود  را  به  بازی  و  تمسخر گرفته‌اند،  و  زندگی  دنیوی  ایشـان  را گول  زده  است‌،  به  پـند  و  اندرز  این‌گونه  مردمان  خیزند  و  آنان  را  بترسانند  و  بدیشان  بگو‌یند  که‌:  خودشان  در گرو کارها  و  چیزهائی  هستند که  می‌کنند،  و  خدا  را  ملاقات  خـواهند کـرد،  و  دوست  و  آشنائی  نیست ‌که  در  پیشگاه  یزدان  به  دفاع  از  آنان  بپردازد  و  ایشان  را  مدد  و کمک  نماید،  و  شافع  و  مــیانجیی  وجـود  نـدارد که  برای  آنـان  شفاعت  و  میانجیگری‌ کند.  همچنین  بدیشان  ابلاغ  دا‌رنـد که  از  ایشان  هیچگو‌نه  فدیه  و  تاوانی  پذیرفته  نمی‌گردد  تا  با  آن  بتوانند  خویشتن  را  از گروگان  اعـمـال  و  زندان  افعالی  که‌ کرده‌اند  رهائی  بخشند.

تعبیر  قرآنی  دارای  جمال  و  ژرفای  ویـژه  خـود  است‌،  بدان‌گاه ‌که  می‌گوید:

(وَ ذَكِّرْ بِهِ أَن تُبْسَلَ نَفْسٌ بِمَا كَسَبَتْ لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ اللّهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ وَإِن تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لاَيُؤْخَذْ مِنْهَا). 

و  به  آن  (‌زمزمۀ  جاویدان  قرآن‌،  پیوسته  ایشان  را)  پند  و  اندرز  بده  (‌و  بدانان  بگو  که  در  روز  قیامت‌)  هر  کسی  در  گرو  اعـمالی  است  کــه  انـجام  داده  است  و  مسـؤول  چیزهائی  است  که  فرا  چنگ  آورده  است‌،  و  بـجز  خدا  برای  ایشان  یار  و  یاوری  و  میانجی  و  واسطه‌ای  نیست  (‌تا  مردمان  را  از  عذاب  دوزخ  برهاند  و  بـه  بهشت  وارد  گرداند)‌.  و  اگر  هم  چنین  کسی  هر  گونه  فدیه  و  تـاوانـی  (‌که  تو  می‏‎دانی،  برای  نجات  خود)  بپردازد،  از  او  دریافت  نمی‏گردد  (‌و  پذیرفته  نمی‌شود)‌.

هر کسی  جداگانه  در گرو  ا‌عمال  خود  است  و گرفتار  در  برابر  افعال  خویش‌.  جز  خدا  هیچگو‌نه  یار  و  یـاوری  و  میانجی  و  واسطه‌ای  برای  او  نیست‌،  و  از  وی  فدیه  و  تاوانی  پذیرفته  نمی‌گردد  تا  خویشتن  را  با  آن  باز خرید  کند  و  برهاند!

امّا کسانی‌ که  آئین  خود  را  به  تمسخر  و  بازیچه‌ گرفته‌اند  و  زندگی  دنیا  ایشان  را گول  زده  است‌،  چنین ‌کسانی  در  گرو کارهائی  هستند که ‌کرده‌اند،  و  تهدیدهائی ‌که  در  آیه  گذشت‌ گریبانگیرشان  می‌گردد،  و  به  این  سرنوشت  دچار  مي‌آيند:

(أُولئِكَ الَّذِينَ أُبْسِلُوا بِمَا كَسَبُوا لَهُمْ شَرَابٌ مِن حَمِيمٍ وَعَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْفُرُونَ). 

آنان  کسـانی  هسـتند  کـه  گرفتار  اعمالی  شـده‌انـد  کـه  کرده‌اند  (‌و  به  زندان  چیزهائی  در  بندند  که  فـرا  چنگ  آورده‌اند)‌.  برای  آنان  به  سبب  کفری  كه  می‌ورزیده‌اند،  نوشیدنی  بسیار  داغ  و  عذاب  بس  دردناکی  است‌.

به  سبب  کارهائی‌ که  کرده‌اند گرفتار  شـده‌انـد،  و  ایـن  سزای  ایشان  است‌:  نوشیدنی  گرم  و  داغی‌ که  گـلوها  و  شکمها  را  می‌سوزاند،  و  عذاب  دردناکی‌ که  به  سبب  کفرشان‌ گریبانگیرشان  می‌شود، ‌کفری‌ که  به  خاطر  مورد  استهزاء  و  تمسخر  قرار  دادن  آئینشان  توسّط  خودشان  فراهم  آمده  است‌!

٣  -  فرمودۀ  یزدان  بزرگوار  دربارۀ  مشرکان  قابل  توجّه  است‌:

(الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَعِباً وَلَهْواً). 

کسانی  که  آئین  خود  را  به  بازی  و  شوخی  گرفته‌اند.  آیا  دین  مذکور  در  آیه‌،  دین  ایشان  است‌؟

نـصّ  قرآنـی  منطبق  بر کسـانی  است‌ که  اسلام  را  پذیرفته‌اند،  سپس  آئـین  خود  را که  اسلام  است  به  تمسخر  و  بازیچه  گرفته‌انـد...  ایـن  صنف  از  مـردمان  وجود  داشته‌اند  و  به  نـام  مـنافقان  شـناخته  شـده‌اند‌...  ولیکن  منافقان  در  مدینه  بوده‌اند...  آیا  این  بخش  از  آیه  بر  مشـرکانی  هـم  منطبق  می‌گردد که  اس