ـان  خدا  جز  حقّ  نگویم.  من  از  سوی  پروردگارتان  مـعجزۀ  بزرگی  بـرای  شـما  دارم  (‌کـه  بـه  روشـنی  بـر  حقّانیّت  رسـالت  مـن  دلالت  مـی‌نماید)‌.  پس  بـنی‌اسـرائیل  را  (‌از  زنجیر  اسارت  و  بردگی  خود  آزاد  ساز  و  آنان  را  به  من  واگذار  و)  همراه  من  بفرست  (‌تا  از  سرزمین  تو  بکوچند  و  به  سرزمین  دیگری  روند  و  در  آنجا  به  پرستش  خدای  یگانه  مشغول  شوند.(اعراف/104و 105 )                       

  همچنین  هنگامی که  مبارزه  و  مسابقه  مـیان  موسی  و  جــادوگران  فرعون  درمـی‌گیرد  و  جـادوگران  شکست  می‌خورند  و  به  خداوند  جهانیان  ایمان  می‌آورند:

(وَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ (١٢٠) قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِينَ (١٢١)رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَ) (١٢٢)

و  جادوگران  به  سجده  افتادند  (‌و  کرنش  کردند)‌.  گفتند:  به  پروردگار  جهانیان  ایمان  آوردیم‌،  پروردگار  موسی  و  هارون  .  (اعراف/120-122)                                         

هنگامی  که  فرعون  ایشان  را  به  عـذاب  هـراس‌انگـیزی  تهدید  می‌کند،  آنان  خویشتن  را  در  پناه  پـروردگارشان  می‌دارند،  و  اعلان  می‌کنند که  ایشان  در  زمان  زندگانی‌،  مرگ،  رستاخیز،  و  در  تمام  کار  و  بار  خود،  به  خـدا  رو  می‌کنند،  و  به  سوی  پروردگارشان  برمی‌گردند:

(قَالُوا: إِنَّا إِلَى رَبِّنَا مُنْقَلِبُونَ (١٢٥)وَمَا تَنْقِمُ مِنَّا إِلا أَنْ آمَنَّا بِآيَاتِ رَبِّنَا لَمَّا جَاءَتْنَا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَتَوَفَّنَا مُسْلِمِينَ) (١٢٦) 

(‌جادوگران  بر  اثر  نور  ایمان‌،  هراسی  به  خود  راه  ندادند  و)  گفتند:  (‌باکی  نیست‌؛  چرا  که‌)  ما  به  سـوی  پـروردگار  خــود  برمی‌گردیم  (‌و  بــه  رحـمت  و  نـعمت  او  دست  می‌یابیم‌،  لذا  مرگ  در  راه  او  را  با  آغوش  باز  می‌پذیریم‌)‌.  ایراد  تو  در  ما  و  آزار  رساندن  تو  به  ما  جز  به  خاطر  این  نـیست  كه  مــا  بــه  آیــات  روشـن  و  مـعجزات  مـتقن  پروردگار‌مان  - ‌وقـتی  کــه  بـه  مـا  رسـیده  است  - ‌ایـمان  آورده‌ایم  (‌و  فرمان  خدای  خود  را  لبـّیک  گفته‌ایـم‌)‌.  پروردگار‌ا!..  صبر  عظیم  بـه  مـا  مـرحـمت  فرما  و  مـا  را  مسلمان  بمیران‌. (‌اعراف‌/  ١٢5 و126)

  آن  گاه  موسی  عليه السّلام که  در  موارد  بسیاری  قـوم  خـود  را  تعلیم  و  تربیت  می‌کند،  ایشان  را  با  پروردگار  راستینشان  آشنا  می‌سازد...  هنگامی  که  فرعون  اعلان  مـی‌کند  کـه  بنی‌اسرائـیل  را  دیگـر  بـاره  تـحت  فشـار  و  زور  قـرار  می‌دهد  با  كشتن  مردانشـان‌،  و  بـا  زنـده  نگـاه  داشـتن  زنانشان‌:

(قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ وَاصْبِرُوا إِنَّ الأرْضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ) (١٢٨)

مــوسی  بــه  قوم  خود  گفت‌:  از  خدا  یـاری  جویید  و  شکیبایی  کنید  (‌و  بدانید  کـه  فرعون  بندۀ  نــاتوانـی  بـیش  نیست  و  فرمانروای  مطلق‌،  خـدا  است  و)  بیگمان  خدا  زمین  را  به  کسانی  از  بندگان  خود  واگذار  مـی‌کند  که  خود  بخواهد،  و  سرانجام  (‌نیک  و  پسندیده  در گیر  و  دار  جهان‌)  از  آن  پرهیزگا‌ران  است  ( ‌آن  کسانی  که  مراعـات  ســنن  و  اسـباب  مـی‌دارنـد.  از  قبیل  اتـّحاد  و  اتـّفاق  و  اعـتصام  بــه  حـقّ  و  اقــامت  عدل  و  صـبر  در  بـرابـر  شدائد)‌.  (اعراف/128)

(قَالُوا أُوذِينَا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَأْتِيَنَا وَمِنْ بَعْدِ مَا جِئْتَنَا قَالَ عَسَى رَبُّكُمْ أَنْ يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ وَيَسْتَخْلِفَكُمْ فِي الأرْضِ فَيَنْظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ) (١٢٩)

گفتند:  پیش  از  آن  که  به  پیش  ما  بیایی  (‌گرفتار  شکنجۀ  فرعون  بوده‌ایم‌)  و  پس  از  آمدنت  (‌هم  از  سوی  او)  اذیت  و  آزار  شده‌ایم  (‌و  هم‌اکنون  نیز  دچار  رنج  و  محنت  و  در  معرض  عذاب  و  عقاب  هستیم‌.  موسی‌)  گفت‌:  امـید  است  که  پروردگارتان  دشمنتان  را  هلاک  سازد  و  شـما  را  در  زمین  جایگزین  (‌او)  گرداند  تا  ببیند  چگونه  عمل  می‌کنید.  (‌آیا  راه  صلاح  یا  فساد  در  پیش  می‌گيرید؟‌..  دادگری  یـا  ستمگری  می‌ورزید؟‌..  شکر  نعمت  بـجای  مـی‌آورید  یـا  کفران  نعمت  می‌کنید؟‌..)‌.  (اعراف/129) زمانی  هم  که  موسی  عليه السّلام  قوم  خود  را  از  دریا  گذرانـد،  آنان  از کنار  مردمان  بت‌پرستی  عبور  کردند.  از  موسی  درخواست  کردند  که  معبودی  برای  ایشان  ترتیب  دهـد،  همان‌گونه  که  این  مردمان  دارای  معبودهائی  هستند!..  

(قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ (١٣٨)إِنَّ هَؤُلاءِ مُتَبَّرٌ مَا هُمْ فِيهِ وَبَاطِلٌ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (١٣٩)قَالَ أَغَيْرَ اللَّهِ أَبْغِيكُمْ إِلَهًا وَهُوَ فَضَّلَكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ) (١٤٠)

گفت‌:  شما  گروه  نـادانـی  هسـتید  (‌و  نـمی‌دانـید  عـبادت  راستین  چیست  و  خدائی  که  باید  پرستیده  شود  کیست‌)‌.  اینان  (‌را  که  می‌بینید  به  بت‌پرستی  مشـغولند)  کارشان  (‌مایۀ‌)  هـلاک  و  نـابودی  (‌خودشان  و  مـعبودهایشان‌)  است‌،  و  آنچه  می‌سازند  و  می‌کنند  پوچ  و  نادرست  است‌.  (‌سپس‌)  گفت‌:  آیا  جز  خدا  (‌کـه  آفریدگار  همۀ  کـائنات  است‌)  معبودی  برای  شما  جستجو  کنم‌؟‌!..  و  حال  آن  که  او  است  که شما را  (‌با  دادن  نعمت  فراوان‌)  بـر  مـردمان  (‌همعصرتان‌)  برتری  داده  است‌. (اعراف/138-140)            

 این  نصوص  قرآنی  در  داستان‌،  حقیقت  آئینی  را  اثبات  می‌کنند که  موسی عليه السّلام  با  خود  به  ارمغان  آورده  بود،  و  حقیقت  جهان‌بینی  اعتقاديی  را  بیان  می‌دارنـد  که  ایـن  حقیقت  آن  را  پـدید  می‌آورد...  ایـن  جهان‌بینی  هم  جهان‌بینی  درستی  است‌ که  اسلام  آن  را  با  خود  آورده  است‌،  و  آئین  یزدان  در  همۀ  رسالتها  آن  را  در برگرفته  است‌.  همچنین  این  نصوص  قرآنی‌،  نادرستی  دیدگاه‌ها  و  غیبگو‌ئیهائی  را  اثبات  می‌کنند که  پژوهشگران  غربی  در  بارۀ  تاریخ  ادیان  پیش  می‌کشند،  و  غلط  بودن  آراء  و  نظریّه‌های  کسانی  را  اثبات  می‌کنند  که  از  برنامه‌ها  و  گفتارهای  این  چنین  غربیهائی  پیروی  می‌کنند  و  در  بارۀ  دگرگونی  و  پیشرفت  عقیده  به  نگارش  می‌پردازند.  همچنین  این  نصوص  قرآنی‌،  انواعی  از  انـحرافاتی  را  اثبات  می‌کنند که  همراه  تاریخ  بنی‏اسرائیل  و  سرشت‌ کژ  ایشان  است‌.  انحرافاتی ‌که  پس  از  برانگیخته  شـدن  موسی عليه السّلام  نیز  خمیرمایۀ  سرشت  کژ  ایشان  بوده  است‌،  همچون  این  سخن  ایشان‌:

(يَا مُوسَى اجْعَلْ لَنَا إِلَهًا كَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ ).

ای  موسی  برای  ما  معبودی  بسـاز  (‌تـا  بـه  پـرستش  آن  بپردازیم‌)  همانگونه  که  آنان  دارای  معبودهائی  هستند.  (‌اعراف‌/  ١٣٨  )  

و  همچون‌ گوساله‌پرستی  ایشان  به  هنگام  نبودن  موسی‌،  بدان  گاه  که  بالای  کوه  برای  ملاقات  پروردگارش  رفته  بود،  و  همچون  درخواست  دیدار  آشک