یدا‌ن  است‌!

از  این  پس  در  برابر  ایـن  فرمودۀ  آفریدگار  بزرگوار  می‌ایستیم  و  آن  را  ورانداز  می‌کنیم‌:

(وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَيَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ).

گنجینه‌های  غیب  و  کلیدهای  آنها  در  دست  خدا  است  و  کسی  جز  او  ازآنها آکاه  نیست‌.

می‌ایستیم  تا  سخنی  در  بارۀ  «‌غیب‌»  و  «‌کلیدهای  آن‌»  بگوئیم  و  بیان  داریم‌ که  تنها  یزدان  سبحان  «‌آگاه‌»  از  آنها  است  و  بس  ...  این  نیز  بدان  خاطر  است‌ که  خود  غیب  از  جملۀ  «‌ارکان  و  اصول  جهان‌بینی  اسلامی‌»  است‌.  آن  ارکان  و  اصـولی‌ که  اساسی  و  بنیادین  بشمارند،  چون  از  زمرۀ  ارکان  و  اصول  اساسی  و  بنیادین  عقیدۀ  ا‌سلامی  می‏‎باشند  و  از  ستونها  و  پایه‌های  اساسی  و  بنیادین  «‌ایمان‌»  محسوب  می‌گردند...  آخر  واژه‌های  «‌غیب‌»  و  «‌غیبگرائی‌»‌  در  این  روزها  بسی  بر  سر  زبان‌ها  است‌،  و  پس  از  پیدایش  مکتب  مادیگرائی  خیلی  از  آن  سخن  می‌رود،  و  در  بر‌ابر  «‌علم‌»  و  «‌علمگرائی‌»  گذارده  مي‌شود...  قرآن  مجید  مقرّر  می‌فرماید که  «‌غیب‌»  وجـود  دارد،  و  از  «‌کلیدهای  آن‌»  جز  خدا  کسی  آگـاه  نـیست‌.  قرآن  مجید  بیان  می‌فرماید که  دانشی ‌کـه  به  انسـان  بخشیده  شده  است  اندک  است  ...  این  دانش  اندک  نیز  بدان  اندازه  به  انسان  بخشیده  شده  است‌ که  یـزدان  سبحان  می‌داند که  در  توان  انسان  و  مورد  نیاز  او  است‌.  مردمان  از  دانشی ‌که  یزدان  منّان  بدیشان  بخشیده  است  بیشتر  نمی‌دانند،  و  فراتر  از  آن  بهیچوجه  انسـان  را  از  حقّ  و  حقیقت  بی‏نیاز  نـمی‌گردانـند...  یـزدان  سبحان  همچنین  بیان  می‌فرماید که  خدا  ایـن  جـهان  را  آفریده  است‌،  و  قواعد  و  قوانین  ثابتی  را  برای  آن  قرار  داده  است‌.  هـمچنین  بیان  می‌فرماید که  به  انسان  آموخته  است  که  دربارۀ  این  قواعد  و  قوانین  پژوهش  نماید،  و  برخی  از آنها  را  بیاموزد  و  فهم ‌کند.  و  در  حدود  تاب  و  توان  و  به  اندازۀ  نیاز  خود  با  چنین  قواعد  و  قوانینی  همـساز  و  هـماهنگ‌ گردد  و  در کنش  و  سازش  باشد.  یزدان  برای  انسان  از  بخشهائی  از  این  قواعد  و  قوانین  موجود  در  درون  -  یعنی‌:  عالم  صغیر  -  و  در  بیرون  -  یعنی‌:  عالم  کبیر  -  پرده  بر  می‌دارد،  بدان  اندازه‌ کـه  بر  ایمان  و  اطمینان  او  بیفزاید،  و  بطور  قطع  و  یقین  متوجّه  شود که  چیزی ‌که  از  سوی  خدایش  برای  او  آمده  است  حقّ  است‌...  بد‌ون  این  که  پرده  برداری  از  قواعد  و  قوانین  ثابت  الهی‌،  به  حقیقت  «‌غیب‌»  ناپیدا  و  ناشناخته  برای  انسان‌،  رخنه  و  خللی  برساند،  غیبی‌ که  همیشه  نـاپیدا  و  ناشناخته  می‌ماند،  و  بدون  این ‌که  به  حقیقت  آزادی  اراده  و  مشیّت  یزدان  زیانی  برساند،  یا  از  رخ  دادن  هر  چيزی  برای  قضا  و  قدر غیبی  ویژۀ  آن  از  سوی  یزدان‌،  جلوگیری ‌کند  و  لطمه‌ا‌ی  وارد  سازد،  قضا  و  قدری‌ که  این  چنین  رخدادی  را  می‌آفریند  و  از  نیستی  به  هسـتی  می‌آورد...  این  امور  بگونه‌ای  سامان  می‌گیرد  که  در  عقیده  اسلامی  و  در  جهان‌بینی  مسلـمان  از  هماهنگی  و  نظام  تام ‌و  تمامی  برخوردار  است‌،  جهان‌بینی‌ای ‌که  از  حقائق  عقیده  بر  جوشیده  است  و  شکل‌ گرفته  است‌.

این  حقائق  بطور کلی  - ‌آن  هم  بدین  شیوۀ فراخ  و  دارای  جوانب  همآوا  و هماهنگ  و  نواحي ‌کامل  وشامل  -‌ در  اینجا  از  ما  می‌طلبد که  در  این ‌کتاب  فی  ظلال  القرآن  سخنی  بگوئیم  و  به  قدر  امکان  بکوشیم  مختصر  و  مفید باشد،  و  همچنین  از  حدود  برنامه‌ای ‌که  در  فی  ظلال  القرآن  در  پیش‌ گرفته‌ایم  فراتر  نرود  و  بیشتر  نشود.[1]  یزدان  سبحان  مؤمنان  را  در  موارد  زیادی  از  قرآن  بدین  صفت  می‌شناساند که  آنان  به  غیب  ایمان  دارند،  و  این  صفت  را  پایه‌ای  از  پایه‌های  بنیادین  ایمان  قرار  می‌دهد:

(الم. ذلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ. الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ. وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ. أُولئِكَ عَلَى‏ هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ وَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ). (بقره/1-5)

الف‌،  لام‌،  میم‌....  این  کتاب  است  کـه  هیچ  گمانی  در  آن  نیست  و راهنمای  پرهیزگاران  است‌.  آن  کسانی  که  به  دنیای  نـادیده  بـاور  دارند،  و  نماز  را  بگونۀ  شـایسته  می‌خوانند،  واز  آنچه  بهرۀ  ایشان  ساخته‌ایم  می‌بخشند.  و  آن  کسانی  که  باور  می‌دارند  به  آنچه  بر  تو  نازل  گشته  و  به  آنچه  پیش  از  تو  فرو  آمد‌ه  و  به  روز  رستاخیز  نیز  اطمینان  دارنـد.  این  چنین  کسـانی‌،  هـدایت  و  رهنمود  خدای  خویش  را  دریافت  کرده  و  رستگارند.

ا‌یمان  به  یزدان  ایمان  به  غـیب  است‌.  چه  ذات  یـزدان  سبحان  نسبت  به  انسان  غیب  بشمار  است‌.  هنگامی‌ که  بدو  ایمان  بیاورند،  در  اصل  به  غيبی  ایمان  می‌آورند که  آثار کردار  او  را  می‏بینند  و  می‏یابند،  ولی  ذات  او  را  درک  و  فهم  نمی‌کنند،  و  چگو‌نگی  افعال  و کیفیت  اعمال  او  را  نیز  متوجّه  نمی‌شوند.

ایمان  به  آخرت  نیز  ایمان  به  غیب  است‌.  چه   قیامت  نسبت  به  انسان  غیب  است‌،  و  چیزهائی‌ که  در  آن  روی  می‌دهد،  همچون  رستاخیز  و  زندگی  دوباره،  حسـاب  و  کتاب‌،  پاداش  و  پادافره،  و  عقاب  و  عذاب،  همه  و  همه  غیب  است‌ که  مؤمن  بدان  ایمان  دارد،  تنها  به  خاطر  این  که  یزدان  سبحان  از  آن  خبر  داده  است  و  ایشان  را  از  آن  آگاه‌ کرده  است‌.

غیبی‌ که  ایمان  با  تصدیق  آن  تحقّق  حاصل  می‌کند،  شامل  حقائق  دیگری  نیز  می‏‎باشد،  حقاتقی ‌که  قرآن  مجید  آنها  را  در  وصف  واقعیّت  مؤمنان  و  عقیدۀ  فراگیر  آنان  بیان  می‌نماید:

(آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِن رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كَلٌّ آمَنَ بِاللّهِ وَمَلاَئِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِن رُسُلِهِ وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ).  (بقره/285) 
فرستادۀ  (‌خدا،  محمّد)  مـعتقد  است  بـدانچه  از  سـوی  پروردگارش  پر  او  نازل  شده  است  (‌و  شكّی  در  رسالت  آسمانی  خود  ندارد)  و  مؤمنان  (‌نیز)  بدان  باور  دارند.  همگی  بـــه  خـدا  و  فرشتگان  او  و  کـتابهای  وی  و  پیغمـبرانش  ایمان  داشته  (‌و  می‌گویند:‌)  میان  هیچیک  از  پیـغمبران  او  فرق  نمی‏‎گذاریم  (‌و  سـرچشـمۀ  رسـالت  ایشان  را  یکی  می‌دانیم‌)‌.  و  مـی‌گویند:  (‌اوامــر  و  نـواهـی  ربّـانی  را  تـوسط  مــحمّد)  شـنیدیم  و  اطاعت  کـردیم‌.  پروردگارا!  آمرزش  تـو  را  خواهانیم‌،  و  بازگشت  به  سوی  تو  است‌.

در  این  آیه  می‌بینیم‌ که  پیغمبر  خدا صلّي الله عليه و آله و سلّ