  به  شما  رو  می‌کند  و)  او  را  فروتنانه  علنی  و  نهانی  به  فریاد  می‌خوانید  (‌و  می‌گوئید:‌)  اگر  خدا  ما  را  از  ایـن  اهـوال  برهاند،  سوگند  مـی‌خوریم  که  از  سپاسگزاران  (‌نعمت  و  فضیلت  او)  باشیم‌.  بگو:  خدا  شما  را  از آن  (‌اهـوال  و  شـدائـد)  و  از  هـر  غـم  و  اندوهی  می‌رهاند.  سپس  (‌با  این  وجود  برای  او)  شما  شریک  و  انباز  می‌سازید!  (‌شریک  و  انبازی  که  می‌دانید  کـاری  از  دست  آنها  ساخته  نیست‌)‌.  بگو:  خدا  می‌تواند  که  عذاب  بزرگی  از  بالای  سرتان  و  یا  از  زیـر  پــاهایتان  بـر  شما  بگمارد  (‌و  شما  را  دچار  بلاهای  آسمانی  و  بـمبارانهای  هوائی  یا  بلاهای  زمینی  همچون  زلزله‌ها  و  آتشفشانیها  و  انفجارهای  مینها  و  دیگر  مواد  منفجرۀ  جنگها  سازد)  و  یا  این  که  كار  را  بر شما  به  هم  آمیزد  (‌و در  نتیجه  حقیقت  امر  بر  شما  مشتبه  شود)  و  دسته  دسته  و  پراکنده  گردید  (‌و  جنگها  در  میانتان  بر  پا  گرداند)  و  برخی  از  شما  را  به  جان  برخی  دیگر اندازد  و گرفتار  همدیگر سازد.  بنگر که  چگونه  آیات  (‌قرآنی  و  دلائل  جهانی  خود)  را  بیان  و  روشن  می‌گردانیم  تا  بـلکه  (‌بیندیشند  و  بــه  خود  بـاز  گردند  و  حقیقت  را)  بفهمند.

*
(قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ قُل لاَأَتَّبِعُ أَهْوَاءَكُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذاً وَمَا أَنَا مِنَ الْمُهْتَدِينَ. قُلْ إِنِّي عَلَى‏ بَيِّنَةٍ مِن رَبِّي وَكَذَّبْتُم بِهِ مَا عِنْدِي مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلّهِ يَقُصُّ الْحَقَّ وَهُوَ خَيْرُ الْفَاصِلِينَ. قُل لَوْ أَنَّ عِندِي مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ لَقُضِيَ الْأَمْرُ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِالظَّالِمِينَ).

بگو:  من  نهی  شده‌ام  از  این  که  پرستش  کنم  آنهائی  را  که  سوای  خدا  به  فریاد  می‌خوانید  (‌و  عبادتشان  می‌نمائید)‌.  بگو:  من  از  هوا  و  هوسهای  شما  پیروی  نمی‌کنم‌،  که  (‌اگر  چنین  کنم‌،  همچون  شما)  در  آن  وقت  گمراه  می‌شوم  و  از  زمرۀ  راه  یافتگان  نخواهـم  بـود.  بگـو:  مـن  بـر  شـریعت  واضحی  هستم  که  از  سوی  پروردگارم  نازل  شده  است  و  شـما  قرآن  را  تکذیب  مـی‌کنید  (‌که  در  بـر  گیرندۀ  شریعت  غرّا  و  آشکارا  است‌.  بدانید  عذاب  و  کیفری‌)  کـه  در  (‌نزول  وقوع‌)  آن  شتاب  می‌ورزید  در  قـدرت  من  نیست‌.  فرمان  جز  در  دست  خدا  نیست‌.  خدا  به  دنبال  حق  می‌رود  (‌و  کارهایش  برابر  حکمت  انـجام  مـی‌شود.  لذا  اگر  خواستْ  عذاب  واقع  می‏‎گردد  و  اگر  نخواستْ  عذاب  واقع  نمی‌شود)  و  او  بهترین  (‌قاضی  میان  من  و شما  و)  جدا  کنندۀ  (‌حق  از  باطل‌)  است‌. بگو:  اگر  آنچه  که  وقوع  آن  (‌که  عذاب  خدا  است  و  از  روی  استهزاء‌)  شتاب  می‌ورزید،  در  قدرت  من  بود  (‌در  وقوع  آن  شتاب  می‌کردم  و  از  شرّ  شما  خلاص  می‌شدم  و)  کار  من  با  شما  پایان  می‌پذیرفت‌،  ولیکن  (‌کار  در  دست  خدا  است  و)  خدا  آگاه‌تر  از  (‌هر  کسی  بدان  چیزی  است  که  در  دنیا  یا  آخرت  درخور)  ستمکاران  است‌.

این  موج‌،  از  انگيزه‌های  الهامگرانه‌ای  فراهـم  می‌آید،  انگیزه‌هائی  که  در  آهنگهای‌ گوناگونی  جلوه‌گر  می‌گردد.  آن  آ‌هنگهائی‌ که  دل  انسـان  را  با  حقیقت  الوهیّت  در  جلوه‌گاه‌های  مختلف  رویاروی  می‌گرداند...  از  میان  این  انگیزه‌های  ژرف‌،  آهنگ  مکرری  است  که  چنین  گوش جان  را  می‌نوازد:

(قُلْ:.... قُلْ:... قُلْ: .....).

بگو...  بگو...  بگو....

خطاب  به  پیغمبر صلّي الله عليه و آله و سلّم خدا  است  تـا  از  سـوی  خداوندگارش  چیزی  را  تبلیغ‌ کند  و  به  مردم  برساند که  بدو  وحي  می‌فرماید.  آن  چیزی‌ که  جز  آن  را  نمی‌تواند  انجام  دهد،  و  از  چیزی  جز  آن  نمی‌تواند  پیروی‌ کند،  و  جز  آن  را  نمی‌تواند  دریافت  دارد:

(قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ قُل لاَأَتَّبِعُ أَهْوَاءَكُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذاً وَمَا أَنَا مِنَ الْمُهْتَدِينَ). 

بگو:  من  نهی  شده‌ام  از  این  که  پرستش  کنم  آنهائی  را  که  سوای  خدا  به  فریاد  می‌خوانید  (‌و  عبادتشان  می‌نمائید)‌.  بگو:  من  از  هوا  و  هوسهای  شما  پیروی  نمی‌کنم‌،  که  (‌اگر  چنین  کنم‌،  همچون  شما)  در  آن  وقت  گمراه  می‌شوم  و  از  زمرۀ  راه  یافتگان  نخواهـم  بـود.

یزدان  سبحان  به  پیغمبرش  صلّي الله عليه و آله و سلّم دستور  می‌دهد که  با  مشرکان  رویاروی  بگوید که  از  سوی  پروردگارش  نهی  شده  است  از  این‌ که  پرستش‌ کند  کسانی  را که  بجز  خدا  آنان  را  می‌پرستند  و  انبارهای  ایزد  مي‌شمارند. گذشته  از  این‌،  نهی  شده  است  از این ‌که  از  هواها  و  هوسهایشان  پیروی ‌کند.  چرا که  مشرکان  بجز  خدا کسـانی  را که  پرستش  می‌کنند  و  به‌ کمک  می‏‎طلبند  -‌هرکه  باشند  -  از  روی  هوا  و  هوس  چنین  می‌کنند  نه  از  روی  دانش  و  آگاهی‌،  و  نه  به  پیروی  ا‌ز  حقّ  و  حقيقت.  اگر  او  از  این  هواها  و  هوسهایشان  پـیروی‌ کند گمراه  مـی‌گردد  و  راهیاب  نمی‌شود.  هواها  و هـوسهایشان‌،  او  را  و  هـم  ایشان  را  جز  به  سوی‌ گمراهی  و  سرگشتگی  نمی‌کشاند  و  رهنمود  نمی‌گرداند.

یزدان  سبحان  به  پیغمبرش  صلّي الله عليه و آله و سلّم  دستور  می‌فرماید که  این‌گونه  با  مشرکان  روبرو  و  رویاروی‌ گردد،  و  بدین  گونه  از  ایشان  ببرد  و  دوری‌گزیند،  به  همان‌گونه‌ای  که  پیشتر  در  خود  این  سوره  بدو  فرمان  داده  است  و  فرموده  است‌:

(أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللّهِ آلِهَةً أُخْرَى‏ قُل لاَ أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِي بَرِي‏ءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ)

آیا  واقعاً  شما  گواهی  می‌دهید  کـه  خدایـان  دیگری  بـا  خدایند؟‌!  بگو:  مـن  گواهی  نمی‌دهم  (‌و  هرگز  کسـی  و  چیزی  را  انباز  خدا  نمی‌دانم  و  نمی‌کنم‌)‌.  بگـو:  او  خـدای  یگانه  یکتا  است‌،  و  من  از  بتان  (‌جـاندار  و  بـی‌جايی  کـه‌)  انباز  خدا  می‌کنید  بیزارم‌.  (‌آیۀ 19)  

مشرکان  پیغمــبر  خدا  صلّي الله عليه و آله و سلّم را  دعوت  می‌کردند کـه  با  ایشان  سازشکاری‌ کند  و  با  آئین  آنان  موافقت  نماید  تا  ایشان  هم  با  آئین  او  موافقت‌کنند  و  راه  سازشکاری  در  پیش‌گیرند!  او  برای  خدایانشان  سجده  ببرد  تا  آنان  هم  برای  خدای  او  سجده ‌کنند!  انگار که  چنین‌کاری  شدنی  است‌!  انگار که  شرک  و  اسلام  در  دلی  می‌توانندگرد  آیند!  انگار که  پرستش  یزدان  جهان  می‌تواند  با  پرستش  چیزهای  دیگر  در  یکجا  جمع  شود!  قطعاً  چـنین ‌کاری  هرگز  انجام  نـی‌پذیرد.  چه  یزدان  كاملًا  بی‌نیاز  از  شرک  است‌.  یزدان  از  بندگان  خود  می‌خواهد که  پـرستش  و  بندگی  خویش  را  خالصانه  از  آن  خدا کنند.  اگر  پرستش  و  بندگی  خویشتن  را  با  پرستش  و  بندگی  چیزی  جز  خدا  آ