لمانان  در  عقیده  و  فهم  و  شعور  و  برنامۀ  زندگی  از  اهل  جاهلیّت  قوم  خود  بگسلند  و  جدا  شوند،  تا  روز  و  روزگاری ‌که  یزدان  «‌دار  اسلام‌»  یعنی  مملكتی  را  پدید  آورد كه  مسلمانان  بدان  متوسّل  شوند  و  خود  را  در  پناه  آن  دارند.  هـمچنین‌ گروه  مسلمانان  وقتی  رستگارند  که  كاملًا  ا‌حساس‌ کنند که  خود‌شان  «‌ملّت  مسلمان‌»  هستند،  و  چیزهائی‌ که  و کسـانی‌ کـه  پیرامون  ایشانند  و  هنوز  به  آئـینی  در  نـیامده‌اند که  مسلمانان  آن  را  پذیرفته‌اند،  جاهلیّت  و  اهل  جاهلیّت  بشمارند...  این  ملّت  مسلمان  باید که  در  عقیده  و  برنامه  از  قوم  خود  بگسلد،  و  آن  وقت  از  خدا  عاجزانه  بخواهد  که  فتح  و پیروزی  را  برساند،  و  میان  ایشـان  و میان  قومشان  به  حقّ  داوری‌ کند،  و  او  بهترین  داوران  است‌.  اگر  ملّت  مسلمان  چنانکه‌ گفتیم  از  جاهلیّت  و  اهـل  جاهلیّت  نگسلند،  و  بدین  شکل‌ که ‌گفتیم  جدا  و  متمایز  نگردند،  این  تهدید  و  بیم  یزدان  دربارۀ  ایشان  صدق  پیدا  می‌کند.  یعنی گروهی  از گروهها  در  جامعه  می‌شوند،  گروهی‌ که  با گروههای  دیگر  مي ‌آمیزند،  و  خویشتن  را  مستقلّ ‌و  مشخّص  نمی‌کنند.  نه  خـود  را  چنانکه  باید  می‌شناسند،  و  نه  مردمان  دور و  بر خود  را  بگونۀ  شایسته  می‌شناسند.  بدین  هنگام  آن  عذاب  همیشگی  و  طولانی  بدیشان  می‌رسد  و گریبانگیرشان  می‏‎گردد،  بدون  این ‌که  آن  فتح  و  ظفر  موعود  یـزدان  ایشـان  را  دریابد  و  خدا  میان  ایشان  و  دیگران  جدائی  اندازد.

جدا  شدن  مسیر  زندگی  ملّت  مسلمان‌،  و گسیختن  ایشان  از  دیگران‌،  اگر  بدین  شکلی  که ‌گفته  شد  انجام  نپذیرد،  این  تهدید  و بیم  یزدان  در  حقّ  آنان  تحقّق  پیدا  می‌کند،  و  تازیانۀ  عذاب  بر  سرشان  فرود  می‌آید:  مـلّت  مسـلمان  دسته  و گروهی  از  دسته‌ها  و گروه‌های  جامعه  می‌گردد،  و  دسته  و گروهی ‌که  با  دسته‌ها  و گروه‌های  دیگر  آ‌میختـه  می‌شود،  نه  خود  را  چنانکه  باید  می‌شناسد،  و  نه  مردمان  پیرامون  خود  را  چنانکه  شاید  از  یکدیگر  جدا  می‌سازد.  بدین  هنگام  است ‌که  آن  چنان  عذاب  دائمی  و  طولانی  گریبانگیرشان  مي‌‌گردد،  بدون  این ‌که  نوبت  فتح  و  ظفر  موعود  الهی  آید  و  ایشان  را  احاطه  نماید.

مراجعۀ  به  تاریخ  دعوت  دیگران  به  سوی  یزدان  جهان  توسّط  جملگي  پیغمبران  ایزد  منّان‌،  ما  را كاملًا مطمئنّ  و  معتقد  می‌سازد  به  این ‌که  فتح  و  ظفر و  یاری  و  مددکاری  الهی‌،  و  تحقّق  پیدا کردن  وعدۀ  یزدان‌،  مبنی  بر  غالب  و  چیره  شدن  پیغمبران  و  مؤمنان  و  پیروانشان‌،  ناگهانی  و  یک  دفعه  صورت  نپذیرفته  است‌.  بلکه  وقتی  صورت  گرفته  است‌ که ‌گروه  مسلمانان  از  دیگران  جدا  شده‌اند  و  شخصیّت  مستقلّی  پیدا  کرده‌اند  و  از  دیگران  بریده‌اند  و  از  قوم  خود گسیخته‌اند،  آن  هم  به  خاطر  عقیده  و  باوری  که  داشته‌اند  و  در  سایۀ  برنامۀ  زندگی  الهی  و  آسمانیی  که  در  پیش‌ گرفته‌اند  - ‌که  دین  است  -  و  به  سبب  جدا  بودن  عقیده  و آئینشان  از عقیده  و آئین  جاهلیّت  -  هر  گونه  نظام  و  سیستم  زندگی  جاهلیّت  -  ...  ایـن  ا‌مر،  پیوسته  نـقطۀ  شروع  جدا  شدن  و  دو  راهۀ ‌گسـیختن‌،  در  همۀ  دعوتهای  آسمانی  و  ادیان  الهی  بوده  است‌.

راه  این  دعوت  آسمانی  اسلام  نـام  نـیز  یک  راه  بیش  نیست‌. کار  این  دعوت  هم  چیزی  جز  همان‌ کاری  نیست  که  در زمان  همۀ  پیغمبران  -‌ عليهـم  السلام  -‌ بوده  است‌:  

(انظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ لَعَلَّهُمْ يَفْقَهُونَ). 

بنگر  که  چگونه  آیات  (‌قرآنـی  و  دلائـل  جهانی  خود)  را  بيان  و  روشن  می‌گردانیم  تا  بلکه  (‌بیندیشند  و  بـه  خود  خود باز  گردند  و  حقیقت  را)  بفهمند.

از  یزدان  سبحان  عاجزانه خواسـتاریم‌ که  ما  را  جزو  کسانی  گرداند که  آیات  قرآنی  و  دلائل  جهانی  را  برای  ایشان  بیان  و  روشن  می‌فرماید  و  آنان  هم  می‌اندیشند  و  به  خود  باز  می‌گردند  و  حقيقت  را  فهم  می‌کنند.
--------------------------------------------------------------------------------
1- برای  اطّلاع  بیشتر،  مراجعه  شود  به  کتاب  «‌خصائص  التصوّر  الاسلامی  و  مقوّماته‌»  هردو  جلد  آن‌.
2- ‌مراجعه  شود به  همین  جزء‌،  تفسیر  آیه‌های  ٧٩-٠
3- ‌عنوان ‌کتاب  شخص  بی‌دینی‌ به  نام  ژولیان  هاکسـلی  است  Mam Stands  Alome.
4- برگرفته  از  مقالۀ  :  «‌درسی  از  بوتۀ ‌کل‌»  نوشتۀ  ماریت  ستانلی‌ کونجدن‌،  فیلسوف  فرزانۀ  علوم  طبیعی‌. به  نقل  از کتاب‌:  «‌الله  یتجلّی ‌فی  عصر  العلم‌»  ترجمۀ  دکتر  دمرداش  عبدالمجید  سرحان‌.
5- ‌کتاب  «‌انسان  موجود  ناشناخته‌»  تألیف‌: الیکسیس ‌کاریل. 
6- اشاره  به  «‌اصل  عدم  قطعیّت‌»  هایز نبرک  است‌ کـه  از  اصول  اساسی  مکانیک ‌کوانتوم  بشمار  می‌رود.  (‌مترجم‌) 
7- این  مرد  چنین  می‌گوید...  امّا  ما  از گفتار او  یک  نتیجۀ  علمی  را  استنباط  و  استفاده  می‌کنیم‌ که  تجربه  بدان  رسیده  است  و  از  شناخت  پدیدۀ  طبیعت  بدست  آمده  است‌.  برای  ما  مهم  نیست‌ که  او  نابودی  اتمهای  رادیوم  را مرگ  کورکورانه  و  ناسنجیده  می‌نامد.  ما  معتقدیم‌ که  هر  اتمی  از  اتمهای  رادیوم  بهرۀ  خود  را  از  ماندن ‌می‌برد و  آنگاه ‌مرگ  یکایک  آنها برابر  قضا و  قدر  الهی  درمی‌رسد،  قضا و  قدری ‌که  تنها  یزدان  از  حکمت‌ آن  آگاه  است‌ و  بس‌. ما  بر  این  باوریم‌ که‌: 
(لِكُلِّ اَجَلٍ كِتَاب).
هر  زمانی  دارای  حکـم  معیّن ‌و کار  مقدّری  است  (‌که  جز آن  انجام  نمی‌گیرد)‌.  (‌رعد/٣٨)
(لِكُلِّ نَبَأٍ مُسْتَقَرّ).
هر  خبری ‌موعد خود  دارد.  (‌انعام/67)
هيچ‌ فرقی  هم  میان  اتمهای ‌رادیوم  با  اتمهای  جمادی‌ و  نباتی‌ و  حیوانی  نیست‌.  مردمان ‌هم  هنگامی ‌که ‌به  اجل  نهان  از  دیدگان  رسیدند،  به  همین  منوال  و  روال  می‌میرند...  (‌مؤلّف) 
8- ‌کتاب‌:  «‌الله  یتجلّی‌ فی  عصر  العلم‌»  مقالۀ :  «‌سلولهای  زنده  وظیفۀ  خود  را  اداء  می‌کنند»‌...  بد  نیست  یادآور شویم‌،  هنگامی‏‎ که  سخنانی  را گلچین  می‌کنیم‌،  مرادمان  پاسخ  دادن‌ به  مادیگرایان ‌«‌هواداران  علم‌»‌ به  زبان  خودشان  است  ...  نه  این ‌که  چنین  سخنانی  دال  بر  اعتراف  ما  به  حقّانیت  چیزهائی  باشد که  نقل  می‌کنیم‌،‌ و  شیوۀ  اندیشه ‌و  نحوۀ  تعبیر  در  مسالۀ  مورد  نظر،  مقبول ‌و  پسندیدۀ  خاطر ما  باشد. (‌مولف‌)سوره‌ي انعام آيه‌ي 70-66

(وَكَذَّبَ بِهِ قَوْمُكَ وَهُوَ الْحَقُّ قُل لَسْتُ عَلَيْكُم بِوَكِيلٍ (66) لِكُلِّ نَبَاٍ مُسْتَقَرٌّ وَسَوْفَ تَعْلَمُونَ (67) وَإِذَا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آيَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى‏ يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ وَإِمَّا يُنسِيَنَّكَ الشَّيْطَانُ فَلاَ تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرَى‏ مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ (68) وَمَا عَلَى الَّذِينَ يَتَّقُونَ مِنْ حِسَابِه