نی  هستند  که  از  هر  گونه  تاب  و  توان  و  قدرت  و  نیروئی  بریده‌اند  و  خلع  شده‌اند،  حتی  از  حسّ  و  شعو‌ر!  خفتگان  مردمانی  هستند  که  از  زندگی  بریده  و گسیخته‌اند  و  در  دست  قدر  یزدان  قرار گرفته‌اند،  همانگو‌نه‌ که  در  حقیقت  همیشه  این  چنین  بوده‌اند  و  هستند. کسی  و  چیزی  ایشان  را  به  هوشیاری  و  حیات  کامل  برنمی‌گرداند،  مگر  ارادۀ  یزدان‌...  انسانها  در  دست  قدرت  یزدان  چه  ضعیف  و  ناتوانند!

(وَيَعْلَمُ مَا جَرَحْتُم بِالنَّهَارِ). 

و  او  می‌داند  که  در  روز  (‌که  زمان  عمدۀ  جنب  و  جوش  و  تـلاش  و  کـوشش  است‌)  چـه  مـی‌کنید  و  چـه  فرا  چنگ  می‌آورید.

اندامهای  مردمان  برای‌گرفتن  یا  رها کردن  چیزی  به  تکان  در نمی‌آید،  مگر  این ‌که  یزدان  جهان  آگاه  از  خیر  یا  شری  است‌ که  ایشان  به  دست  می‌آورند.  مردمان  در  همۀ  حرکات  و سکنات  پائیده  می‌شوند.  چیزی  از  امور  ایشان  از  دانش  یزدان  پنهان  نمی‌ماند  و  دور  نمی‌گردد،  چیزی  که  اندامهایشان  پس  از  بیداری  و  هوشیاری‌،  در  روز  به  دست  می‌آورند!

(ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فِيهِ لِيُقْضَى‏ أَجَلٌ مُسَمَّىً).

سپس  شما  را  دوباره  در  روز  زنده  می‌گرداند  (‌و  این  مرگ  و  زندگی  خواب  و  بیداری  نام‌،  پیوسته  ادامه  دارد)  تا  مهلت  معین  (‌زندگی  هر  کس  با  فرا  رسـیدن  مرگ  او)  بسر  آيد.

یعنی  در  روز  شـما  را  بیدار  مـی‌کند  و  از گسیختن  و  بریدنتان  از  زندگی  به  دور  می‌دارد  تا  اجلی  که  یزدان  سبحان  تعیین  و  مقرّر  فرموده  است  در  می‌رسد  و  شما  را  در  بر  می‌گیرد...  مردمان  در  دائرۀ  جولانگاهی  بسر  می‌برند که  یزدان  جهان  برای  ایشان  مقدّر  فرموده  است‌.  آنان  نمی‌توانند  از  این  دائره  پای  فـراتـر  بگذارند  و  بگریزند.

(ثُمَّ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ). 

سـپس  (‌در  روز  رسـتاخیز  هـمگان‌)  به  سوی  خدا  برمی‌گردید.

آنگاه  برگشتن  به  سوی  چوپان  است  پس  از  چریدن  در  بیابان!

(ثُمَّ يُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ). 

آنگاه  شما  را  از  آنـچه  (‌در  دنیا  از  خوبیها  و  بدیهائی  که  می‌کردید)  باخبر  می‏‎گرداند  (‌و  پاداش  و  کیفر  اعمال  را  به  صاحبان  آنها  می‌رساند(.

هنگام  نشان  دادن  و  تعویل  نمودن  نامه‌های  اعمال  ا‌ست‌.  نامه‌هائی‌ که  هر  چه  بوده  است  و  انجام‌ گرفته  است  در  آنها  ثبت  و  ضبط  است‌.  دادگری  دقیقی  است‌ که  در  سزا  و  جـزا کمترین  سـتمی  نـمی‌رود  و کوچکترین  ظلمی  نمی‌شود.

بدین  منوال  آیۀ  واحدی‌،  با  واژه‌های  اندکی‌،  نواری  را  تشکیل  می‌دهد.  نوار  فیلمی‌ که  پر  از  تـصویرها  و  صحنه‌ها،  و  قوانین  و  حقائق‌،  و  الهامها  و  سایه  روشنها  است‌...  آخر  چه  کسی  می‌تواند  چنین  کاری  را  بکند؟  و  چنین  چیزی  را  بسازد؟  مـعجزا‌ت  خارق‌العاده  کدام  است‌،  اگر  این  آیات‌،  معجزات  خارق‌العاده  نباشند؟  آیاتی  که  تکذیب‌ كنندگان  حقائق،  از  آنـها  بی‏خبر  و  غافلند،  و  جویای  معجزات  مادی  هستند  و  عذاب  دردناک  حاصل  از  عدم  پذیرش  آنها  را  خواستارند!

پسودۀ  دیگری  از  حقیقت  الوهیّت‌،  عبارت  است  از:  پسودۀ  نیروی  چیرۀ  بر  بندگان،  نظارت  و  مراقبت  دا‌ئمیی  که  لحظه‌ای  غفلت  نمی‌شناسد،  قضا  و  قدری ‌که  اجـراء  می‏‎گردد  و  اصلًا  پس  و  پیش  نمی‌افتد،  سرنوشت  قطعـی  و  حتميي ‌که گریزی  و گزیری  از  آن  نیست‌،  و  بالاخره  حساب  و کتابی‌ که  سستی  و  مهلتی  در  آن  نیست‌...  همۀ  اینها  از  زمرۀ  غیبی  است‌ که  مردمان  را  فرا گرفته  است  و  ایشان  را  احاطه  کرده  است‌:

(وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَ يُرْسِلُ عَلَيْكُمْ حَفَظَةً حَتَّى‏ إِذَا جَاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لاَيُفَرِّطُونَ). 

خداوند  پر  بندگان  خود  كاملًا  چير‌ه  است‌.  او  مراقبانی  (‌از  فرشتگان  را  برای  حسابرسی  و  نگارش  اعمال  شما)  بر  شما  می‌فرستد  و  می‌گمارد  (‌و  آنان  بکار  خود  با  دقّت  تمام  تا  دم  مرگ  یکایک  شما،  مشغول  می‌گردند)  و  چون  مرگ  یکی  از شما  فرا  رسید،  فرستادگان  مـا  (‌از  میان  فرشتگان  دیگر  بـه  سـراغ  او می‌آیند  و)  جان  او را  می‏‎گیرند،  و  (‌فرشتکان  گروه  اوّل  و  فرشتگان  گروه  دوّم  هیچکدام  در  مأموریّت  خود)  کوتاهی  نمی‏‎کنند.  سپس  (‌همۀ  مردگان  در  روز  قیامت  زنده  می‌گردند  و)  به  سوی  خدا،  یعنی  سرور  حقیقی  ایشان  برگردانده  مـی‌شوند.  هان‌!  (‌بدانید  که  در  چنین  روزی‌)  فرمان  و  داوری  از آن  خدا  است  و بس‌،  و او  سریع‌ترین  حسابگران  است ‌(‌و  در  کوتاه‌ترین  مدت  به  حسـاب  یکایک  خلائق  مـی‌رسد  و  پاداش  و  پادافره  آنان  را  می‌دهد)

(وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ). 

خداوند  بربندکان  خود  كاملًا  چير‌ه  است‌.

یزدان  دارندۀ  سلطه  و  قدرت  چیره  است‌.  مردمان  تحت  سلطه  و  قدرت  او  هستند.  آنان  بسی  ضعیف  و  نـاتوان  بوده  و  تحت  سیطرۀ  خدایند.  هیچگونه  نـیروئی  و  هیچ  نوع  مددکاری  ندارند.  ایشان  بندگانند.  قدرت  یزدان  بالای  سرشان  است  و  ایشان  مقهور  و  فرمانبردار  آنند...  

این  بندگی  مطلق  در  برابر  الوهیّت  چیره  و  توانا  است‌...  این  حقیقتی  است‌ که  مردمان  بدان  زبان  مـی‌گشایند  و  اعتراف  می‌نمایند  -  هر  چند که  آزاد  باشند  تا  هـر  چه   بخواهند  بکنند،  و  هـر  چند که  از  دانش  و  آگاهی  برخوردار  باشند  تا  بدانند  و  آشنا  شوند،  و  هر  چند که  قدرت  و  توانی  بدیشان  داده  شده  باشد  تـا  به  وظیفۀ  جانشینی  خود  برخیزند  -  قطعآ  هر  نَفََسی  از  انـفاس  ایشان  با  قضا  و  قدر  یزدان  بیرون  می‌دمد،  و  هر  تکان  و  جنبشی  و  حركت  و کنشی  در  وجودشان  تابع  سلطۀ  خدا  است  و  برابر  با  قوانینی  انجام  می‌پذیرد کـه  یزدان  در  سـرشت  مردمان  به  ودیـعت  نهاده  است  و  ایشـان  نمی‌توانند  از  این  قوانین  سر باز  زنند  و  سرکشی‌ کنند،  و  هر  بار كه  قانون  ویژه‌ای  از  این  قوانین  پـیاده  و  اجراء  گردد،  برابر  با  قضا  و  قدر  الهی  صورت  می‌گیرد،  حتّی  در  خود  دم  و  باز  دم‌،  و  در  جنبش  و  حركت!

(وَ يُرْسِلُ عَلَيْكُمْ حَفَظَةً). 

ایــزد  مـراقباتی  (‌از  فرشتگان  را  بـرای  حسـابرسی  و  نگارش  اعمال  شما)  بر  شما  می‌فرستد  و  می‌گمارد.

در ایــنجا  نـص  قـرآن‌،  نوع  این ‌مـراقبان  را بـیان  نمی‌فرماید...  در  جاهای  دیگری  از  قرآن  ذکر  شده  است  که  آنان  فرشتگانند،  فرشتگانی‌ که  مأمور  نگارش  هستند  و  همۀ  چیزهائی  را  می‌نگارند که  از  بنده  سر می‌زند...  امّا  در  اینجا  هدف  ظاهری‌،  مراقبت  و  مواظبت  مسـتقیم  فرشتگان  از  هر  فردی  از  مردمان  است‌.  یک  لحظه  هم  کسی  تنها  نیست  و  به  خود  واگـذار  نمی‏گردد.  بلکه  مراقبان  و  محافظانی  دارد که  هر  حركتی  و  جنبشی  و  هر  کار  و کنشی  و  هر  صدا  و  ناله‌ای  را  ثبت  و  ضبط  مـی‌کنند،  و  بالأخره  هـر  چه ‌گوید  و کن