م  بماند،  ولی  هرگز  در  قرن  بیستم  نمی‌تواند  به  حیات  خود  ادامه  دهد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:6.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:7.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:8.txt">قسمت سوم</a><a class="text" href="w:text:9.txt">قسمت چهارم</a><a class="text" href="w:text:10.txt">قسمت پنجم</a><a class="text" href="w:text:11.txt">قسمت ششم</a><a class="text" href="w:text:12.txt">قسمت هفتم</a><a class="text" href="w:text:13.txt">قسمت هشتم</a><a class="text" href="w:text:14.txt">قسمت نهم</a></body></html>یک  دانشمند  معاصر  آمریکائی  دربارۀ  «‌حقائقی‌» ‌که  بطور کلی  دانش  بدان  دسترسی  پیدا  می‌کند،  مي‌‌گوید:  «‌علوم  حقائق  آزموده  شده‌ای  هستند،  ولی  با  وجود  این  متأثّر  از  خیال  انسان  و  اوهام‌،  و  فرسنگها  دور  بودن  از  دقّت  لازم  در  ملاحظات  و  اوصاف  و  نتیجه‌گیریهایش  می‏‎باشد.  نتائج  علوم  نیز  در  این  حدود  و  در  داخل  ایـن  چهار چو‌ب‌،  مقبول  و  پذ‌یرفتنی  است‌...  علوم  هم  با  احتـمالات  در  میدانهای ‌کمـيّتِ  وصف  و  خبر  مـقصور  و  محدود  است‌.  علوم  هم  با  احتمالات  می‌آغازد،  و  هم  با  احتمالات  پایان  مي‌پذیرد...  علوم  یقینی  نیست....  بدین  علت‌،  نتائج  و  فرآیندهای  علوم  نـیز تقریبی  است  نه  تحقیقی‌،  و  علوم  در  مقایسه‌ها  و  سنجشها  و  مقارنه‌ها  و  موازنه‌ها،  دچار  خطاهای  احتمالی  و  برداشت‏های  اجتهادی  می‌گردد،  و  قابل  تعدیل  با  افزیش  و کاهش  است‌،  و  نهائی  نمی‏باشد.  ما  می‏‎بینیم  وقتی ‌که  دانشـمندی  به  قانونی  یا  نظریه‌ای  دسترسی  پیدا  می‌کند،  می‌گوید:  این  چیزی  است ‌که  تا  زمان  حال  بدان  رسیده‌ایـم  ...  بدین  وسیله  این  دانشمند  در  را  باز  نگاه  می‌دارد  تا  تعدیلهای  نوین  بدان  در آیند  و  راه  بگشایند»‌.[4]

این  سخـن‌،  حقیقت  همۀ  فرآیـندها  و  بـرآیـندهائی  را  خلاصه  می‌کند که ‌علم  بدان  رسیده  است  یا  ممکن  است  بدان  برسد.  از  دیرباز  «‌انسان‌»  با  وسائل  محدود  خود،  بلکه  با  وجود  محدود  خویش  -‌ با  مقایسۀ  با  ا‌زل  و  ا‌بد  -  تلاش  می‌کند  بدین  فرآیندها  و  برآیندها  برسد.  حتمی  و  قطعي  است‌ که  چنین  فرآیـندها  و  برآیندهائی  هـم  در  قالب  این  انسان  قالبگیری  گردد،  و  همان  ویـژگیهائی  داشته  باشد که  انسان ‌دارد،  و  همسن  خود  انسان  عـمر  محدودی  داشته‌،  و  پذیرای  خطا  و  صواب  و  تـعدیل  و  تبدیل  باشد.

وسیله‌ای‌ که  انسان  با  آن  به  فرآیـندی  و  برآیـندی  می‌رسد،  تجربه  و  قیاس  است‌.  انسان  می‌آزماید،  سپس نيتجه‌ا‌ی  را  تعمیم  می‌دهد که  از  راه  قیاس  بدان  می‌رسد.  قیاس  هم  -‌با  اعتراف  علم  و  اهل  علم  -‌ وسیله‌ای  است  که  به‌نتیـۀ  ظنی  می‌رسد،  و  ممکن  نیست  نتیجۀ  قیاس‌،  قطعی  و  نهائی  باشد.  وسیلۀ  دیگری ‌که  انسان  در  اختیار  دارد  تجربه  و  پژوهش  است‌.  پژوهش  نیز تعمیم  تجربه  بر  همۀ  چیزهای  همجنس  و  همگونی  است‌ که  تجارب  در  تمام  ازمنه  و  در  جمیع  ظروف  و  شرائط  بدان  رسیده  است‌.  این  هم  برای  انسان  ممکن  و  میسّر  نیست‌.  يعنی  نه  همۀ  تجارب  در اختیار  است  و  نه  تعمیم  بر  همه  چیز  همجنس  برای  ا‌نسان  مقدور  است‌،  هر  چند که  پـژوهش  یكي  از  وسائل  رسیدن  به  نتایج  قطعي  است  ...  برای  رسیدن  به  نتائج  قطعی  و  حـقيقت  یقینی‌،  راهی  جز  راه  رهنمود  خدائی  نـیست‌ که  آن  را  برای  انسان  بیان  می‌فرماید  و  بدو  می‌نماید.  بدین  سبب  علم  انسان  بجز  آن  چیزی ‌که  یزدان  برای  او  بیان  می‌فرماید  و  مقرّر  می‌نماید،  علم  ظنّی  است  و  بهیچوجه  به  مرتبۀ  قطعی  نمی‌رسد.

«‌غیب‌»  پیرامون  انسان  را  فرا گرفته  است  و  از  همه  سو  او  را  ا‌حاطه‌ کرده  است  مگر  آن  بخش ‌که  علم  ظنّی  انسان  بدان  دسترسی  پیداکرده  است‌.

این  جهانی ‌که  دور  و  بر  انسان  است  هنوز که  هنوز  است  انسان  دربارۀ  سرچشمه  و  پیدایش  و  سرشت  و  حرکت  آن  سرگردان  است  ...  «‌زمان‌»  پیرامون  انسان  چیست؟  «‌مکان‌»  پیرامون  او  چیست‌؟  مکان  با  زمان  چه  ارتباطی  دارد؟  چیزهائی‌ که  در  مكا‌ن  و  زمان ‌کیهان  روی  می‌دهد،  چه  ارتباطی  با  مکان  و  زمان  دارد؟

حیات‌،  سرچشمۀ  حیات‌،  پیدایش  حیات‌،  سرشت  حیات‌،  خطّ  سیر حیات‌،  چیزهائی ‌که  در  حیات  مؤثّرند،  و  ارتباط  حیات  با  جهان  «‌مادّی‌»  کدام  و  چگونه  است‌؟  تازه  اگر  در  سراسر  جهان  اصلًا  مادّه‌ای  موجود  باشد که  سرشتی  جدای  از  سرشت  «ا‌ندیشه‌»  و  جدای  ا‌ز  سرشت  نیرو  و  انرژی  داشته  باشد!

«‌انسان‌»  چیست‌؟  چه  چیز  او  را  از  مادّه  جدا  می‌سازد؟  چه   چیز  او  را  ا‌ز سائر جاندا‌ران  جدا  می‌گرداند؟  چگونه  به  این‌ کرۀ  زمین  آمده  است  و  چگونه  به ‌کار  دست  می‌یازد؟  «‌خرد»  و  عقلی‌ که  با  آن  بـه ‌کارها  دست  می‌یازد  چیست‌؟  پس  از  مرگ  و  فرسودگی  و  پر‌اکندگی  چه  سرنوشتی  خواهد  داشت؟‌...  اصلًا  خود  هستی  انسان‌،  در درون  او  هر  لحظه  و  هر  آن  چه  فعل  و  انفعالات  و  تحليل  و  ترکیبی  می‏‎گذرد؟  چگونه  می‌گذرد  و  به  چه   شکلی  انجام  می‌پذیرد؟‌[5]

همۀ  اینها  میدانهای  غیب  ا‌ست  و  دانش  در  مرزهای  آنها  می‌ایستد  و  جرأت  ورود  به  چنین  میدانهائی  را  به خـود  نمی‌دهد!  حتّی  جرأت  گام  نـهادن  بدین  میدانـها  را  از  روی‌ گمـان  و گزینش  نیز  ندارد!  آنچه  می‌تواند  بکند  تنها  دست  یازیدن  به  فرضیه‌ها  و  احتمالات  است  و  بس!  بگذار  از  چیزهائی  هم  صحبت  نکنیم‌ که  دانش  اصلًا  خود  را  سرگرم  آنها  نمی‌کند  -‌ مگر  تا  ا‌ندازه‌ا‌ی  در  این  قرن  -  از  قبیل‌:  حقیقت  الوهیّت‌،  حقیقت  جهانهای  دیگری  بسان  فرشتگان  و  پریان  و  پدیده‌های  دیگری  که  جز  یـزدان  کسی  از  آنها  اطّلاعی  ندارد،  هـمچو‌ن  حقیقت  مرگ،  حقیقت  آخرت‌،  و  حقیقت  حساب  و کتاب  و  سزا  و  جزا  ...  بگذار  همۀ  اینها  را  فوراً  از  خاطر  بزدائیم‌،  چه «‌غـیبِ‌»  نزدیک‌،  خود  بس  است‌!  در  برابر غیب  نزدیک  هم  دانش  می‌ایستد  و  تسلیم  می‌گردد.  تسلیمی‌ که ‌کسی  از  آن  سر  باز  نمی‌زند  مگر  آنان ‌که  جدال  و  ستیز  را  بر  «‌علم‌»‌،  و  تکبّر  و  خودستائی  را  بر  اخلاص  و  یکرنگی  تـرجـیح  دهند...  پس  مثالهائی  بزنیم‌:

١  -  در  بارۀ  بنیاد  جهان  و  روند  آن‌:

اتم  -  بدانگونه  که  دانش‌ کـنونی  می‌گوید  -  بنیاد  ساختار  جهان  است‌.  امّا کوچکرین  چیز  بنیان  جهان  نیست‌.  چرا که  اتم  از  پروتونها  (‌با  بار  الکتریکی  مثبت‌)  و  الكتـرونها  (‌با  بار  الکتریکی  منفی‌)  و  نوترونها  (‌با  بار  الکتریکی  خنثی‌)  فراهم  آمده  است‌.  هـنگامی‌ کـه  اتـم  شکافته  می‌گردد،  الکـترونها  آزاد  می‌شوند،  امّـا  در  آزمایشگاه  روند  قطعی  واحدی  ندا‌رنـد.  الکـترونها هنگام  آزاد  شدن‌ گاهي  بسان  امواج  عمل  مـی‌کنند،  و  گاهی  همسان  ذرّات  رفتار  می‌نمایند.  مـمکن  نـیست  بتوان  پیشاپیش  رفتار  آنها  را  پیشبینی  کرد.[6]  دربارۀ  رفتار  ذرّات  تنها  می‌ت