ارای  یزدان‌...  که  اگر  چنین  نشود،  ایمان  نمی‌آورند!‌..  ولی  این  انحرافات‌،  حقیقت  عقیده‌ای  را  مجسّم  نمی‌کند که  موسی  آن  را  از  سوی  پروردگارش  با  خود  آورده  بود.  بلکه  این ‌کارها  انحرافات  از  ایـن  عقیده  است‌.  پس  در  ایـن  صورت  چگونه  انحرافات  به  جای  خود  عقیده ‌گرفته  می‌شود؟‌..  و  گفته  می‌شود:  خرافات  ترقّی  و  (‌پیشرفت‌)  حاصل  کرده  است  و  تبدیل  به  توحید  شده  است‌؟‌!

2-همچنین  رویاروئی  موسی  با  فرعون  و  رؤسـاء  و  سران  او،  حقیقت  پیکاری را روشن  و  جلوه‌گر  می‌کند که  میان  آئین  یزدان  بط‌ور کلّی‌،  و  میان  جاهلیّت  بطور کلّی  است‌.  و  معلوم  می‌دارد که  طاغوت  چگونه  به  این  آئین  می‌نگرد،  و  چگو‌نه  در  آن  احساس  خطر بر  وجود  خود  می‌کند.  از  دیگر  سو  روشن  می‌سازد که  چگونه  مؤمنان  حقیقت  پـیکار  مـیان  خود  و  مـیان  طاغوت  را  درک  می‌کنند.

همین ‌که  موسی  عليه السّلام  به  فرعون‌ گفت‌:

(يَا فِرْعَوْنُ إِنِّي رَسُولٌ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ (١٠٤)حَقِيقٌ عَلَى أَنْ لا أَقُولَ عَلَى اللَّهِ إِلا الْحَقَّ قَدْ جِئْتُكُمْ بِبَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَرْسِلْ مَعِيَ بَنِي إِسْرَائِيلَ) (١٠٥)

موسی گفت‌:  ای  فرعون‌!..  مـن  فرستاده‌ای  از  سـوی  پروردگار  جهانیان  هستم  (‌آمده‌ام  تا  دعوت  او  را  به  تو  و  درباریان  و  دیگر  مردمان  برسانم  و  همگان  را  به  سوی  شریعت  او  فراخوانم‌)‌.  سزاوار  است  که  از  زبان  خدا  جز  حقّ  نگویم.  من  از  سوی  پروردگارتان  مـعجزۀ  بزرگی  برای  شما  دارم  (‌که  به  روشنی  بر  حقّانیّت  رسـالت  مـن  دلالت  می‌نماید)‌.  پس  بنی‌اسرائیل  را  (‌از  زنجیر  اسارت  و  بردگی  خود  آزاد  ساز  و  آنان  را  به  من  واگذار  و)  هـمراه  من  بفرست  (‌تا  از  سرزمین  تو  بکـوچند  و  بـه  سـرزمین  دیگری  روند  و  در  آنجا  به  پرستش  خدای  یگانه  مشغول  شوند)‌.(اعراف/104و 105 )                                    

روشن  می‌گردد  که  مقصو‌د  ایـن  دعوت  فراخوانـدن  مردمان  به  سوی  (‌پروردگار  جهانیان‌)  است‌...  این  کار  برگرداندن  سلطه  و  قدرت  بطور کلّی  به  یزدان‌،  با  برگرداندن  همۀ  پرستشها  بطور کلّی  به  خداونـدگار  جهانیان  است‌!..  با  توجّه  بدین  مفهوم  است  که  موسی  آزادی  و  رهائی  بنی‏اسرائیل  را  می‏طلبد.  چه  وقـتی ‌که  یزدان  خداوندگار  جهانیان  باشد،  بنده ای  از  بندگان  یزدان  را  نسزد  - ‌که  فرعون  قلدر  سرکش  است  -‌مـردمان  را  بندۀ  خود گرداند،  چرا  که  آنان  جز  بندگان  خداونـدگار  جهان  نیستند...  برگردانـدن  ربـوبیّت  و  خـداونـدگاری  بطور کلّی  به  یزدان  سبحان‌،  معنی  آن  برگردان  حاکمیّت  و  فرمانروائی  بطور کلّی  به  یـزدان  جـهان  است‌.  زیـرا  حاکمیّت  و  فرمانروائی‌،  مظهر  ربوبیّت  و  خداوندگاری  یزدان  بر  مردمان  است‌.  مردمان  جزو  جهانیان  هستند،  و  جهانیان  چون  تنها  در  برابر  یزدان  یکتا  کرنش  مـی‌برند،  کرنششان  نمایانگر  ربوبیّت  یزدان  است‌.  آخر  مردمان‌،  معترف  به  ربوبیّت  یزدان  نخواهند  بود  مگر  وقتی‌ که  تنها  در  برابر  او کرنش ‌کنند،  و  مگر  وقتی  که  بندگی  ایشـان  تنها  برای  این  ربوبیّت  باشد  و  بس‌...  یا  به  عبارت  دیگر،  بندگی  ایشان  فقط  برای  این  حاکـمیّت  و  فـرمانروائی  صورت  پذیرد...  امّا  زمانی  که  در  برابر  حاکمیّت  و  فرمانروائی  كسی  جز  یزدان  کرنش‌ کنند،  و  آن  کس  بـر  آنان  با  شریعت  یزدان  فرمانروائی  نکند،  مردمان  قطعاً  منکر  ربوبیّت  ایزد  متعال  بر  خود  شده‌انـد  و  بـه  تـرک  خداوندگاری  او  گفته‌اند!

فرعون  و  درباریان  و  سران  او  متوجّه  خطر  دعـوت  بـه  سوی  (‌خداو‌ند  جهانیان‌)  شده  بودند،  و  احساس  کـرده  بودند که  توحید  ربوبیّت  معنی  آن  سلب  سلطه  و  قدرت  فرعون‌،  و  همچنین  حذف  سلطه  و  قـدرت  دربـاریان  و  سران  است‌.  زیرا  سلطه  و  قدرتشان  برجوشیده  از  سلطه  و  قدرت  فرعون  بود.  بدین  سبب  از  این  خطر  چنین  تعبیر  کردند  که  مو‌سی  می‌خواهد  شما  را  از  سرزمین  خودتان  بیرون  کند:
(قَالَ الْمَلأ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ عَلِيمٌ (١٠٩)يُرِيدُ أَنْ يُخْرِجَكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ) (١١٠)
اشراف قوم  فرعون  گفتند:  واقعاً  ایـن  جادوگر  مـاهری  است‌.  او  می‌خواهد  شما  را  از  سرزمین  خودتان  بیرون  کند.  چه  می‌اندیشید  و  چه  نظر  می‌دهید؟‌..  (‌آیـا  بـاید  در  حقّ  او  چه  کرد؟‌..)‌ (اعراف/109و110)
(وَقَالَ الْمَلأ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَتَذَرُ مُوسَى وَقَوْمَهُ لِيُفْسِدُوا فِي الأرْضِ وَيَذَرَكَ وَآلِهَتَكَ..)
اشراف  قوم  فرعون  (‌بـه  فرعون‌)  گفتند:  آیـا  مـوسی  و  پیروان  او  را  آزاد  و  رها  می‌سازی  تا  در  سرزمین  (‌مصر  آزادانه‌)  به  فساد  پردازند  و  تو  و  معبودهای  تو  را  تـرک  کنند  (‌و  نه  به  تو  و  نه  به  معبودهای  تو  وقعی  ننهند؟‌..)‌.  (‌اعراف‌/  ١٢٧  )  

آنان  مرادشان  از  این  چنین  سخنانی  این  بود  که  دعوت  مردمان  به  سوی  خداوندگار  جهانیان  جز  مفهوم  یگانه‌ای  ندارد.  این  مفهوم  هم  عبارت  است  از  بـیرون  کشـیدن  سلطه  و  قـدرت  از  دست  بـندگان‌،  یـعنی  طـاغوتها،  و  برگرداندن  آن  به  صاحب  اصلی  سلطه  و  قدرت‌،  یـعنی  یزدان  سبحان  است‌.  این ‌کار  هم  از  دیدگاه  ایشان  فساد  و  تباهی  راه  انداختن  در  زمین  است‌!..  یـا  هـمان‌گونه  کـه  امروزه  در  قوانین  جاهلیّت‌،  به  این  چنین  دعـوتی  گـفته  می‌شود:  دعوت  به  سوی  خداوندگار  جــهانیان‌،  تـلاش  برای  سرنگونی  نظام  حکومتی  است‌)‌..  بـلی  از  دیـدگاه  طاغوتهای  جاهلی ‌که  سلطه  و  قدرت  یـزدان  را  غـصب  می‌نمایند  -  یعنی  ربـوبیّت  خـدا  را  غصب  مـی‌کنند  و  ویژگیهای  آن  را  به  دست  می‌گیرند،  هر  چند  هم  این  را  با  زبان  نگویند  -  این  چـنین  دعـوتی  (‌سـرنگونی‌)  نـظام  حکومتی  است‌.  زیرا  نـظام  حکومتی  در  جـاهلیّتها  بـر  ربوبیّت  بنده‌ای  از  بندگان  بر  سایر  بندگان  دیگـر  است‌.  در  صورتی  که  دعوت  به  سوی  خـداونـدگار  جـهانیان‌،  بدین  معنی  است‌ که  ربوبیّت  آفریدگار  بندگان‌،  حاکم  بر  بندگان  باشد  و  بس‌.  فرعون  هم  به  جادوگرانی که  حقّ  و  حقیقت  آنان  را  شیدا  و  شیفته ‌کـرد،  و  بـه  خـداونـدگار  جهانیان  ایمان  آوردند،  و  بند  بندگی  فرعون  را  از  گردن  خود  به‌ در  آوردند،  گفت‌:  آنان  برای  بیرون  کردن  اهالی  شهر  از  شهرشان  به  نیرنگ  پرداخته‌انـد.  ایشـان  را  بـه  بدترین  عذاب  و  شکنجه  تهدید  کرد:

(قَالَ فِرْعَوْنُ آمَنْتُمْ بِهِ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّ هَذَا لَمَكْرٌ مَكَرْتُمُوهُ فِي الْمَدِينَةِ لِتُخْرِجُوا مِنْهَا أَهْلَهَا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ (١٢٣)لأقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلافٍ ثُمَّ لأصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ) (١٢٤)

فرعون  گفت‌:  به  خدای  (‌موسی  و 